تبليغاتX
بارجلون

شيمون پرز، نخست وزير اسبق اسرائيل که در مراسم بزرگداشت قربانيان آلمان نازي در لهستان شرکت کرده است ضمن حمله لفظي شديد به محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري ايران، او را با آدولف هيتلر، رهبر آلمان نازي، مقايسه کرده است.
به گزارش بي بي سي روز سه شنبه، 25 آوريل، پرز که در مراسم بزرگداشت قربانيان اردوگاه هاي مرگ آلمان نازي در لهستان شرکت داشت، در سخناني گفت که هنگام ظهور هيتلر، جهانيان اظهارات يهود ستيزانه او را جدي نگرفتند و زمينه بروز جنگ دوم جهاني و کشتار يهوديان را فراهم کردند و هشدار داد که نبايد همين اشتباه در مورد رييس جمهوري ايران نيز تکرار شود.پرز که در مراسم بزرگداشت قربانيان آلمان نازي در شهر کراکو در لهستان سخن مي گفت با اشاره به سخنان رييس جمهوري ايران در مورد اسرائيل، وي را متهم کرد که خواستار نابودي ملت يهود شده است.وي گفت که هيتلر براي از ميان بردن يهوديان به ساختن اردوگاه هاي مرگ مبادرت ورزيد و رييس جمهوري ايران را متهم کرد که براي همين منظور در صدد دستيابي به بمب اتمي در پوشش فعاليت هاي صلح آميز هسته اي است.آقاي احمدي نژاد در سخناني در گذشته خواستار محو اسرائيل از نقشه جهان شده و ايجاد اين کشور پس از جنگ دوم جهاني را ناشي از اقدام غرب در جبران بدرفتاري با يهوديان خوانده بود که هزينه آن بر فلسطينيان تحميل شده است.وي در مصاحبه اي در روز دوشنبه همين هفته نيز مساله فلسطين را ناشي از "يهود ستيزي" غرب در گذشته توصيف کرد.پرز در راس هياتي از اسرائيل در مراسم موسوم به "راهپيمايي براي زنده ها" در لهستان شرکت مي کند که از اردوگاه آشويتز آغاز مي شود و تا اردوگاه مرگ برکنائو ادامه مي يابد.شيمون پرز در سال 1923 در لهستان متولد شد و در سال 1934 همراه خانواده خود به فلسطين مهاجرت کرد و پس از تاسيس کشور اسرائيل، به فعاليت هاي سياسي روي آورد.وي سه بار نخست وزير و بارها عضو هيات دولت اسرائيل بوده و در سال 1994، همراه با اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسرائيل، و ياسر عرفات، رهبر فقيد فلسطينيان، به دليل امضاي تفاهم نامه اسلو بين اسرائيل و فلسطينيان به طور مشترک به دريافت جايزه صلح نوبل نايل شد.آقاي پرز از اعضاي قديمي حزب چپگراي کارگر و زماني رهبر حزب بود اما پس از جدايي آريل شارون، نخست وزير سابق اسرائيل، از حزب راستگراي ليکود و تشکيل حزب کديما، به اين حزب پيوست.در انتخابات ماه مارس در اسرائيل، شيمون پرز به عنوان عضو حزب کديما به پارلمان راه يافت و در حال حاضر از رهبران کديما محسوب مي شود.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 21:7 |

" سيد عبدالعزيزحكيم " رييس ائتلاف يكپارچه عراق ، كشته شدن "ابو مصعب الزرقاوي" سركرده تشكيلات القاعده در عراق را به ملت اين كشور تبريك گفت.

به گزارش ايرنا، وي روز پنجشنبه با انتشار بيانيه‌اي اعلام كرد : اين خبر بر مردم صبور عراق ، خانواده‌هاي شهدا و كساني كه در اين سالها قرباني فكر و اقدام جنايتكارانه اين شرور شدند گوارا باد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 14:17 |
تل حدود سيصد زاير امام حسين(ع) در روز عاشورا كه در آن، صد ايراني مظلوم نيز به خون غلتيدند، از جنايات اوست. او متهم رديف اول جنايت نماز جمعه نجف شناخته مي‌شود كه علاوه بر قتل 85 تن، به شهادت سيدمحمدباقر حكيم منجر شد. زرقاوي زماني هدف قرار گرفت كه با تلفن همراه خود كه رد آن توسط دستگاه‌هاي اطلاعاتي گرفته شده بود سخن مي‌گفت.

زرقاوي


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم خرداد 1385 و ساعت 14:12 |

در حالي كه يك گروه شبه‌نظامي اسلام‌گرا، پس از مدت‌ها درگيري، پايتخت سومالي را در اختيار گرفته است، گفته مي‌شود، اين گروه با دلارهاي شيوخ وهابي مديريت مي‌شود.

وهابي

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، شاخ آفريقا، عمده‌ترين جمعيت مسلمانان آفريقا را در خود جاي داده است و آزاديخواهان اريتره در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب، با الگوپذيري از مردم و انقلاب اسلامي ايران، يكي از حماسي‌ترين مبارزات مردمي و مسلمانان در جهان را به نمايش گذاشتند.

در كشورهاي ديگر شاخ آفريقا و به ويژه سومالي نيز جنبش‌هاي فاقد ترور با پشتوانه مردمي فعال بوده‌اند. با اين حال، از دهه 1990، گروهي از سرمايه‌داران وهابي، با استفاده از پول كشور سعودي و احساسات پاك مردم، تلاش كردند، جنبش‌هاي شبه‌طالباني را در كشورهاي مسلمان ايجاد كنند.

پس از آن‌كه در سال 1991به حكومت «محمد زيادباره»، ديكتاتور پيشين سومالي، كه چندين بار به عنوان ميانجي جنگ ايران و عراق به ايران آمده بود، پايان داده شد، در اين كشور هرج و مرجي همانند افغانستان پس از سقوط حكومت حامي روسيه ايجاد شد. به اين ترتيب كه در اين كشور هشت ميليوني، هر كدام از گروه‌ها براي خود، گروه‌هاي مسلح جداگانه تشكيل دادند. پايتخت اين كشور، شهر «موگاديشو»ست، اما از سال 1991 اين پايتخت چندان مؤثر نبوده است.

شيخ شريف شيخ احمد، رهبر اتحاد دادگاه‌هاي اسلامي، كه همچون اسامه بن‌لادن و ديگر سران وهابي، تاجر و بازرگان است، رهبري گروهي را كه ديروز ادعا مي‌كردند، بخش بزرگ شهر موگاديشو، پايتخت سومالي را گرفته‌اند، بر عهده دارد.

گفتني است، در اين درگيري‌ها كه روزهاي گذشته بين شبه‌نظاميان او و جنگجويان سكولار، كه گفته مي‌شود، از سوي نيروهاي آمريكايي حمايت مي‌شوند، روي داد 122 نفر كشته شدند كه عمدتا از غيرنظاميان بوده‌اند.
اين گروه، همچنين سينماها را تعطيل كرده و نيروهاي نظامي آنان وحشت و ترس مي‌آفرينند.

اين در حالي است كه در پانزده سال گذشته، گروه‌هاي مسلح زيادي در اين كشور فعاليت داشته‌اند و اين گروه مسلمان كه با سرمايه‌هاي سعودي حمايت مي‌شوند، هم‌اكنون ادعا مي‌كنند كه عليه اتيوپي و اسرائيل مي‌جنگند.

شيخ شريف شيخ احمد كه يك تاجر است، داراي بيش از يكصد ميليون دلار سرمايه ثبت شده و نيز چندين هتل، مركز تجاري و ساختمان‌هاي بلند در سومالي و خارج از آن است. وي اعتقاد دارد كه به جهادي عليه دشمنان اسلام روي آورده و قرآن حكم مي‌كند كه همه اين دشمنان نابود شوند.

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 14:58 |
يكي از علماي اهل سنت كشور مراكش نسخه اي خطي از يك مولف سني با عنوان " تقييد في الثناء علي آل البيت " درباره فضيلت اهل بيت پيامبر (ع) كشف كرد.به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا ،مسؤول مركز تحقيقات علمي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در گفت و گوي با خبرنگار رسا اظهار داشت: شيخ "سيد محمد صحراوي" از علماي اهل سنت كشور مراكش، نسخه اي خطي را از يك مولف سني در منقبت آل اهل ‌‏بيت (ع) در يكي از كتابخانه‌‏هاي كشور مغرب كشف كرده است كه هم اكنون در اين مركز در حال بررسي و پژوهش است<BR>.حجت‌‏الاسلام مبلغي افزود: اين نسخه خطي با عنوان " تقييد في الثناء علي آل البيت"، اثر "محمد بن رشيد الحسني"، حاشيه‌‏اي بر كتاب " الدرر البهيه و الجواهر النبويه في الفروع الحسنيه و الحسينيه" از "ادريس احمد العلوي" است.وي اين نسخه را شامل 25 صفحه و در بردارنده رواياتي حاكي از تعظيم و توقير اهل بيت (ع) و بيان فضيلت و مناقب آنان و نيز اشعاري در اين زمينه است.مسؤول مركز تحقيقات علمي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي ذكر اقوال علماي برجسته درباره وجوب مودت اهل بيت (ع) را از ديگر مطالب اين كتاب برشمرد.
+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 و ساعت 18:20 |

سرکرده گروه تروریستی القاعده درعراق که تاکنون جنایات فراوانی علیه اکثریت ملت عراق و حتی اهل سنت با هدف ایجاد فتنه مذهبی مرتکب شده است، در اظهاراتی گستاخانه به ساحت مرجعیت شیعه در عراق اهانت کرد و از اهل سنت خواست با شیعیان بجنگند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه،ابومصعب الزرقاوی سرکرده شبکه تروریستی القاعده شاخه عراق درتوهین آمیزترین اظهارات خود درباره شیعیان عراق، آیت الله سیستانی را با الفاظ زشت و نادرست موردخطاب قرار داد و مدعی وجود همدستی میان ایران و نظامیان آمریکایی شد.

زرقاوی در نوار صوتی که در شبکه اینترنت پخش کرد، در توهین آشکار به مرجعیت شیعه درعراق، آن را به حمایت از اشغالگران و آسیب زدن به اهل سنت متهم کرد تا نشان دهد همچنان به دنبال تفرقه افکنی میان شیعه و سنی و برهم زدن وحدت وانسجام ملت عراق است؛ ملتی که آیت الله سیستانی از همان ابتدا در راستای حفظ وحدت آن گام برداشته است و همه ملت عراق اعم از شیعه و سنی و کرد متفق القول آیت الله سیستانی را سوپاپ اطمینانی برای عراق و حفظ وحدت ملت آن توصیف کرده اند.

سرکرده تروریست ها در عراق که تاکنون حملات بی شماری را در سایه حمایت اشغالگران علیه اکثریت مظلوم عراق یعنی شیعیان و حتی حملات و جنایات فراوانی را علیه اهل سنت با هدف ایجاد بدبینی میان قشرهای مختلف شیعه و سنی عراق و در نهایت برهم زدن وحدت و انسجام آنها مرتکب شده است، مدعی شد که رهبران سیاسی شیعه عراق برای آنچه" تثبیت حکومت فارسی ایرانی" توصیف کرد، تلاش می کنند.

زرقاوی، سیدعبدالعزیزحکیم رئیس فراکسیون اکثریت پارلمان عراق و رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و ابراهیم الجعفری نخست وزیر سابق را به تلاش برای آنچه توسعه وگسترش حوزه جغرافیایی حکومت ایران توصیف کرد، متهم کرد.

وی درتلاش مذبوحانه برای ایجاد فتنه طائفه ای از اهل سنت عراق خواست با شیعیان بجنگنند.

زرقاوی اظهار داشت:" ای اهل سنت بیدار شوید و آتش برافروزید و برای قطع سموم افعی های رافضی که شما را نیش می زنند، و بدترین عذاب را از زمان اشغال عراق تاکنون بر شما وارد کرده اند، آماده شوید."

وی دراظهارات تحریک آمیز خود از اهل سنت خواست تا به درخواستهای علمای شیعه و سنی عراق مبنی بر دوری کردن از طائفه گری و حفظ وحدت ملی هیچ اعتنایی نکنند.

سرکرده تروریستها در عراق مدعی شد که میان ایرانی ها و آمریکایی ها برای گشودن مرزهای ایران و عراق و آنچه "تغییر معادلات جمعیتی طائفه ای" نامید، همدستی قراردارد.

زرقاوی که تاکنون با جنایات وحشیانه اش بر ضد مردم بیگناه نشان داده است نه تنها هیچ بویی از اسلام نبرده است، بلکه هیچ نشانی از یک انسان ندارد، همچنین در بخشی دیگر از نوار ویدئویی خود به حزب الله لبنان نیز حمله ور شد و آن را یک پوشش نگهدارنده برای اسرائیل توصیف کرد و دبیرکل آن را با الفاظ زشت و توهین آمیز مورد خطاب قرار داد.

زرقاوی که تاکنون مسئولیت بسیاری از جنایات وحشیانه بر ضد اکثریت ملت عراق را البته با حمایت اشغالگران برعهده داشته است،در این نوار ادعا کرده است که می خواهد بوش، یهودیان، صلیبی ها و اکثریت ملت عراق را که رافضی خوانده، شکست دهد.

متذکر می شود ارتش آمریکا برای دستگیری زرقاوی 25 میلیون دلار جایزه تعیین کرده است.

+ نوشته شده توسط saam در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 14:56 |

طراحي و توليد يك لباس جديد خشم مردم پاکستان را برانگيخت.

به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، طراحي شلوار لي جديد براي مسلمانان نمازگزار باعث نشان دادن واکنش‌هاي متفاوت از سوي گروه‌هاي مذهبي در پاکستان شد.


اين شلوارها که توسط يک شرکت ايتاليايي طراحي شده است مارک عربي «القدس» بر آن زده شده است و گشاد مي‌باشد. طراحان اين شلوار مدعي‌اند شلوار را طوري طراحي كرده‌اند تا در هنگام نماز خواندن راحت باشند. اين شلوارها داراي جيب هاي بزرگي هستند که بتوان اشيايي مانند جواهر آلات، عينک، تسبيح و غيره را در آن قرار داد. همچنين روي حلقه کمربند آن چند نشانه سبزرنگ به احترام رنگ مقدس مسلمانان وجود دارد.
سوزان ساواليا، رئيس بخش طراحي اين نوع شلوارها گفت: ايده طراحي اين شلوارها نه سياسي بوده و نه عقيدتي و مذهبي، اين کار تنها يک اقدام فرهنگي بوده است. وي اظهار داشت: براي توليد اين شلوارها در منطقه آسيا شهر کراچي در جنوب پاکستان را انتخاب کرده‌ايم تا مسلمانان بتوانند خود اين شلوارها را توليد و استفاده کنند.
رئيس بخش توليد اين شرکت ايتاليايي اظهار داشت: ما مايليم تا اين شلوارها به دست خود مسلمانان دوخته شود. گفتني است اين شلوارها هنوز براي فروش به بازار نيامده است.
منور حسن، دبيرکل حزب جماعت اسلامي پاکستان اظهار داشت: جوانان مسلمان هيچ توجهي به چنين مسائل بي‌ارزشي مانند لباس پوشيدن در زمان نمازگزارن ندارند. آنها به مساله فراتر از اين فکر مي‌کنند. وي گفت: اين کار بيشتر جنبه تبليغاتي دارد نه مذهبي.
در يک فروش آزمايشي ده هزار از اين شلوارها در فروشگاه‌هاي فرانسه به فروش رسيده است. سوزان ساواليا افزود: انتظار مي‌رود بازارهاي مهم اين کالا کشورهاي آسياي ميانه و آمريکاي جنوبي و آفريقا باشند.
يک روحاني مسلمان پاکستاني اعلام داشت: ايده توليد اين شلوارها بسيار جالب مي‌باشد، اما استفاده از نام «القدس» به عنوان مارک اين شلوار توهين‌آميز مي‌باشد.

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 18:23 |

«بازتاب» گزارش داد: تلاش‌هاي مشكوك يك روحاني عراقي، مشهور به «سيدحسني»، ابعاد تازه‌اي يافته است.اين فرد به نام «سيد محمود الحسني الصرخي»، به رغم بي‌مايگي علمي، چندي است اعلام مرجعيت كرده و هواداران او تلاش مي‌كنند، او را همان «سيد حسني موعود» معرفي كنند كه در آستانه ظهور حضرت مهدي(عج) در عراق قيام خواهد كرد.بنا بر برخي روايات رسيده از معصومين(ع)، در آستانه ظهور حضرت وليعصر(عج)، شخصي به نام سيدحسني قيام مي‌كند و به آن حضرت مي‌پيوندد.


اين روحاني كه چند سال پيش، همانند ديگر طلاب در قم زندگي فقيرانه‌اي داشت، در آستانه اشغال عراق به لبنان ـ در همسايگي رژيم اسرائيل ـ رفت و در آنجا متحول شد!
وي پس از سقوط صدام و اشغال عراق به دست نيروهاي آمريكايي به عراق نقل مكان كرد و از آن هنگام، خود را سيد حسني موعود معرفي مي‌كند.
گفته مي‌شود، وي از آن سفر مقادير زيادي تلفن ماهواره‌اي و پول‌هاي هنگفت با خود به عراق آورده است و از چندي پيش نيز در قالب سايتي به تبليغات گسترده براي خود مي‌پردازد.
وي همچنين با اين روش، توانسته است شماري از شيعيان ساده‌دل را به خود جذب كند.گفتني است، بيشتر پيروان وي در کربلا، کوفه و العماره سکونت دارند و به تازگي، تصوير ديواري بزرگي از سيد حسني بر يکي از ديوارهاي يکي از ميادين اصلي شهر العماره نقاشي شده است.
دو سال پيش نيز چند عراقي سياهپوش كه از هواداران وي بودند، در حركتي هماهنگ در نماز جمعه چند شهر ايران، به طرفداري از وي شعارهايي سر دادند.
وي همچنين به رغم كم‌مايگي علمي، به ابراز مخالفت با آيت‌الله سيستاني، مرجع تقليد شيعيان عراق و نيز به طرح برخي مسائل نادر به عنوان فتوا پرداخته است.
تحركات مشكوك اين روحاني نظير كشتن چند آمريكايي و ايجاد زمينه اقدامات تلافي‌جويانه اشغالگران عليه شيعيان، باعث شده است تا شخصيت‌هاي برجسته عراق، احتمال ارتباط وي با سرويس‌هاي امنيتي خارجي را مورد بررسي قرار دهند.

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 18:19 |

روبرت مك نامارازمانــي كه من وزيــر دفاع بــودم، فرماندة نيروي هوايي اســتراتژيك آمريكا يك خط تلفن شخصي در اختيار داشــت و هر جا كه مي رفــت آن را همراه خود مي برد و 24 ســاعت روز، هفــت روز هفته و 365 روز ســال، اين تلفن با او بود . تلفن فرماندة نيروي هوايي كه مقر وي در شهر » اوهاما « در » ايالت نبرسكا « واقع شده بود، با مركز فرماندهي دفاعي آمريكاي شمالي كه كيلومترها در زير كوهستان چيني در » ايالات كلورادو« قرار دارد، مرتبط بود و از آنجا نيز يك خط ارتباطي بين ايــن پايگاه و رئيس جمهور آمريــكا برقرار بود . رئيس جمهور نيز كدهاي فعال كنندة كلاهك هاي هسته اي را هميشــه در اختيار داشت . يك افســر ارتش آمريكا ايــن كدها را در يك كيف دســتي كه آن را » فوتبال« ناميده اند همه جا براي رئيس جمهور حمل مي كرد .


اشاره :روبـرت مك نامـارا , وزير سـابق ايالات متحـدة امريكا در دولت » جـان اف كندي « و رئيس سـابق » بانك جهاني « ـ اكنون نگران اسـت و مي دانـد در چه وضعيـت خطرناكي قـرار گرفته ايـم . مشـاوره هاي او بـه دولت كندي در زمـان » بحران موشـكي كوبا « بود كه از فاجعـه اي اتمي جلوگيري كـرد . امروزاو معتقد اسـت كه ايالات متحده ديگر نبايدبه سـلاح هاي اتمي به عنوان ابزار سياسـت خارجي متكي باشد؛ زيرا ابزاري غيراخلاقي، غيرقانوني و بي نهايت خطرناك است .مك نامارا مي گويد : اينك زمان آن فرا رســيده ـ يا بهتر بگويم ـ حتي گذشــته اســت كه ايالات متحده از سياســت اتكا ب ســلاح هاي اتمي به عنوان ابزار سياست خارجي ـ كه سياســت اين كشور در زمان جنگ ســرد بود ـ دست بــردارد . من سياســت كنوني ايالات متحــده در قبال ســلاح هاي اتمي را غيراخلاقي، غيرقانوني و به لحاظ نظامي غيرضروري و بسيار خطرناك ارزيابي مي كنم . در حال حاضر خطر انفجار يا شليك ناخواسته و تصادفي يك كلاهك هسته اي بسيار زياد است، اما شاهد هستيم كه دولت بوش نه تنهــا قصد كاهش اين خطرات را ندارد بلكه بر سياست نگه داشــتن زرادخانة هسته اي ايالات متحده بــه عنوان نقطة اتكاي نيروي نظامي اين كشور تأكيد دارد . اين سياست در تضاد با اصول بين المللي ـ كه كشورها را از گســترش سلاح هاي اتم منع مي كند ـ قرار دارد . سياست اتمي آمريكا از زماني كه من وزير دفاع بودم تا كنون تفاوت چنداني نكرده است و تنها خطرناك تر و به لحاظ ديپلماتيــك مخرب تر است . تقريباًشده امروز ايــالات متحده 4500 كلاهــك هســته اي اســتراتژيك و تهاجمــي را بــه صــورت آماده بــاش در اختيــار دارد . ايــن تعــداد در روســيه به ســختي به 3800 عدد مي رسد . تعــداد كلاهك هاي هســته اي اســتراتژيك ارتش هاي بريتانيا، فرانسه و چين بسيار كمتر از اين مقدار اســت و به حــدود 200 تا 400 سلاح مي رســد . دولت هاي هسته اي در زرادخانة هر يك از اين دولت ها مي رســد . دولت هاي هسته اي جديد مانند پاكستان و هند هر يك كمتر از ۰۰۱ سلاح اتمي دارند . كرة شمالي نيز ادعا مي كند كه سلاح هاي اتمي توليد كرده و آژانس هاي اطلاعاتي آمريكا تخمين مي زنند كه » پيونگ يانگ « مواد لازم براي توليد ۲ تا ۸ بمب اتمي را در اختيار دارد .
قدرت تخريبي اين ســلاح ها چقدر است؟ قدرت تخريبي يك كلاهك هسته اي ايالات متحده 20 برابر بمب اتمي اســت كه در » هيروشــيما « انداخته شد . از8000 كلاهك هســته اي فعال و آمادة شليك آمريكا، 2000 كلاهك در حالــت آماده باش كامل قرار دارد و 15 دقيقه پس از اعلام هشــدار، شــليك خواهند شد.طرز استفاده از اين كلاهك به چه صورت است؟ دولت ايــالات متحده هيچ گاه در زمــان وزارت من يا بعد از آن اعلام نكرده اســت كه » شروع كنندة جنگ اتمي« نخواهند بود . كشور ما هميشــه آماده بود تا هر زماني كه احســاس خطر كند، آغازكنندة اســتفاده از ســلاح اتمي عليه هر دشــمن اتمي و يا غيراتمي باشــد و اين تصميم بــر عهده يك نفر، يعني رئيس جمهور ايالات متحدة آمريكاســت . در طي ده ها ســال، نيروي اتمي آمريكا كاملاً آماده بوده است كه با اولين حملة اتمي ياغيراتمي از سوي يك  مهاجم، ضربات مهلكي را بر اين دشــمن وارد آورد . اين سياست آمريكا بوده و تا زماني كــه ما يك دشــمن متخاصم بالقوه اتمــي داريم و به عنوان نيروي بازدارندة اتمي، ادامه خواهد داشت .زمانــي كه من وزيــر دفاع بــودم، فرماندة نيروي هوايي اســتراتژيك آمريكا يك خط تلفن شخصي در اختيار داشــت و هر جا كه مي رفــت آن را همراه خود مي برد و 24 ســاعت روز، هفــت روز هفته و 365 روز ســال، اين تلفن با او بود . تلفن فرماندة نيروي هوايي كه مقر وي در شهر » اوهاما « در » ايالت نبرسكا « واقع شده بود، با مركز فرماندهي دفاعي آمريكاي شمالي كه كيلومترها در زير كوهستان چيني در » ايالات كلورادو« قرار دارد، مرتبط بود و از آنجا نيز يك خط ارتباطي بين ايــن پايگاه و رئيس جمهور آمريــكا برقرار بود . رئيس جمهور نيز كدهاي فعال كنندة كلاهك هاي هسته اي را هميشــه در اختيار داشت . يك افســر ارتش آمريكا ايــن كدها را در يك كيفد ســتي كه آن را » فوتبال« ناميده اند همه جا براي رئيس جمهور حمل مي كرد .وظيفه فرماندة اســتراتژيك نيروي هوايي اين بود كه به تماس هاي گرفته شده، قبل از به صدا درآمدن كمتر از ۳ زنگ اين تلفن پاسخ دهد . اگر تلفن به صدا در مي آمد و او مطلع مي شد كه يك حملة اتمي توسط موشــك هاي بالستيك دشمن در راه است، تنها ۲ تا ۳ دقيقه فرصت داشــت مطمئن شــود كه آيا اين هشدار حقيقــت دارد يا خير (در طي ســال ها، ايالات متحده چندين هشــدار نادرســت دريافت كرده اســت ) و اگرهشدارها درست بود، بايد به اين حملات پاسخ ميد اد . سپس تقريباً10 دقيقه زمان داشت تا رئيس جمهور را پيدا كند و جريان را به اطلاع او برساند تا رئيس جمهور نيز وضعيت را با ۲ يا ۳ مشاور نزديك خود بررسي كند . اين مشــاوران، وزير دفاع و رئيس ستاد مشترك ارتش ايالات متحده هستند . سپس در اين 10 دقيقه، رئيس جمهور فرمان را به وزير دفاع ابلاغ ميد اشت و كدها را در اختيار او قرار ميد اد تا كلاهك ها را به سمت دشمن شــليك كند . رئيس جمهور نهايتاً دو انتخاب داشــت؛ سعي كند در برابر حملات ايستادگي كند و از خسارات شــديد جلوگيري كنــد و در فرصت مناســب تصميم بگيرد كه چه زمان موشك هاي اتمي را به عنوان اقدام متقابل به ســمت دشــمن پرتاب كند؛ و يا فوراً فرمان شليك موشك ها را صادر كند كه در آن صورت، صدها موشك به سمت اهداف نظامي و مراكز صنعتي دشمن شــليك مي شــد . به نظر مي آيد رقيب ما در » مسكو« نيز تمهيدات مشــابهي را برنامه ريزي كرده بود و هنوز نيز وضعيت به همين صورت باشد . وضعيت شرح داده شده آنچنان عجيب به نظر مي رسد كه باور آن مشكل اســت . هر روز، در حالي كه ما مشغول كارهاي روزانة خود هستيم، رئيس جمهور موظف است، در مدت زمان 20 دقيقه تصميم بگيرد كه آيا بايد يكي از مخرب ترينســلاح هاي جهان را  اســتفاده كند يا خير . براي اعلام ٥٩ جنگ عليه يك كشــور نياز به تصويب كنگره اســت، ولي برپا كردن يك فاجعة اتمي تنها به تصميم رئيس جمهور و مشــاوران او بســتگي دارد كه تنها در مدت 20 دقيقه اتخاذ مي شــود . 40 ســال اســت كه شرايط به همين نحو اســت و تنها تغييــرات ناچيزي صورت گرفته و هنوز هم رئيس جمهور كيف دستي موسوم به » فوتبال « را همه جا همراه خود مي برد . مــن در زمان مســئوليتم توانســتم بخش هايي ازاين سياســت خطرناك را تغيير دهم . من و همكارانم آغازگر گفتو گوهاي تســليحاتي بوديم . تدابير امنيتي ويژه اي را براي جلوگيري از اشــتباه و شليك ناخواستة كلاهك هاي هســته اي در نظر گرفتيم و سعي كرديم رئيس جمهور در تصميم گيري خود گزينه هاي ديگري غير از شــروع كردن و يا نكــردن حمله تلافي جويانة اتمي پيش رو داشــته باشد . يكي ديگر از اقدامات ما از بين بردن موشك هاي هســته اي آسيب پذير در تركيه بود . هم اكنون آرزو مي كنم كه اي كاش اقدامات مؤثر ديگــري نيز انجام مــيد ادم، ولــي در آن زمان، ما در جنگ سرد بوديم و اختياراتمان بسيار محدود بود . در آن زمــان، ايالات متحــده و هم پيمانان ما در » ناتو « ، با تهديد از جانب پيمان » ورشــو « و شــوروي روبــه رو بودند و بســياري از هم پيمانان مــا (و برخي دولتمــردان ما در واشــنگتن ) قوياً اعتقاد داشــتند كه ايالات متحده بايد بر سياست آغازگر بودن جنگ اتمي ـ به منظور بازدارندگي روسيه ـ تأكيد ورزد . آنچه ما را به تعجب وا ميد ارد اين اســت كه آغازگر بودن جنگ اتمي ـ به منظور بازدارندگي روسيه ـ تأكيد ورزد . آنچه ما را به تعجب وا ميد ارد اين اســت كه امروز كه بيش از يك دهه از پايان جنگ ســرد گذشته است، سياست اتمي آمريكا تغييري پيدا نكرده است و فروپاشي اتحادجماهير شــوروي تأثيري در اين سياست نداشته است و براي جلوگيري از برپا شــدن يك جنگ اتمي توسط ايالات متحده يا كشــورهاي ديگر تدبيري انديشــيده نشــده اســت . حداقل كاري كه انجام آن ضروري به نظر مي رســد، اين اســت كه تلاش كنيم، سلاح هاي اتمــي از حالت آماده باش كامل بيــرون بيايند و نتوان تنها با فشــردن يك دكمه و در مدت زمان كوتاه آنها را شــليك كرد . ژنرال » جرج لي باتلر « فرماندة نيروي هوايي آمريكا نيز بر اتخاذ چنين سياســتي تأكيد كرده اســت . با اجــراي اين طــرح، خطر شــليك تصادفي كلاهك هاي هســته اي به ميزان قابل توجهي كاهش خواهد يافت . چنين اقدامي همچنين به ديگر كشورها نشــان خواهد داد كه ايالات متحده سعي دارد اتكاي خود به سلاح هاي هسته اي را كاهش دهد . دولت مــا زماني كــه در مذاكــرات » پيمان عدم گســترش ســلاح هاي اتمي « (ان،پي،تــي ) ) ) NPT در ســال 1968 شــركت كرد، متعهد شد نهايتاً تماميزرادخانه هاي هســته اي خود را از بين ببــرد . در » ماه مي « ، ديپلمات هاي 180 كشور جهان در نيويورك گرد هــم آمدند تا » ان،پي،تي « را مــورد بازبيني قرار دهند و ميــزان پاي بندي دولت ها را به ايــن پيمان ارزيابي كنند . ايالات متحــده با دلايل قابل قبولي تلاش كرد كرة شــمالي را متقاعــد كند تا به ايــن پيمان ملحق شــود و همچنين مذاكراتي براي اعمال محدوديت بر برنامه هاي اتمي ايران انجام شــد . ولي از سوي ديگر، توجه بسياري از كشورها ـ به ويژه كشورهاي جديدي كه توانايي بالقوه توليد ســلاح هاي اتمي را دارند ـ به ايالات متحده جلب شــده اســت . نگهداري اين حجم عظيــم از ســلاح هاي اتمــي و تنظيم آن بــه حالتآماده باش كامل، نشــان ميد هد كه آمريكا به صورت جدي به سوي از بين بردن زرادخانه هاي هسته اي خودقدم بر نميد ارد و اين پرســش را براي ديگر كشورها مطرح مي كند كه چرا تنها ما بايد سلاح هاي هسته اي خود را نابود كنيم و يا به فكر توليد سلاح هاي هسته اي نباشيم و آمريكا اين اجازه را دارد تا هر مقداري سلاح در اختيار داشته باشد؟
مروري بر آخرالزماننيروي مخرب ســلاح هاي اتمي بــه خوبي براي همه شناخته شده اســت، ولي حال كه ايالات متحده به اين سلاح ها به عنوان سياست خارجي اش اتكا دارد،بد نيســت خطر اين كلاهك هاي هســته اي را دوباره يادآوري كنيم . پزشــكان جهان در گزارش سال 2000 خود با هدف جلوگيري از جنگ اتمي، اثرات مخرب يك بمب اتمي يك ميليون تني را شــرح داده اند . هم اكنون در انبارهاي اســلحة ايالات متحــده ده ها بمب از اين نوع وجود دارد . درســت در محــل انفجار بمب اتم كه بيشترين تخريب روي ميد هد، گودالي با عمق 300 و پهناي 1200 پا ايجاد مي شود . در عرض يك ثانيه، در جو زمين گلوله اي از آتش به پهناي نيم مايل به وجود مي آيد . ســطح اين گلولة آتشين، حرارت و نيرويي سه برابر حرارت و نور نقطه مشــابهي در سطح خورشيد را توليد مي كند كه در چند ثانيه، اثري از حيات در زير اين گوي آتشين باقي نمي ماند و سوختگي هاي شديدي را به مردم تا شعاع سه مايلي وارد مي كند .پس از  12ثانيه، موج انفجار ـ هواي فشردة ناشي از انفجار ـ در شعاع سه مايلي، كارخانه ها و ساختمان ها را با خاك يكســان مي كند . آوار ساختمان ها كه توسط بادهاي ناشي از انفجار كه 250 مايل در ساعت سرعت دارد حمل مي شــود، در تمام منطقه جراحات مرگباري را به مردم وارد مي كند . حداقل 50 درصد مردم منطقه فــوراً جــدا از مرگ هاي ناشــي از تشعشــعات اتمي و طوفان هاي آتشين پس از انفجار است . و البتــه، ايــن وضعيــت كامــلاً فرضي نيســت . بمبهـ ـاي اتمي كه تنها يــك هفدهم يك بمب يك ميليــون تني مخرب بودند در آگوســت ســال 1947 توسط ايالات متحده عليه ژاپن استفاده شد . يك بمب اتمي در هيروشيما انداخته شد و حدود هشتادهزار نفر فــوراً از بين رفتند و حدود دويســتهز ار نفر نيز بعدها در نتيجــة اثرات اين انفجار مردند . پس از آن نيز بمب مشابهي بر فراز شهر » ناكازاكي « انداخته شد . در تاريخ ۷ نوامبر سال 1995، شهردار ناكازاكي خاطرات خود را  از اين حمله در برابر دادگاه عدالت بين المللي اين گونه توصيف كرد :ناكازاكي به شهر مرگ تبديل شد و حتي صداي حشرات نيز به گوش نمي رسيد . پــس از مدتي مــردان، زنــان و كودكان بي شماري در كنار رودخانه » يوراكامي« كه در نزديك شهر ناكازاكي است جمع شدند تا آب بنوشند؛ در حالي كه پوست بدن و صورت آنها مانند كاغذي لايه لايه شــده بود و از صورت و بدنشان آويزان بود . آنهــا در حالي كــه عاجزانه كمك مي خواســتند، يكي پــس از ديگري در آب يا كنار رودخانــه از بين مي رفتند و توده هاي انبوه اجســاد همه جا به چشم مي خــورد . چندين ماه پــس از بمباران اتمي، 7400 نفر از بين رفتند و 7500 نفر نيــز دچار صدمــات جبران ناپذيري شدند . اين جمعيت، دو سوم كل جمعيت ناكازاكي را تشكيل مي داد كه قرباني اين فاجعه شــدند . فاجعه اي كه صحنه اي از » آخرالزمان « ر اپيش چشــم مردمان اينشهر به نمايش درآورد . چرا اين مردم غيرنظامي كشته شدند؟ دليل آن بود كه غير نظاميان كه 100 درصد قربانيان هيروشــيما و ناكازاكي را تشكيل ميد ادند، در نزديكي اهداف نظامي و صنعتي ژاپن ســاكن بودند . نابودي آنها با وجود اين كه هدف اين بمبــاران اتمي نبود، نتيجة اجتناب ناپذيرانتخاب اين اهداف بود . اين گفته كه سلاح هاي اتمي ما مردم غيرنظامي را هدف قرار نميد هند، بي معني بوده و هست؛ چرا كه قدرت تخريبي عظيم بمب هاي اتمي عــلاوه بر اهداف نظامي، جان ده ها ميليون غيرنظامي بي گنــاه را نيز خواهد خواهد گرفــت . به طور خلاصه، بمب هــاي اتمي بــدون تمايز ميان اهــداف نظامي و غيرنظامي منفجر مي شــوند، مي ســوزانند و با سرعتي كه از ادراك ما خارج اســت، تشعشــع و مــوج انفجار ايجاد مي كنند . امروز ايالات متحدة آمريكا و روسيه، با سلاح هاي اتمي خود كه در حال آماده باش كامل قرار دارند و تنها با فشار يك دكمه فعال مي شوند، هر دقيقه از زندگي ما در قرن بيستو يكم را تهديد مي كنند . در جنگ هاي سنتي، اشتباهات جان هزاران انسان را گرفتــه اســت، ولي اگر قرار باشــد در تصميم گيريبراي اســتفاده از ســلاح  اتمي مرتكب اشــتباه شويم، 16 جبران ناپذير خواهد بود و چنين اشتباهي باعث نابوديملت ها خواهد شــد . تنها راه كاهــش خطر اين فاجعه، ابتدا خارج نمودن اين سلاح ها از حالت آماده باش كامل و سپس حذف تدريجي تقريباً تمامي اين سلاح هاست .ايــالات متحده و روســيه بايد هــر دو در جهت حذف سلاح هاي هسته اي تلاش كنند . عــلاوه بر بــه كارگيــري تعداد زيــادي كلاهك هسته اي استراتژيك براي ســال هاي متمادي، دولت بــوش در حال تصميم گيري براي اجــراي برنامه هاي گســترده و پرهزينــة توليــد پرتاب كننده هــاي مدرن موشــك هاي هســته اي و پيشرفت ســلاح هاي اتمي كنونــي اســت و قصــد دارد كلاهك هاي هســته اي جديــدي طراحي كند . همچنيــن برخي اعضاي دولت بوش درصدد توليد نوعي ســلاح هسته اي هستند كه بتوان آن را عليه مخفيگاه هــاي زيرزميني به كار برد . هدف اين طرح ها، تبديل دفاع موشــكي بالســتيك بهســلاح هاي دفاعي سه گانه اي اســت كه قدرت كشور را براي مقابله با حملة احتمالي دشــمن بهبود ببخشد . همچنين دولت بوش به آزمايشــگاه هاي سراسر كشور دستور داده اســت، تحقيقات براي طراحي سلاح هاي اتمــي جديد را آغــاز كنند و برخــي نواحي » صحراي نوادا « را براي انجام آزمايش هاي زيرزميني هســته اي در آينده آماده سازي كنند . واضح است كه دولت بوش استفاده از ســلاح هاي هسته اي را به عنوان بخشي از نيــروي نظامي آمريكا براي چندين دهة آينده، در نظر گرفته است .حضور همراه با حســن نيــت در مذاكرات جهاني خلع ســلاح هســته اي، اجباري قانوني و سياسي براي همة اعضاي معاهدة ان،پي،تي به عضويت آن درآمدند .  برنامة هسته اي دولت بوش، از ديدگاه بسياري كشورها ناقض ان،پي،تي اســت . اين برنامه به كشورهاي فاقد سلاح هاي هسته اي اعلام مي كند:مــا كــه قوي تريــن ارتش جهــان را در اختيار داريم، بايد هميشــه ســلاح اتمي داشته باشيم، اما شما كه دشمنانتان كاملا مجهز هستند، حق داشتن سلاح اتمي را نداريد .اگر ايالات متحده موضع اتمي فعلي خود را ادامه دهــد، به مرور زمان، قطعاً تكثير ســلاح هاي اتمي به ميزان زياد در ديگر نقاط دنيا انجام خواهد شد . ممكن است كشــورهايي چون مصر، ژاپن، عربستان، سوريه و تايــوان نيز به فكر توليد ســلاح ها و مــواد مورد نياز براي توليد سلاح ها به دست تروريست ها و دولت هاي خودسر برسد .امروز با دانش ساختن يك بمب اتمي ساده، مانند آنچه بر ســر هيروشــيما انداختيم، بسيار ساده و آسان شــده اســت . همين تابستان سال گذشــته بود كه درجلسه اي در آكادمي ملي علوم » ويليام جي پري « وزير سابق دفاع ايالات متحده گفت : هيــچ وقت بــه انــدازة حــالا از انفجار بمب هاي اتمي وحشت نداشته ايم . خطر حملــة اتمي به ايالات متحدة ۰۵ درصد نسبت به دهة گذشته بيشتر شده است . من نيز با او هم عقيده هستم .
لحظة سرنوشت سازامروز ما در لحظه اي حســاس در تاريخ بشــر قرار داريــم . ممكن اســت اين لحظه بحراني تــر از بحران موشــكي كوبا نباشــد، اما كم اهميتتر از آن نيســت . امــروز نه دولت بــوش، نه كنگره، نه مــردم آمريكا و نه مردم ديگر كشــورهاي جهان شكي ندارند كه بايد براي حفاظت از كشورشــان سلاح هاي هسته اي توليد كننــد؛ اما آنها از كاربرد نظامي اين ســلاح ها و قدرت تخريبي آن آگاهي ندارند؛ با خطر استفادة ناخواسته يا تصادفي اين سلاح ها آشنا نيستند و ملاحظات اخلاقي و قانوني اســتفاده از اين سلاح ها را در نظر نمي گيرند . سياست فعلي اتمي، قطعاً منجر به تكثير اين سلاح ها خواهد شد، و در آن صورت همه به اين تنيجه خواهند رســيد كه تنها راه حل، حركت به ســوي حذف كامل سلاح هاي هسته اي است . هنوز بســياري سعي دارند دنبال كنندة سلاح هاي چهل سال پيش باشند، اما اين اشتباهي بزرگ است كه تمامي كشورهاي جهان را در معرض خطرات جبران ناپذيري قرار خواهد داد .
پي نوشت :WWW. Foreign ٭policy. com بــه نقلاز » سياحت غرب « ماه نامةمركز پژوهش هاي اسلاميصــدا و ســيما، بــا اندكيتلخيص .
ماهنامه موعود شماره 63

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 18:18 |

عصام العماد، محقق و دانشمند يمني الاصلي است. وي در خانواده‌اي زيدي مذهب به دنيا آمد و در نوجواني به وهابيت گرايش يافت. او پس از مدتي با مذهب شيعه اثنا عشري آشنا شد و به اين مكتب گرويد و از آن پس تحقيقات خود را وسعت بخشيده، مناظرات و گفت‌وگوهاي پرشماري را با پيروان ديگر مذاهب به ويژه وهابيت به انجام رسانده و در اين زمينه كتاب نيز تأليف كرده است.در اين گزارش بخش‌هايي از سخنراني وي كه در خبرنامه انجمن علمي اديان و مذاهب حوزه علميه قم به چاپ رسيده است، ملاحظه مي‌كنيد.


تقريباً از سال 1950 در وهابيت يك جريان جديدي مطرح شده است. چون قبل از آن وهابيت بر اساس كتاب توحيد محمد بن عبدالوهاب شكل گرفته بود.مي‌دانيم كه توحيد نزد همه مسلمانان به عنوان يك اصل وجود داشته و دارد و در اين خصوص كتاب‌هاي بسياري نوشته شده است. از جمله كتاب توحيد فخر الدين رازي، كتاب توحيد زمخشري و اصولاً تفاسير علماي پيشين حتي تفسير قرطبي و همچنين تفسير علماي كلامي از جمله تفسير محمد غزالي طوسي، همه در مورد توحيد سخن گفته‌اند، ولي تلقي وهابيت اين بود كه در زمان گذشته توحيد اسلامي به خوبي مطرح نشده است، ولي ويژگي‌ جريان جديد اين است كه آن‌ها معتقدند وهابيت تنها يك بعد توحيد را بيان كرده و مورد تأكيد قرار داده است در حالي كه بايد به نياز مسلمانان توجه كرد تا بدانيم كه كدام معنا از توحيد مد نظر بوده و به همين خاطر همه پيامبران آمده‌اند.محمد بن عبدالوهاب در يك خانواده مذهبي به دنيا آمد و زندگي كرد. پدرش از علماي برجسته حنبلي بود. برادر او نيز از علماي درجه يك عصر خود بود. زندگي كردن در خانواده‌اي محمد بن عبدالوهاب كه همه عالم بودند. اولين مسأله‌اي كه محمد بن عبدالوهاب بيان كرد، مسأله توحيد بود. او معتقد بود كه توحيد اثنا عشري‌ها، ماتريدي‌ها و اشعري‌ها غير از توحيد پيامبران است و مسلمانان با گذشت زمان از توحيدي كه پيامبران معرفي كرده‌اند، منحرف شده‌اند و بعد هم مسايلي، مانند شفاعت، استغاثه، توحيد الوهيت به معناي توحيد ربوبيت را مطرح كرد و گفت: همه مسلمانان معتقدند كه علت بعثت حضرت رسول (ص) همان توحيد الوهيت بوده است.اين جريان ادامه داشت تا اينكه سيد قطب ظاهر شد. سيد قطب شاعر و تخصص او ادبيات، نمايش‌نامه نويسي و نقد ادبي بود؛ اما تخصص او علوم اسلامي نبود و حتي عليه اسلام هم كتاب نوشته بود. وي در سن 45 سالگي با اسلام آشتي كرد و مسلمان شد. سيد قطب مي‌گفت چون من كافر و ضد اسلام بوده‌ام و كتاب‌هايي عليه اسلام نوشته‌ام، روز تولد من همان روزي است كه به اسلام گرديدم.به زودي بزرگان وهابيت متوجه خطر تفكرات سيد قطب شدند. بزرگان وهابيت، مانند شيخ ربيع مدخلي، شيخ سليمان عوده، شيخ عثيمين، شيخ بن باز، شيخ مقبل وادعي گفتند قبلاً توحيد محمد بن عبدالوهاب در سراسر جهان مطرح بوده است و سيد قطب كتابي بر ضد وهابيت ننوشته و اصلاً شايد كتاب‌هاي محمد بن عبدالوهاب را نديده باشد، ولي او به تفسير آيات توحيدي پرداخته و بنا به گفتة آقاي ربيع مدخلي هركس كه كتاب تفسير قرآن ايشان را خوانده، ضد وهابيت شده است. اين واقعيتي است كه من و دوستانم كه قبلاً وهابي بوديم، اين مسأله را تجربه كرده‌ايم و واقعاً عمل سيد قطب خنثي كردن توحيد وهابيت است.در هنگام اعدام از سيد قطب پرسيدند كه شما جاهليت عرب را در قرن بيستم مطرح كرديد، مگر در عربستان توحيد نيست؟ سيد قطب خنديد و گفت: اين توحيد صحرايي و بدوي است نه آن توحيدي كه پيامبر (ص) براي آن فرستاده شدند!پس از آن حكومت عربستان دچار يك اشتباه بزرگ شد و به محمد، برادر سيد قطب كه متأثر از تفكرات او بود، اجازه تبليغ و بسط تفكرات سيد قطب را در كشور عربستان داد و او هم تفكرات سيد قطب را به سراسر جهان منتقل و پخش كرد.محمد قطب داراي 60 تأليف است و او نيز همچون برادرش در مصر محكوم به اعدام بود، ولي با رفتن جمال عبدالناصر از اعدام رهايي و از مصر اخراج شد. به علت مشكلات دو كشور مصر و عربستان و از آنجا كه حكومت مصر مخالف پادشاهي بود، عربستان از محمد قطب استقبال كرد و قصه از اينجا شروع شد. ربيع مدخلي كه بزرگ‌ترين مورخ وهابيت در قرن بيستم است، مي‌گويد: بزرگ‌ترين اشتباه وهابيت استقبال از محمد قطب بوده است. محمد قطب فردي آرام و متفكر بود و در مقايسه با سيد قطب كه كمي تندرو بود او همان فكر را با نرمش و ملايمت مطرح مي‌كرد. با ورود محمد قطب به عربستان، ربيع مدخلي متوجه خطر محمد قطب شد و به حكومت عربستان هشدار داد كه اگر محمد قطب در اين كشور بماند، تفكرات محمد بن عبدالوهاب نابود خواهد شد، ولي آن‌ها متوجه نشدند و به اين مسأله اهميت ندادند، هر چند محمد قطب را در مدينه محصور كرده بودند.نظر سيد قطب در مسأله توحيد درست برخلاف محمد بن عبدالوهاب بود، هرچند آن را آشكارا به زبان نياورده بود. او معتقد بود كه نبايد توحيد فقط در حد مسايل مربوط به قبرستان مطرح شود.بنا به تعبير غزالي مصري، بيشتر توحيد محمد بن عبدالوهاب به قبرستان پرداخته است و نقل مي‌كند كه در الجزاير پيروان نظريات محمد بن عبدالوهاب در قبرستان عمليات انتحاري انجام مي‌دهند و قبور را از بين ببرند. در يمن هم همين كار تكرار شد و مورد تمسخر قرار گرفتند كه مسلمانان در قدس و لبنان عمليات انتحاري انجام مي‌دهند و وهابيان در قبرستان!سيد قطب توحيد القصور و توحيد القبور را مطرح كرد و همه چيز از اينجا شروع شد. او مي‌گفت پيامبران توحيد قبور را مورد توجه خود قرار نداده‌اند. حضرت موسي (ع) كه به مصر آمد در آنجا اماكن متبركه خيلي زياد بود، ايشان مسأله توسل، استغاثه و شفاعت را مطرح نكردند، بلكه جهت اصلي توجه خود را مبارزه با فرعون قرار داد. اگر منظور از بعثت پيامبران توحيد قبور بود، پس چرا قرآن و حتي سيرة پيامبران بر اين مدعا دلالت ندارد؟سيد قطب استدلال مي‌كند كه وقتي از يكي از سرداران اسلام در جنگ قادسيه و هنگام فتح ايران مي‌پرسند، براي چه به اينجا آمديد؟ نگفت براي تخريب حرم‌گاه‌ها! در صورتي كه در ايران آن روز و در آيين زرتشت اماكن متبركة‌ زيادي وجود داشته و مسأله استغاثه و توسل مطرح بوده است، بلكه پاسخ آن‌ها اين بود كه جئنا لنخرج العباد من عباده العباد الي عباده رب العباد. سيد قطب توحيد قبور را توحيد پادشاهان معرفي كرد. چون آنان واقعاً عاشق توحيد قبور بودند.با گذشت زمان تفكرات سيد قطب مطرح شد و ربيع مدخلي به ابعاد اين مسأله پي‌برد. او مي‌گفت: هر كس اول كتاب سيد قطب را بخواند و سپس كتاب محمدبن عبدالوهاب را بخواند، مسخره مي‌كند و مي‌گويد كتاب‌هاي محمد بن عبدالوهاب بار علمي ندارد.يكي از كساني كه نزد محمد قطب درس مي‌خواند، سلمان عوده بود. او در وهابيت، مثل شهيد بهشتي براي شيعيان است! سلمان عوده از توحيد محمد بن عبدالوهاب به نام توحيد صحرايي و بدوي ياد مي‌كرد. اين تعبير در سراسر عربستان، يك انقلاب به وجود آورد.مسأله به آنجا رسيد كه برخي در داخل عربستان مطرح كردند كه شخص سني مذهب اگر توحيد و عقايد محمد بن عبدالوهاب را بررسي كند، مي‌گويد اينجا بحثي از توحيد نيست. اينجا بحث قبرستان، توسل و استغاثه است. طبيعي است كه به سراغ كتاب‌هاي ديگران برود. تا آنجا كه برخي به طعنه گفتند: شايد مادر محمد بن عبدالوهاب، او را در قبرستان به دنيا آورده كه اين قدر از قبرستان صحبت مي‌كند!عامل ديگري كه باعث شده تفكرات محمد بن عبدالوهاب زير سؤال برود، برادر ايشان سليمان بن عبدالوهاب بود. سليمان كه برادر بزرگ محمد است، فردي حنبلي مذهب با گرايش‌هاي صوفيانه و به اعتراف خود وهابيان از محمد بن عبدالوهاب عالم‌تر بود.از طرف ديگر او عاشق محمد بن عبدالوهاب بود؛ يعني اگر بگويند شيعيان كه بر ضد محمد بن عبدالوهاب كتاب نوشته‌اند از سر دشمني بوده است؛ يا اگر صوفي‌ها عليه او كتاب نوشته‌اند، شايد به دليل دشمني بوده (چون سران صوفيه را به عنوان بت معرفي كرده بود)، ولي در مورد سليمان نمي‌توان اين حرف را زد؛ او براساس برادري بر ضد برادر خود كتاب نوشته و مسايلي منبايي مطرح كرده است. سليمان ابتدا به برادر خود نامه‌هايي خصوصي فرستاد و در آن‌ها به او تذكر داد كه وي مشكلات فكري دارد و سپس در ردّ او كتاب نوشت كه اين مسأله براي وهابيان خيلي گران تمام شد.محمد بن عبدالوهاب بر اساس مبناي فكري دو شخصيت تربيت شده است: يكي ابن تيميه و دومي ابن حنبل.سليمان بارها تكرار كرد كه او و محمد هر دو كتاب‌هاي اين دو را خوانده، ولي برداشت او و برادرش با هم متفاوت بوده است. وي معتقد بود كه محمد آن متون را به طور كامل متوجه نشده است.شيخ محمد غزالي مصري اين مسأله را ثابت كرده و روي اين نكته انگشت گذاشت كه ابن تيميه از لحاظ علمي خيلي بالاتر از محمد بن عبدالوهاب بوده، چرا كه علوم مختلفي همچون كلام، منطق و فلسفه را خوانده بود. از طرف ديگر او در شهري زندگي مي‌كرده كه توسل و استغاثه به شكلي افراطي مطرح بود. چرا كه در آنجا بزرگان حضور داشتند و ابن عربي نيز در آن شهر دفن است. با اين همه ابن تيميه به كشتن شيعيان و صوفيان فتوا نداد.سليمان از اين مسأله استفاده كرد و به برادر خود گفت كه تو مخالف ابن تيميه هستي! چرا كه او هيچ موقع كشتن شيعيان و صوفيان را مطرح نكرد و به مناطق مسلمانان حمله نبرد، در صورتي كه تو حمله كردي و كشتن آن‌ها را جايز مي‌داني.وهابيان مي‌گويند كه شايد پس از كتاب‌هاي شيعيان و سيد قطب، كتاب‌هاي سليمان بيشترين اثر را در اطرافيان محمد بن عبدالوهاب گذاشته است. چالش ديگر وهابيت آن است كه متفكري سني مذهب به نام محمد سعيد رمضان البوطي كتابي مبنايي با نام «السلفيه مرحله زمنيه مباركه لا مذهب اسلامي» نوشت كه وهابي‌ها مي‌گفتند؛ اين كتاب بعد از كتاب‌هاي سيد قطب و سليمان بيشترين لطمه را به وهابيت زد؛ زيرا نويسنده باز يك سني مذهب بود كه ثابت كرد اصلاً سلفيه مذهب نيست، بلكه صرفاً يك روش است. و اين روشي است كه مي‌توان در هر دين و مذهبي از آن استفاده كرد و اصلاً نام‌گذاري يك آيين به نام سلفيه بدعت است.انتقاد ديگر او اين بود كه روش وهابيان با روش عالمان سلف مخالف است و از طرف ديگر در بين خود علماي سلف نيز اختلاف بوده است. وهابيان وقتي مي‌گويند بايد به سلف برگرديم، انسان را به صحرا و دريا مي‌كشد! چرا كه ما مي‌دانيم همه مذاهب اسلامي موجود در همين قرن زندگي كرده‌اند. حتي در ميان ياران پيامبر نيز اختلاف بوده است. اگر سلفي‌ها بگويند ما ميان آن‌ها گزينش كرده‌ايم، به آنها گفته مي‌شود اين گزينش بر چه اساسي است؟ آيا سلف يعني احمد بن حنبل؟! اگر اثنا عشريه بگويند به سلف رجوع مي‌كنيم، دوازده نفر را مستند به پيامبر و منتخب الاهي مي‌دانند؛ ولي دليل و ملاك گزينش احمد بن حنبل و بخاري از ميان حداقل يك ميليون نفر چيست؟نكته مهم ديگر درباره وهابيت اين‌كه در سال‌هاي اخير كتاب‌هاي جديدي به وسيله وهابيان درباره فرقه ناجيه نوشته نشده است، چرا كه برخي متفكران وهابي در ناجي بودن وهابيت تشكيك كرده‌اند! از جمله رهبر بزرگ آنان سلمان عوده، كتابي نوشته بنام «صفه القرباء». اين كتاب خيلي جالب است و تاكنون حداقل ده نفر از وهابيان جهان بر رد اين اثر كتاب نوشته‌اند. يعني اينها به جايي رسيده‌اند كه بر ضد خودشان هم كتاب مي‌نويسند، البته اين مسأله به 11 سپتامبر و بيست سالگذشته برمي‌گردد، يعني در دوره اوج تفكر وهابيت.بعد از حادثه 11 سپتامبر نيز اين نوشته‌ها بيشتر شد، ولي اغلب جنبه سياسي دارد و از سوي وهابيان انقلابي و بر‌ ضد امريكاست.ما مي‌دانيم كه سال‌ها پيش به دليل گسترش تفكر سيد قطب، غزالي و محمد سعيد رمضان دو جريان در درون وهابيت ايجاد شد، يكي جريان وهابيت انقلابي و ديگري جريان وهابيت درباري. مبناي فكري وهابيت درباري محمد بن عبدالوهاب است، چون تفكر او خود به خود به تفكر درباري كشيده مي‌شود. جنگ فقط با قبرستان است و اصلاً به قصر كاري ندارد. محمد بن عبدالوهاب خود نيز به پادشاهان و رهبران سياسي آل سعود پيوسته بود و با محرومان و مستضعفان مي‌جنگيد، ولي بعد از ورود كتاب‌هاي سيد قطب جرياني جديد ايجاد شد و ورود محمد قطب تكميل كننده آن بود. وهابيان درباري مي‌گويند اينها حقيقت توحيد را نشناخته‌اند.اكنون در كشورهاي عربي براي عقايد محمد بن عبدالوهاب كلاس درس برگزار مي‌كنند و براي آن‌ها نيروي نظامي درست كرده‌اند. الآن در يمن، الجزاير، مصر و عربستان براي اين تفكر پادگان‌هاي نظامي دارند!بن لادن نيز از كساني است كه نزد شاگردان محمد قطب درس خوانده است. وي در طول تحصيلاتش كم كم متوجه كتاب‌هاي سيد قطب شد و بعد از خواندن آن‌ها ديگر امريكا را به تمسخر مي‌گرفت.در نامه بن لادن خطاب به بن باز، اين لحن را به خوبي مي‌توان ديد. اين نامه قبل از حادثه 11 سپتامبر است. درباره دولت آن‌ها در افغانستان نيز شيخ ربيع مدخلي در نامه‌اي خطاب به بن باز مي‌گويد: اين دولت، دولت ما نيست! اين توحيد محمد بن عبدالوهاب نيست! اين توحيد سيد قطب است! و ربيع مدخلي كسي است كه بن باز مي‌گويد جنبش‌هايي كه ربيع مدخلي قبول ندارد من نيز قبول ندارم!البته در جريان دولت طالبان در افغانستان عناصري از هر دو نوع جريان وهابيت حضور داشتند، يعني هم توحيد درباري بود و هم توحيد قطبي يا انقلابي، ولي نزاع اين دو جريان از مدت‌ها پيش شكل گرفته و ادامه دارد. به عنوان نمونه بايد از شخصي به نام عبدالله عزام نام برد كه قبل از حوادث 11 سپتامبر كشته شد. وي در نامه‌هاي متعددي به رد شيخ ربيع مدخلي پرداخته است.نكته مهم ديگر اين‌كه در ميان شخصيت‌هاي وهابيت درباري، چهره‌سازي‌هاي متعددي صورت گرفته كه در اين زمينه علاوه بر بن باز و ربيع مدخلي، بايد از جامي هم ياد كرد كه حتي به نام او جرياني از وهابيت به نام جاميه شناخته مي‌شوند و از مشخصات آن‌ها افراط در تفكرات درباري و عشق آنان به كاخ و قصر سلاطين است و وهابيان قطبيه بر ضد آنان كتاب‌هاي بسياري نوشته‌اند.


رسا، سرويس فرهنگي

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه سوم خرداد 1385 و ساعت 18:17 |
Who links to my website? 300 the movie