تبليغاتX
بارجلون
سخنراني حجةالسلام و المسلمين سيدابوالحسن مهدويمسئلة بداء و علم خداوندمسئلة بداء از جمله مسايل بسيار مهمي است كه در سه علم فلسفه، كلام و اصول فقه به طور مفصل، دربارة آن صحبت شده است؛ ولي از آنجا كه در زمرة مسايل اعتقادي هم هست، صرفاً به همان اندازه كه به عنوان يك عقيده مي‏طلبد از آن مطلع باشيم، آن را با هم مرور مي‏كنيم.كلمه بداء هم دربارة انسان‌ها به‌كار مي‏رود، و هم خداوند متعال، كه دو معناي كاملاً متفاوت از همديگر دارند. وقتي اين كلمه را براي انسان‌ها به‌كار مي‏بريم، منظور ما همان تغيير اراده است. مثل اينكه ما تصميم جدي براي مسافرت داشته باشيم، و اندكي پيش از مسافرت بفهميم اين سفر خطر دارد، و رفتن به آن به صلاح نيست، و از رفتن پشيمان بشويم. در اين حالت مي‏گوييم كه براي ما بداء حاصل شد؛ زيرا از باطن قضايا خبر نداشتيم و الا از همان اول چنين تصميمي نمي‏گرفتيم. چنين معنايي هيچ‌گاه دربارة خداوند متعال مصداق پيدا نمي‏كند، چون نمي‏توانيم بگوييم، نعوذبالله، خدا نمي‏دانست كار ضرر دارد و بعداً فهميد، و تصميمش عوض شد.بدائي كه در مورد خداوند متعال استفاده مي‏شود همان «اظهار پس از خفا»ست كه با مثالي آن را براي شما توضيح مي‏دهم.

يكي از انبياي قوم بني‏اسراييل، در شب اول ازدواج يك عروس و داماد، به پيروان خود گفت: فردا جنازة اين دو را از خانه بيرون خواهند آورد. صبح فردا مردم در نهايت ناباوري ديدند كه آنها نمرده‏اند. از آن پيامبر توضيح خواستند و او هم از خداوند توضيح خواست. به او خطاب شد؛ مرگ آنها معلق بود، نه حتمي، و چون همان شب صدقه دادند، مرگشان به تأخير افتاد. به مريدانت بگو اگر مي‏خواهند مطمئن شوند، كه قرار بوده اينها كشته شوند، بروند زير رختخواب آنها، ماري را كه قرار بوده قاتلشان باشد، ببينند. اين همان بداء در مورد خداوند است كه خداوند يك طرف قضيه را براي ما بيان كرده و طرف ديگر را نگفته تا جايگاه آن معلوم شود.خداوند از ابتدا مي‏دانست اين دو جوان قرار نيست امشب بميرند و تقديرشان را با صدقه دادن عوض خواهند كرد، ليكن فقط نيمة اول مطلب بيان مي‌شود، تا مردم قدر و ارزش صدقه دادن را در ادامة جريان بفهمند. اين را هم بگويم كه صدقه دادن برطرف كردن نياز فقرا و خيريه‏ها نيست، بلكه در واقع، ما نيازهايي از قبيل دفع بلا را از خود دفع مي‏كنيم، و اگر چنين راه‌هايي براي برطرف كردن اين نياز نداشتيم، خود ما دچار مشكل مي‏شديم؛ نه فقرا و مستمندان.جريان تغيير قبله هم، از اين دست بود و خداوند متعال، از ابتدا مي‏دانستند كه قبلة جاويد مسلمانان، كعبه است، نه بيت‏المقدس؛ ولي چند سالي فقط لازم بود تا مسلمانان قدر و ارزش آن را بفهمند.آيه‏اي را كه در ابتداي بحث خواندم، در همين رابطه است؛ آية شريفه مي‏فرمايد:يمحوالله ما يشاء ويثبت وعنده أمّ الكتاب.1خدا، هرچه را بخواهد، محو يا اثبات مي‌كند و امّ الكتاب2، نزد اوست. يعني، خداوند آنچه را بخواهد، محو مي‏كند، و يا آنچه را وجود نداشته، اثبات كرده و به وجود مي‏آورد. بيت‏المقدس را كه قبله بود، از قبله بودن مي‏اندازد و كعبه را كه تا اين زمان قبله نبود، قبله مي‏كند. بعد هم در ادامه‏اش مي‏فرمايد: «ام‏ الكتاب» نزد خداست؛ يعني خدا، همه چيز را از اول مي‏داند، ولي چون مصلحت نيست همه‏اش را بيان نمي‏كند.
نشانه‏هاي ظهورمعمولاً نشانه‏هاي ظهور را به دو دستة حتمي و غيرحتمي تقسيم‏بندي مي‏كنند ولي يك دسته‏بندي ديگر هم هست، كه آن را در سه قالب «وعده»، «وعيد» و «حوادث» و وقايع مي‏گنجاند؛ و وعيد در عربي به معناي «تهديد» است، هر چند كه ما در فارسي آن را به معني وعده و همراه آن به كار مي‏بريم.در زيارت «آل ياسين» هم آمده است:والوعد و الوعيد بهما حقّ.و وعده و وعيد به آندو (بهشت و جهنم) حقيقت دارد.كه وعد، به بهشت برمي‏گردد، و وعيد، به جهنم. نشانه‏هاي از جنس وعيد، مثل آنهايي است كه مثلاً گفته شده، قبل از ظهور، اكثر مردم و دوسوم جمعيت زمين مي‏ميرند. خداوند مي‏خواهد به اين وسيله يك پاك‌سازي بكند تا زحمت امام زمان(ع) كم شود. مرگ و مير آنها به سه شكل مرگ قرمز، مرگ سفيد و مرگ سياه، كه همان جنگ و بيماري‏هاي فراگير و قحطي و از اين دست مسايل است، خواهد بود. البته در اين روايت، پس از وعيدها و تهديدها، يك بشارت هم آمده است.راوي مي‏پرسد، اگر بنا باشد از هر سه نفر، دو تا بميرند كه ديگر كسي روي زمين نمي‏ماند. حضرت به او چنين بشارت مي‏دهند كه:آيا تو نمي‏خواهي جزو آنها باشي كه مي‏مانند.كه اينجا منظور از تو، شخص او نبوده و تو ي نوعي را، كه همان شيعيان باشند، حضرت مدنظر داشته‏اند. و الا خود او، كه الان بيش از هزار سال است كه مرده.به هر حال، اين دسته از علايم ظهور، حتميت ندارند و ممكن است در آنها بداء حاصل شود، چون خداوند ارحم الراحمين است و لطف دارد؛ ممكن است بخواهد از اهل زمين به هر علتي كه خودش بهتر مي‏داند، عذاب را بردارد. به عبارت ديگر، ما اگر تا به حال گمان مي‏كرديم كه اين تهديدها محقق خواهند شد، ولي به واسطه‏اي مشمول رأفت و رحمت الهي مي‏شويم، و هيچ‌كدام از آنها اتفاق نمي‏افتند.قسم دوم، علايم آنهاست كه جنبة وعدة مژده دارند؛ مثل نجات مستضعفان، و ظهور خود امام زمان(ع). اينها هم، به جهت رحمت رحماني و رحيمي خداوند، قطعاً اتفاق خواهند افتاد. در روايت هم حضرت روي اين آيه تأكيد كرده‏اند كه:إنّ الله لايخلف الميعاد.3خداوند از وعده‏اش، هرگز، تخطي نمي‏كند.و اين تنها قسمي است كه بداء در آن رخ نخواهد داد. و بالاخره، قسم سوم، آن دسته از نشانه‏هايي است كه جنبة بيان حوادث و وقايع را دارد، بدون اينكه متن يا بطنش، بشارت يا تهديدي داشته باشد؛ مثلاً در عصر يا صبح روز بيست و سوم ماه رمضان فلان حادثه اتفاق مي‏افتد، يا ظهور در روز جمعه واقع مي‏شود؛ كه اينها هم، هيچ‌كدام حتمي نيست و ممكن است در آنها بداء رخ بدهد.
حادثة ظهور، ناگهاني خواهد بودآنچه را تاكنون گفتيم در يك روايت گنجانده شده است:مثله كمثل السّاعة؛ لا يأتيكم إلّابغتةً.مَثَل امام زمان(ع) مثل قيامت است كه ناگهاني مي‏آيند.«بغتةً» يعني، ناگهاني و بي مقدمه. مثل زمان جنگ نيست كه براي آن آژير قرمز بزنند، تا افراد خودشان را آماده كنند. اينها را براي اين خدمتتان عرض كردم چون خبر دارم كساني هستند، به خصوص، در جلسات مذهبي ما، مرتب به دنبال اين هستند كه ببينند چند تا از علايم ظهور اتفاق افتاده‌است. روايات را هم به طور موردي نگاه مي‏كنند، و نه جامع، كه مطالعه كنند روايات ديگر در كنار اينها چه مي‏گويند.آنچه كه اهميت دارد، اين است كه همه سعي كنيم پاك باشيم. اين، وظيفة ماست. والا اينكه عده‏اي بگويند پنج تا از علايم ظهور اتفاق افتاده و سه تا نه؛ پس هنوز وقت داريم، حرف درستي نيست. براي چه وقت داريم؟ روايت كه اين را نگفته و برعكس دقيقاً همين را رد مي‏كند، و مي‏گويد؛ ممكن است در بقيه بداء رخ بدهد و به قول قرآن، هر چه را قرار بوده اتفاق بيفتد خداوند محوش مي‏كند و يا برخلاف آن مي‏گويد منتظر اينها نباشيد؛ چون مثل قيامت، كه به طور ناگهاني به سراغ شما مي‏آيد، و افراد غافلگير مي‏شوند، آقا هم همين طور ظاهر مي‏شوند. يعني اصلاً ممكن است حضرت در روزي غير از جمعه ظهور كنند. از همين رو، وظيفة ما اين است كه خودمان را بسازيم و هميشه آماده باشيم.
وظيفة انسان منتظر، پاك بودن استلذا اگر قرار است كسي استغفار و توبه كند، بسم الله در همين جلسه بكند. اگر مي‏خواهد اداي دين كند، از جلسه كه بيرون رفت، بلافاصله دينش را ادا كند. اتفاق نيفتادن برخي از نشانه‏هاي ظهور، دليل و توجيه براي تأخير هيچ كاري نيست؛ زيرا به هر حال، ممكن است در مورد آنها بداء رخ بدهد.در احوالات حاجي اشرفي مازنداراني آمده است كه ايشان، هم مجتهد عالي‌مقامي بودند، و هم از نظر معنوي خيلي مقام بالايي داشتند. دكتري مي‏گويد، من به مازندران رفتم، به اشتياق زيارت ايشان، چون تعريفشان را خيلي شنيده بودم و در آنجا، دو سه روزي كه با ايشان بودم، ايشان را فوق آنچه كه شنيده بودم، يافتم. اين خيلي مهم است. معمولاً افراد عكس اين هستند. يك مقدار كه با كسي رفت و آمد و سفر مي‏كنند، چيزهايي از آن شخص مي‏بينند كه از او دور مي‏شوند. خدا رحمت كند آيت الله شهيد مدني را، اين شخصيت معنوي، مي‏فرمودند: من به هر كس نزديك شدم، دور شدم، جز حضرت امام (ره) كه هر چه به ايشان نزديك شدم، نزديك‌تر شدم. اينهايي كه گوهرند، اينچنين هستند. وقتي انسان نزديك مي‏شود مي‏بيند يك چيزهايي دارد كه كساني كه دورند، اطلاعي ندارند؛ اگر بدانند هيچ فاصله‏اي از او نمي‏گيرند. اين دكتر هم همين‌طور بوده است. مي‏گويد، وقتي من دو سه روزي با حاجي از نزديك رفت و آمد كردم، ديدم عجب گوهري است. فوق آن چيزي است كه شنيده بودم. بعد از اين چند روز مي‏خواستم از مازندران بروم مشهد، زيارت كنم و باز بياييم خدمت ايشان. خدمتشان كه رفتم ايشان يك نامه‏اي به من دادند و گفتند وقتي رفتي زيارت، اين نامه را در ضريح بيانداز و جوابش را روزي كه مي‏خواهي برگردي، بگير و بياور. خيلي تعجب كردم، ايشان با اين اطمينان مي‏گويند جواب را بگير و بياور. بالاخره نامه را گرفتم، رفتم مشهد، آنجا نامه را در ضريح انداختم. روز آخر كه مي‏خواستم برگردم. در فكر بودم كه جواب آقا را چطور برگردم و بدهم؟ يك وقت مكاشفه‏اي براي من پيش آمد، در آن مكاشفه، ديدم هيچ كس داخل حرم نيست، امام هشتم(ع) را ديدم، حضرت جواب حاجي اشرفي را در يك بيت شعر خواندند، و فرمودند، در جواب حاجي اشرفي به او اين را بگو:آيينه شو جمال پري طلعتان طلبجاروب كن تو خانه و پس ميهمان طلبحاجي اشرفي از امام هشتم(ع) تقاضا كرده بوده، كه چه كنيم تا خدمت امام زمان(ع) برسيم؟ ببينيد حضرت وظيفه را چه چيزي تعيين مي‏كنند. با يك بيت شعري فرمايند، وظيفه اين است كه خودت را بسازي، پاك باش. كسي كه منتظر ميهمان است، آماده است. وضع داخل منزلش به گونه‏اي است كه مناسب وضع آن ميهمان است. اگر هم رعايت نكرد، معلوم مي‏شود، منتظر آن ميهمان نيست. برايش فرقي نمي‏كند كه بيايد يا نيايد. اما منتظر اين چنين است. مي‏گويد، حضرت اين بيت شعر را خواندند، بعد يك مرتبه، وضع حرم به حالت قبلي برگشت. من فهميدم كه جواب سؤال حاجي اشرفي همين است. خدا رحمت كند، آيت الله ميرجهاني را؛ يك موقعي خدمتشان بوديم. ايشان اين قضيه را تعريف مي‏كردند. البته اين قضيه، در كتاب دارالسلام آمده و در بعضي كتاب‌هاي ديگر هم ديده‏ام كه اين جريان را نوشته‏اند. اين دكتر مي‏گويد، من بيت شعر را حفظ كردم و آمدم مازندران جالب است، مي‏گويد قبل از اينكه شعر را براي حاجي بخوانم، در همان ملاقات اولي كه با حاجي برخورد كردم ديدم حاجي دارد شعر را مي‏خواند. نمي‏دانم ايشان از كجا خبر داشت.
پي‏نوشت‌ها:٭ نمايندة مجلس خبرگان استان اصفهان.1. سورة رعد(13)، آية 39.2. ام الكتاب، يعني اصل كتاب، مادر كتاب، كتاب مادر يا كتاب مكنون يا كتاب مبين، لوحي يا كتابي است كه امور عالم تا ابد در آن آمده است.3. سورة رعد(13)، آية 31.

ماهنامه موعود شماره 58

+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 12:0 |
مسلك بهائيت از سال 1260 ق توسط علي محمد باب كه خود را « باب » امام و وسيله تماس مردم با امام زمان (ع ) معرفي كرد , به وجود آمد. او سپس دعوي مهدويت كرد و گفت كه درآينده از ميان بابي ها پيامبري قيام خواهد كرد و دين تازه اي خواهد آورد . وي در سال 1266 به دستور ناصرالدين شاه و اميركبير , تيرباران شد. بعد از آن , از بين پيروانش دو برادر مدعي جانشيني وي شدند و بدين ترتيب , اختلافاتي ميان پيروان فرقه افتاد. گروهي پيرو برادر اول , مشهور به « صبح ازل » (بابي ها) , و عده اي ديگر پيرو برادر دوم « بهاالله » (بهائي ها) شدند و در نزاع آنها عده زيادي به هلاكت رسيدند دولت عثماني در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسياي صغير تبعيد كرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه يافت و بدين جهت , دولت عثماني بهاالله و طرفدارانش را به عكا در فلسطين اشغالي و صبح ازل را به قبرس تبعيد كرد. فعاليت بهاالله در عكا باعث شد كه بيشتر با بيان و به ويژه با بيان ايران پيرو او شوند.

از آنجا كه عمده ويژگي هاي رفتاري بهائيت با ويژگي هاي رفتاري اسرائيلي ها همخواني داشت , با تشكيل دولت اسرائيل و تشكيلات مركزي بهائيت در شهر حيفا , اين فرقه كاملا در خدمت اسرائيل قرار گرفت و فعاليت هاي آنها براساس خواسته هاي اسرائيلي ها تنظيم شد. در اين ميان بهائي ها از حمايت آمريكا و انگلستان نيز برخودرار بودند. از سوي ديگر , فعاليت بهائيان به خصوص در ارتباط با اسلام زدايي سازگاري زيادي با روحيه محمدرضا پهلوي داشت . مجموعه اين مسائل سبب شد كه بهائيت براي حفظ موجوديت و تحقق اهداف خود در عصر محمدرضا شاه كه براي آنها به منزله دوران طلايي بود , در زمينه گسترش روابط ايران و اسرائيل كه كاملا در راستاي منافع آنها بود , به فعاليت قابل توجهي بپردازند.
مسلك بهائيت از سال 1260 ق توسط علي محمد باب كه خود را « باب » امام و وسيله تماس مردم با امام زمان (ع ) معرفي كرد , به وجود آمد. او سپس دعوي مهدويت كرد و گفت كه درآينده از ميان بابي ها پيامبري قيام خواهد كرد و دين تازه اي خواهد آورد . وي در سال 1266 به دستور ناصرالدين شاه و اميركبير , تيرباران شد. بعد از آن , از بين پيروانش دو برادر مدعي جانشيني وي شدند و بدين ترتيب , اختلافاتي ميان پيروان فرقه افتاد. گروهي پيرو برادر اول , مشهور به « صبح ازل » (بابي ها) , و عده اي ديگر پيرو برادر دوم « بهاالله » (بهائي ها) شدند و در نزاع آنها عده زيادي به هلاكت رسيدند دولت عثماني در عراق همه آنها را از بغداد به آدرنه در آسياي صغير تبعيد كرد. اما در آنجا هم نزاع دو برادر ادامه يافت و بدين جهت , دولت عثماني بهاالله و طرفدارانش را به عكا در فلسطين اشغالي و صبح ازل را به قبرس تبعيد كرد. فعاليت بهاالله در عكا باعث شد كه بيشتر با بيان و به ويژه با بيان ايران پيرو او شوند.
تشكيلات مركزي بهائيت در شهر حيفا و در كنار قبر عباس افندي قرار دارد. تشكيلات و موسسات بهائيان در هر نقطه اي از جهان زير نظر هيئت نه نفره بيت العدل اعظم قرار دارد. در يكي از نشريات فرقه آمده است : « آنها نهايت افتخار و مسرت , بسط و گسترش روابط بهائيت با اولياي امور بن ]جمعي از دوستان بهائي [دولت اسرائيل را به اطلاع بهائيان مي رسانيم . گوريون ـ نخست وزير اسرائيل ـ احساسات صميمانه بهائيان را براي پيشرفت دولت مزبور به او ابراز نمودند و او در جواب گفته است : « از ابتداي تاسيس حكومت اسرائيل , بهائيان همواره روابط صميمانه اي با دولت اسرائيل داشته اند » . (1 ) فرقه بهائيت كه شاخه اي از صهيونيسم به شمار مي رود , طبق دستور , همه قواي خود را براي اجراي نقشه نابودي انديشه هاي ملي و مذهبي در ايران به كار گرفت و براي اين منظور مجريان خود را انتخاب كرد تا در بلندمدت آرمان هاي ملي و سنت هاي ديني را تخريب كنند. از اين رو بهائيان , به تدريج درصدد تسخير پست هاي حساس و كليدي كشور برآمدند. اين نقشه با روي كارآمدن « حسنعلي منصور » در ايران پياده شد و براي نخستين بار پاي بهائيان به كابينه وزيران ايران رسيد. گرچه با ترور منصور , نقشه هاي وي جامه عمل نپوشيد , اما به هرحال , كابينه بهائي هويدا روي كار آمد. در كابينه نخست وي , چهار وزير بهائي حضور داشتند. هويدا در مدت حكومت خود با به كاربستن تصميمات كادر رهبري كميته . نفوذ بهائيان را در همه سطوح سياسي , اقتصادي و نظامي به حد كامل گسترش داد . (2 )
بهائيان با تمام وجود خود را در اختيار اسرائيلي ها قرار داده بودند به گونه اي كه توانستند اعتماد بيش از حد اسرائيلي ها را كسب كنند و اسرائيلي ها نيز در برابر خوش خدمتي آنها رفتار ويژه اي داشتند. در يكي از اسناد , به نقل از يكي از بهائيان به نام « فريدون رامش فر » كه مسافرتي به اسرائيل داشته , درباره نحوه برخورد اسرائيلي ها با بهائيان آمده است : « ... دولت اسرائيل آن قدر نسبت به بهائيان خوشبين است كه در فرودگاه خود , احيا (بهائيان ) را بازرسي نمي كند. به طوري كه وقتي رئيس كاروان به پليس اظهار مي دارد اينها بهائي هستند , حتي يك چمدان را باز نمي كنند. ولي بقيه مسافرين و حتي كليمي ها را بازرسي مي كنند به طوري كه يك كليمي اعتراض كرده بود كه چرا بهائيان را بازرسي نمي كنيد و ما را كه اينجا موطن مان است , مورد بازرسي قرار مي دهيد ! » (3 )
بهائيان در كنار عناصر فراماسون و صهيونيست , در دوران محمدرضاشاه نقش مهمي در اجراي نظرات و سياست هاي خود داشتند. در اين دوران باتوجه به نفوذ بيشتر آمريكا و اسرائيل , تلاش فراواني براي رسميت بخشيدن به فرقه بهائيت مي شد; زيرا آنها نقش موثري در تثبيت رژيمن سلطنتي و حكومت شاه داشتند : به گونه اي كه بسايري از نزديكان شاه و خاندان پهلوي و عده زيادي از كارگزاران و متوليان پست هاي حساس و كليدي كشور بهايي بودند . (4 )
در سال 1339 فهرستي از اسامي مقامات نظامي و غيرنظامي تهيه شد كه نشانگر تصدي بيشتر پست هاي اطلاعاتي , امنيتي , سياسي و اقتصادي كشور به وسيله بهائيان بود. البته به دليل پنهانكاري و عدم اظهار , بعضي از افراد در پست هاي مهمي بودند كه نام آنان در اين فهرست نيامده و بي ترديد , تعداد بهائيان شاغل در دستگاه ها چندين برابر فهرست مزبور بوده است . در سال هاي بعد , تعداد بهائيان شاغل و سطوح اشتغال آنان بالا رفت ; به طوريكه اميرعباس هويدا نخست وزير سيزده ساله , ليلي امير ارجمند مشاوره ويژه فرح و مدير برنامه هاي آموزشي و تربيتي رضا پهلوي , عباس شاهقلي وزير بهداري و وزير علوم , روحاني وزير آب و برق و كشاورزي در دولت هويدا , شاپور راسخ ماشور عالي و در واقع گرداننده سازمان برنامه و بودجه و مدير تشكيلات بهائيت در ايران , عبدالكريم ايادي پزشك مخصوص شاه و 23 شغل ديگر و ده ها تن از سران رژيم , از اعضاي فرقه بهائيت بودند . (5 )
بهائيت در تمام دوران سلطنت پهلوي و در مقاطع حساس , به رغم ادعاي غيرسياسي بودن هماهنگ با سياست هاي موردنظر رژيم و در جهت تثبيت موقعيت آن تلاش كرد. تاييد انقلاب سفيد شاه , همكاري با ساواك , جلب حمايت دولت هاي بزرگ از شاه و سلطنت او به وسيله اسرائيل , و عضويت در حزب رستاخيز , قسمتي از مواضع سياسي فرقه مزبور بود. يكي از مبلغان بهائيت درباره تاثير متقابل بهائيت بر شاه و خاندان پهلوي گفته بود : « كارهايي كه اكنون به دست اعلي حضرت شاهنشاه صورت مي گيرد , هيچ كدامشان روي اصول دين اسلام نيست زيرا شاه به تمام دستورهاي بهائي آشنايي دارد و حتي ايشان با اشرف پهلوي در دوران كودكي در مدرسه بهائيان ... درس خوانده اند... حالا مردم ... مي گويند بهائي است . چه كاري مي توانند بكنند ! ... » (6 )
محمدرضا پهلوي آن قدر بهائيان را مورد حمايت قرار داد كه يكي از افراد نظامي به نام سرهنگ اقدسيه در جلسه بهائيان شيراز مورخ 1347,4,18 , ضمن بهائي خواندن شاه , درباره نحوه برخورد خود با افراد مسلمانان اظهار داشت : « ... افتخار ما بر ديانت بهائي است . من زماني كه در ارتش بودم , سربازان و درجه داران و افسران بهائي را احترام مي گذاشتم . ولي اگر يك فرد مسلمان از ديگري شكايت مي كرد , دستور شلاق زدنش را مي دادم ... ما اطلاع داريم كه شاهنشاه آريامهر بهائي مي باشند. ما بهائيان همه پولدار هستيم و ترقي بيشتري خواهيم كرد . » (7 )
بهائيان در جنگ اعراب و اسرائيل , همواره از اسرائيل جانبداري كرده , عليه مسلمانان به تبليغ مي پرداختند و حتي براي كمك به ارتش اسرائيل به جمع آوري پول مي پرداختند. در همين ارتباط , در يكي از اسناد پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل در سال 1346 آمده است : « ... مبلغي در حدود 120 ميليون تومان به وسيله بهائيان ايران جمع آوري گرديد و تصميم دارند اين مبلغ را در ظاهر به بيت العدل در حيفا ارسال نمايند , ولي منظور اصلي آنها از ارسال اين مبلغ كمك به ارتش اسرائيل مي باشد. مقدار قابل ملاحظه اي از اين پول به وسيله حبيب ثابت , تعهد و پرداخت شده است ... » (8 )
در سال 1347 در يكي از كميسيون هاي فرقه مزبور , سخنگوي كميسيون پس از ابراز خرسندي از پيروزي اسرائيل در جنگ هاي با اعراب گفت : « پيشرفت و ترقي ما بهائيان اين است كه در هر اداره ايران و تمام وزارتخانه ها يك جاسوس داريم و هفته اي يك بار , طرح هاي تهيه شده , به وسيله دول به عرض شاهنشاه مي رسيد. گزارش هايي در زمينه آن طرح ها به محافل روحاني بهايي مي رسد. مثلا در پيمان كار , كادر بهائيان ايران هر روز گزارش خود را در زمينه ارتش ايران و اينكه چگونه چتربازان را آموزش مي دهند , به محفل روحاني بهائيان تسليم مي نمايند . » (9 )
اسرائيل پس از اطمينان از نفوذ گسترده بهائيت در اركان رژيم پهلوي و به منظور بهره برداري سياسي , اطلاعاتي و اقتصادي بيشتر از آنها , در كشورهاي جهان و به ويژه ايران , بهائيت را به صورت آشكار به عنوان يك مذهب به رسميت شناخت . در يكي از اسناد ساواك در اين باره چنين آمده است : « اسرائيل مذهب بهائي ها را به عنوان يك مذهب رسمي در سال 1974 به رسميت شناخته است . دولت اسرائيل با اجراي برنامه تحبيب از افراد مزبور مي كوشد از اقليت فوق الذكر در ساير كشورهاي جهان به ويژه ايران بهره برداري سياسي ـ اطلاعاتي و اقتصادي بنمايد . » (10 )
نمايندگي ايران در تل آويو هرازچندگاهي گزارش هاي مربوط به بهائيان را به وزارت امور خارجه ارسال مي داشت . در يكي از اين گزارش ها , مرتضي مرتضايي به چگونگي انتخابات و تعداد بهائيان جهان اشاره دارد :
« چهارمين كنوانسيون بين المللي پيروان بهائيت روز شنبه نهم ارديبهشت ماه در شهر حيفا گشايش خواهد يافت . به همين مناسبت بالغ بر]1357 [جاري هزار و يكصد نفر از نمايندگان منتخب از طرف هشتاد هزار محافل بهائي پراكنده در سراسر جهان به اين شهر مسافرت كرده اند تا نسبت به انتخاب يك هيئت مديره نه نفري كه در طي پنج سال آينده امور اداري , ... و مذهبي در بين هيئت نه نفره فعلي , ]اقدام كنند[... ]نمود[اين فرقه را تعقيب خواهد دو نفر از بهائيان تبعه ايران (فتح اعظم و نخجواني ) حضور دارند كه در حيفا به طور دائم مقيم اند . » (11 ) بنابراين , اسرائيل با حمايت همه جانبه از فرقه ضاله بهائيت و نفوذدادن آنها در پست هاي كليدي هيئت حاكمه رژيم شاه به ويژه در دربار , دولت و ارتش , در جهت اغراض و اهداف خود و ضربه زدن به فرهنگ اسلام و مسلمين به ويژه به مردم ايران و فلسطين , به عنوان يك ابزار نهايت بهره برداري را در جنبه هاي مختلف به عمل مي آورد. در واقع , مي توان گفت يكي از عوامل موثر در بسط و گسترش روابط ايران و اسرائيل , بهائيان بودند كه نقش مهمي را در اين زمينه ايفا كردند.
پاورقي : 1 ـ جواد منصوري , تاريخ قيام پانزدهم خرداد به روايت اسناد , ج .1 تهران , مركز اسناد انقلاب اسلامي , .1377 ص .332 2 ـ محمد اختريان , همان , ص .164 3 ـ جواد منصوري , همان , ص .330 4 ـ همان , ص .324 5 ـ همان , صص 325 ـ.324 6 ـ همان , ص .326 7 ـ همان , ص .322 8 ـ همان , صص 323 ـ.322 9 ـ همان . ص .332 10 ـ عليرضا زهيري , « عوامل موثر در شكل گيري رفتار سياسي ايران در قبال اسرائيل » , فصلنامه علمي , تخصصي انقلاب اسلامي , پيش شماره اول . نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها , سال اول , زمستان .1377 ص .159 11 ـ بايگاني اسناد وزارت امور خارجه . سال 38 ـ2536 , كارتن شماره 12 , پرونده 50 ـ.250 بهائيت در دوران رژيم پهلوي با آزادي كامل در راستاي تحقق اهداف رژيم صهيونيستي در ايران عمل مي كرد بن گوريون از بنيانگذاران رژيم صهيونيستي : « از ابتداي تاسيس حكومت اسرائيل , بهائيان همواره روابط صميمانه اي با دولت اسرائيل داشته اند » .

+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 10:58 |
اين اقدام، در حالي صورت مي‌گيرد كه دانشگاه «رأس‌الخيمه» امارات كه پيش از اين به القاي تفكرات وهابي به دانشجويان اهل سنت ايراني مي‌پرداخت، تعطيل شده است.خبرنگار «بازتاب» از دبي گزارش داد: تعدادي از شيوخ امارات، قصد سرمايه‌گذاري براي توسعه جريان‌هاي سلفي در ايران را دارند.بنا بر اين گزارش، قرار است، اين سرمايه‌گذاري طي قراردادي با دانشگاه «شارجه» امارات براي ترويج تفكرات وهابي در بين اهل سنت ايران انجام شود.
اين اقدام، در حالي صورت مي‌گيرد كه دانشگاه «رأس‌الخيمه» امارات كه پيش از اين به القاي تفكرات وهابي به دانشجويان اهل سنت ايراني مي‌پرداخت، تعطيل شده است.
شيوخ اماراتي براي توسعه تفكرات وهابي، حتي حاضر شده‌اند، كليه شهريه دانشجويان اهل سنت ايراني در دانشگاه شارجه را پرداخت كرده تا از آنان به عنوان عوامل خود در ايران استفاده كنند.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم اسفند 1384 و ساعت 9:58 |

روايات شيعه وديگر فرق اسلامى بر اين نكته همداستان است كه شهادت امام حسين عليه السلام در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى صرفاً يك حادثه معمولى در تاريخ اسلام يا تاريخ بشرى نبود، بلكه مطابق روايات اسلامى اين حادثه دردناك به عالم تكوين پيوند خورده است وزمين وآسمان وحور وساكنان بهشت بر اين حادثه اندوهگين شدند وپيامبران از حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام تا پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله همگى در اين واقعه به اظهار همدردى پرداختند وسالها پيش از وقوع اين حادثه جانسوز هرگاه نزد آنان از امام حسين عليه السلام ياد شده، يا از سرزمين كربلا گذشته اند، براى آن حضرت اشك ريخته اند.

در زير به برخى از شواهد اين مطلب اشاره مى كنيم:• امام صادق عليه السلام خطاب به جد بزرگوارشان امام حسين عليه السلام عرضه مى دارند: «وضمّنَ [الله] الارضَ ومن عليها دمَكَ وثارَك؛ وخداى متعال مسئوليت خون وخون خواهى تو را بر دوش زمين وزمينيان نهاده است.• حضرت ابراهيم ـ عليه وعلى نبينا وآله صلوات الله ـ هنگامى كه از سرزمين كربلا مى گذشت، از اسب به زمين افتاد وخون سرش براى همراهى با خون سيدالشهدا عليه السلام جارى شد.• حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مى دارند: ولطمت عليك الحور العين؛ در مصيبت تو حوران بهشتى لطمه به [صورت وسينه] مى زدند.• در حديث شريف آمده است: نخستين كسى كه در مدينه براى شهادت امام حسين عليه السلام صدا به گريه وزارى بلند كرد «ام سلمه» همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بود. آن حضرت شيشه اى محتوى مقدارى خاك به او دادند وفرمودند: جبرئيل به من خبر داد وگفت: هرگاه از اين خاك خون جوشيد بدان كه حسين كشته شده است. ام سلمه اين خاك را نگاه داشت وپيش از شهادت امام حسين عليه السلام هر ساعت بدان مى نگريست. هنگامى كه ديد از آن خاك خون جوشيد، فرياد زد: واحسيناه، وا ابن رسول الله! تمام زنان با شنيدن صداى او به گريه وزارى پرداختند ومدينه از بانگ گريه وناله پر شد.• در برخى از احاديث تصريح شده است در روز عاشورا آسمان خون گريست. براى مثال حضرت زينب در روز عاشورا به مردم فرمودند: أو عَجِبتم أن مَطَرت السماءُ دماً؛ آيا از اين كه آسمان خون گريسته است شگفت زده شده ايد؟


• در كتب عامه آمده است: لما قتل الحسين اسودّت السماء وظهرت الكواكب نهاراً حتى رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر؛ راوى مى گويد: هنگامى كه [امام] حسين [عليه السلام] به شهادت رسيد آسمان تيره وتار شد وستاره ها در روز مشاهده شدند ومن ستاره جوزا را هنگام عصر مشاهده كردم. هم چنين در آن روز خاك سرخ از آسمان بر زمين پاشيده شد.• مورخان آورده اند كه در اين روز در بيت المقدس هر سنگ را كه پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند وپديده خورشيد گرفتگى تا سه روز ادامه يافت. روايت زير مؤيد اين معناست: زيدبن عمر كندى به نقل از ام حيان گفت: وقتى امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، تا سه روز خورشيد گرفته بود وهر كس روغن به چهره اش مى ماليد چهره اش به جاى آن كه خنك شود مى سوخت وهر سنگ را كه در بيت المقدس پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند.سند انگليسياين سند تاريخى نيز اين حقيقت را تأييد مى كند. در صفحه 38 كتاب وقايع دوران انگلو ساكسون (THE ANGLO – SAXON CHRONICLE) ترجمه و ويرايش ميشل اسوانتون (SWANTON MICHAEL) ـ كه در 1996 ميلادى در انگلستان به چاپ رسيده و در سال 1998 ميلادى از سوى دانشگاه Exeter در ايالت نيويورك تجديد چاپ شده است ـ چنين آمده است:
685. Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood

معناى عبارت فوق چنين است: در سال 685 ميلادى اين جا در بريتانيا آسمان خون باريد وهر جا شير يا كره خوراكى بود تبديل به خون شد يا رنگ آن سرخ گرديد.اگر زمان ياد شده (يعنى سال 685 ميلادى) را به سال هجرى تبديل كنيم، اين زمان با سال 61 هجرى قمرى مطابق خواهد بود؛ يعنى همان سالى كه سيد وسالار شهيدان وآزادگان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام به همراه اصحاب وخاندانش به شهادت رسيدند.الا لعنة الله على أمة قتلت ابن بنت نبيها

منبع:به نقل از: http://alshirazi.org/news/news1427/01/27.htm

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 9:56 |
يکي از وزراي ايالتي هند يک جايزه نقدي 11.5 ميليون دلاري براي سر هر يک از کاريکاتوريست‌هايي که تصاوير توهين‌آميز به ساحت مقدس پيامبر اسلام را کشيدند، تعيين کرد. به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، اين پيشنهاد که تيتر صفحات اول روزنامه‌هاي صبح امروز هند بود، توسط محمد يعقوب قريشي وزير دولت ايالت اوتراپرادش در شمال اين کشور، در جريان تظاهراتي که روز گذشته پس از برگزاري نماز جمعه در محکوميت هتاکي رسانه‌هاي غرب به ساحت مقدس پيامبر رحمت، حضرت محمد(ص) برگزارشد، مطرح گرديد.

وي با حاضر شدن در جمع تظاهرکنندگان شهر ميروت در 400 کيلو متري شمال غربي لکنو مرکز ايالت مذکور اظهارداشت: من 510 ميليون روپيه (11.5 ميليون دلار ) و هم وزنش طلا براي سر هر يک از کاريکاتوريستها جايزه مي دهم. يعقوب که وزير امور مالي و حج ايالت اوتراپرادش مي باشد در سخنان خاطر نشان کرد که اين پول توسط مردم ميروت پرداخت خواهد شد. اين وزير ايالتي همچنين تصريح کرد که کشيدن اين کاريکاتورها توهين به مقدسات است و مسلمانان نيايد اين توهين را تحمل کنند.
دولت ايالتي هند نيز در واکنش اظهارات وي، آن را آرزوي شخصي خواند و ناقض قوانين دولتي ندانست.
اين کاريکاتورهاي توهين آميز که توسط 12 کاريکاتوريست کشيده شدند ، اولين بار در روز نامه يولان پوستن دانمارک در ماه سپتامبر به چاپ رسيدند و بعد در تعدادي از روزنامه‌هاي اروپايي نيز مجددا منتشر شد که اين امر موجب خشم مسلمانان جهان گرديد و موج خشم و نفرت همچنان ادامه دارد.
روز گذشته يک روحاني پاکستاني نيز يک ميليون دلار و يک خودرو براي سر کاريکاتوريست‌هاي توهين کننده جايزه تعيين کرد.

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 9:0 |
هرچند تعداد مسلمانان چين بنا بر برخي آمار، از كل جمعيت مسلمان اروپا بيشتر است، پس‌مانده‌هاي تفكرات كمونيستي حاكمان اين كشور، اين جمعيت بزرگ را تحت فشار قرار داده و هرگونه فعاليت آنان را ممنوع كرده است.به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «نيويورك‌تايمز»، مذهب معمولا در چين نقش پنهاني دارد؛ بنابراين، نمايش عمومي نمادهاي اسلام در شهري كه به اسم «مكه كوچك» خوانده مي‌شود، چندان مناسب نمي‌نمايد. در اينجا يك كتابفروشي قرآن و ديگر مطالب مذهبي اسلامي را به زبان عربي مي‌فروشد. جالب است كه چين با جمعيت مسلماني حدود 21 ميليون نفر، تعداد مسلمانانش از كل اروپا و حتي عراق هم بيشتر است، اما آزادي مذهب در اين منطقه منزوي در كنار جاده ابريشم به اين معني نيست كه مسلمانان چين، مشتركان فعالي در تظاهرات‌هاي داخلي و صحنه بين‌المللي باشند؛ آنان در دنياي خود تقريبا ناپيدا هستند.


نمونه اين امر، خشم و واكنش مسلمانان عليه تصاوير پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص) در اواخر هفته گذشته در بيشتر نقاط جهان بود. اينجا در شهر «لينكسيا» كه بيش از هشتاد مسجد دارد، خبر نقاشي‌ها به سرعت پخش و به دنبال آن، اداره امور مذهبي محلي به سرعت وارد عمل شد. مردم محلي مي‌گويند كه مقامات چين با امام جماعت‌ها ديدار كرده و درباره هرگونه سروصدايي هشدار داده‌اند.
اتفاقي مشابه هم در سال 2003 رخ داد كه در مورد تهاجم آمريكا به عراق بود. انجمن اسلامي چين، آژانس نيمه‌دولتي كه در مورد قانونمندي اسلام فعاليت مي‌كند، به سرعت وارد عمل شد و تظاهرات را خاموش كرد. البته نيازي هم به اين هشدارها نيست؛ با جمعيت 3/1 ميلياردي چين و اين اقليت كوچك بايد هم ساكت باشند.
مغازه‌دار مسلماني در اين شهر مي‌گويد: «ما در اين موارد بين خودمان حرف مي‌زنيم، اما چين يك قانون دارد. ما نبايد در بيرون اين حرف‌ها را بزنيم كه باعث ايجاد ناآرامي در ميان مسلمانان مي‌شود».
قوانين سخت مذهبي دولت چين مانند محدوديت‌هاي آزادي بيان حتي مي‌تواند، باعث جدايي مسلمانان از همتايانشان در هنگ‌كنگ شود؛ جايي كه شهروندان از آزادي‌هاي بيشتري برخوردارند. مسلمانان هنگ‌كنگ در روز جمعه عليه نقاشي‌ها تظاهرات كردند.
گروه‌هاي حقوق بشري، زمان زيادي است به انتقاد از خلأ آزادي‌هاي مذهبي در چين و نيز رفتار بد دولت با كاتوليك‌ها، بودايي‌هاي تبتي و يك گروه از مسلمانان در غرب منطقه «ژين‌جيانگ» پرداخته‌اند.
«درو گلدني» از رهبران دانشجويي مسلمان چين مي‌گويد: چين حدود ده حكومت مختلف مسلمان دارد كه معمولا هنگام بدنام كردن اسلام، احساس اتحاد و اشتراك مي‌كنند؛ مثل مسئله نقاشي‌ها.
از قرن هفتم و زمان آغاز ورود اسلام به چين توسط تجار و بازرگانان، اعتراض‌هاي دوره‌اي اسلامي در اين كشور ديده شده است كه تحت حكومت حزب كمونيست چين معمولا اين حركت‌ها متلاشي شد؛ از جمله بزرگ‌ترين آنها، ناآرامي‌هاي سال 1989 عليه كتابي بود كه مناره‌هاي اسلامي را نمادي غيراخلاقي دانسته و زائران مكه را عده‌اي عياش ناميده بود. مقامات دولتي كه اجازه تظاهرات را داده بودند به سرعت كتاب را ممنوع كرده و حتي مراسمي براي آتش زدن آن نيز به راه انداختند.
چند سال پيش نيز هزاران مسلمان در شهرهاي مختلف عليه نصب سر يك خوك بر سردر مسجدي در ايالت «هنان» تظاهرات كردند.
«ما هويون» چهل ساله، مدير يكي از مدارس اسلامي، مي‌گويد: كاريكاتورها، من و همه مسلمانان ديگر را خشمگين كرد، اما ما بايد با دولت همكاري كنيم. آنان از ما خواسته‌اند آرام باشيم و گفتند كه به جاي ما صحبت كرده و مراتب ناراحتي‌مان را ابراز خواهند كرد.
وي گفت: مسلمانان چين، خواستار روابط نزديك با قلب اسلام در خاورميانه هستند، اما بسياري از آنان در ايجاد رابطه با مسلمانان ديگر كشورها، داراي موانعي هستند كه باعث انزواي آنان شده است. دولت چين نيز طرحي را اجرا كرده كه طي آن، از چيني‌هاي مسلمان در سفارتخانه‌هاي خود در خاورميانه استفاده كند.
شهر «لين ژيا» كه سابقا نام «هژو» را داشت، قرن‌هاست كه مركز اسلام بوده و داراي جو مذهبي بازتري است، اما مسلمانان شهرهاي ديگر، محدوديت‌هاي زيادي دارند.
همچنين بسياري از مشكلات اجتماعي را كه باعث اعتراض مهاجران مسلمان در اروپا مي‌شود، همچون تبعيض، سطوح تحصيلي پايين‌تر، بيكاري بالاتر، احساس جدايي فرهنگي از اكثريت هم‌زيست مي‌توان در چين پيدا كرد.جمعيت مسلمانان چين ثابت است.
«ما روژيونگ» از معلمان يكي از مساجد قديمي اين شهر مي‌گويد: «ما با همه مسلمانان جهان فرق داريم. ما نمي‌توانيم به خيابان رفته و تظاهرات كنيم. بايد از دولت مجوز بگيريم، اما مي‌توانيم كارهاي ديگري انجام دهيم. ما از خدا مي‌خواهيم كه از همه مسلمانان جهان حفاظت كند».
 

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه دهم اسفند 1384 و ساعت 11:2 |
پروفسور «محمد لگن هاوزن»، بر شناخت زبان و فرهنگ ساير ملل براي تبليغ تشيع تأكيد كرد.به گزارش رسا، پروفسور محمد لگن هاوزن در همايش شيعه شناسي كه روز پنجشنبه در قم برگزار شد با اشاره به شيوه تبليغ در جامعه آمريكايي تصريح كرد: تبليغ وظيفه ماست و بايد هدايت خدا را به ديگران برسانيم، اما بايد بررسي كرد كه اين كار چگونه ممكن است.وي افزود: تشيع تنها براي ايراني‌ها يا خانواده‌هاي شيعي نيست. بايد براي تبليغ بين ساير ملت‌ها هم اقدام كرد.لگن هاوزن دانستن زبان و آشنايي با فرهنگ مردم منطقه مورد نظر را با اهميت دانست و از اعزام مبلغيني به آمريكا كه انگليسي نمي‌دانند انتقاد كرد.پروفسور لگن هاوزن، با بيان اين‌كه اسلام براي زندگي بشر برنامه دارد گفت: بايد حوزه علميه قم زبان و فرهنگ ديگر ملل جهان آشنا باشد تا بتواند تشيع را معرفي كند. اما طلاب و مبلغان شيعي، معمولاً تنها براي هم‌نژاد‌هاي خود در كشورهاي غربي اعزام مي‌شوند.

وي افزود: بايد همه را دعوت كنيم و در خدمت مردم باشيم يعني در عمل نشان دهيم كه مكتب تشيع براي انسان چه مي‌كند و ما چه نوع انساني هستيم و چه اخلاقي داريم. ما بايد الگو باشيم و فرهنگ آنجا را اصلاح كنيم.
عضو هيأت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) قم كه خود از مسيحيت به اسلام گرويده است گفت: اعمال عبادي كاتوليك‌ها بسيار دشوار است و توسط كشيش صورت مي‌گيرد اما ورود به اسلام آسان است و هركس خودش مي‌تواند به عبادت بپردازد و همين باعث شگفتي مسيحيان در آشنايي با اسلام است.
وي ادامه داد: ما به دنبال اين هستيم كه چند نفر به دست ما شيعه شده‌اند در حالي كه بايد به فكر اين باشيم كه معارف اهل بيت (ع) در دسترس مردم جهان قرار گيرد. خيلي از مسيحي‌ها هستند كه از اين معارف بهره‌مندند اما شيعه نشده‌اند.
لگن هاوزن به سفر تعدادي از مسيحيان به ايران اشاره كرد و گفت: از آنها پرسيدم مراسم عاشوراي شيعيان را چگونه ديديد؟ آنها با شگفتي مي‌گفتند: مردان بزرگسالي را مي‌ديديم كه به راحتي در برابر ديگران اشك مي‌ريختند. در حالي كه ما جلوي تلويزيون مي‌نشينيم و با ديدن فوتبال و فيلم‌هاي حادثه‌اي فرياد مي‌زنيم بكش بكش! اما شما به راحتي ابراز عشق مي‌كنيد و اشك مي‌ريزيد.
وي باز بودن انديشه، اجتهاد و امكان تفسير كتاب آسماني را از ويژگي‌هاي تشيع برشمرد و گفت: عرفان اسلامي شيعه باعث جذب امريكايي‌ها به اسلامي است. اسلامي كه براي نژاد و تبار خاصي نيست. شيعه مكتب غني است كه فكر، اخلاق و عرفان دارد. اگر با اين مكتب غني نتوانيم كسي را جذب كنيم اشكال از خود ماست.
وي به احترام حضرت مسيح (ع) نزد شيعيان اشاره كرد و گفت: بايد دسته‌ها و فرقه‌هاي گوناگون مسيحي را شناخت و با آن دسته كه به گفت‌وگو علاقه‌مندند همكاري كرد و جذابيت‌هاي شيعه را مطرح نمود.در ادامه همايش، رييس مجمع شيعه شناسي نيز طي سخناني كوتاه، مظلوميت شيعه را در عصر حاضر كمتر از گذشته ندانست و گفت: در دايره المعارف «آمريكانا» كه در سي جلد و چهار هزار و پانصد مدخل تدوين شده تنها 44 صفحه به اسلام پرداخته شده كه سهم شيعه در آن تنها چهار سطر است! و نوشته كه شيعه در برابر اهل سنت معتقد است جبرائيل وحي را به جاي علي(ع) بر محمد (ص) نازل كرده است! اين نشان مي‌دهد آگاهي آنان از مكتب اهل بيت (ع) چقدر پايين و سطحي است.
حجت‌الاسلام انصاري با انتقاد از نبود رشته شيعه‌شناسي در حوزه و دانشگاه از وجود چهار رشته مستقل درباره شيعه در اسرائيل خبر داد و گفت: به تازگي در امريكا با بودجه گزافي، مطالعات شيعه شناسي را از معاونت اديان و مذاهب سازمان سيا جدا كرده و مستقلاً در اين سازمان به اين مسأله مي‌پردازند.
وي در پايان گفت: آنها مي‌دانند كه شيعه يك مكتب آرماني است و درباره آخرالزمان و سرنوشت بشر حرف دارد. ما اين مظلوميت را با ظواهر نمي‌توانيم عرضه نماييم بلكه با تبليغ درست و شناساندن شيعه به جهان مي‌توانيم گفتمان شيعي را جهاني و از شيعه دفاع كنيم. در حالي كه اين مجمع تاكنون بيش از ده نفر شيعه شناس در ايران نيافته‌ است.

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه دهم اسفند 1384 و ساعت 10:58 |
يک سازمان تبليغات اسلامي در جواع غيراسلامي اعلام کرد، به زودي کتابي را درباره زندگي حضرت محمد(ص) به عنوان پيام آور صلح در جهان منتشر مي‌کند و آن را در دانمارک و ديگر کشورهاي اروپايي توزيع مي‌کند. به گزارش ميراث خبر، در اعتراض به انتشار كاريكاتورهاي توهين آميز درباره پيامبر اسلام(ص) و اعتقادات مسلمانان در نشريه دانماركي Jyllands-Posten ، يك سازمان تبليغات اسلامي در جوامع غير اسلامي در جده اعلام كرده است به زودي كتابي را درباره زندگي حضرت محمد (ص) و اين كه او پيام آور صلح براي جهانيان بوده است به زبان دانماركي منتشر و آن را در دانمارك و ديگر كشورهاي اروپايي توزيع مي‌كند.


«شيخ عبدالعزيز التويجري»، بنيانگذار اين سازمان، در گفت‌وگو با «عرب نيوز» گفت: «افراد بسياري در سرمايه گذاري براي اين پروژه شركت كرده‌اند و خواهان انجام چنين ماموريتي هستند. تنها ظرف 12 روز بيش از يك ميليون رأي براي انتشار اين كتاب جمع شد».
به گفته «لتويجري» كتاب زندگي پيامبر اسلام (ص) قرار است در كشورهاي اروپايي به طور رايگان توزيع شود. البته بيشترين تعداد آن در دانمارك توزيع خواهد شد تا نشان دهد كه پيامبر اسلام واقعاً در پي ترويج چه بوده است و ارزش‌هاي جاوداني را كه او براي بشريت به ارمغان آورده است، به دانماركي‌ها معرفي كند».اين سازمان تمام مسلمانان را به سرمايه گذاري در اين پروژه دعوت مي‌كند.

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه دهم اسفند 1384 و ساعت 10:0 |
به تازگي قرآني در عراق کشف شده که گفته مي‌شود توسط حضرت علي(ع) نگاشته شده است، آمريکايي تلاش مي‌کنند، اين اثر ارزشمند را در اختيار گرفته در کشور خود نگهداري کنند. به گزارش مهر، رئيس سازمان آثار باستاني و ميراث فرهنگي و ديني عراق گفت: نيروهاي آمريکايي مدعي هستند که نسخه خطي قرآن کريم که از باارزش‌ترين و قديمي‌ترين نمونه‌هاي قرآن است، به دست آنها و با استيلاي و سيطره آنها يافت شده است.رئيس سازمان آثار باستاني عراق با اشاره به با ارزش بودن اين قرآن خطي اظهار داشت: به منظور حفظ و نگهداري هر چه بيشتر قرآن کريم به خط امام علي (ع)، اين نسخه ارزشمند در گاوصندوقي بسيار محکم و با حضور نگهباناني حفاظت مي‌شود.


رئيس اين سازمان تصريح کرد: اينک اين قرآن با ارزش در دو مرکز نگهداري مي‌شود. 12صفحه آن در مرکز ملي نسخ خطي عراق، بقيه اين قرآن خطي و دست نويس در دفتر خانه اميرالمؤمنين در نجف اشرف محافظت مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري موتمر، اين نسخه خطي در زير زمين يک مخابرات قديمي‌ عراق که به دست آمريکايي‌ها ويران شده بود، يافت شد. زيرزمين اين مخابرات رطوبتي و نمدار بوده است و چند وقتي بود که مورد استفاده قرار نمي‌گرفت. اين قرآن زماني پيدا شد که جلد آن در حال از بين رفتن و نابودي بود.
در حالي که نيروهاي آمريکايي ادعا مي‌کنند آن را پيدا کرده‌اند، سعي در نوشتن توافقنامه‌اي ميان نيروهاي عراقي دارند تا اين نسخه با ارزش و قديمي ‌را به کشور خود ارسال کنند و در آنجا از آن نگهداري کنند.
نيروهاي عراق نيز به منظور محافظت و بازسازي جلد اين نسخه در فکر امضاي توافقنامه با نيروهاي آمريکايي هستند تا آنها فقط جلد اين نسخه خطي و با ارزش را به کشور خود ببرند و مراحل بازسازي را بر روي آن انجام دهند.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 19:58 |
هفته‌نامه الاردن نوشت: تعدادي از جوانان اردني حنفي مذهب به مذهب شيعه دوازده امامي گرويده‌اند. بنابر گزارش اين هفته‌نامه، تعدادي از اين جوانان، وابسته به خانواده‌هاي سرشناس اردني و فلسطيني هستند که برخي از آنان در شهرهاي السلط، الطفيله و الباديه سکونت دارند و برخي ديگر نيز در اردوگاه‌هاي آوارگان فلسطيني در حوالي پايتخت اردن‌(امان) زندگي مي‌کنند. در اين گزارش آمده است: جوانان شيعه شده مراسم عاشورا را در 20 فوريه گذشته در جوار ضريح جعفر بن ابي‌طالب برادر امام علي(ع) و پسر عموي پيامبر اسلام(ص)که در منطقه موته در استان الکرک در 160 کيلومتري جنوب امان واقع شده است، برگزار کردند.

اين گزارش مي‌افزايد: اين جوانان در مراسم عاشورا، لباس‌هاي سياه پوشيده و همه آيين‌هاي ويژه روز عاشورا از قبيل گريه، به سر و سينه زدن و زنجير زني را همچون ساير شيعيان انجام دادند. همچنين در اين گزارش تصريح شده است: جوانان ياد شده به صورت مستقيم، متأثر از حزب الله لبنان هستند. اين در حالي است که به طور کلي در اردن، پيروان مذهب تشيع جز در تعداد کمي از خانواده‌هاي لبناي مهاجر و چند خانواده کوچک ديگر که در شمال کشور زندگي مي‌کنند،يافت نمي‌شوند.

موعود

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 14:3 |
Who links to my website? 300 the movie