تبليغاتX
بارجلون

حوادث مهاباد و گسترش آن به سردشت و اخبار ضد و نقيض خبرگزاريها،از جمله واحدهاي خبري تجزيه‌طلبان كرد در مناطق كردنشين تركيه و عراق، سناريوي جديدي را به منصه ظهور رسانده‌است كه از آن به بابل، سرزمين آباء و اجدادي صهيونيست ها در نزديكي بغداد، تعبیر می شود. روند رو به گسترش نفوذ اسرائيل در منطقه خاورميانه علي‌الخصوص تركيه (كردستان) و عراق (شمال عراق) و ايجاد رويكرد كردستان آزاد و مستقل دوكاركرد عمده را براي اسراييل به همراه خواهد داشت. اول: استحكام پايه‌هاي نفوذ اسرائيل در منطقه با گسترش جغرافيايي آن در خاكهاي اردن و رسيدن در مناطق شمالي كردستان عراق و تركيه و دوم مهار كمربند امنيتي جمهوري اسلامي ايران با ايجاد كانون‌هاي نفوذ قدرت و افزايش آنان در نوار مرزي اسراييل و در نتيجه كور كردن قدرت بازدارندگي حزب‌الله لبنان. در اين سناريوي جديد طرح ايجاد اختلاف از جانب كردها با دولت مركزي در چهار كشور (تركيه ـ عراق ـ ‌سوريه و ايران) در دستور كار قرار گرفته است.

حوادث‌هاي مناطق كردنشين سوريه در 2004 و حوادث‌هاي مناطق كردنشين تركيه و عراق پس از جنگ دوم خليج ‌فارس (حمله آمريكا به عراق پس از تصرف كويت توسط عراق) در اين رويكرد قابل تعريف مي‌باشد كه تنها كشور باقي مانده يعني ايران نيز با بهانه كمك‌هاي جعلي از كمال اسفرم، معروف به شوانه سيدقادري و ايجاد احساس انتقام در رويكرد كردي ـ فارسي مرحله اول سناريوي فوق شكل گرفت. به نظر مي‌رسد مرحله دوم (پس از ايجاد اختلاف كردها با دولت مركزي) ايجاد زمينه‌هاي جنگ داخلي در مناطق كردنشين باشد كه با عملكرد گروههاي «پژاك» و «پ.ك.ك» در اواخر تيرماه 1384 مبتني بر دستور حمله به تمام يكان‌ها و چريك‌هاي نظامي اين گروهها به پايگاههاي نظامي ايران بستر مرحله دوم آغاز گرديده است. تفكيك اجرايي اين پروژه و تركيب آن با حوادث و رويدادهاي منطقه و جهان صحنه نفوذ و تاثيرگذاري تفكرات صهيونيستي را در مناطق كردنشين منطقه كاملاً مشخص مي‌سازد.آنچه در اين مقطع به منظور مهار مراحل بعدي طرح ضروري به نظر مي‌رسد اطلاع‌رساني دقيق و بهره‌گيري از تواناييهاي فرهنگي اجتماعي در مناطق كردنشين كشور مي باشد. روند كند توسعه اقتصادي در مناطق مرزي كه داراي بار اقليت قومي نيز مي‌باشند مي‌تواند با تاثيرپذيري از رويكردهاي همگرايي قومي در بستر تفكرات جهاني پيامدهاي منفي را براي كشورهاي منطقه به بار آورد. از اين‌رو ايجاد اتحاديه‌هاي ميهني در مناطق چهارگانه با ايجاد حوزه‌هاي مشاركت فرهنگي ـ اقتصادي مي‌تواند طرح ايجاد اختلاف اكراد با دولت‌ها را تضعيف و از بسترسازي حركت‌هاي نظامي جلوگيري كند. شناسايي و آشكارسازي اهداف صهيونيسم و اسرائيل در منطقه با پوشش اقتصادي، فرهنگي و تحت لواي مستشاران سازمان‌هاي دولتي و غيردولتي در اين عرصه مي‌تواند بر فضاي دگرديسي دشمن‌شناسي اكراد تاثير گذاشته و دشمني مبتني بر دولت محوري بر دشمني اسرائيل تبديل گردد. از اين رو اهميت دارد در برخورد با حوادث قومي كه پس از استان خوزستان در كردستان شاهد آن مي‌باشيم از تحمل‌پذيري بالاتر برخوردار بوده و با تعيين سه‌سطح همياري به چنين مناطقي در سه دوره كوتاه مدت،ميان مدت و بلندمدت بتوانيم به تعامل دولت ملي و همكاري منطقه‌اي در خصوص مناطق قومي خود دست يابيم.

محمود کلاهچیان

منبع : پژوهشکده مطالعات راهبردی

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384 و ساعت 7:54 |

مصاحبه با «آرنولد كوهن» سخنگوي رسمي ناتوري كارتا

خاخام آرنولد كوهن، سخنگوي سازمان يهودي ناتوريكارتا (پاسداران شريعت) است. مقر اين سازمان يهودي «امّا ضدصهيونيستي» ناتوريكارتا در لندن است و جز اين شعبات بسياري در سراسر اروپا دارد. آرمان نهايي اين سازمان حسب - معتقدات ويژه اعضايش - نابودي دولت اسرائيل است چه، اينان معتقدند كه: «تشكيل دولت اسرائيل برخلاف آموزههاي تورات و غيرشرعي است زيرا، خداوند بعداز معصيت بزرگ بنياسرائيل (مصلوب ساختن حضرت عيسي(ع)1) حق برگزيدگي را از آنان سلب نمود و ديگر براي بنياسرائيل چارهاي جز تسليم در برابر قضا و قدر و انتظار ظهور مسيحا نيست. در آن زمان اين حضرت مسيح(ع) است كه قضاوت نهايي ميكند».

آرنولد كوهن، در زمره يهوديان اُرتدكس است كه حمايت از آرمان فلسطين را وظيفه خويش ميشناسند و بر اين باورند كه قدس شريف و فلسطين بايد به صاحبان اصليش يعني مسلمانان عرب بازگردانده شود. حضور جناب خاخام كوهن در بيروت كه به قصد شركت در «كنفرانس آزادسازي قدس» اتفاق افتاده بود فرصت مغتنمي براي تدارك يك گفتگو توسط شبكه العربيه بود.

سردمداران اسرائيل تاكنون چندين مرتبه قصد ترور خاخام آرنولد و ساير اعضاء اين سازمان را كردهاند. سخنان آرنولد كوهن، خط بطلان بر آموزههاي جعلي مسيحيان صهيونيست ميكشد چه آنان، با تاكيد بر تئوري «ضرورت تأسيس اسرائيل بزرگ قبل از ظهور مسيح و ايجاد مقدمات جنگ خانمانسوز آرماگدون» سعي در ايجاد بحران بزرگ در خاورميانه و كشتار بلا وقفه مسلمين را دارند. عليرغم اينكه اين تئوري جعلي نه تنها مورد اتفاق جمله يهوديان نيست بلكه سازمانهايي معتقد چون ناتوريكارتا نيز به استناد منابع و معتقدات يهوديت تمامي مفروضات جعلي مسيحيان صهيونيست را مردود و باطل اعلام ميكنند.

آقاي كوهن شما در مملكت متحده كه همان انگلستان است زندگي ميكنيد و ميدانيد كه صهيونيستها در كسب تأييد و حمايت براي خويش به خوبي عمل ميكنند، آيا ميتوان به اين مسئله اعتراف كرد و گفت كه آنها مناصب حساس و مهمي را در بسياري از مناطق و مراكز جهان اشغال مينمايند، آيا شما اين موفقيت يا اين حمايت جهاني به عمل آمده از سوي كشورهاي جهان در قبال صهيونيسم را كه باعث شدند تا اين اندازه در جهان تأثيرگذار باشند، ناراحت كننده تلقي نميكنيد، يا اينكه اصلاً در اين حمايتها نقشي نميبينيد و بيشتر به حملات تبليغاتي اعتقاد داريد؟

من اين موفقيت را مربوط به تبليغات صهيونيستي ميبينم، امّا بايد بفهميم كه اين تبليغات چگونه نشو و نما يافت و چگونه به موفقيت رسيد. عوامل بسياري در اين موفقيت دخيل بودهاند؛ از جمله زور و فشار، كه بازتاب مستقيم جنگ جهاني دوم به شمار ميآيد، اما پيش از آن ميتوان به وعده «بالفور» اشاره كرد. البته من با كساني كه ميگويند اين شرايط در رويآوري صهيونيسم به زور و خشونت دخيل بودهاند، موافق نيستم، امّا چيزي كه ميدانم، اين است كه اين اوضاع سياسي حاكم پس از جنگ جهاني اول بود و در اين ميان برخي از يهوديان با نفوذ كه در روي كارآمدن ايالات متحده در ميدان و عرصه جهاني دخيل بودند تا اين كشور را وادار به مشاركت در جنگ جهاني اول نمايند، توانستند بر دولت بريتانيا نيز تأثير بگذارند و در آن نفوذ كنند، تا زمينه ساز وعده «بالفور» شوند. آنها هميشه از اوضاع و احوال سياسي سوء استفاده ميكردند تا از مسئله خويش حمايت و پشتيباني نمايند. اين، شرايط را فراهم ساخت تا وعده بالفور صادر شود. پس از جنگ جهاني دوّم صهيونيستها از موضوع نازيها استفاده كردند تا از مسئله خويش حمايت نمايند و پشتيباناني هم براي خويش بهدست آوردند. چون «هيتلر» ميخواست، آلمان را از دست يهود نجات دهد، صهيونيستها نيز همين را ميخواستند.

چرا؟

چون اين مطابق خواستههاي ايشان بود كه خواهان تأسيس دولتي براي خويش بودند، آنها به عنوان مثال هيتلر را تشويق ميكردند تا يهود را تحت فشار و آزار و اذيت و شكنجه قرار دهد.

آيا آنها اين كار را ميكردند تا يهود از آلمان مهاجرت كنند؟

بله كاملاً درست است و اين مكان فلسطين بود. اين ثابت شده است كه صهيونيستها با هيتلر در دهه سي، بده بستانهايي داشتهاند تا هيتلر امكان انتقال يهوديان را از آلمان به فلسطين به گونهاي ترتيب دهد.

در مورد مسئله آدمسوزي چطور؟ منظورم اين است كه نظر شما در اينباره چيست؟ برخي ميگويند اين مسئله وجود داشته است، برخي ديگر ميگويند، اصلاً چنين چيزي نبوده است، در حاليكه برخي ديگر ميگويند، اتفاق افتاده است، امّا نه در حجم و ميزاني كه اسرائيليها از آن سخن ميگويند، منظور اين است كه آنها از چهار تا شش ميليون قرباني در آدمسوزي سخن ميگويند، در حاليكه برخي ميگويند، جمعيت يهوديان اروپا در آن زمان بيش از دو ميليون نفر نبودهاست، نظر شما در اينباره چيست؟

بسياري از اين سخنان براي ما بيهوده و ياوهسرايي به شمار ميآيد، چون ما اسناد و مدارك و شاهداني داريم كه نشان ميدهد، واقعاً چه اتفاقي افتاده است. آدم سوزي عملاً و به شكل فجيع به وقوع پيوسته است، چه اين عدد شش ميليون يا پنج ميليون يا نيم ميليون بوده باشد. اين مهم نيست، مهم اين است كه اين واقعه وحشتناك اتفاق افتاده است. چرا اين اتفاق به وقوع پيوست؟ اين مهم است. ما به عنوان يك اصولگرا اعتقاد داريم، خداوند به همه چيز حاكم است. اين يك مفهوم مذهبي نزد ماست. در اين ميان برخي از افراد يا گروههاي نافرمان و متخلف ميخواهند از اين مفهوم سوء استفاه كنند و دست بهكاري بزنند. آنها بايد به خاطر كاري كه ميخواهند، انجام دهند، مجازات شوند. اما چرا در اين راه موفق شدند؟ اين ديگر چيزياست كه فقط خداوند از آن مطلع است و اينكه چگونه هيتلر موفق شد، پنج يا شش ميليون - فرقي نميكند - يهودي را به قتل برساند، چون حتي كشتن يك نفر هم براي ما مهم است، منظور من وقوع فاجعه است نه تعداد، اين موضوع قابل بحث نيست، چون خداوند از هزاران سال پيش همواره مراقب و ناظر ما بوده است و اگر مقرر كرده است چنين اتفاقي به وقوع بپيوندد، در آن جاي هيچ بحث و جدلي نيست و بايد به وقوع بپيوندد و در آن حكمتي وجود دارد كه ما از آن بياطلاع هستيم، امّا آنچه پس از آن از سوي كشورهاي جهان به وقوع پيوست، اين است كه آنها پس از جنگ جهاني دوم احساس كردند، كه وجدانشان آنها را آزار ميدهد، چون كاري براي متوقف نمودن آدمسوزيها انجام ندادند، صهيونيستها از اين موضوع استفاده كردند و آنها را واداشتند از تأسيس و برپايي دولت اسرائيل حمايت كنند. امّا با ايستادگي و مقاومت ملت فلسطين مواجه شدند. انگليسيها در اينباره ميگويند، اگر «لانگ شاير» بخشي از انگلستان نبود، هيچگاه وارد اين معركه نميشدند، اين سخنان در ايالات متحده نيز به گوش ميرسد. «لانگ شاير» به ملت يهود اختصاص يافته است و ساكنان كنوني آن ميبايست اين منطقه را تخليه كنند و آن را به يهوديان بدهند، آيا ميتوانيد چنين چيزي را تصور كنيد؟ امّا ملت بريتانيا مانند ملت فلسطين و اعراب برخورد نكرد و اين مفهوم كلي دولت اسرائيل است؛ خدعه و نيرنگ، استوار برپايههاي غيرمذهبي و متزلزل كننده امنيت ما و جداكننده و فروپاشنده تمام اركان كشور فلسطين و ما اكنون نماز ميخوانيم تا خداوند اين دولت را منقرض كند، ما سياستمدار نيستيم، ما فقط ديدگاه خويش را عنوان ميكنيم، كه يهوديت و صهيونيسم دو چيز از يكديگر جدا هستند، و نماز ميخوانيم تا حكومت صهيونيسم زايل و محو شود.

آيا در نمازهاي خويش توانستهايد، برخي از مردم را قانع سازيد؟ مثلاً برخي از يهوديان با نفوذ را؟

اگر منظورت وارد شدن در سياست است كه اين از اصول و مبادي «ناتوري كارتا» جداست، اما اگر ميخواهيد كه من همان لباس مخصوص كنوني را به تن داشته باشم، و همان «آرنولد كوهن» باشم، بايد بگويم كه من سياستمدار نيستم، فقط ديدگاههاي شخصي خويش را بيان ميكنم.

بله، من ميدانم كه شما سياستمدار نيستيد، اما آيا فكر نميكنيد كه موضوعي كه به آن ميپردازيد و خواهان تحقق آن هستيد، بسيار مهم است و نياز به بذل تلاشهاي بيشتر دارد يا اينكه نياز به ورود به عرصه و ميدان سياست دارد؟ آيا اين برخلاف اعتقادات شماست؟

بله، هم چنين است و هم نه، ما اجازه نداريم دست به اين كار بزنيم، چون تبعيدشدگاني هستيم كه در واقعيت بهسر ميبريم و نميتوانيم به كشورهاي ديگر بگوييم، چه سياستي در پيشگيرند و يا چه برخوردي داشته باشند.

اين بدان معناست كه شما افراد شرور را به حال خود رها ميكنيد تا هر آنچه از شرارت بخواهند، مرتكب شوند، به نظر شما آيا اين شيوه مناسبي براي فهم و تحليل مسائل است؟

اجازه دهيد چيزي به شما بگويم، من بسيار كم و اندك و پراكنده وارد سياست ميشوم، اما به عنوان يكي از اعضاي «ناتوري كارتا»، من اكنون از آرنولد كوهن صحبت ميكنم و ميگويم نزد مردم ميروم تا از اوضاع و احوال اسفبار آفريقاي جنوبي سخن بگويم، چون اوضاع و احوال آنجا بسيار وحشتناك است. روابط اسرائيل با آفريقاي جنوبي بسيار خوب است، چون اوضاع و احوال آنها شبيه يكديگر است. وقتي جوان بودم، ديدگاه حاكم اين بود كه رژيم نژادپرست سفيدپوست آفريقاي جنوبي از بين نخواهد رفت مگر آنكه حمام خوني به راه بيفتد، اما بيآنكه اين حمام به راه افتد زايل شد، چرا؟ چون كشورهاي جهان پذيرفتند و درك كردند، مفهوم درست نژادپرست سفيد پوست، مفهومي نامطلوب و شرور است، اين باعث شد تا فشارهاي سياسي، اقتصادي و معنوي بر اين كشور وارد كنند و اين دولت از صفحه روزگار محو شود. من به عنوان يك فرد تأكيد ميكنم اين شيوه در آينده نيز بايد در مورد دولت اسرائيل مورد استفاده قرار گيرد.

فكر ميكنيد اين چه وقت به وقوع خواهد پيوست؟

نميدانم.

نميدانيد؟

اما اگر من فلسطيني بودم يا اگر مدافع فلسطينيها بودم، بر تبليغات تمركز ميكردم تا شرارت دولت صهيونيستي را برملا سازم و تلاش ميكردم، تصاوير شرارت آنها را به ديد تمام جهانيان برسانم.

به چه طريق؟

به تمام طرق يا هر وسيله ممكن. از طريق برملا ساختن اعمالي كه انجام ميدهند و پايههايي كه دولت بر آن استور است.

شما ميدانيد كه اكنون جهان بسيار مجهز و پيشرفته شده و همه مردم جهان كانالهاي تلويزيوني را مشاهده ميكنند و همه از جنايتي كه در حق «محمد الدوره» شده مطلع هستند، كودكي كه در سن دوازده سالگي كشته شد، هم چنين همه از قتلها و كشتارهاي صهيونيستها آگاه هستند، اما در همان زمان شارون را مرد صلح مينامند، اين چيزي است كه شارون در مورد بوش گفته است، نظر شما در اين باره چيست؟

اين تبعيضنژادي است و من چيزي از آن سر در نميآورم، چون زير سلطه و حاكميت دستان قدرتمندي است و اين بخشي از آزمايشات اين زمانه است. اينجاست كه نقش نماز نمود پيدا ميكند، چون نميتوانيم بفهميم چرا اوضاع و احوال بايد به اين شكل طي طرق كنند، فهم اين موضوع سخت است.

آيا نميتوانيد دولت اسرائيل را به عقبنشيني از مواضعش وارد سازيد؟

دوست دارم، دوباره به اوضاع و احوال حاكم در آفريقاي جنوبي بازگردم، هنوز چند سالي از آن اوضاع و احوال بيشتر نگذشته است، به ياد ميآورم كه اوضاع و احوال چهل سال پيش آفريقاي جنوبي چگونه بود، هيچ كس باور نميكرد كه رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي، كه رژيم بسيار قدرتمندي بود، بدون حمام خون فرو پاشد. اما اين اتفاق به وقوع پيوست و اين مشيت و دخالتي الهي است. اين به وقوع پيوست تا به ما ياد دهد، دخالت و مشيت الهي هميشه موجود است. لازم ميدانم به مثال ديگري از تاريخ نوين اشاره كنم. عظمت و قدرت اتحاد شوروي را به ياد آوريد، چه كسي باور ميكرد در عرض يك شبانهروز بدون ريختن يك قطره خون اين ابرقدرت متلاشي شود؟ اين حوادث به وقوع پيوست تا نشان دهد كه وقوع آنها ممكن است و اين رژيمهاي قدرتمند كه بسيار قدرتمندتر از اسرائيل هستند، از بين رفتند، البته قدرت آنها از لحاظ هستهاي به پاي اسرائيل نميرسد و شما به خوبي از اين موضوع مطلع هستيد. البته قدرت هستهاي چندان مدنظر نيست، به يك دليل ساده و آن عدم توان استفاده از آن است. بايد بتواني از آن استفاده كني تا قوي و قدرتمند باشي، البته بدون آن هم ميتواني قدرتمند باشي، هرچه هست اين است كه بايد قدرتي وجود داشته باشد.

اما جنوب لبنان چه؟

اگر پايههاي دولت صهيونيستي بخواهد فروپاشد، بمبهاي هستهاي در انبارها موجود است.

شما از شيوههاي خشونت و زورگويي صحبت ميكنيد، اما به عنوان مثال در جنوب لبنان ارتش اسرائيل به دليل مقاومت و ايستادگي مردم عقبنشيني كرد و بهوسيله مقاومت و خون اين امر محقق شد. نمونههاي بسياري در مورد ارائه راهحلهاي مسالمتآميز وجود دارد، شما از دولت صحبت ميكنيد، در حاليكه ملل، دست به اين مقاومتها ميزنند. شما هنگامي كه از طرفهاي خصم و درگير صحبت ميكنيد، نيازمند صحبت از مقاومت نيز هستيد؟ آيا شما به اين اعتقاد داريد؟

من باز هم ميگويم من سياستمدار نيستم و هنگامي كه بخواهم از سياست صحبت كنم به لكنت زبان دچار ميشوم، اما ميگويم، اينكه دولت اسرائيل را وادار سازيم از برخي از مناطق لبنان عقبنشيني كند با اينكه رژيمي را با تمام اركان و پايههاي آن فروبپاشانيم، و كاري كنيم كه رژيمي از لحاظ نظامي فرو بباشد تفاوت دارد. اين تصور بسيار مشكلي است، نميدانم. دوباره ميگويم، اين ما نيستيم كه به فلسطينيها بگوييم، چگونه مشكل خود را حل كنند، ما از آنها حمايت ميكنيم، اما نميتوانيم به آنها بگوييم چگونه مشكل خود را حل كنند. اما اگر فلسطيني بودم، ايمان ميآوردم كه راه مطمئن و كُند تبليغات است. كشورهاي جهان بسيار قدرتمند هستند و اگر هيچ يك از آنها از دولت صهيونيستي حمايت نكنند، اين كشور نخواهد توانست به بقاي خويش ادامه دهد و اين چندان مشكل نيست، شما ميدانيد كه سياست، بسيار متقلب است و چندين چهره دارد، اگر جلوي ايالات متحده با قدرت گرفته شود، اوضاع و احوال همه خوب ميشود كه چندان هم مشكل نيست، چون مخالفتهاي بسياري با صهيونيسم در ايالات متحده وجود دارد، بنابراين سخت نيست، اگرچه بايد خواست خداوند نيز در آن دخيل باشد، چون آنچه در آفريقاي جنوبي و اتحاد شوروي سابق به وقوع پيوست، ممكن است در آنجا نيز حادث شود و اين بهترين و موفقترين راه است. من ميگويم بهترين راه، واداشتن جهان به اعتراف به شرارت رژيم صهيونيستي، تبليغات است، البته من بعد سياسي آن را نميگويم، چون من سياستمدار نيستم.

شما سياستمدار نيستيد، من اين را ميفهمم، اما ديد خاص خود را نسبت به مسائل داريد، اما شما در اين جهان بهسر ميبريد و ميبينييد، در آن چه اتفاقاتي ميافتد، از جمله مهمترين مشكلات موجود در جهان، تبعيض سياستهاست كه بهويژه از سوي ابرقدرتها و كشورهاي قدرتمند اعمال ميشود، مانند ايالات متحده و حتي خود انگلستان، هم چنين با مشكل معيارهاي مزدوج نيز برخورد داريم، دولت اسرائيل ميان يا در آغوش دو قدرت بزرگ قرار گرفته است و ما از دولت آن به عنوان يك دولت غاصب و اشغالگر سخن ميگوييم، آنها روزانه قتلها و كشتارهاي بسياري مرتكب ميشوند، كودكان را ميكشند و شهرها را محاصره ميكنند، زمينهاي زراعي را به آتش ميكشند و بسياري ديگر يا زنان حامله و باردار در ايستهاي بازرسي جان خود را از دست ميدهند آنها تمام اين بلاها را بر سر ملت ميآورند با اين حال هيچ كس از آنها به خاطر اين كارهايشان بازخواست نميكند و با اين حال اسرائيل يك كشور دمكرات و متمدن در خاورميانه تلقي ميشود. در حالي كه از تمام حمايتهاي جهاني بهرهمند است، اما اعراب با فشارها، تنگناها و تجاوزات بسياري مواجه هستند، نظر شما در اينباره چيست؟

اين اوضاع و احوال بسيار مشكل است و بايد ايمان داشت. اينجاست كه نقش مذهب ظاهر ميشود، ما اعتقاد داريم، دين و نماز در اين اوضاع و احوال مؤثر است، چون سرانجام اين سياستمداران، كه اعتقاد دارند بر جهان حاكم هستند، در واقع وسايل و ادواتي بهدست خداوند هستند. ما ميگوييم براي خداوند نماز ميخوانيم تا اوضاع و احوال تغيير كند. من از اين جهت به آفريقاي جنوبي و اتحاد شوروي اشاره نكردم كه بگويم پيروزي به اين شيوه است، بلكه فقط ميخواهم به اين نكته اشاره كنم كه تحقق آن امكانپذير است. هيچ كس اين موضوع را باور نميكرد و همانگونه كه گفته ميشود يا در حال بيان است، امكان ندارد، نظر مردم را نسبت به دولت اسرائيل تغيير داد، اما نظر مردم در آن كشورها عملاً تغيير كردهاست و ما دليل آن را نميدانيم. اما اوضاع و احوال تغيير كرده است، اين تغيير يكباره به وقوع پيوسته و ممكن است در عرض يك شبانه روز همه چيز تغيير كند. اما فهم و درك كلي كه در مورد دولت صهيونيستي وجود دارد، اين است كه اين تغيير چندان سخت نيست و همين كه اوضاع و احوال تغيير يافت، اسرائيليها از كردههاي خويش باز ميمانند، چون دادن كمكها قطع ميشود.

به نظر شما چه اتفاقي بايد بيفتد، منظورم اين است كه در انگلستان نظرسنجي انجام شد و در اين نظرسنجي مردم عنوان كردند، اعتقاد دارند، اسرائيل اولين تهديد كنده صلح جهاني است. اين نظرسنجي يك سال پيش تقريباً انجام شد و اسرائيليها گفتند، ميخواهند آغازكننده روابط ويژهاي باشند تا تصوير و چهره خود را در اروپا بهتر جلوه نمايند، با اين حال باز بر تغيير افكار عمومي تأكيد داريد و به اين حرف خود مطمئن هستيد يا اعتقاد داريد. اين تحركات در ايالات متحده چه آثاري از خود برجاي مينهد، چه كاري بايد انجام داد تا به اين تغيير و تحول كمك كند تا با سرعت بيشتري صورت گيرد؟

فقط از طريق انتشار حقايق و تبليغات ميتوان اين كار را انجام داد، اين تنها راه حل است، اما راه ما خواندن نماز و سخن گفتن براي مردم است، اما تغيير فهم و درك عمومي بايد از طريق تبليغات صورت گيرد، چرچيل ميگفت: گاو، گاو، گاو، ميداني گاو چيست؟ منظور فك است كه بخشي از صورت را تشكيل ميدهد، اما به زبان انگليسي به معناي پرحرفي است، تو اگر پرحرف باشي، پس تو گاو هستي. او ميگفت صحبت زياد بهتر از جنگ است و بالطبع در مورد چرچيل در جنگ جهاني دوم كه ميخواست رژيم نازي را تغيير دهد، ميبايست به جنگ روي آورد او ميبايست بجنگد. او اگر ميتوانست اين كار را با صحبت و سخن گفتن انجام دهد، بيشك راه برگزيده نزد او همان بود.

اجازه دهيد به ناتوري كارتا در اروپا و مشخصاً در بريتانيا بپردازيم، جمعيت شما در آنجا چقدر است؟

اجازه دهيد توضيح دهم، ناتوري كارتا يك جنبش نيست، بلكه نام «فلسفه يهوديان ارتدوكس» است.

جمعيت كساني كه اين فلسفه را دارند، چقدر است؟

با اطمينان ميگويم اكثر يهوديان اروپا؛ اجازه دهيد، ابتدا يهوديت ارتدوكسي را معرفي كنم كه به معناي ملت يهود است كه مجري و تطبيق كننده دين يهودي هستند.

اما تفسير خاصي از دين يهود داريد؟

اجازه دهيد به آن هم ميرسيم. متأسفانه ما در جهان مذهب و دين چندان قوي و قدرتمند نيستيم. اين بر دين يهود نيز منطبق است. هنگامي كه از يهوديت اردتدوكس سخن ميگوييم، ما از اقليتي از ملت يهود صحبت ميكنيم.

تعداد اين اقليت چقدر است؟

فكر ميكنم، در ميان ما انقلابي به وقوع پيوسته است، كه اين باعث ميشود، به سختي بتوان جمعيت آنها را مشخص كرد. ميتوان گفت 10% ملت يهود به اين آيين اعتقاد دارند شايد هم بيشتر 15 يا 20%، چون در يهوديت ارتدوكس نيز درجات متفاوتي وجود دارد، هنگامي كه من صحبت ميكنم يا سخنراني مينمايم، ميخواهيد بدانيد نوع ارتدوكس بودن من چيست، كساني را كه شبيه خود به شمار ميآورم.

منظورتان ظاهر و لباستان است.

خير، چون بسياري از افراد هستند كه لباسهاي مدرن و مد روز را به تن ميكنند، اما آنها نيز ارتدوكس هستند و براي تعريف اين گروه خاص بايد گفت آنها كساني هستند كه شبيه من ميباشند.

آيا رنگ سياه بخشي از آن است.

لباس سياه و ريش كه مشخصه «اشكنازي»هاست. شما ميدانيد كه ميان يهود چه كسي «اشكنازي» و چه كسي «سفارديم» است. يهوديان اشكنازي تمايل دارند لباسهاي سياه به تن كنند و از غرب آمدهاند، در حالي كه سفارديمها از سنتهاي گذشته پيروي ميكنند و لباس سفيد به تن ميكنند. اما حق با شماست. لباسهاي روز نيز به تن يهوديان ديده ميشود، اما به طوري كه يهوديان ارتدوكس اشكنازي لباس سياه به تن ميكنند، ما از يهودياني صحبت ميكنيم كه تا حدود زيادي شبيه ما هستند و سپس به اقليت خواهم پرداخت. اكثريت موافق دولت صهيونيستي نيستند، به اين معني كه اگر دولت صهيونيسم از صفحه روزگار محو شود آنها يك قطره اشك هم براي آن نخواهند ريخت. اما در ميان اين اكثريت يك سؤال مطرح است، اينكه چگونه بايد با دولت كنوني صهيونيستي برخورد كرد. با توجه به اينكه آنها در صورت محو آن خوشحال خواهند بود. اما برخورد با آن در حال حاضر بايد چگونه باشد، كه در اين ميان نظرات و ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد از جمله «ياگودا» كه اين نام را برخود نهادهاند يا «شاس».

منظور شما از «ياگودا» چيست؟

آنها گروه سياسي يهودي هستند كه پيش از جنگ جهاني دوم شكل گرفتند و عملاً فعاليت آنها براي جنگ با صهيونيسم تمركز يافت، اما هنگامي كه جنبش صهيونيسم رشد و نمو كرد و قدرت يافت، نظر خويش را تغيير دادند و با وجود اينكه موافق دولت صهيونيستي نيستند اما از بعد پراگماتيك با آن مقرر كردند، همكاري كنند، البته در ميان آنها برخي اعتقاد به همكاري كمتر دارند تا اينكه به مردم و يا خود جمعيت ميرسد كه عنوان ميكنند، اصلاً خواهان هرگونه ؟؟؟ با آن كشور نيستند و من شخصاً منظورم فلسطين نيست، من بارها خواستهام به آنجا بروم، اما نرفتم.

چرا به فلسطين نرفتهايد، چون اسرائيل را به رسميت نميشناسيد؟

ديد من نسبت به رژيم صهيونيسيتي و دولت حاكم صهيونيستي بحثي جداست.

شما دوست نداريد، گذرنامه اسرائيلي داشته باشيد؟

نه، من نميخواهم فرم شناسايي را امضا كنم، هم چنين نميخواهم از نقطههاي ايست بازرسي گرگهاي اسرائيلي عبور كنم. هم چنين نميخواهم كسي به من دستور دهد، كيفت را بازكن تا من وسايل درون آن را به او نشان دهم، من نميخواهم به هيچ وجه رابطهاي با اسرائيل داشته باشم، اما افرادي هستند، از جمله يهوديان ارتدوكس كه به آنجا سفر ميكنند، اما موافق دولت اسرائيل نيستند. بنابراين درجات مختلفي از مردم وجود دارد. ناتوري كارتا در واقع بيانگر مجموعه و گروهي است كه به هيچ وجه خواهان رابطه با اسرائيل نيست. اما به اين حقيقت توجه دارد كه اكثر يهوديان ارتدوكس موافق دولت اسرائيل نيستند، آنها نه فرزندان خود را به ارتش ميفرستند و نه زبان فراميگيرند. چون زبان عبري به وسيله صهيونيستها تغيير كرد و اين ديگر زبان عبري اصلي نيست.

بر روي كارت شما نوشته شده است كه شما يهودي هستيد نه صهيونيست، چرا چون ميترسيد صهيونيست باشيد، احساسي كه به شما دست ميدهد چيست؟

چون ميخواهيم نشان دهيم كه صهيونيسم جنبشي لائيك است و ؟؟؟ و يهوديت يهود چيز كاملاً ديگري است، ما يهودي هستيم و نه صهيونيست و اين دو كاملاً از يكديگر متفاوت است.

چگونه صهيونيسم و صهيونيستها را تعريف و معرفي ميكنيد؟

صهيونيسم جنبشي قومي لائيكي است كه به سادگي تأسيس شد تا دولتي شبيه ساير دولتهاي ديگر جهان تأسيس كند، مانند انگليسيها كه در انگلستان هستند يا فرانسويها كه در فرانسه هستند، پس يهود نيز بايد در فلسطين باشند.

آيا به نظر شما جنبش نژادپرستانه نيست؟

بله نژادپرستانه است و نژادپرستي آنها بدتر از نژادپرستي فرانسويها و انگليسيهاست، چون دولت خويش را به گروه خاصي محدود كردند و عنوان نمودند، هركه به اين مجموعه منتسب نباشد، بنابراين اسرائيلي نيست و اين سخن نژادپرستانه است، چون فلسطينيها كه اسرائيلي نيستند، از همان حقوقي كه اسرائيليها برخوردار هستند، برخوردار نميشوند.

منظور شما فلسطينيهاي سال 1948 است كه در سرزمينهاي اشغالي زندگي ميكنند؟

بله، آنها از هيچ يك از حقوق ملت يهود برخوردار نيستند.

اما چگونه اسرائيل موفق شد مردم جهان را قانع سازد كه دولتي دمكراتيك است، در حالي كه اين اختلافات و تناقضات را در كشور ملاحظه ميكنيم؟

منظور شما تمام جهان است يا فقط ملت يهود؟

منظورم قانع ساختن تمام جهانيان است و در رأس آنها فلسطينيها.

من اطمينان دارم كه آنها نتوانستهاند فلسطينيها را قانع نمايند چون فلسطينيها در آنجا هيچ حق نظر ندارند.

افكار و آراء عمومي جهان چه؟

همانگونه كه گفتم اين تبعيض عصر و زمانه است.

آنها چگونه ميتوانند به دولت اسرائيل به عنوان دولتي دمكراتيك نگاه كنند، آنها چگونه ميتوانند شارون را مرد صلح بنامند، نظر شما در اين باره چيست؟

اين دروغ است يك دروغ سياسي كه از ميراث غرب به جامانده است تا وجدانهاي خويش را در قبال آدم سوزي يهود راحت و آرام نمايند.

به بحران و مصايب ملت فلسطين به چه ديد نگاه ميكنيد، چه نظري در اين باره داريد؟

بسياري از مصايبي كه بر سر ملت يهود ميآيد، به خاطر اشتباهات آنهاست، البته از بُعد مذهبي و ديني كه به آن اشاره كردم، چون آيين يهود نيز بهسان سه آيين ديگر جهان داراي ارزشهاي بشري است كه پيروان آن نبايد از آن عدول و تخطي كنند و يكي از اين اصول و حقايق اين است كه تو انسان هستي و بايد با برادرت با انسانيت با شفقت و مهرباني برخورد كني و نيايي و جاي ملت ديگري را در كشوري اشغال كني كه آنها صدها سال پيش آنجا بودهاند و توجيهات اين باشد كه ما ميخواهيم دولت خويش را در آنجا بنا نماييم، اين با تمام اصول و مبادي بشري و انساني متناقض است و يك فاجعه به شمار ميآيد و به هيچ عنوان نميتوان آنرا توجيه كرد.

تلاشهاي شما براي كمك به فلسطين چه بوده است؟

ما احساس ميكنيم كه بايد توضيح دهيم كه يهوديت و صهيونيسم دو چيز از يكديگر جدا هستند به همين دليل امروز اينجا آمدهايم، به اين گردهمايي و به همين دليل تلاش ميكنيم در گردهماييهايي مشابه آن نيز شركت كنيم، ما سعي ميكنيم اين موضوع را درون ملت خويش هم جا بياندازيم. اما ميداني كه در آنجا افكار و انديشههاي متفاوت و مختلفي وجود دارد و با كمال تأسف با افرادي برخورد كردم كه به دليل بيان نظرات و ديدگاههايم كه مطابق ميل آنها نبود، ماشين مرا از بين بردند و نامههاي تهديدآمير به دستم رسيد.

از سوي اسرائيليها؟

بله از يهود، اسرائيليها، هردو از سوي ارتدوكسها و از سوي صهيونيستها.

از كجا، ايالات متحده و انگلستان يا هردو؟

در انگلستان، در منچستر.

اين موضوع بر ساير اعضاي جنبش ناتوري كارتا نيز منطبق است كه در ايالات متحده بهسر ميبرند؟ چگونه خود را از اين حملات در امان نگه ميداريد؟

ما براي خدا نماز ميخوانيم و بالطبع سعي ميكنيم با پليس تماس بگيريم. آنها كمك چنداني به ما نميتوانند بكنند و اوضاع و احوال هميشه آنگونه كه شما فكر ميكنيد، آسان و طبق مرام پيش نميرود، با اين حال ما سعي ميكنيم افكار و انديشههاي خود را منتشر كنيم و موفق نيز ميشويم. من كتابچهاي تاليف كردم و ديدگاههاي خود و مجموعهمان را توضيح و تشريح كردم، بسياري از ما انتقاد كردند، اما كساني هم بودند كه آمدند و گفتند شما چشمان ما را به روي حقايق باز كرديد.

نظر شما در مورد سازش يا روند صلح چيست؟ آيا با اسرائيليهاي موجود در فلسطين به نتيجه ميرسد؟

بي فايده است، از آن جهت كه شما به موضوع و مسئله اصلي نميپردازيد.

موضوع و مسئله اصلي ديگر چيست؟

از بين بردن موجوديت اسرائيل از صفحه روزگار به طور حتم، چون آنها خانه و سرزمينهاي ملت فلسطين را اشغال كردند، حال حتي اگر راهحلي هم وجود داشته باشد، مثلاً تأسيس دو دولت در كنار هم، بيفايده است، البته من نميخواهم وارد سياست شوم، همانطور كه گفتم حتي اگر راهحل دو دولت هم وجود داشته باشد، باز به خاطر اعمالي كه انجام داديد باز مشكل حل نشده است، بلكه فقط آن را به دو بخش تقسيم كردهاي و اصل موضوع بر سر جاي خود باقي ميماند، كه همان صهيونيسم است.

پس شما چگونه مشكل را حل ميكنيد.

باز ما دوباره به سياست بازگشتهايم.

نه، من فقط دوست دارم نظر شما را در اين باره بدانم.

تنها راه حل از بين رفتن دولت صهيونيسم است، چون وجود آن باعث تمام اختلافات و جنگهاي به وقوع پيوسته در خاورميانه است.

اجازه دهيد بحث را گسترش دهيم تا از روابط اعراب و مسلمانان با اسرائيليها سخن بگوييم، نظر شما در اين باره چيست؟ به عبارت ديگر، چون زمان مصاحبه در حال اتمام است، آيا شما به جنگ مذاهب اعتقاد داريد؟

خير

يا به فرجام جهان؟

خير، چون ما مسيح را داريم، درباره فرجام جهان نيز بايد بگويم ما اعتقاد داريم وقتي جهان از بعد ديني و مذهبي به آخر خويش برسد، او خواهد آمد، اما نميدانيم اين چگونه به وقوع خواهد پيوست به همين دليل از آن زمان، لحظه و مكان صحبتي نميكنيم. ما اعتقاد داريم، مسلمانان، مسيحيان و يهوديان ميتوانند بهطور مسالمتآميز در كنار هم زندگي كنند و اين اصلاً اشكالي ندارد همانگونه كه قبلاً گفتيم اعراب و يهود قرنها در كنار هم زندگي ميكردند، البته بدون مشكل نبودند، اما به خوبي و در صلح و آرامش زندگي ميكردند، حتي در خود فلسطين نيز چنين بود. روابط بسيار خوب و صميمانهاي ميان آنها وجود داشت، تنها چيزي كه اين روابط را به هم زد، يك، ايده و انديشههاي صهيونيسم و دو وجود دولت صهيونيستي در آنجا بود و ما به صلح و آرامش دست نخواهيم يافت مگر با از بين رفتن دولت صهيونيستي.

به نظر شما اين چگونه به وقوع خواهد پيوست؟ آيا به طرق مسالمتآميز امكانپذير است؟

پيش از اين گفتم و اين نظر شخصي من است، اين دولت از بين خواهد رفت. اما اينكه چگونه از بين خواهد رفت نميدانم و اين كار سختي نيست، ممكن است با يك ركود اقتصادي بهوقوع بپيوندد، به همين راحتي.

چه توصيهاي براي ملت فلسطين در اراضي اشغالي داريد؟ همچنين تمام كساني كه صداي شما را ميشنوند؟

نماز و تبليغات، تبليغات، تبليغات، بنا به گفته خاخام «وايز» آنچه را اتفاق افتاده است براي جهانيان توضيح دهيد، به آنها بگوييد كه شما از يهود متنفر نيستيد چون اين نكته بسيار مهمي است، چون بسياري از نفرت اعراب از يهود سخن ميگويند، اينكه اعراب دشمن ساميان هستند، آنها بايد خلاف اين را ثابت كنند، بگويند ما دشمن صهيونيسم هستيم نه يهود، و تلاش كنيد از وسايل و دستگاههاي تبليغاتي مدرن و پيشرفتهاي استفاده كنيد تا شرارتها و عدم مساوات موجود را نشان دهيد. بيشك شما ميتوانيد. من به همين دليل است كه امروز اينجا هستم و كاري كه اكنون انجام ميدهم همين است. اما شما نيز بايد دست به كار شويد، به خصوص در كشورهاي قدرتمند كه اسرائيليها در آن نفوذ دارند، ما هم اين كار را با امكاناتي كه در اختيار داريم انجام ميدهيم به همين دليل است كه به لبنان آمدهايم و به آن افتخار ميكنيم. اين دومين باريست كه با وجودي كه در حال جنگ با دولت صهيونيستي هستيد، يك يهودي يا هيأتي از يهوديان به كشوري عربي مسافرت ميكنند و ما از شما سپاسگزاريم كه اين فرصت به ما داده شد، در اين همايش حاضر شويم و ديدگاههاي خود را بيان كنيم، ما احساس ميكنيم اين بهترين راه در نشر تبليغات است، اين ديد كه ميگويد هيچ جنگ و نزاعي ميان اعراب و يهود وجود ندارد.

سؤال آخر من اين است كه نميترسيد شما به دشمني با ساميان متهم شويد؟

من نميترسم، چون ميدانم چه كساني اين را خواهند گفت، من نميترسم چون خدمت بزرگتري در مقايسه با اعمالي كه انجام ميدهند به برادرانم ميكنم.

به نطر ميرسد، درست است، چون شما به عنوان يك يهودي وقتي دست به اين كار ميزنيد بسيار بهتر از غيريهوديان است؟

بله، كاملاً درست است.

بسيار خوب، خاخام آرنولد كوهن از منچستر، از شما به خاطر حضورتان در اين مصاحبه تشكر ميكنم، هم چنين به خاطر تمام اطلاعاتي كه به بينندگان ما داديد.

مترجم: قبس زعفراني

پينوشت:

1. حسب معتقدات مسيحيان

ماهنامه موعود شماره 54

 

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384 و ساعت 7:45 |

پايگاه اطلاع‏رساني هجر كه به انتشار اخبار مربوط به شيعيان مي‏پردازد با انتشار گزارش‏هايي درباره حادثه اخير کاظمين نوشت: برخي معتقدند اين حادثه يكي از نشانه‏هاي آخرالزمان است كه در برخي احاديث وارده به آن اشاره شده است.
به گزارش گروه اخبار بين ‏الملل خبرگزاري كار ايران، اين گزارش با اشاره به حديثي از سيدبن‏طاووس در كتاب "الملاحم والفتن" به نقل از امام‏علي(عليه‏السلام) درباره بغداد مي‏افزايد: « إذا عقد الجسر بأرضها... هنالك يقتل علي جسرها كتائب.» پلي در بغداد احداث شود كه در آن هنگام، هزاران تن از مردم، بر روي آن پل، كشته مي‏شوند.
اين گزارش كه همچنين به نقل از رضي‏الدين برادر علامه حلي با اشاره به اهميت حادثه مربوط به اين پل، در احاديث مربوط به آخر‏الزمان مي‏افزايد: « مد الجسر مما يلي الكرخ...» پلي از سوي كرخ در بغداد احداث مي‏شود؛ با اشاره به حديثي به نقل از "شيخ مفيد" در كتاب "الإرشاد" به همين حديث اشاره كرده و آورده است: « در زمان بني‏عباس تنها دو پل وجود داشت اما اين احاديث به پل‏هايي اشاره دارد كه به‏تازگي احداث شده است.»


اين گزارش سپس با اشاره به گزارش خبرگزاري فرانسه از موقعيت پل الأئمه مبني بر اينكه «اين پل، منطقه "الكرخ" و "الرصافه" را به الكاظميه" متصل مي‏كند»، تأكيد كرده است: «پل الأئمه، مهم‏ترين پلي است كه منطقه الكرخ و الرصافه را به كاظمين متصل مي‏كند.»
پايگاه خبري كربلانيوز فاش كرد: خبر ريزش پل الأئمه كاظمين به‏هيچ‏وجه صحت ندارد و بسياري از زائران شهيد، بر اثر مسموميت عمدي، تيراندازي نيروهاي عراقي و حمله نيروهاي آتش‏نشان جان باخته‏اند.
اين پايگاه در گزارشي اختصاصي از فاجعه اخير كاظمين كه به شهادت بيش از هزار تن از زائران حرم امام موسي كاظم(عليه‏السلام) و امام محمدتقي(عليه‏السلام) انجاميد، نوشت: بسياري از زائران شيعه كه براي زيارت حرم مطهر كاظمين(عليهماالسلام) مجبور به عبور از منطقه سني‏نشين " الأعظميه" بودند پيشاپيش از احتمال وقوع توطئه‏اي عليه زائران شيعه از سوي اهل‏سنت تندروي اين منطقه كه بيشترين تعداد عمليات‏هاي تروريستي در بغداد در آن به وقوع مي‏پيوندد نگران بودند.
اين گزارش مي‏افزايد: زائران به‏رغم گرماي شديد و نياز به آب آشاميدني و خوراكي، هنگام عبور از اين منطقه، از دريافت هرگونه آب و غذا خودداري مي‏كردند اما ده‏ها تن از افرادي كه توانايي تحمل تشنگي را نداشتند به محض دريافت آب از اين افراد، دچار مسموميت شديد شده و جان باختند.
كربلانيوز به نقل از دكتر "جليل الفتلاوي" از مسؤولان وزارت بهداشت عراق اعلام كرد: نتايج اوليه آزمايش‏ها نشان مي‏دهد بسياري از قربانيان به علت آَشاميدن آب آلوده به سم "سيانور كشنده" جان باخته‏اند.
اين گزارش با اشاره به وقوع انفجار دو خمپاره در جنوب منطقه الأعظميه، مي‏افزايد: زائراني كه از فاصله 15 كيلومتري و از سمت مسجد بُراثا، با پاي پياده به سوي حرم در حركت بودند به‏رغم وقوع اين دو انفجار به حركت خود ادامه دادند و شعارهايي در حمايت از عشق به تشيع و ولايت ائمه اطهار(عليهم‏السلام) سر دادند.
اين گزارش مي‏افزايد: جمعيت زائران به‏قدري عظيم بود كه با جمعيت ميليوني ايام حج تمتع قابل مقايسه بود و اين جمعيت عظيم كافي بود تا خشم اقليت‏هاي غير شيعي را كه تاب تحمل را اين قدرت‏نمايي را نداشتند ‏برانگيزاند.
اين گزارش سپس با توصيف وضعيت منتهي به فاجعه كشتار زائران به نقل از شاهدان عيني كه از اين حادثه جان سالم به در برده‏اند آورده است: پس از سقوط تعدادي خمپاره در نزديك صحن مطهر، مردم فهميدند كه اين حوادث نمي‏تواند بدون برنامه‏ريزي پيشين صورت گرفته باشد و در اين هنگام بود كه تعدادي افراد از بين جمعيت فرياد زدند « يك بمب‏گذار انتحاري روي پل الأئمه است...» و همين باعث شد ناگهان ازدحام زياد شود و به پنج تن در هر متر مربع برسد.
اين گزارش سپس به توطئه‏اي ديگر اشاره كرده و مي‏افزايد: نيروهاي امنيتي عراق ناگهان و بي‏دليل شروع به تيراندازي شديد با افرادي كه به نظر مي‏رسيد يك گروه هستند كردند و در اين هنگام مردم نيز با هل‏دادن شديد يكديگر خود را به درون دجله پرتاب كردند.
كربلانيوز با اشاره به اينكه تمام اين حوادث در اطراف قبر ابوحنيفه ـ يكي از چهار امام سني‏ها ـ در منطقه الأعظميه رخ داد‏، آورده است: همين موضوع باعث برانگيختن ترديدهايي مي‏شود و نشان مي‏دهد برخي گروه‏هاي خاص، در اين فتنه‏انگيزي دخالت دارند.
شاهدان عيني همچنين تأكيد كرده‏اند كه خودروهاي آتش‏نشاني عامدانه و به‏شدت با فشار آب زياد به سوي زائران حمله كردند و همين باعث لغزندگي بيشتر زمين شد و باعث تعداد بسيار زيادي از قربانيان به‏خاطر سقوط در اثر لغزش و خفگي ناشي از فشار آب كشته شوند.
از سوي ديگر خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داد: بسياري از قربانيان به علت ندانم‏كاري نيروهاي امنيتي جان‏باخته‏اند.
اين گزارش حاكي است: نيروهاي امنيتي، با قرار دادن موانع و حائل‏هاي متعدد بر سر راه زوار و راه‏هاي منتهي به پل به بهانه جلوگيري از عبور خودروهاي مشكوك، باعث دشواري در رفت‏وآمد زائران شدند و اگر اين موانع نبود هرگز اين حادثه رخ نمي‏داد.
اين گزارش با اشاره به وجود تعداد زيادي از اجساد قربانيان در قعر دجله، به نقل از يك منبع در وزارت كشور عراق مي‏افزايد: بسياري از قربانيان، به علت خفگي جان باختند و تعداد زيادي زا كودكان نيز به علت ماندن زير دست و پا له شدند.

سايت موعود صرفا جهت اطلاع از خبر اين مطلب را درج نموده و نسبت به تاييد آن مسئوليتي نمي پذيرد.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 و ساعت 7:40 |

بر روي بدن يك ماهي پرچمدار با پولك نام مبارك نبي مكرم اسلام "محمد(ص)" نقش بسته است.
اين ماهي كه ازنوع بسكار سلطنتي متعلق به يك آرايشگر در شهرستان تايباد مي‌باشد به‌وضوح نام "محمد" بر يك طرف بدنش و (ص) بر روي باله آن حك شده است.
مدير جهادكشاورزي و كارشناس شيلات جهاد كشاورزي شهرستان تايباد با بررسي اين ماهي تاييد كردند كه اين نام مبارك با قرار گرفتن پولكهاي رنگي بصورت طبيعي در كنار يكديگر شكل گرفته و به وضوح قابل خواندن است.
صاحب اين ماهي كه مهدي كمالي فر نام دارد مي‌گويد: اين ماهي را دو سال قبل كه بسيار كوچك بود از مشهد براي آكواريوم محل كارم خريدم كه از حدود چهارماه قبل شاهد قرار گرفتن پولكها در كنار هم به شكلي كه نوشته‌اي را تشكيل مي‌داد بودم.



وي افزود: آن زمان اين نوشته هنوز به وضوح قابل خواندن نبود تا اينكه يك ماه قبل تكميل شد و اكنون نام مقدس "محمد"و(ص) بر روي آن ديده مي‌شود.

وي گفت: در سمت ديگر اين ماهي كه هم اينك ‪ ۲۵۰‬گرم وزن و ‪ ۲۵‬سانتي متر طول دارد، نوشته ديگري در حال شكل‌گيري است كه هنوز تكميل نشده و مشخص نيست.

امام جمعه اهل تشيع اين شهرستان هم روز چهارشنبه اين ماهي را از نزديك ديده و نام محمد (ص) را به وضوح قابل شناسايي دانسته است.

سایت موعود صحت این خبر را تایید نمی کند.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 و ساعت 7:39 |

نمایندگانی از گروههای مختلف فلسطینی اعلام کردند که اسرائیل با مدفون کردن مواد سمی در زیر خرابه های شهرکهای تخلیه شده صهیونیستی سعی دارد تا مانع از بهره برداری از این زمینها توسط صاحبان اصلی آنها می شود.
به نقل از روزنامه اسرائیلی جروزالم پست،"عبد العزیز قدیح" هماهنگ کننده کمیته "دفاع از سرزمین فلسطین" که در کنفرانسی خبری در خان یونس صحبت می کرد اظهار داشت: ارتش اسرائیل و شهرک نشینان در عمق شش متری زمین در خرابه های شهرکهائی که در هفته گذشته تخلیه کرده اند مواد سمی را در بشکه های بسیار بزرگی در زیر زمین مدفون کرده اند.
وی گفت : آنها درصدد از بین و تخریب سرزمین ما هستند تا پس از واگذاری این زمینها به فلسطینیان مانع از بهره برداری از اینها زمینهایشان شود و از تمام کسانی که از ما حمایت می کنند می خواهیم تا این موضوع را افشا کنند و به ملت فلسطین برای مقابله با این مساله کمک کنند.

قدیح همچنین اظهار داشت که اسرائیل از گوش قطیف آب و شن و ماسه سرقت می کند و این اقداملات اسرائیل ما را از وفاداری به سرزمین وحقوقمان بازنخواهد داشت و فلسطینی ها تا زمانی که دولت خودگردان این مناطق را پاک نکند باید از این مناطق دوری گزینند.

شایان ذکر است که گرچه این روزها تخلیه غزه از سوی رژیم صهیونیستی با تبلیغات و جنجال بسیار زیادی دنبال شده و به تصویر کشیده می شود لیکن بسیاری از تحلیگران بر این باورند که آریل شارون نخست وزیر این رژیم اهداف دیگری را در سر می پرواند و این رژیم برآن است تا با خلاصی از مصائب این بخش اهداف توسعه طلبانه خود را در کرانه باختری و شهرک سازی در اطراف بیت المقدس بویژه گسترش و توسعه شهرک معالیه آدومیم و مرتبط کردن آن با بیت المقدس دنبال نماید که این مساله می تواند در کوران شوروشعف جامعه بین المللی از خروج شهرک نشینان ازغزه نتایج جبران ناپذیری را در کرانه باختری ببار آورد و بسیاری از ارتباطات فلسطینیان را در این منطقه از بین ببرد.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه ششم شهریور 1384 و ساعت 11:37 |
در پی بی‌توجهی و عدم واكنش جدی از سوی مسلمانان به مسايل فلسطين، مقدسات در اين سرزمين اشغالی همچنان در معرض هدف تندرويان يهودی و صهيونيست‌ها است.
به نقل از خبرگزاری فلسطين، از آغاز هفته جاری تاكنون تندرويان صهيونيستی يهود چندين بار مقدسات اسلامی را مورد توهين قرار دادند كه بی‌حرمتی اخيرشان خشم بسياری از مسلمانان را برانگيخت.
تندرويان يهودی در روزهای نخستين هفته جاری با پرتاب سر خوك به داخل مسجد «حسن بك» در شهر «يافا» بار ديگر مقدسات مسلمانان را به سخره گرفتند.
اين گروه از تندرويان، گستاخی و جسارت به مقدسات را تمام كرده و بر سر خوك نام رسول اسلام (ص) را به زبان عبری ‌نوشته و با اين كار بار ديگر عدم سازش و احترام خود را به اديان آسمانی به تصوير كشيدند.


در حالی كه مقدسات فلسطين در معرض بی‌حرمتی‌های متعدد يهوديان صهيونيست است واكنشی از سوی ملت‌ها و يا دولت‌های اسلامی كه منجر به توقف اين اقدامات توهين آميز شود، وجود ندارد.
البته ناگفته نماند، رييس مجمع فقه اسلامی در رد اقدامات تندرويانه يهود و مخالفت با آن، بيانيه‌ای را صادر كرد اما بايد ديد آيا صدور بيانيه‌های اين‌چنينی از مشكل مسلمانان فلسطين گرهی خواهد گشود يا نه!

 

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه ششم شهریور 1384 و ساعت 11:37 |
12 نفری كه تصاویرشان را خواهید دید، از دیدگاه نشریه «كریستین ساینس مانیتور»، رهبران صهیونیست‌های مسیحی آمریكا و شكل‌دهنده سياست‌های دولت آمریکا هستند و هر كدام جایگاهی استراتژیك در دولت ایالات متحده را به خود اختصاص داده‌اند. برخی نیز در دولت دوم بوش آماده تصدی مناصب مهمی در سازمان‌های بین‌المللی می‌شوند.
نكته جالب توجه این است كه هر 12 نفر این افراد یهودی هستند. گروهی كه «معماران امپراطوری» نام گرفته‌اند.



ا
یروینگ كریستول
كریستول به عنوان پدر «نومحافظه كاری» شناخته می‏شود. وی عضو گروه «روشنفكران نیویورك» كه بیشتر از مهاجران یهودی اروپای شرقی تشكیل شده، بوده است. كریستول در سال‏های پایانی دهه 30 میلادی در «citycollege» نیویورك تحصیل كرد. وی از 1947 تا 1952 مدیر تحریریه مجله‏ای انتقادی بود كه بعدها «neocaon bible» نام گرفت.
در سال‏های پایانی دهه 60، كریستول به لحاظ تمایلات سیاسی از چپ به راست تغییر مشی داد، چرا كه معتقد بود ضدیت با آمریكا در میان لیبرال‏ها بیشتر وجود دارد. كریستول چارچوب روشنفكری نومحافظه كاری را با بنیان‏گذاری و نوشتن مقالاتی در نشریاتی مانند «The national intrest» و «The public intenes» بنا نهاد.
كریستول یكی از اركان فكری موسسه «American enterpise» است و كتاب‏های متعددی را از جمله «Neoconservatism The autobiagraphy of an Idea» (نومحافظه كاری، اتوبیوگرافی یك نظریه) تالیف نموده است. وی پدر ویلیام كریستول، سردبیر نشریه «standard weekly» است.




نرمن پدهرتز

پدهرتز كه یكی از پایه گذاران نومحافظه‌كاری به حساب می‏آید، در حوزه‏های مختلف اجتماعی، فرهنگی و بین‌المللی مطالعه كرده و قلم می‏زند. وی از سال 1990 تا 1995 سردبیر نشریه «commentary» بود كه توسط كمیته یهودیان آمریكا منتشر می‏شد. وی اخیرا دارای تمایلات سیاسی لیبرال شده، اما در دهه 70 رویه‏ای مخالف داشته و عضو انجمنی كه توسط سناتور هنری جكسون دموكرات پایه‌گذاری شد، بوده است. پدهرتز مولف 9 كتاب است. از جمله كتاب «Breaking Ranks» كه در آن وی مدعی شده است كه بقای اسرائیل یكی از اولویت‏های استراتژی نظامی آمریكا است.
وی با یك منتقد اجتماعی به نام «میج دكتر» كه به لحاظ فكری نیز به او نزدیك است ازدواج كرده و هر دو با هم به تاسیس «commitee on the present danger» در اواخر دهه 80 كمك كرده‏اند. پسر پدهرتز به نام جان، یكی از نویسندگان «نیویورك پست» است.




پل ولفوویتز

ولفووتیز، پس از سه سال خدمت در پست معاون وزیر دفاع و طراحی جنگ عراق، در سال 2005 توسط جورج بوش برای ریاست بانك جهانی انتخاب شد.
وی از سال 1989 تا 1993 به عنوان مشاور سیاسی وزیر دفاع، هدایت یك تیم 700 نفره را كه مسئولیت‏های اصلی در مورد شكل‌دهی استراتژی نظامی آمریكا در پایان جنگ سرد را بر عهده داشتند، به دست گرفت. وی در این مسئولیت، با همكاری «لوئیس لایبی» در سال 1992 طرحی را ارائه كرد كه خواستار تسلط نظامی آمریكا بر آسیا و اروپا و مقابله مقدماتی با كشورهای مظنون به تولید سلاح‏های كشتار جمعی بود. طرح وی پس از آنكه در رسانه‏های مطرح شد، چنان واكنش شك‌آوری را برانگیخت، وی مجبور به دوباره نویسی آن شد. پس از 11 سپتامبر بیشتر اعضای اصلی آن تیم سمت‏های كلیدی تهیه استراتژی امنیتی آمریكا در سال 2002 را بر عهده گرفتند.
ولفورتیز در زمان جنگ 1991 خلیج فارس، از تز گسترش دامنه جنگ به تغییر رژیم صدام حمایت می‏كرد.




ریچارد پرل

پرل كه به خاطر مواضع سرسختانه‏اش در موضوعات مربوط به امنیت ملی به «شاهزاده تاریكی» شهرت دارد، یكی از تاثیرگذارترین نومحافظه‏كاران به شمار می‏رود.
پرل یكی از اصلی‏ترین معماران برنامه «creatiue destruction»(تخریب سازنده) با هدف بازسازی ساختار خاورمیانه است كه با حمله به عراق آغاز می‏شود. وی بخش‏های مهمی از این برنامه را در گزارش كلیدی كه در سال 1996 برای حزب دست راستی لیكود اسرائیل تهیه كرد، بیان كرده بود.
پرل به تاسیس دو مركز فكری بزرگ كمك كرده است: یكی مركز سیاست امنیتی «The center for security policy» و ديگری موسسه يهودی برای امنیت ملی «The jewish institute for national security». وی همچنین در موسسه «American Enterprise» نیز عضویت دارد و علاوه بر اشتغال در سمت مشاور بنیاد ضد تروریستی دفاع از دموكراسی‏ها «Foundation for the Defence of Democracies»، یكی از مدیران روزنامه «اورشلیم پست» اسرائیل نیز هست.




داگلاس فیث

وزارت دفاع اعلام كرده كه فیث، تابستان امسال از سمت معاونت وزیر دفاع در امور سیاست‌گذاری كه پست غیرنظامی شماره 3 پنتاگون به حساب می‏آید و وی از ابتدای روی كار آمدن بوش در سال 2001 در آن مشغول به كار بوده، استعفا خواهد كرد. فیث در دولت ریگان نیز به عنوان دستیار وزیر دفاع در امور سیاست‌گذاری مذاكرات مشغول به كار بوده و پیش از آن نیز به عنوان مشاور مخصوص ریچارد پرل فعالیت داشته است. فیث قبل از ورود به پنتاگون به عنوان متخصص امور خاورمیانه در سال‏های 1981 و 1982 در شورای امنیت ملی حضور داشته است. وی به حمایت از حزب دست راستی لیكود اسرائیل شهرت دارد. او به همراه پدرش كه در یك جنبش صهیونیستی جوان در زادگاهش یعنی لهستان فعالیت می‏كرد، از طرف سازمان صهیونیستی طرفداری از لیكود در آمریكا مورد تشویق قرار گرفت. وی در سال 1992 نایب رییس هیات مشاوران موسسه یهودی امنیت ملی بوده است. وی ریاست سابق مركز سیاست امنیتی را برعهده داشته و اكنون نیز یكی از مدیران این موسسه است.




لویس لایبی‏

لایبی هم اكنون مشاور امنیت ملی دیك چنی است. وی در پست‏های متنوعی فعالیت داشته است. در دولت اول بوش، لایبی به عنوان معاون وزیر دفاع در سیاست‌گذاری‏های جنگ فعال بوده است.
لایبی یكی از بنیان‌گذاران پروژه قرن جدید آمریكا «New American century» بوده و با همكاری پل ولفووتیز، ویلیام كریستول و رابرت كاگان گزارشی را در سال 2000 با عنوان «بازسازی استراتژی دفاعی آمریكا، نیروها و منابع برای قرن جدید»، تهیه كرد.
وی در سال 1992 یعنی زمانی كه دیك چنی وزیر دفاع آمریكا بود، در تهیه طرح جنجال برانگیز ولفووتیز به عنوان «راهنمای سیاست‌گذاری دفاعی» با وی همكاری كرد. هم اكنون لایبی به عنوان مشاور مركز مطالعات روسیه و آسیا ـ اروپا در بنگاه RAND فعالیت دارد.




جان بولتون‏

بولتون در فوریه 2005 به عنوان سفیر آمریكا در سازمان ملل انتخاب شد و در صورتی كه این سمت او توسط كنگره تایید شود، وی از معاونت وزارت امور خارجه در امور كنترل تسلیحات به سازمان ملل منتقل خواهد شد. جان بولتون پیش از تصدی این پست در وزارت خارجه آمریكا نایب رییس موسسه نومحافظه كار «American Enterprise» بوده و در دولت‏های جورج بوش پدر و ریگان نیز سمت‏های مختلفی را بر عهده داشته است.
بولتون معمولا ادعاهایی می‏كند كه كاملا توسط مجامع اطلاعاتی تایید نمی‏شود. وی در مارس ۲۰۰۲ در سخنرانی خود با نام «در پشت سر محور شرارت» سوریه، لیبی و كوبا را به عنوان كشورهایی كه به دنبال ساخت سلاح‏های كشتار جمعی هستند معرفی كرد. در ژولای 2003 نیز CIA و سایر آژانس‏های اطلاعاتی به شدت ادعاهای بولتون در مورد پیشرفت سوریه در برنامه‏های تسلیحاتی را رد كردند.




الیوت آبرامز

آبرامز در فوریه سال 2005 به سمت معاون دستیار رییس‌جمهور و معاون مشاور امنیت ملی در استراتژی دموكراسی جهانی منصوب شد. وی از دسامبر 2002 تا فوریه 2005 به عنوان دستیار ویژه رییس‌جمهور و مدير ارشد مطالعات خاور نزديك و شمال آفریقا فعالیت داشته است. آبرامز فعالیت سیاسی خود را از همكاری با سناتور هنری جكسون آغاز كرد و در دولت ریگان، سمت‏های مختلفی را در وزارت خارجه بر عهده داشت. وی از سال 1990 تا 1996 عضو موسسه «Hudson» بوده و سپس ریاست مركز سیاست عمومی و اخلاق را بر عهده داشته است. وی همچنین در سمت ریاست كمیته آمریكایی آزادی بین المللی ادیان نیز فعالیت كرده است. در سال 1991، آبرامز به خاطر افشای اطلاعاتی از درون كنگره آمریكا در مورد ایران گناهكار شناخته شد، ولی جورج بوش پدر، او را در سال 1992 عفو كرد. آبرامز در سال 1980 با راشل دكتر، دختر نرمان پدهرتز و میج دكتر، ازدواج كرد.




رابرت كاگان‏
كاگان در زمینه استراتژی ایالات متحده و دیپلماسی قلم می‏زند. وی با همكاری ویلیام كریستول نومحافظه كار، پروژه «قرن جدید آمریكا» را در 1997 تهیه كرده و در سال 1998 نامه‏ای جنجال برانگیز را خطاب به كلینتون مبنی بر لزوم تغییر نظام حكومتی عراق منتشر كرد.
وی پس از آنكه در سال‏های 1984 و 1985 نطق‏های وزیر امور خارجه وقت آمریكا را تهیه می‏كرد، توسط ایلیوت آبرامز در دفتر امور درون آمریكایی وزارت خارجه به كار گرفته شد. وی همچنین در نشریات «واشنگتن پست» و نشریه طرفدار صهیونیسم «weekly standard» نیز مقالاتی منتشر كرد.




مایكل لدین‏
گفته می‏شود لدین، كه بسیاری او را رادیكال‏ترین نومحافظه كار آمریكا می‏دانند، مرتبا به كارل رو (karl Rove)، مشاور بلند پایه بوش، در امور مربوط به سیاست خارجی مشاوره می‏دهد.
لدین یكی از اصلی‏ترین طرفداران تغییر رژیم ایران است. وی در سال 2001 موسسه «اتحاد برای دموكراسی در ایران» را پایه‌گذاری كرد.
مایكل لدين در دولت ریگان به عنوان مشاور وزیر امور خارجه آمریكا فعالیت داشت و هم اكنون نیز در موسسه نومحافظه‌كار «American Enterprise» با ریچارد پرل همكاری نزدیكی دارد. وی همچنین یكی از بنیان‌گذاران و عضو «موسسه یهودی امور امنیت ملی» است. وی در فاصله سال‏های 1975 تا 1977 در مجله «New Republic» فعالیت داشته و سردبیر فصل نامه واشنگتن نیز بوده است. وی همچنین كتاب «جنگ علیه سردسته‏های ترور» را تالیف كرده و در آن از ایده تغییر نظام سیاسی در عراق، سوریه و عربستان سعودی حمایت كرده است.




ویلیام كریستول‏
ویلیام كریستول پسر بنیان گذار اندیشه نومحافظه كاری، یعنی ایروینگ كریستول، است. وی هم اكنون رییس پروژه «قرن جدید آمریكا» و سردبیر نشریه طرفدار صهیونیسم «weekly standard» است.
ویلیام كریستول نیز مانند فرانك جفنی و ایلیوت آبرامز ابتدا كار سیاسی را با سناتور هنری جكسون دموكرات آغاز كرد، ولی در سال 1976 مشی سیاسی خود را عوض كرد و جمهوری‌خواه شد. وی در دولت‏های ریگان و جورج بوش پدر نیز سمت‏هایی را داشته است. كریستول از سال 1991 مرتبا خواستار تغییر رژیم صدام در عراق بوده و با همكاری «لورنس كاپلن» كتاب «جنگ علیه عراق: ستمگری صدام و وظیفه آمریكا» را تالیف كرده است. وی عضو هیات مشاوران «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها»، که پس از 11 سپتامبر به یكی از كانون‏های تولید اندیشه تبدیل شده، نیز می‏باشد.




فرانك جفنی‏
جفنی، بنیانگذار و رییس موسسه پرنفوذ «مركز سیاست امنیتی» كه سیاست اعلام شده آن «حفظ صلح جهانی از طریق قدرت آمریكا» است، می‏باشد. وی در سال 1987 به عنوان دستیار وزیر دفاع در سیاست امنیت بین‌الملل در دولت ریگان انتخاب شد و سپس به عنوان دستیار وزیر دفاع آمریكا در زمینه دفاع در برابر نیروهای اتمی و سیاست كنترل تسلیحات زیر نظر ریچارد پرل فعالیت داشت. او در «واشنگتن تایمز» و مجله «Defence News» و نیز روزنامه «Investors Business» مقالاتی منتشر می‏كند. وی همچنین در شورای سردبیری نشریات الكترونیكی «Jewishworldreview.com» ،«National Review online» و نیز «worldnetDaily.com»، كه هر سه از محافل نزدیك به صهیونیست‏ها هستند، نیز عضویت دارد.
وی همچنین یكی از 25 نومحافظه كار اصلی مشاركت كننده در تدوین پروژه «قرن جدید آمریكا» به شمار می‏رود.
 

به نقل از شریف نیوز

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه دوم شهریور 1384 و ساعت 13:1 |
Who links to my website? 300 the movie