
ادامه مطلب

تفسیر آیات ۷ تا ۱۲ توبه. با نام روح دین کوثر مبین
برای دانلود کلیک کنید
ترجمه الميرا مراديقاعدتا با این عمل وزارت امور خارجه آمریکا، همگی ماموران سرویس اطلاعاتی – جاسوسی (سیا) و متخصصان در امور ایران در پایگاههای سیا، در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، ترکیه و آذربایجان، در یک مجموعه گرد خواهند آمد Elmira2211@yahoo.ca
توضیح مترجم: ترجمه مطالب و اطلاعاتی از این دست، برای کمک به جنبشهای اصیل سیاسی - اجتماعی کشورمان است، که بدور از توطئههای درونی و بیرونی، بتوانند راه خود را بیابند.
تهران ـ زمانی که دعوتنامه شرکت در یک گروه « حقوق بشری» در دوبی پایتخت امارات متحده عربی، برای نیلوفر یک زن ایرانی زیبا و حدودا سی ساله ارسال شد - که میگوید غیر سیاسی است و در یک سازمان بین المللی در تهران کار میکند - کاملا غافلگیرش کرده بود.
نیلوفر به « آسیا تایمز آن لاین» که سه مصاحبه از سپتامبر 2005 تا فوریه 2006 در این زمینه تدارک دیده است، اظهار داشت که: «هنگامی که به دوبی رسیدم، دیگر شرکت کنندگان از دیدن من بسیار سورپرایز شده بودند و به من گفتند که این دوره آموزشی ( workshop) تنها برای فعالین سیاسی است. بنابراین نمی دانم که چگونه من را به این « دوره» دعوت کرده بودند، بجز اینکه فقط ممکن است که انتخاب افراد از طرف آنان آنچنان سخت گیرانه نبوده است».
نیلوفر زمانی که در «هالیدی این» دوبی مستقر شد،متوجه شد که یکی از دو مرجعی که سازماندهی برپایی این جلسات را بعهده دارد ، یکی ، یک سازمان« ایرانی- آمریکایی مهاجرین ایرانی» واقع در لوسآنجلس است که مسئولیت نظارت بر این کورس را بعهده داشته و البته میزان « وابستگی» آن روشن نیست و دیگری سه نفر صرب که خود را از اعضای جنبش دمکراتیک آتپور(Otpor Democratic Movement) که در سرنگونی رهبر درگذشته یوگسلاوی، پرزیدنت اسلوبدان میلوسویچ در سال 2000 شرکت داشته اند، معرفی کردند.
به دلیل اهمیت محرمانه بودن این دوره آموزشی، برگزار کنندگان در لابی هتل، تابلویی تحت عنوان «کنفرانس بوسیله «Griffin Hospital» "گذاشته بودند. برگزار کنندگان ، استادان و دانش آموزان ، همگی در این دوره آموزشی از اسامی « مستعار» استفاده میکردند و استادان توصیه میکردند که بعد از پایان دوره ، برای ارتباط با یکدیگر از طریق سیستم Hushmail که یک سرویس ایمیلی بشدت امنیتی و کد گذاری شده است؛ استفاده نمایند.
در کلاس، استادان صرب، آموزشهایی از قبیل «فرو رفتن در غالب شخصیتها» را تدارک دیده بودند که شرکت کننده خود را در غالب کاراکترهایی خاص تجسم میکرد، برای مثال «کاراکتر یک زن ایرانی» و یا یک «روحانی شیعه». در خلال این تمرینات روانشناسی، بعنوان وسیله ای جهت از بین بردن اعتبار سیاستمداران و زدودن تاثیرات مذهبی آنها در انظار مردم، بر شخصیتهای سیاسی مضحک تکیه و تاکید میشد.
نیلوفر میگوید: «آنها به ما متدی را آموزش دادند که در صربستان(یوگسلاوی) باعث پائین آوردن میلوسویچ از قدرت شد. برخی از شیوههایی آموزش داده شد که ما با انتخاب بهترین و موثرترین آنها بتوانیم که رژیم را ساقط کنیم، اما آنها سعی میکردند که بطور مستقیم از ساقط کردن رژیم حرف نزنند، آنها از شیوه گفتار غیر مستقیم استفاده میکردند و تجربیات خود در زمینه بکارگیری این شیوهها در کشور خودشان را، بیان میکردند و اینکه این شیوهها در نهایت توانست حکومت میلوسویچ را ساقط کند».
سیروس صفدری، یک تحلیلگر ایرانی مستقل در این مورد به ما گفت: آنطور که من استنباط کردم، ایده برگزاری چنین دورهای این بوده که فعالین سیاسی را آموزش دهند و آنها را از کمک مالی خود برخوردار سازند تا بعنوان ماموران جاسوسی و محرکین جامعه، همانند جنبش دمکرایتک آتپورOtpor Democratic Movement در یوگسلاوی عمل کنند. عملیاتی که به آنان یاد میدهد تا با بکار گیری و آموزش تکنیکهای مختلف: از شعارنویسی بر علیه حکومت گرفته تا تشویق و جرئت بخشیدن به جنبش دانشجویی و یا تحریک حکومت به یک سرکوب عمومی، تا جائی که بعدا بتوان از این «جرقه» برای براه انداختن یک شورش عمومی و بزرگ در ایران استفاده کرد، جنبشی که بنظر برسد که جنبشی خودجوش و طبیعی بوده است.
دعوتنامه نیلوفر برای شرکت در جلسات این دوره آموزشی، در ماه جولای گذشته به دست او رسید، یعنی چند ماه قبل از آنکه دولت بوش علاوه بر بودجه سابق، درخواست کمک 75 میلیون دلاری اضافی را هم از کنگره این کشور جهت کمک به «براندازی رژیم» ایران بنماید.
هفته گذشته، جانشین سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، آدام اریلی، اعلام کرد که دفتر جدید التاسیس امور ایران در این وزارتخانه تمرکز خود را برای پیشبرد و معرفی دمکراسی در ایران بکار خواهد برد.
گفته شده است که مقامات عالیه که پشت این سیاست جدید ، تحت مسئولیت وزارت امور خارجه آمریکا هستند، عبارتند از : Nicholas Burns نیکلاس برنز، Elizabeth Cheney الیزابت چنی( دختر دیک چنی)، Scott Carpenter اسکات کارپنتر وDavid Denehy دیوید دینی که البته خود شخص کاندالیزا رایس وزیر امور خارجه هم در این میان هست.
اریلی گفت: دولت آمریکا هدفش تعلیم و گسترش کارشناسانی است که با زبان فارسی آشنایی کامل داشته باشند و از این جهت گروهی متشکل از15 مامور مسلط به زبان فارسی را به مناطق مختلف از جمله به مراکز دیپلماتیک آمریکا که در همسایگی ایران هستند و یا به پایتختهای اروپایی که جمعیت زیادی از ایرانیان در آنجا زندگی میکنند، گسیل خواهد کرد.
اریلی در ادامه گفت: ما احتیاج به گسترش کادری از ماموران سرویس خارجه داریم که به زبان فارسی صحبت کنند و منطقه را بشناسند و این شناخت نمی بایستی تنها به ایران محدود شود، بلکه این شناسایی باید شامل مناطقی که ایران بر آنها نفوذ و دسترسی دارد، نیز باشد. استدلال ما بر این است که افرادی را برای این منظور که فارسی صحبت کنند ، تربیت کرده، بکار بگیریم و بنابراین از همین حالا تا 20،15،10 سال دیگر ما «کادری» از کارشناسان متخصص ایران داشته باشیم، درست مانند کارشناسان عربی که داریم و یا در گذشته کارشناسانی روسی زبان برای اتحاد جماهیر شوروی داشتیم.
اریلی اضافه نمود: برای مثال «دفتر ایران» در فرانکفورت، با فارسی زبانان در فرانکفورت کار خواهد کرد و مسائل و تحولات ایران را از محل زیر نظر خواهد داشت.
بنا به گفته «هنری پرشت» دیپلمات سابق آمریکایی که ریاست سرویس ایران را در زمان بحران گروگان گیری سال 1979 بعهده داشت، وزارت امور خارجه تلاش دارد تا آموزش بهتری به ماموران خود در زمینه تاریخ، زبان و فرهنگ ایران بدهد و آنان را در ارتباط با گروههای اپوزیسیون ایرانی در دوبی قرار دهد.
قاعدتا با این عمل وزارت امورخارجه آمریکا، همگی ماموران سرویس اطلاعاتی – جاسوسی ( سیا) و متخصصان در امور ایران در پایگاههای سیا، در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، ترکیه و آذربایجان، در یک مجموعه گرد خواهند آمد.
«رئول مارک گرشت» مأمور شناسایی «سیا» در دهه 1980 که تحت پوشش دیپلماتیک در کنسولگری آمریکا در استانبول کار میکرد، آنچنانکه در کتابش (Know Thine Enemy) به نگارش درآورده است، وظیفه اش این بوده که از پناهندگان و فراریان ایرانی در ترکیه سوال و جواب کند و گزارش بخواهد، تا جايی که مینویسد: «اغلب احساس میکردم که نقش خدا را بازی میکنم».
گرشت مینویسد: من باعث شدم تا صدها ایرانی مستاصل و به جان آمده در ترکیه، نیروی خود را از دست بدهند و تحلیل روند. من مادرانی را همراه کودکانشان میدیدم که در برابرم زانو میزدند و از من تقاضای کمک میکردند. آنها پول نمی خواستند، تنها کمی لطف میخواستند، یک ویزا....آنها مرد دلسوزی را در یک اتاق گرم، پر از غذا، قهوه، چای، مشروبات الکلی و سیگار، میدیدند، یک مأمور آمریکایی که مودبانه تمامی محفوظات ذهن آنان و تمامی ذرات کوچک اطلاعات آنان را بیرون میکشید و سپس درب خروجی منتهی به خیابان را بهشان نشان میداد.
چه ابتکار عمل جدید وزارت امورخارجه ثابت کند که موفق است یا نه، تبلیغات عظیم و سوء ظن شدیدی در حال حاضر پیرامون آن وجود دارد، که تنها میتواند پیشبرد این وظایف را دشوارتر سازد.
صفدری میگوید: من حدس میزنم تمامی این برنامه، نشتهای بسیار جدی داشته است. از زمانی که این دوره برگزار شده من مکررا از مهمانان ایرانی متعدد و گوناگونی که به این دوره دعوت شده بودند، در مکانهای مختلف این قضییه را شنیدهام، کسانی که میخواستند خودنمایی کنند که چه عالی به «سیا» وصل شدهاند.
صفدری اضافه میکند که منشا برگزاری چنین دوره ای در دوبی، را احتمالا باید در میان انستیتوهای « مخازن فکری» وابسته به محافل دست راستی واشنگتن جستجو کرد که در زمینه الهام بخشی به دولت بوش جهت اتخاذ سیاستهایش در خاورمیانه، سوابق بیشماری دارند.
در مورد تامین مالی این گروههای اپوزیسیون ایرانی، او معتقد است که این کمکها میتواند بطور غیر مستقیم از سوی دولت آمریکا، پرداخت شود.... من مطمئن نیستم که آیا این پروژه متعلق به برخی سرمایهگذاران سیاسی است که جداگانه از ایالات متحده عمل میکنند یا اینکه اینها در واقع استانداردهای برنامهای هستند که قصد دارند تا چیزهای نادرست و قابل تکذیب را موجه جلوه دهند.
قابلیتهای افراد آموزش دیده که نیلوفر در دوبی با آنها مواجه شده است، نتوانسته تاثیری بر او بگذارد. او اکثریت آنان را « گرسنگان قدرت»، محرومان و کسانی که با خلق و خوی بد احاطه شده اند، توصیف مینماید.
منبع: سايت گويانيوز
در حالي كه برخي محافل مسيحيان صهيونيست در راستاي نزديك كردن مسيحيان و صهيونيستها، براي تطهير «يهودا»، حواري خيانتكار حضرت عيسي(ع) از كشف 1700 ساله او خبر ميدهند، پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر مسيحيان جهان سعي دارد با تلاشهاي انجام شده براي احياي منفورترين چهره مسيحيت مقابله كند. وي پس از كشف انجيل منسوب به يهودا، در اولين حضورش در «موعظههاي شرقي» در سنت پترباسيلبا گفت كه سيزدهمين حواري يك دروغگوي حريص بوده است. او حضرت عيسي(ع) را با قدرت و موفقيت تعويض كرد. براي او تنها قدرت و موفقيت مهم و واقعي بود و عشق براي او وجود نداشت.
دستنوشتهاي كه به تازگي به عنوان تنها متن شناختهشده در مورد انجيل يهودا ارائه شده، گفته شده كه سرانجام پس از 1700 سال افشا شده است. اين دستنوشته، ايدههاي جديد را در مورد رابطه حضرت عيسي(ع) و حواري خائن به او مطرح ميكند. در اين نسخه، ادعا شده كه حضرت عيسي(ع) از يهودا به عنوان يك دوست نزديك، ميخواهد تا او را به مقامات لو دهد و اينكه وي با اين كار از ديگر حواريون «جلو» خواهد افتاد.
هرچند برخي تئوريسينها اين نظريه را مطرح ميكردند، اما به گفته افرادي كه مشغول تحقيق در اينباره هستند، اين نخستين سند باستاني است كه از اين ايده حمايت ميكند.
به گفته كاشفان، كشف اوليه اين سند در صحراي مصر روي يك پاپيروس چرمي باستاني بود و سپس ترجمه آن توسط جامعه جغرافيايي ملي انجام و در يك كنفرانس خبري در واشنگتن عنوان شد. گفته ميشود، اين سند 26 صفحهاي به زبان «قبطي» بوده و حدود سيصد سال پس از ميلاد از روي انجيل اصلي يهودا، كه يك قرن پيش از آن به زبان يوناني بوده، نوشته شده است.
به گفته مسئولان مؤسسه، اين دستنوشته، مهمترين اثر باستاني كشف شده درباره متون جداي از كتاب مقدس در شصت سال اخير است. قابلتوجهترين بخش اين دستنوشته يهودايي، اينگونه شروع ميشود كه «راز مخفي لو دادن حضرت عيسي(ع) اين است كه او يك هفته پيش و سه روز مانده به عيد «فصح»، از اين امر به يهودا در آن مورد صحبت كرده بود».
بحث مربوط به مقايسه يهودا با حواريون ديگر است كه حضرت عيسي(ع) به يهودا ميگويند: «تو از بقيه جلوتر خواهي افتاد، چون تو مردي را كه اين لباسها به تنش است، قرباني خواهي كرد».
محققان و كساني كه با تفكرات عرفاني آشنا هستند، ميگويند: منظور حضرت عيسي(ع) از اين امر، كمك به وي براي رهايي از كالبد جسماني بوده است. در حقيقت، يهودا با اين كار، روح واقعي حضرت عيسي را آزاد كرده است.
برخلاف انجيلهاي چهارگانه موجود (متي، مرقس، لوقا و يوحنا) كه مضاميني مشابه دارند، عدهاي بر اين باورند كه تنها يهودا، «اسخريوظي» بوده كه در ميان دوازده حواري ديگر، مفاهيم تعاليم حضرت عيسي(ع) را درك ميكرده است.
انجيل يهودا نيز تنها يكي از متنهاي كشفشده در 65 سال اخير است كه به انجيل افرادي مانند توماس، مريم مجدليد و فيليپ نسبت داده شده و احتمال ميرود كه توسط عرفا نوشته شده باشد.
اغلب عقايد عرفاني، توسط رهبران توسط رهبران كليساها، تعاليمي غير ارتدوكسي خوانده ميشوند و معمولا آن را «بدعتگذاري» مينامند. كشف اين متون، تعاليم كتاب مقدس را بيان تفاوتهاي بسيار در اعتقادات و روشهاي پيروان حضرت عيسي(ع) قضاوت كرده است.
اين يافته و انتشار آنها در كليساها و دانشگاهها، باعث ايجاد نسلي جديد از مسيحيان شده كه نه تنها كتاب مقدس را كلام خداوند نميدانند، بلكه آن را محصول تاريخ و سياست ميدانند.
انجيل يهودا نيز اينگونه است، چراكه يهودا، اسخريوظي را نه تنها خائن به حضرت عيسي(ع) معرفي نميكند، بلكه او را وفادارترين آنان مينامد. رونوشت مصري اين انجيل در سيزده ورق پاپيروس به صورت پشتورو نوشته شده است و «رودولف كازر»، دانشجوي سوئيسي، مدير سيستم بازسازي و ترجمه پاپيروسها بوده است. اين تلاش گروهي توسط مؤسسه «نشنالژئوگرافيك» و حمايت بنياد حمايت از هنر مائكناس در بازل و انستيتو اكتشافات تاريخي ويت، سازمان غيرانتفاعي آمريكايي انجام شده است.
اين اسناد، ابتدا در دهه 1970 در مصر كشف شد و براي مدتي در دست دلالان مصري به اروپايي و سرانجام آمريكايي چرخيد و نهايتا توسط يك دلال زوريخي خريداري و به بنياد مائكناس داده شد.
در حالي كه برخي محافل مسيحيان صهيونيست در راستاي نزديك كردن مسيحيان و صهيونيستها، براي تطهير «يهودا»، حواري خيانتكار حضرت عيسي(ع) از كشف 1700 ساله او خبر ميدهند، پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر مسيحيان جهان سعي دارد با تلاشهاي انجام شده براي احياي منفورترين چهره مسيحيت مقابله كند. وي پس از كشف انجيل منسوب به يهودا، در اولين حضورش در «موعظههاي شرقي» در سنت پترباسيلبا گفت كه سيزدهمين حواري يك دروغگوي حريص بوده است. او حضرت عيسي(ع) را با قدرت و موفقيت تعويض كرد. براي او تنها قدرت و موفقيت مهم و واقعي بود و عشق براي او وجود نداشت. او در كنگرهاي گفت: پول براي او از برادران همكيشش و حضرت عيسي(ع) مهمتر بود. بسيار مهمتر از خداوند و عشق او. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنا بر اعتقاد مسيحيان، «يهودا»، يكي از دوازده حواري حضرت مسيح(ع)، با دريافت رشوه ايشان را به حاكمان يهودي رم نشان داد، آنان عيسي(ع) را به شيوه دردناكي به صليب كشيدند.
اين در حالي است كه بنا بر اعتقادات قرآني مسلمانان، پس از خيانت «يهودا» به مسيح(ع)، خداوند خود او را به عيسي(ع) شبيه كرد و يهوديان او را به صليب كشيدند. اما به تازگي برخي تلاشها براي احياي «يهودا» و تطهير چهره او، آغاز شده است. پاپ در صحبتهايش اشارهاي به پاپيروسهاي مورد ادعا نكرد، اما گويا موعظهاش تنها به همين هدف بود. وي گفت كه دروغهاي اين حواري مرتدشده، باعث سقوط اين مرد شد.
برای قرن های متمادی کتاب های دينی و تاريخی مسيحيت از يهودا اسخريوطی به عنوان حواری خيانتکاری نام برده اند که در ازای دريافت سی سکه نقره، محل اختفای عيسی مسيح را نزد ماموران امپراتوری روم فاش کرد.
اما با گذشت بيش از ۲۰۰۰ هزار سال، يهودا در دفاع از خود برخاسته است. انجمن جغرافيای ملی آمريکا در واشنگتن از نسخه ای قديمی از انجيلی رونمايی کرده است که تحرير آن به يهودا نسبت داده می شود. به نوشته اين انجيل، يهودا به خواست عيسی مسيح محل اختفای او را به اطلاع ماموران امپراتوری روم رسانده بود. اين در حالی است که عهد جديد و ساير انجيل های موجود از خيانت يهودا صحبت کرده اند.
يهودا در اين انجيل می گويد مسيح به طور خصوصی از او خواست تا محل حضور او را به روميان خبر دهد، تا به اين وسيله زمينه عروج او فراهم شود.
تری گارسيا از انجمن جغرافيای ملی آمريکا می گويد محتويات اين انجيل ۳۶ صفحه ای برای علمای دين مسيحيت و تاريخ دانان جالب توجه بوده است. نسخه موجود انجيل يهودا که حدود ۱۷۰۰ سال قدمت دارد، در دهه هفتاد در بيابان های مصر پيدا شد و بالاخره پس از سال ها دست به دست گشتن، توسط انجمن جغرافيای ملی آمريکا و موسسه کشفيات تاريخی ويات مرمت و ترجمه شده است.
محققان می گويند نسخه موجود در قرن سوم يا چهارم پس از ميلاد از روی نسخه يونانی آن به زبان قِبطی که زبان مسيحيان مصر است، ترجمه شده است. یهودا می گوید عیسی از او خواست تا با همکاری با رومی ها، زمینه را برای عروجش فراهم کند اين نسخه بر روی کاغذ پاپيروس نوشته شده و قدمت آن توسط آزمايش های علمی ثابت شده است. بارد ارمان از دانشگاه کارولينای شمالی گردآوری انجيل يهودا را به مسيحيان غنوسی نسبت می دهد.
به گفته آقای ارمان تاريخ تدوين نسخه يونانی انجيل يهودا به فاصله زمانی ميان جمع آوری عهد جديد و سال ۱۸۰ ميلادی بر می گردد. نخستين بار ايرانئوس، اسقف شهر ليون در سال ۱۸۰ ميلادی از انجيل يهودا نام برده است و پس از او نیز چند دستنوشته پراکنده به اين کتاب اشاره کرده بودند. ولی هيچ اطلاعاتی از محتويات اين انجيل در اختيار محققان قرار نداشته است. انجيل های مسيحی به نام گردآورندگان آنها که از حواريون عيسی مسيح بوده اند، خوانده می شوند.
رهبران مسيحی در سال های اوليه نشر مسيحيت، برای ايجاد اتحاد ميان پيروان اين دين انجيل های متی، مرقس، لوقا و يوحنا را در قالب عهد جديد گردآوری کردند و نسبت به نابودی ساير انجيل ها از جمله انجيل های منتسب به تفکر غنوسی اهتمام کردند.
نكته: اين خبر را بخش فارسي بي بي سي درج نموده است. لازم به ياداوري است نظريات اسلام و مسيحيت در موضوع به صليب كشيده شدن حضرت عيسي (ع) متفاوت مي باشد. همچنين اعتيار اناجيل نيز مورد ترديد است.
در پي انتشار نقد كوتاه استاد رسول جعفريان، بر انتشار كتاب «تاريخ اسلام كمبريج»، علاوه بر آنكه با درخواست خاموشي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي، تيتر خبر «بازتاب» تغيير يافت، شركت چاپ و نشر بينالملل اين سازمان و نيز تيمور قادري، مترجم كتاب مذكور، توضيحاتي به «بازتاب» ارسال كردند كه به همراه توضيح حجتالاسلاموالمسلمين رسول جعفريان، پژوهشگر و نويسنده برجسته تاريخ اسلام، در ادامه ميآيد....
هيأت علماي سلفي عراق، طي دو هفته اقامت در روماني اقدام به برگزاري جلساتي با هدف ساماندهي فعاليتهاي تروريستي عليه شيعيان در اروپا كردهاند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» ، دولت روماني كه در سالهاي اخير، به مزدور دسته چندم شبكه صهيونيستي در اروپا تبديل شده، فعاليتهاي گستردهاي را براي سازماندهي فعاليتهاي تروريستي وهابيت عليه شيعيان در اروپا آغاز كرده است.
بنا بر اين گزارش ، وزارت كشور روماني كه به مركز اين فعاليتهاي ضدشيعي تبديل شده است، با دعوت رسمي از رهبران سلفي ـ كه هدايت اعتقادي گروههاي تروريستي در عراق را بر عهده دارند ـ به روماني، اقدام به برگزاري جلسات رسمي با آنان كرده است.
«مثني حارث الضاري» كه رياست رابط علماي مسلمانان سني در عراق را بر عهده دارد، در جمع مسلمانان سني اروپا با اعلام واجبالقتل بودن شيعيان، بر لزوم برخورد با شيعه و ايران تأكيد كرد.
گفته ميشود، سفير عراق در بخارست با آگاهي از اين اقدام دولت روماني، اعتراض شديداللحني را به وزارت خارجه اين كشور تسليم كرده است.
هيأت علماي سلفي عراق، طي دو هفته اقامت در روماني اقدام به برگزاري جلساتي با هدف ساماندهي فعاليتهاي تروريستي عليه شيعيان در اروپا كردهاند.
در جنايت تروريستي كه دوازدهم ربيعالاول سال جاري در كراچي پاكستان به وقوع پيوست، شماري از علماي منحصر به فرد و رده بالاي اهل سنت، به قتل رسيدند.
هرچند برخي رسانهها تلاش ميكردند اين انفجار را به دعواي شيعه و سني نسبت دهند، اما تمام شواهد حاكي از آن است كه اين علماي سني كه رويهاي معتدل و ارتباط خوبي با شيعيان داشتهاند، به جرم مخالفت با وهابيت به آتش كشيدهاند.
آنچه ميخوانيد، گزارش خبرنگار «بازتاب» از پاكستان است كه اطلاعات كاملي از اين حادثه تروريستي به دست ميدهد: امسال در ايامي که غالب سنيان کشورهاي مختلف و از جمله سنيان پاکستان مراسم مولودي براي رسول خدا(ص) برگزار ميکردند، انفجار مهيبي در کراچي پاکستان رخ داد و ضمن آن 67 نفر از مسلماناني که به عشق پيامبر(ص) در اين مراسم گرد آمده بودند، به خاک و خون کشيده شدند.
شايد کساني که از دور اين حوادث را مرور ميکردند تصورشان بر آن بود که انفجار ياد شده جزيي از درگيريهاي خونيني است که ميان وهابيان و شيعيان در پاکستان در جريان بوده است. در حالي که اين تصور يکسره اشتباه است.
براي شرح اين ماجرا بايد مقدمتا گفت که در شهر کراچي دو تشکل سني با نام «جماعت اهل سنت» و ديگري «سني تحريک» وجود دارد که رهبران آن از سنيان معتدل هستند. هر دو گروه ياد شده با جريان وهابيت به شدت مخالفند و به رغم خواست آنان که مراسم مولودي براي رسول خدا (ص) را بدعت مي دانند، اينان هر ساله و با حضور ميليونها نفر آن را برگزار ميکنند.
اين دو گروه از علاقمندان به امام حسين (ع) هستند و مانند ديگر سنيان هند و پاكستان در ايام عاشورا و حتي تا اربعين مراسم و مجالس عزا نيز دارند.جماعت سنيان را در پاکستان «بريلوي» ميگويند و در مقابل، وهابيها را «ديوبندي» مينامند.
امسال مانند سالهاي گذشته مراسم مولودي در محل «نشتر پارک» با حضور دست کم دو ميليون نفر برگزار شد. اين همان ميداني است که در ايام عاشورا، شيعيان هم درهمان جا يک ساعت به غروب عزاداري برگزار مي کنند. در آن حوالي 20 هزار شيعه هم زندگي مي کنند.
به هر حال دو حزب ياد شده که همان سنيان بريلوي هستند، مراسم خود را در آنجا برگزار کردند.مراسم ياد شده عصر روز 12 ربيع با حضور ميليونها نفر برگزار شد و تا مغرب ادامه داشت. زماني که نماز مغرب شروع شد، نمازگزاران در رکعت دوم بودند که وهابيهاي ديوبندي اقدام به انفجار بخش جلوي محل اقامه نماز کردند که رهبران اين حزب همگي در آنجا حاضر بودند.
گفتني است، رهبران اين دو حزب افرادي بسيار دانشمند و معتدل بوده و جمر آنان اين بود كه به رغم سني بودن، روابط خوبي با شيعيان داشتند.
«سليم قادري» و «عباس قادري» دو برادر از رهبران «سني تحريک» بودند که هر دو عالم بودند و در اين ماجرا کشته شدند.
همين طور «حنيف بلو» و «حنيف طيب» از رؤساي «جماعت اهل سنت» بودند که اينها هم در اين انفجار کشته شدند.
در اين ماجرا دست کم حدود چهل نفر از کادرهاي اصلي اين دو حزب کشته شدند. کساني که مغز متفکر اين دو حزب بوده و در اين ماجراي خشن که ويژه وهابيان خارجي صفت است کشته شدند. البته رقم کشته شدگان به 67 نفر رسيد. اينها روي سکويي نماز مي خواندند که زير آن بمب كار گذاشته بودند.
حزب جماعت اسلامي هم همفکر بريلوي ها هستند که البته آن روز در اين مراسم نبودند. اينها هم ضد وهابي هستند و باني اين جماعت ابوالاعلي مودودي است.
اين حادثه سبب شد تا دشمني اهل سنت پاکستان با وهابيان بيشتر شود. براي عموم مردم هم مسؤوليت اين اقدام بر عهده وهابي ها گذاشته شد و اصلا کسي شيعه را در اين باره متهم نکرد.
اين حادثه بيش از هرچيز خشونت وهابيان را كه الحق بايد آنان را خوارج روزگار ما خواند روشن مي كند. كساني كه نه تنها به شيعيان بلكه به سنيان هم رحم نميكنند.
مقاله زير به بررسي مختصر تاريخچه سازمان مي پردازد.....