تبليغاتX
بارجلون

آیت الله میرزا جواد تبریزی در سن 80 سالگی در بیمارستان کسرای تهران دار فانی را وداع گفت.

به گزارش خبرنگار بازتاب, پيكر پاك اين مرجع تقليد امشب به قم منتقل خواهد شد و فردا چهارشنبه، پس از تشييع از بيت آن مرحوم به سمت مسجد امام حسن عسگري(ع) و سپس در حرم مطهر فاطمه معصومه(س)، در جوار كريمه اهل بيت به خاك سپرده مي شود.

شایان ذکر است، ایشان در وصیت خود خواسته بود پیکرش در کنار مزار شیخ عبدالکریم حائری یزدی بنیانگذار حوزه علمیه قم به خاک سپرده شود.

گفتنی است، آيت الله العظمي شيخ ميرزا جواد تبريزي از مراجع تقليد كشورمان از سه سال پیش از بیماری رنج می برد و مدتي پیش به علت عارضه قلبي در بيمارستان كسراي تهران بستري شده بود.سه هفته قبل نیز مجلس دعایی برای شفای ایشان در قم برگزار شد و رییس جمهور نیز با حضور در بیمارستان ساسان تهران از ایشان عیادت کرد.

نگاهی به زندگی آیت الله تبریزی

آيت الله جواد تبريزي در سال 1305 شمسي در شهرستان تبريز در خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشود.وی پس از فراگیری دروس اولیه در سال 1327 شمسى شهر تبريز را ترك نمود و وارد حوزه علميه قم شد. ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شكوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه وارد درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيت الله العظمى سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله العظمى بروجردى (قدس الله اسرارهما) شدند و همزمان با آن مشغول تدريس كتب سطح نيز گرديدند. اين افاده و استفاده 5 سال يعنى تا سال 1332 شمسى طول كشيد. در طول اين مدت، 4 سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى استفاده كامل نمودند و در نزد مرحوم آيت الله العظمى بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايى بود كه استادشان مرحوم بروجردى (قدس سره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.

آيت الله العظمى تبريزى بعد از گذشت 5 سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال 1332 شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت نمود و در محضر درس اساتيد برجسته و عاليمقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چينى پرداخت. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادى شيرازى (رحمه الله) و مرحوم آيت الله العظمى خوئى (رحمه الله) استفاده كرد

آيت الله تبريزى (دام عزه) را می توان يكى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله العظمى خوئى (رحمه الله) به حساب آورد كه هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادش بود .

آيت الله حاج شيخ جواد تبريزى (ره) پس از گذشت 23 سال حضور دائم و فعال و جدّى در حوزه مقدس نجف اشرف، سرانجام در سال 1355 شمسى به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن على (عليهما السلام) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شد و پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليتهاى خود را از سر گرفت.

 ايشان در طول ساليان دراز تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامي تحويل داده و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يكي از شلوغ‌ترين حوزه‌هاي درسي بود.

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه سی ام آبان 1385 و ساعت 14:30 |

ضرت امام خميني (ره) روز قـدس‎ را روز اسـلام و فلسفه‎ انتظار دانستند. اما روز قدس چه ارتباطي با فلسفه انتظار دارد؟‌ انتظار موعود جهاني كه حكومت جهاني عدل را نمي گستراند، چگونه مي‌تواند به مردم مظلوم فلسطين ياري رساند؟

در حال حاضر دو انديشه با تکيه بر باورهاي مذهبي خود ادعاي حاکميت جهاني را در سر دارند؛ صهيونيسم و تشيع.
ريشه تلاش صهيونيست‌ها براي رسيدن به حاکميت بر سراسر جهان چيست؟

با مراجعه به تاريخ قوم بني اسرائيل، مأموريت آنان پس از رهايي از دست فرعون، آن است كه حكومتي تشكيل دهند تا پايه‌گذار حكومت جهاني شوند. «يا بني اسرائيل‏ اذكروا نعمتي التي انعمت عليكم و اني فضلتكم علي العالمين». اينها كه چيزي نمي‌دانستند، بايد آموزش مي‌ديدند. بنابراين موسي(ع) بني‌اسرائيل را در پاي كوه طور مستقر كرد و اردوگاهي آموزشي ايجاد كرد. اين اردوگاه آموزشي پانزده سال بر پا بوده و آنان در اين مدت آموزش مي‌ديدند. اين نكته از بسياري عبارات سفر خروج عهد عتيق دانسته مي‌شود. دانش‌هايي كه آنان در صحراي سينا از موسي (ع) آموخته بودند، با تجربه علمي همراه شد و مجموعه توانمندي در آنان به وجود آورد. اگر اين توانايي‌ها در راستاي اهداف پيامبران (ع) باقي مي‌ماند، مي‌توانستند اين وعده خداوند را تحقق بخشند كه فرمود: وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِينَ (قصص، آيه 5) چرا كه آنان، هم توان علمي داشتند و هم توان تجربي. تنها نياز آنان، انطباق معنويت با قدرت بود. قدرت اما گاه به سوي تامين خواهش‌هاي نفساني مي‌رود و اين، با هدف الاهي قابل جمع نيست. عالمان منحرف آنان گرفتار حسد و آزمندي فراوان به زندگي دنيا شده بودند: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَي مَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ آيا حسد مي‌كنند بر مردمان بر آنچه ايشان را الله تعالي داده است از فضل خود (نساء، آيه 54). اگر انسان در پي نيازهاي دنيايي رود و از خدا فاصله بگيرد، صفت حرص، سيري ناپذيري،‌ حسد، ترس و مانند آن او را فرا مي‌گيرد. بني‌اسرائيل تا هنگامي كه در مسير حق و خدا هستند، به آساني به حاكميت سراسري دست مي‌يابند؛ توان اجرا و گسترش آن را نيز دارند. اما انحراف در بين آنها ايجاد شد و هرم خواسته‌ها و مفاهيم، معكوس شود.

آنان، همواره خود را «قوم برگزيده» مي‌خوانند. در تلمود آمده است كه اسرائيل، به دانه زيتون شبيه است؛ چرا كه زيتون امكان آميختن با مواد ديگر را ندارد. (عبد الوهاب المسيري، موسوعه اليهود و اليهوديه، قاهره، دارالشروق، 1999، ج5، ص72) از آن سوي، قرآن نيز به برتري دادن آنان اشاره كرده است: يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِي الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَي الْعَالَمِينَ؛ اي بني‌اسرائيل، نعمتي را كه بر شما ارزاني داشتم و شما را بر جهانيان برتري دادم، به ياد بياوريد.(بقره، آيه 47) خداوند آنان را بر جهانيان برتري داده بود و عنايت خويش را همواره بر آنان نازل مي‌كرد، اما آنان دچار خطاي بزرگي شده بودند و گمان مي‌كردند خداوند «نژاد» آنان را ارج مي‌نهد؛ در حالي كه خداي منان، بني‌اسرائيلي را ارج مي‌نهد كه به آموزه‌هاي حضرت موسي(ع) ايمان آورد و پيامبران پس از او، نيز پيامبر موعود را تصديق كند. با بروز تفكر نژاد پرستي، نگهداري حكومت نياز به قضاياي انحرافي دارد: عده‌اي را بايد با بت و مشغوليت‌هاي كاذب، عده‌اي ديگر را با شراب و شهوت‌پرستي و پول‌پرستي ساكت كرد. از آنجا كه مردم در اين حكومت‌ها، ديگر همكاري اصولي با حاكمان نخواهند كرد، در نتيجه، خودِ قدرتِ دور از خدا، مروج انحرافات مي‌شود.

خداوند براي اصلاح اين گروه پي در پي پيامبر مي‌فرستاد؛ آنان نيز پيامبران خدا ‌را مي‌كشتند. لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَي أَنفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ؛ ما از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم و پيامبراني بر ايشان فرستاديم. هرگاه كه پيامبري چيزي مي‌گفت كه با خواهش دلشان موافق نبود، گروهي را تكذيب و گروهي را مي‌كشتند. (مائده، آيه 70). ديگر ويژگي‌ها و باورهاي ديني منحط يهود كه منجر به پيدايش تفكر ضهيونيست در جهان معاصر شود عبارت‌اند از: رباخواري(نساء، آيه161)؛ تحريف كتاب آسماني(بقره، آيه79)؛ انكار وحي(انعام، آيه91)؛ باور به فقير بودن خداوند و بي‌نيازي خود(آل عمران، آيه181)؛ اعتقاد به بسته بودن دست خداوند(مائده، آيه64)؛ پيمان شكني(بقره، آيه100).

از اين رو مدتي كه از حكومت يوشع (ع) گذشت و حاكميت به مذاق بني‌اسرائيل مزه داد، انحرافات آغاز شد و همواره فاصله از انبيا‌ بيشتر شد و سپس حاكميت به هم ريخت. اما تفكر حاكميت بني‌اسرائيل بر جهان، در بين آنان لانه كرد و ريشه‌هاي سياسي تفكر امروزين صهيونيستي ايجاد شد؛ مدتي پس از پايان دوران پر شكوه حكومت داوود و سليمان(ع)، علماي منحرف يهود به برنامه‌ريزي جديدي براي رسيدن به اميال خويش يعني حاكميت جهاني به مركزيت قدس پرداختند و زيركان و خردمندان قوم خود را، با عناوين خواب‌گذار و طبيب و ساحر به درون مراكز قدرت و دربار دولت‌هاي منطقه مي‌راندند تا به زمان لازم كارساز شوند. آنان طرح عملياتي‌شان را تغيير دادند و در پس قدرت‌هاي بزرگ پنهان شدند تا در زمان مناسب همه قدرت‌ها را براي خواسته‌هاي خويش، به خط كنند.

از سويي آنان براي توجيه انديشه خود گفتند خدا که وعده حاکميت جهاني را به ما داده است ديگر نمي تواند آن را از ما پس بگيرد و به قوم ديگري بدهد. قالت اليهود يد اللّه مغلوله غلّت أيديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان‏ ينفق كيف يشاء( مائده، آيه 64)

اما با اندکي تامل در آموزه‌هاي آسماني خود در مي‌يافتند که خداي منان با كسي عقد اخوت نبسته و در اثر سركشي، اين ماموريت را از آنان ستانده و به ديگري داده است. در فرازهايي از تورات به خوبي آشكار است كه خداي متعال، بني‌اسرائيل را تنها در صورت حفظ ايمان برتري خواهد داد؛ مانند عهد عتيق، تثنيه، باب‌هاي 26 ـ 30؛ يا : «خداوند به سليمان گفت: اگر شما و پسرانتان از متابعت من روگردانيده، اوامر و فرايضي را كه به پدران شما دادم، نگاه نداريد ... آن گاه اسرائيل را از روي زميني كه به ايشان دادم، منقطع خواهم ساخت و اين خانه را از حضور خويش دور خواهم انداخت و اسرائيل در ميان جميع قوم‌ها ضرب‌المثل و مضحكه خواهد شد». (عهد عتيق، پادشاهان، باب 9). بر كلامي كه بر شما امر مي‌فرمايم، چيزي ميفزاييد و چيزي از آن كم مكنيد. (عهد عتيق، تثنيه، باب 4)

در قرآن نيز اين هشدار و مساله رويگردان شدن آنان و پس گرفتن آن ارزش‌ها از منحرفان بني اسرائيل آمده است. يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَه الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرتَدُّوا عَلَي أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ؛اي قوم من، به زمين مقدسي كه خدا برايتان مقرر كرده است، داخل شويد و باز پس نگرديد كه زيان ديده بازمي‌گرديد.( مائده، آيه 21). يا ايها الذين آمنوا من يرتد منکم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم ويحبونه.(مائده، آيه 54). قل يا اهل کتاب لستم علي شيئي حتي تقيموا التورته و الانجيل و ما انزل اليکم من ربکم؛ بگو اي اهل کتاب شما هيچ ارزشي نداريد مگر آنکه تورات و انجيل را موبه مو اجرا کنيد و قرآن را هم که از سوي خداي شما نازل شده اطاعت نمايد. (مائده، آيه 68). تري کثيرا منهم يتولون الذين کفروا (مائده، آيه 80).

اين گروه بر اين باورند که بايد پس از تثبيت دولت در قدس، منطقه نيل تا فرات را تسخير کنند تا به حاکميت جهاني دست يايند. اکنون گام اول يعني ايجاد و تثبيت دولت در فلسطين را برداشته اند و نگاه خود را به نيل تا فرات معطوف کرده اند. پرسش اصلي اين جاست که امروزه ترمز حهاني شدن صهيونيست‌ها کيست؟

آنان معضل دستيابي به خاورميانه را شيعه مي‌دانند. تمثل شيعيان در انقلاب اسلامي ايران و حزب الله لبنان است. مشكل خاورميانه، شيعه، بايد با تدبيري قوي حل شود. كوچك‌ترين اشتباه صهيونيست‌ها درباره نيل تا فرات موجب مي‌شود همه چيز را از دست دهند. گام دوم حركت جهاني شدن بايد از نيل تا فرات را در برگيرد؛ پس خاورميانه براي آنان موضوعيت دارد؛ اگر آنان بر اين منظقه مسلط شوند، قفل جهان به رويشان گشوده خواهد شد.پس در پي حاكميت شكل يافته در خاورميانه هستند و براي رسيدن به اين حاكميت بايد حزب الله و جمهوري اسلامي ايران را از سر راه بردارند.

منبع

+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 7:28 |

تاب حاضر که در 63 صفحه منتشر شده است، به تشریح آیات کتاب نبوئت هیلد و مژده آمدن پیامبر آخر الزمان می پردازد.


نویسنده:علی موسوی مطلق
ناشر: انتشارات هنارس
چاپ اول ـ بهار 1385
این کتاب شرح وحی کودک یهود است که قرنها در کتابخانه های علمای یهود بنام کتاب مرموز و متروک مخفی بوده است. نبوئت هیلد (وحی کودک یهود)

هفتاد سال پیش از بعثت پیامبر اسلام (ص) کودکی مرموز بنام لحمان حطوفاه فرزند یکی از علمای پرهیزگار بنی اسرائیل بنام ربی پنحاس و زنی پاکدامن بنام راحیل متولد گردید و بلافاصله پس از تولد به سجده افتاد و لحظاتی بعد برخاسته و رو به مادرش کلماتی مبهم و بیمناک به زبان آورد.

پس از این ماجرا و با واکنش مادر کودک وی تا 12 سالگی لب به سخن نگشود. جملات این کودک موسوم به کتاب نبوئت هیلد به اندازه ای سربسته و نامفهوم بود که حتی علماء و مفسرین یهود و اهل لغت عبری را دچار حیرت کرد.
البته این ابهام هفتاد سال پس از آن معنا پیدا کرد و نشان دادکه جملات لحمان بشارت ظهور پیامبر آخر الزمان و وقایع معاصر و بعدش بوده است، لکن علمای یهود بعضی مبهمات را بهانه قرار داده و علامات و بشارات روشنی که راجع به پیامبر بزرگ اسلام بود را مربوط به شخصی نا معلوم دانسته و این کتاب را متروک و در دسترس طالبین و حتی عوام یهود قرار نمی دهند.
اما در اثر عنایت خدای متعال یکی از علمای بزرگ یهود پس از تامل در آئین اسلام، مشرف به دین مقدس اسلام گردید و بر اثر یک اتفاق کتابی از کتب بنی اسرائیل بنام تبعید و میصوا، برای چاپ آماده می شد و از حسن تصادف نسخه صحیحی از کتاب نبوئت که به نظر علمای یهود آن زمان هم رسیده و بر صحت آن گواهی داده و مقدمه ای بر آن نوشته بودند، در آن موجود بوده این عنایت خدای متعال منجر به این گردید که سخنان ااهی آن کودک از پرده های ضخیم مرض ها و غرض ها بیرون آید. ولی باز علمای یهود از نشر آن جلوگیری نموده و فعلا در کتابخانه ها و نزد علمای یهود به نام کتاب متروکه و غیر معتمده نگهداری می گردد.

در این کتاب بخشی از بشارات کتب یهود در خصوص پیامبر آورده شده و سپس شرح مختصری از آیات کتاب نبوئت ذکر می گردد.

منبع

+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 7:17 |

 

گروهي با طرح شعارهاي به ظاهر مذهبي و با تصور اين كه كسي قصد دستگيري يك فرد روحاني كه در اين حوالي زندگي مي‌كند را دارد، مقابل درب منزل وي جمع شده‌اند.
به گزارش ايسنا و بنا به گفته برخي از شاهدان عيني حوالي ساعت 9 صبح امروز گروهي كه خود را طرفداران يك فرد روحاني معرفي مي‌كردند، به تصور اين كه ماموران قصد دستگيري وي را دارند، با حضور مقابل درب منزل وي در خيابان زارع واقع در خيابان آزادي، در حالي كه برخي قمه، شمشير و چماق در دست داشتند، موجب رعب و وحشت مردم شدند. كاظميني بروجردي

سرهنگ شعباني، سركلانتر پنجم فرماندهي انتظامي تهران بزرگ با تأييد اين خبر گفت: اين افراد كساني هستند كه با تصور اين كه كسي قصد دستگيري فرد روحاني به نام بروجردي را دارند، مقابل درب منزل ايشان تجمع كرده‌اند.
در حالي كه حضور اين افراد از حدود ساعت 9 صبح آغاز شده است، سرهنگ شعباني در خصوص برخورد با اين افراد كه به گفته‌ي شاهدان در منطقه ايجاد رعب و وحشت كرده‌اند گفت: منتظر دستور هستيم.

برخي از شاهدان عيني شمار اين افراد را بيش از 200 نفر تخمين زده و مي‌گويند كه آنان همچنان در حال ايجاد سر و صدا در محل حضورشان بوده و اين در حالي است كه پليس در ابتدا و انتهاي خيابان از هر گونه ورود و تردد افراد به داخل خيابان محل حضورشان ممانعت مي‌كند.
همچنين در حضور اين افراد، ترافيك سنگيني در بخشي از خيابان آزادي و نيز ساير مسيرهاي منتهي به اين محل ايجاد شده كه ماموران در پي رفع آن هستند.
 

کشف صدها سلاح گرم در حادثه شب گذشته!

عبدالله روشن با اعلام اينکه شب گذشته سيد محمد کاظميني بروجردي دستگير شده است، گفت: نيروي انتظامي در کمترين مدت با دستگيري و خلع سلاح افراد مسلح و کشف صدها قبضه سلاح سرد و گرم، امکان استفاده را از آنان گرفت و همه عوامل را دستگير و تحويل مقامات قضايي داد.

به گزارش مهر، عبدالله روشن معاون سياسي امنيتي استاندار تهران، در حاشيه بازديد از ستاد انتخابات تهران، در جمع خبرنگاران درخصوص حوادث شب گذشته در مقابل منزل سيدمحمد کاظميني بروجردي گفت: عده‌اي از عوامل فرقه‌گرا تحرکاتي را از قبل داشتند که اين تحرکات از هفته گذشته شدت يافت و آنان مبادرت به ايجاد مزاحمت براي شهروندان کردند و مردم اين منطقه که از اين موضوع ناراحت بودند ، شکايات زيادي داشتند.

روشن با بيان اينکه هوادارن کاظميني بروجردي چهارشنبه شب گذشته تعدادي از مردم را به گروگان گرفته و پس از ضرب و شتم، آنها را آزاد کردند، گفت: در چند روز گذشته تلاش شد با اقدامات تشويقي وتوجيهي از اين گونه اعمال جلوگيري شود که متاسفانه با فراخوان عده اي از اراذل و اوباش از مناطق مختلف تهران و برخي شهرستانها، اين افراد مبادرت به بستن خيابانهاي اطراف منزل سيد محمد کاظميني بروجردي و آتش زدن لاستيک و پرتاب کوکتل مولوتوف کردند.

وي افزود: براساس اطلاعات واصله متوجه شديم بيش از 1000 قبضه سلاح سرد اعم از قمه، قداره، شمشيرو چاقو توسط اين افراد براي درگيري با نيروي انتظامي آماده شده که خوشبختانه نيروي انتظامي در اين زمينه با خويشتنداري سعي کرد آنها را تحريک نکند.

معاون سياسي امنيتي استانداري تهران، تصريح کرد: اما شب گذشته اين افراد با اسيد پاشي و پرتاب کوکتل مولوتوف به مردم حمله و جو را ملتهب کردند که سرانجام نيروي انتظامي برابر وظيفه خود وارد عمل شد و در کمترين مدت با دستگيري و خلع سلاح افراد مسلح و کشف صدها قبضه سلاح سرد ، چند قبضه سلاح گرم و نارنجک جنگي، عملا امکان استفاده را از آنان گرفت و همه عوامل را دستگير و تحويل مقامات قضايي کرد.

وي با اعلام اينکه شب گذشته سيد محمد کاظميني بروجردي دستگير شده است، گفت: متاسفانه آقاي بروجردي با اقدامات خودسرانه خود موجب به وجود آمدن اين حوادث شده است که توسط نيروهاي انتظامي دستگير شد.

روشن تصريح کرد: البته عمده درگيري‌ها بين مردم و عوامل فرقه‌گرا بوده و نيروي انتظامي براي جلوگيري از حوادث وارد عمل شد.
وي در پايان خاطرنشان کرد: در حال حاضر شرايط کاملا عادي است و خسارت‌هايي که به اموال مردم وارد شده، از سوي ستاد حوادث غير مترقبه جبران خواهد شد.

منبع


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 6:24 |
کتاب شناسی

شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده


تاریخ پس از ظهور


نبوئت هیلد (وحی کودک یهود)

+ نوشته شده توسط saam در جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 7:52 |

معرفى‏ونقدكتاب شيعيان عرب؛ مسلمانان فراموش شده

نوشته گـراهـام فـولـر و رِند رحيم فرانكه

كتاب شيعيان عرب؛ مسلمانان فراموش شده در بخش «ترجمه و نقد» مؤسسه شيعه‏شناسى ترجمه شده و چاپ شده است.شيعيان عرب

اين كتاب به مطالعه وضعيت اجتماعى و سياسى جوامع شيعه در جهان عرب مى‏پردازد؛ امرى كه متأسفانه تاكنون موضوع بحث يك كتاب محققانه واقع نشده است. فصل آغازين كتاب به هويّت شيعى و آن دسته از مسائل تاريخى و مذهبى، كه تشيّع را از تسنّن متمايز مى‏سازند، مى‏پردازد و بازتاب اين تمايزات را در زندگى سياسى و اجتماعى

شيعيان بررسى مى‏كند. فصل دوم كتاب به ارائه تصويرى كلى از وضعيت شيعيان در كشورهاى عربى تحت حاكميت اهل تسنّن مبادرت مى‏ورزد و اين واقعيت را برملا مى‏سازد كه شيعيان در آن دسته از كشورهاى عرب، كه اقلّيتى قابل توجه يا حتى اكثريت جمعيت را تشكيل مى‏دهند، به گونه‏اى غيرعلنى مورد تبعيض قرار دارند. شيعيان حتى گاهى از

انجام مراسم دينى ويژه خود نيز منع مى‏شوند. فصل سوم كتاب اين امر را مورد بحث قرار مى‏دهد كه شيعيان عرب چگونه تصورى از نيازهاى خويش دارند و چه راه‏كارهايى براى تخفيف آلام خود برگزيده‏اند. در فصل چهارم، نقش ايران به عنوان مهم‏ترين كشور شيعه جهان، به ويژه پس از انقلاب اسلامى، مورد بررسى قرار گرفته است. فصول پنجم تا نهم وضعيت شيعيان در كشورهاى گوناگون عربى را به بحث مى‏گذارند و اشاره مى‏كنند كه حكومت عراق براى چند دهه متوالى، شيعيان را به طور بى‏رحمانه سركوب كرده است. در بحرين نيز اكثريت شيعه سال‏ها از حقوق سياسى خويش محروم بوده و از تنگناهاى شديد اقتصادى رنج برده است. در كويت، موقعيت شيعيان كه مدت‏ها مورد سوء ظن بود، تنها پس از جنگ خليج فارس تا حدى بهبود يافت. در عربستان، شيعيان رسما مورد تبعيض واقع مى‏شوند. تنها در لبنان پس از جنگ داخلى، موقعيت سياسى و اجتماعى شيعيان به‏گونه‏اى جدّى بهبود يافت. در فصل دهم، نويسندگان كتاب به بررسى اين امر مى‏پردازند كه جهان غرب و جوامع شيعه در جهان عرب چه تصورى از يكديگر دارند، و در نهايت، توصيه‏هايى براى سياست خارجى ايالات متحده در اين باب ارائه مى‏كنند.

آنچه مهم است آنكه اين كتاب به بررسى مسئله تبعيض نهان، اما شديد عليه شيعيان مى‏پردازد؛ امرى كه اساسا وجود آن نه تنها توسط دولت‏هاى عرب، بلكه جوامع عرب نيز نفى مى‏شود. علاوه بر اين، شيعيان نيز خود تمايل چندانى به بحث عمومى درباره آن ندارند. از آن‏رو كه آرمان اتحاد اسلامى، عربى و ملّى در اين كشورها از اهميتى ويژه برخوردار است، سخن گفتن در باب حقوق اقلّيت‏ها يك تابو به شمار مى‏آيد. اشتياق شديد براى وحدت، پرده‏اى بر رنج اقلّيت‏هاى قومى و مهم‏تر از آن، اقلّيت‏هاى درون‏مذهبى كشيده و گاهى نيز به بهانه‏اى براى سركوب اقلّيت‏ها مبدّل شده است. از اين‏رو، مسئله اقلّيت‏ها به يك منشأ اصلى نارضايتى در جهان عرب مبدّل شده، مسئله‏اى كه هيچ‏گاه راه حل مناسبى براى آن جست‏وجو نشده است. در نتيجه، جهان اسلام و عرب امروزه نه تنها نشانه‏اى از اتحاد را باز نمى‏نماياند، بلكه بيش از هر زمان ديگر، از هم گسيخته است. مسئله تبعيض ميان پيروان مذاهب گوناگون امرى حسّاسيت برانگيز در ميان مسلمانان به شمار مى‏آيد كه به ژرفاى هويّت و تاريخ آنان مرتبط مى‏شود. مسلمانان عمدتا از اين مسئله آگاهند، ولى ترجيح مى‏دهند آن را فقط در حلقه‏هاى خصوصى مورد بحث قرار دهند تا چهره‏اى متحد از جهان اسلام به نمايش بگذارند. پيامد امتناع از بحث عمومى در اين باره سبب شده است كه جنبه‏هاى گوناگون اين مسئله بررسى نشود و مسلمانان، به ويژه اعراب، وقتى واقعيت تبعيض ميان مذاهب اسلامى مطرح مى‏شود، دچار سردرگمى گردند. اشتياق براى همگونگى در سطح جهان اسلام و جهان عرب و در سطوح ملّى، سبب شده است چندگانگى به عنوان شاخصه‏اى از غناى فرهنگى مورد ستايش قرار نگيرد. واقعيت آن است كه در فرهنگ سياسى خاورميانه، چندگانگى در هر شكلى از آن، تهديدى عليه دولت‏ها شمرده مى‏شود. ستيز با چندگانگى در برخورد با اقلّيت‏هاى درون مذهبى همچون تشيّع بيشتر ديده مى‏شود تا در برابر اقلّيت‏هاى قومى؛ همانند اكراد در عراق، يا بربرها در الجزاير. وحدت ملّى يا عربى بهانه‏اى براى ناديده گرفتن تبعيضات موجود بوده است. در نتيجه، هيچ‏گاه برخوردى واقع‏بينانه با مسئله اقلّيت‏ها در جهان عرب صورت نگرفته است و نه تنها آرمان وحدت تحقق نيافته، بلكه خشم‏هاى فروخورده ناشى از تبعيضات هرگاه كه فرصت يافته‏اند، خود را به شديدترين وجه نشان داده‏اند.

اين كتاب از نثر شيوايى برخوردار است و در كل، توصيف‏ها و داورى‏هاى قابل تأمّلى ارائه مى‏دهد. نكته جالب آنكه اين كتاب نه تنها به توصيف و تبيين مى‏پردازد، بلكه دربرگيرنده توصيه‏هايى براى سياست خارجى آمريكا نيز هست كه فارغ از پسنديدگى يا ناپسنديدگى آن، خواندن آن را جذّاب مى‏سازد. مهم‏تر آنكه حمله آمريكا به عراق و رويدادهاى پس از آن نشان مى‏دهند كه اين كتاب، كه چهار سال پيش از وقوع آن حمله به نگارش درآمده، در تكوين سياست خارجى آمريكا در مورد عراق نقشى اساسى داشته است. و اين البته چندان دور از انتظار نيست؛ چراكه گراهام فولر، يكى از نويسندگان كتاب، به مدت هفده سال در خاورميانه داراى سمت‏هاى ديپلماتيك بوده و سپس در مقام معاون شوراى ملّى اطلاعاتى(3) سازمان سيا در زمينه پيش‏بينى‏هاى بلند مدت ايفاى نقش نموده است.

يك نقطه ضعف اين كتاب آن است كه به بررسى عميق بسيارى از نكاتى كه مطرح مى‏كند، نمى‏پردازد. براى مثال، آن‏گاه كه زمينه تاريخى و مذهبى فرهنگ شيعه، تفاوت‏هاى موجود در درون جامعه شيعه، يا نگرش‏هاى جديد برخى از روحانيان را ذكر مى‏كند، ماهيت آن‏ها را به حد كافى توضيح نمى‏دهد، كه البته شايد با توجه به گستردگى موضوعات مورد بحث در كتاب قابل توجيه باشد. نويسندگان، مسائل جامعه شيعه را در بطن جوامع عرب بررسى مى‏كنند؛ جوامعى كه حتى اكثريت اهل تسنّن نيز از حقوق خود بى‏بهره‏اند. مؤلّفان تنها راه چاره را تأمين آزادى‏هاى سياسى و دموكراسى مى‏دانند كه نه تنها شيعيان، بلكه اهل تسنّن را نيز منتفع مى‏سازد. با اين حال، تحقق دموكراسى در عراق و بحرين را برنده شدن شيعيان به بهاى بازنده‏شدن سنّيان مى‏شمارند. چنين برداشتى البته نادرست است؛ زيرا اگرچه دموكراسى در اين دو كشور ممكن است اكثريت شيعه را به قدرت برساند، اما چنين روندى به سود سنّيان نيز خواهد بود؛ چرا كه در غير اين صورت، حكومت‏هاى ناكارآمد و فاسد تحت رهبرى قدرتمندان سنّى نه تنها شيعيان، بلكه توده‏هاى سنّى را نيز متضرّر خواهند كرد.

مسئله ديگر آنكه مؤلّفان در موارد چندى تصديق مى‏كنند كه اين انقلاب اسلامى ايران بود كه عمق محنت شيعيان عرب را آشكار ساخت و به جنبش‏هاى آن‏ها حركت بخشيد و در مجموع، سياست ايران در قبال آنان را نفع‏جويانه مى‏خوانند. بدين‏روى، معتقدند: به استثناى لبنان، وضعيت جوامع شيعه عرب بدتر از آن شد كه پيش از انقلاب ايران بود. اين نكته شايد درست باشد كه شيعيان عرب پس از انقلاب اسلامى ايران در كشورهاى خود مورد ايذا و آزار بيشترى واقع شدند، اما بر خلاف نظر نويسندگان كتاب، چنين وضعيتى را نمى‏توان به سياست خارجى نفع‏طلبانه ايران نسبت داد؛ چرا كه سياست خارجى ايران در دهه 1980 ميلادى و تا حد قابل توجهى حتى پس از آن، بر مبناى نگرش‏هاى ايدئولوژيك و نه منافع ملّى ايران شكل گرفت. حتى آن‏گاه كه سياست خارجى ايران آشكارا به زيان شيعيان تمام شد ـ مثلاً در جريان قيام شيعيان عراق و پس از شكست صدام در جنگ كويت ـ اين سياست در جهت مبارزه با ايالات متحده، كه دشمن اتحاد تمامى مسلمانان تلقّى مى‏شد، شكل گرفته بود. به عبارت ديگر، دولت جمهورى اسلامى در مواردى چند منافع متحدان طبيعى خود، يعنى شيعيان و حتى منافع ملّى خود را فداى آنچه منافع عام مسلمانان تلقّى مى‏كرد، نمود.

مؤلّفان كتاب همچنين از مغرور بودن ايرانيان در برخورد با شيعيان عرب سخن مى‏گويند و براى مثال، مدعى شده‏اند كه از نظر ايرانيان، در خاورميانه، جز از عثمانى‏ها و ايرانى‏ها سخن نمى‏توان گفت. اين ادعا در مورد غرور ايرانيان گزافه‏اى بيش نيست.

در ادامه می توانید مقاله ای از سایت روشنگری درباره این کتاب را مطالعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 10:41 |

دكتر ولي نصر
جنگ عراق باعث تغييرات عميقي در خاورميانه شد، كه آمريكا انتظار آن را نداشت. زماني كه آمريكا در سال 2003 رژيم صدام حسين را سرنگون كرد، گمان مي‌برد كه سرنگوني و تغيير اين رژيم، باعث ايجاد دمكراسي براي عراق و سپس ديگر نقاط منطقه خواهد شد. آمريكا با خود مي‌انديشيد كه سياست، رابطه اشخاص با دولت است؛ بنابراين، موفق به شناسايي تفكر مردم خاورميانه نشد كه سياست را تعادل قدرت بين جوامع مي‌دانند. بسياري از عراقي‌ها به جاي آن‌كه سقوط صدام را فرصتي براي خلق يك دمكراسي ليبرال بدانند، آن را فرصتي براي جبران بي‌عدالتي‌هاي ناشي از تقسيم قدرت بين قوميت‌هاي مختلف كشور دانستند. با قدرت گرفتن اكثريت شيعه عراق، دولت بوش نيز به احياي شيعيان اين كشور كمك كرد كه البته بايد گفت، باعث به هم خوردن تعادل قومي عراق و خاورميانه در سال‌هاي آينده خواهد شد؛ چيزي به عنوان پان‌شيعيسم و يا حتي رهبري متحد را در اين جامعه نمي توان ديد، ولي شيعيان داراي يك ديدگاه مذهبي مشترك هستند.

از زمان جدا شدن از سنيان در قرن هفتم و اختلاف بر سر جانشيني مشروع و قانوني حضرت محمد(ص)، شيعيان مفهومي متفاوت از قوانين و رويه‌هاي اسلامي را گسترش دادند و جمعيت زياد آنها نيز آنان را به تركيبي قدرتمند تبديل كرد، به گونه‌اي كه شيعيان هم‌اكنون حدود 90 درصد جمعيت ايران را تشكيل مي‌دهند . حدود 70 درصد آنان در منطقه خليج فارس زندگي مي‌كنند و به طور كل، حدود 50 درصدشان در هلالي از لبنان تا پاكستان پراكنده بوده و به طور كلي جمعيتي حدود 140 ميليون نفر را تشكيل مي‌دهند. همچنين بسياري از آنان طي سال‌ها به وسيله قدرت‌ها به حاشيه رانده شده‌‌اند و هم‌اكنون ادعاي داشتن حقوق و نفوذ سياسي بيشتري دارند. رويدادهاي اخير عراق باعث تحرك شيعيان عربستان سعودي (حدود 10 درصد كل جمعيت آن كشور) نيز شده است: حضور در انتخابات داخلي سال 2005 در مناطق شيعه‌نشين، دو برابر ديگر مناطق بود.«شيخ حسن الصفار»، رهبر شيعيان عربستان، با مقايسه اين كشور با عراق و اين‌كه شيعيان عربستان نيز بايد با حضور در انتخابات، امتيازات بيشتري به دست آوردند، آنان را به شركت در انتخابات تشويق كرد.
شعار «يك مرد، يك رأي» كه حضور و موفقيت شيعيان را در عراق تضمين كرد، در ديگر مناطق نيز طنين‌انداز شد. شيعيان لبنان (حدود 45 درصد جمعيت كل اين كشور) اين فرمول را اجرا كردند و شيعيان بحرين (75 درصد جمعيت اين كشور) نيز در پاييز امسال در رأي‌گيري مجلس اين كشور شركت مي‌كنند.

روند آزادسازي عراق، باعث ايجاد پيوندهاي جديد فرهنگي، اقتصادي و سياسي بين جامعه شيعيان خاورميانه شده است. از سال 2003 صدها هزار زاير از لبنان تا پاكستان، از نجف و ديگر شهرهاي مقدس عراق، بازديد كرده اند كه باعث ايجاد شبكه‌اي فراملي از سمينارها، مساجد و روحانيوني شده است كه عراق را با تمام جوامع شيعه ديگر از جمله مهم‌ترين آنها، ايران، پيوند مي‌دهد. عكس‌هاي رهبر مذهبي ايران، آيت‌الله علي خامنه‌اي و روحاني لبناني، سيدحسن نصرالله (كه معمولا رهبر معنوي حزب‌الله قلمداد مي‌شود) در همه جاي بحرين به چشم مي‌خورد؛ بحريني كه نمايش نمادهاي شيعي در آن به نسبت گذشته به شدت افزايش يافته است.

بايد گفت، خاورميانه‌اي كه از بوته آزمايش سخت عراق بيرون مي‌آيد، ممكن است چندان دمكراتيك نباشد، ولي به طور قطع، بسيار شيعي‌تر خواهد بود و احتمالا بسيار سركش‌تر، چراكه به قدرت رسيدن شيعيان عراق، باعث اميدواري شيعيان خاورميانه و اضطراب اهل تسنن منطقه شده است.

پديده بعثي‌زدايي كه باعث از بين رفتن بزرگ‌ترين موانع به قدرت رسيدن شيعيان در عراق شد، يكي از علل مهم ادامه شورش‌ها و نارضايتيهاي اهل تسنن عراق است. به حاشيه راندن اهل تسنن در سطحي فراتر از عراق، از سوريه تا پاكستان گسترش يافته و باعث ايجاد احتمال افزايش تنش‌ها براي به دست آوردن قدرت بين دو گروه عمده منطقه شده است كه ثبات منطقه را به خطر مي‌اندازد. «ملك عبدالله» پادشاه اردن هشدار داده كه يك هلال شيعي از بيروت تا تهران، مي‌تواند به حاكميت اهل سنت بر خاورميانه، پايان دهد.

جلوگيري از بروز سياست‌هاي قومي خصومت‌آميز، نيازمند برآورده كردن خواسته‌هاي شيعيان و در عين حال، تسكين ناراحتي و اضطراب اهل سنت در عراق و در كل منطقه مي باشد. اين تعادل حساس و دقيق، محور سياست خاورميانه‌اي در دهه آينده خواهد بود كه باعث تعريف دوباره روابط منطقه با آمريكا نيز خواهد شد. بذري كه آمريكا در عراق كاشته است، در بحرين، لبنان، عربستان سعودي و ديگر مناطق خليج فارس به ثمر خواهد نشست.

با وجود اين، ظهور و احياي شيعه در عراق بايد محوري براي نگراني آمريكا باشد، هرچند تا همين الان هم باعث تحريك متحدان آمريكا در خاورميانه شده است. ايجاد پل‌هايي با شيعيان منطقه را مي توان از دستاوردهاي آشكار حضور شكنجه‌آميز آمريكا در عراق دانست. موفقيت در ايجاد اين روابط، به معني كنار آمدن با ايران است؛ كشوري كه بيشترين جمعيت شيعه جهان را داراست و قدرت رو به رشدي را در منطقه و شبكه نفوذ پيچيده‌اي را در ميان شيعيان خاورميانه به ويژه عراق داراست. امروز رابطه آمريكا با ايران متمركز بر بحث اتمي و لحن نظامي رهبران ايراني است، ولي آنها نيز با توجه به جنگ عراق، تفسيرات و توجيهات خاصي براي آينده سياسي شيعه و خاورميانه دارند.



ارتباط ايراني
از سال 2003، ايران رسما نقش سازنده‌اي در عراق داشته است. آنها نخستين كشور منطقه بودند كه يك هيأت نمايندگي رسمي را براي گفت‌وگو با شوراي انتقالي (مجلس حكام) عراق به اين كشور فرستادند تا مقامات به قدرت رسيده توسط آمريكا را بهتر بشناسند. ايران حمايت مالي و اعتباري از عراق را گسترش و نيز پيشنهاد بازسازي سيستم برق و انرژي عراق را ارائه داد. پس از به قدرت رسيدن دولت شيعه نخست‌وزير، «ابراهيم جعفري» در آوريل 2005، هيأت‌هاي بلندپايه اي از عراق براي گفتگو با تهران عازم شدند و در مورد همكاري‌هاي امنيتي به توافق‌هايي با ايران دست يافتند. آنها در مورد كمك يك ميليارد دلاري و چندين معامله تجاري از جمله صادرات برق به عراق و مبادله نفت خام عراق با نفت تصفيه‌شده ايران، گفت‌وگو كردند.

تأثيرات غيررسمي ايران در عراق بيشتر است، به گونه‌اي كه در سه سال گذشته، ايران شبكه مؤثري از متحدين و مشتريان را از فعالان اطلاعاتي، نظاميان مسلح و دسته‌هاي گوناگون تا سياستمداران بزرگ در احزاب مختلف شيعي عراق ايجاد كرده است. بسياري از رهبران گروه‌هاي اصلي شيعه مانند مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق (SCIRI) و حزب‌الدعوه (شامل سخنگوهاي دو حزب برتر شيعه عراق يعني جعفري نخست‌وزير سابق و نوري المالكي، نخست‌وزير كنوني) پيش از بازگشت به عراق در سال 2003، چندين سال را در تبعيد در ايران به سر برده بودند.

حتي سپاه بدر (شاخه نظاميان مجلس اعلا) توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران آموزش ديده و مجهز شده‌اند.
ايران روابطش را با «مقتدي صدر» كسي كه زماني به خاطر ايده‌هاي ضدايراني خود معروف بود،و همچنين با هواداران جنبش صدر مانند حزب فضيلت در بصره بهبود بخشيد، سپاه پاسداران ايران از «جيش‌المهدي» صدر در جريان درگيري با آمريكايي‌ها در نجف در سال 2004 حمايت مي‌كرد و از همان زمان، ايران شروع به آموزش سياستمداران صدري و گروه‌هاي نظامي آنها كرد. ايران در دو انتخابات برگزارشده در عراق از گروه‌هاي شيعه حمايت مالي كرده و شبكه تلويزيوني ماهواره‌اي محبوب آنها يعني «العالم» نيز به شدت از شيعيان عراق حمايت مي‌كرد. احزاب شيعه عراق با اتكا بر شبكه خدمات سياسي و اجتماعي خود در سراسر اين كشور كه از بسياري جوانب با كمك‌هاي مالي ايران به وجود آمده بود، موفق شدند آراي زيادي را از آن خود كنند.

گستردگي اين پيوندها، باعث نگراني دولت آمريكا شد. واشنگتن به حمايت ايران از شورشيان،‌ مجرمان و نظاميان عراق اعتراض كرده است. آنان تهران را به مسموم كردن افكار عمومي جامعه عراق با عقايد ضدآمريكايي و تجهيز شورش‌هاي نظاميان متهم كرده‌اند. واشنگتن در سبقت گرفتن از ايران براي نفوذ در عراق شكست خورد كه علت عمده آن را مي‌توان سوء‌برداشت‌هاي طولاني‌مدت آمريكا از پيچيدگي روابط بين اين دو كشور و به ويژه در مورد مشروعيت جنگي كه در دهه 1980 با آن روبه‌رو بود دانست. براي مثال؛ بيشتر اين سوءبرداشت‌ها، ناشي از اين بود كه در اين درگيري وحشيانه كه باعث گرفتن جان ميليون‌ها نفر شد، ارتش عراق كه بيشترشان شيعه بودند، در برابر حملات ايراني‌ها به ويژه در زمان محاصره بصره در سال 1982 مقاومت مي‌كنند. ولي مشروعيت جنگ باعث جدا شدن شيعيان ايران و عراق، آن‌گونه كه مدنظر آمريكا بود، نشد و با ايجاد برنامه ضدشيعه در عراق پس از شورش ناكام سال 1991 نيز اين امر به طور كامل رنگ باخت. امروز شيعيان عراق بيشتر نگران حاكميت اهل تسنن بر عراق هستند تا ايران.

بين ايران و عراق، علاوه بر پيوندهاي نظامي و سياسي، بسياري پيوندهاي ديگر نيز وجود دارد كه بيشتر آنها به علت موج‌هاي مختلف مهاجرت شيعيان به وجود آمده است. در اوايل دهه 1970، صدام به عنوان جزئي از پروژه «عرب‌سازي» خود، ده‌ها هزار نفر از شيعيان عراقي داراي اصالت ايراني را تبعيد كرده كه بيشترشان در دبي، كويت، لبنان، سوريه و به ويژه ايران ساكن شدند. عده‌اي از پناهندگان عراقي كه به ايران رفتند نيز،موفق شدند پست‌هايي مانند روحانيون برجسته و فرماندهان سپاه پاسداران را به دست بياورند.

نمونه بارز اين افراد، آيت‌الله محمدعلي تسخيري، از مشاوران برجسته آيت‌الله خامنه‌اي و از رهبران محافظه‌كار بانفوذ مدرسه حقاني در قم است كه بسياري از مقامات امنيتي ايران و روحانيون محافظه‌كار در آنجا آموزش داده مي‌شوند. تسخيري در سال 2004 براي مدتي به عراق بازگشت تا بر كار بنياد [مجمع جهاني] اهل‌البيت خود نظارت كند؛ بنيادي كه ده‌ها ميليون دلار را در پروژه‌هاي بازسازي و تجهيزات درماني در جنوب عراق سرمايه‌‌گذاري كرده و باعث ايجاد پيوندهاي فرهنگي و تجاري بسياري با ايران شده است.
او هم‌اكنون به تهران بازگشته و داراي قدرت چشمگيري در تأثيرگذاري بر سياست ايران در مورد عراق است.

در سال‌هاي دهه 1980 و پس از كشتارهاي ضدشيعي سال 1991، حدود صد هزار عرب شيعه عراقي به ايران پناهنده شدند. در سال‌هاي تاريك دهه 1990، ايران تنها كشوري بود كه به شيعيان عراق پناهندگي داده و از آنان حمايت مي كرد. از زمان جنگ عراق، بسياري از اين پناهندگان به عراق بازگشته‌ و هم‌اكنون نيز در مدارس، ايستگاه‌هاي پليس، مساجد، بازارها، دادگاه‌ها، مراكز نظامي و شوراهاي قبيله‌اي از بغداد تا بصره و حتي در دولت مشغول به كار شده‌اند. رفت‌وآمدهاي پياپي شيعيان بين ايران و عراق در اين سال‌ها، باعث ايجاد روابط متعدد و چند لايه‌اي بين جامعه شيعيان اين دو كشور شده است كه در نتيجه آن، «ملي‌گرايي» در عراق كه‌ آمريكا اميد زيادي به آن بسته بود تا از آن به عنوان محوري عليه ايران استفاده كند، با توجه به هويت شيعيان در بسياري جهات داراي خلل شده است.

پيوندهاي جوامع مذهبي دو كشور نيز بسيار نزديك به هم است. تبعيدشدگان عراقي در ايران، جذب آيت‌الله‌هاي عراقي مانند محمود شاهرودي، رئيس قوه قضائيه ايران، سيدكاظم حائري، از آيت‌الله‌هاي برجسته هوادار صدر و محمدباقر حكيم، رهبر مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق كه در سال 2003 كشته شد، شدند؛ افرادي كه بر تأسيس سازمان‌هاي مذهبي عراق در تهران و قم نظارت داشتند. اين سازمان‌ها از دهه 1980، به خاطر نقشي كه در ايجاد رابطه با شيعيان لبنان كه به طور سنتي متمايل به نجف بودند، داشتند، داراي تأثير زيادي شدند و بسياري از روحانيون برجسته و فارغ‌التحصيلان مدرسه‌هاي شيعه عراق در ايران، به سازمان‌هاي سياسي ايران پيوستند. چندين قاضي دستگاه قضائي ايران از جمله خود شاهرودي  عراقي بوده و نزديك به آيت‌الله خامنه‌اي است. آن دسته از روحانيون عراقي نيز كه پس از سال 2003 به عراق بازگشتند تا كنترل مساجد و مدارس را به دست گيرند، محور همكاري‌هاي مهمي را بين قم و نجف ايجاد كرده‌اند.

پيش از جنگ، عقلانيت حاكم بر واشنگتن، مبتني بر اين بود كه وقتي عراق آزاد شود، نجف به رقيب قم تبديل شده و به تقابل با آيت‌الله‌هاي ايراني مي‌پردازد. اما از سال 2003 بر خلاف انتظار آنها اين دو شهر همكاري نزديكي داشته‌اند و هيچ دكترين متفاوتي كه بين روحانيون آنها ايجاد رخنه كند و يا اختلافي كه باعث مخالفت با شهر ديگر شود، وجود نداشته و ندارد. مقر سايت پرطرفدار آيت‌الله علي سيستاني (
www.sistani.org) در قم است و بسياري از متون مذهبي كه توسط نمايندگان او جمع‌آوري مي‌شود، در ايران نگهداري مي‌شود. به رغم درخواست‌هاي متعدد مخالفان در ايران، روحانيون برجسته نجف به طرز هشيارانه‌اي در مورد سياست ايران سكوت كرده‌ و از ناراحت كردن مقامات قم و تهران جلوگيري كرده‌اند.

شيعيان داراي فرق مختلفي مانند دوازده امامي، علوي، اسلامي، زيدي و... هستند. درصدها برآوردي است و رقم‌هاي زير يك ميليون، با ميزان تقريبي ده هزار نفر و رقم‌هاي بالاي يك ميليون نيز با ميزان تقريبي صد هزار نفر، گرد شده‌اند.
منبع: داده‌هاي متعدد منابع دانشگاهي، دولتي و سازمان‌هاي غيردولتي خاورميانه‌اي و غربي.



اين سلسله روابط به سطحي فراتر از بزرگان نيز گسترش مي‌يابد. بازگشايي شهرهاي مقدس عراق، تأثير عاطفي خاصي بر ايرانيان داشته است، به ويژه بر طبقات اجتماعي مذهبي كه طرفدار رژيم هستند. از سال 2003، صدها هزار نفر از ايرانيان، هر ساله از شهرهاي نجف و كربلا ديدار مي‌كنند. اين روند باعث رشد محبوبيت پرهيزگاري ديندارانه در ايران نيز شده است. طي دهه گذشته، بسياري از جوانان ايراني به مجالس مداحي امامان شيعه و به ويژه امام دوازدهم، مسيح شيعيان روي آورده‌اند. هم‌اكنون عده زيادتري از ايرانيان نسبت به سال 2003 آيت‌الله سيستاني را مرجع و رهبر مذهبي خود مي‌دانند و عده بيشتري نيز پرسش‌هاي مذهبي خود را از ايشان مي‌پرسند و آناني نيز كه نسبت به رهبران روحاني خود بدبين هستند، احياي هويت و فرهنگ شيعه عراق را در آغوش مي‌كشند.

تجارت هم به دنبال حرارت مذهبي مسئله ديگري است. زايران ايراني كه به هتل‌ها و بازارهاي نجف و كربلا هجوم مي‌آورند، همراه خود سرمايه‌گذاري کلاني را در بخشهاي زمين، بازسازي و توريسم  به ارمغان مي‌آورند، به گونه‌اي كه هم‌اكنون كالاهاي ايراني در جنوب عراق به راحتي يافت مي‌شوند. شهر مرزي مهران، يكي از مهم‌ترين نقاط ورود كالا به عراق است و حدود يك ميليارد دلار حجم معاملاتي بين دو كشور را داراست. اين پيوندهاي تجاري بين ايرانيان و به ويژه تاجران بازاري؛ جامعه‌‌اي كه به طور سنتي مربوط به رهبران مذهبي  تهران است، از علل قطعي ثبات در جنوب عراق است. مشروعيت جنگ ايران و عراق، ملي‌گرايي عراقي و به ويژه تفاوت‌هاي قومي بين اعراب و فارس‌ها به طور تاريخي، شكاف‌هايي بين ايران و عراق به وجود آورده است، اما نمي‌شود تأكيد زيادي بر اين فاكتورها كرد. زماني كه رهبر بزرگ مذهبي عراق، ايراني بوده و رئيس قوه قضائيه ايران، عراقي است، خصومت‌هاي قومي به احتمال زياد نمي‌تواند چندان مهم به شمار رود. هرچند قوميت باز هم مشكلي در روابط ايران و عراق است اما با سقوط صدام و احياي قدرت شيعيان، مي‌تواند زير سايه روابط چند لايه جوامع شيعي دو كشور قرار گيرد.

اين روابط با ديدگاه‌هاي مشتركي كه بين جامعه هر دو كشور وجود دارد و آن تهديد موجود از سوي سني‌هاست، محكم‌تر مي‌شود. به نظر نمي‌رسد هيچ چيزي بيشتر از خشونت و تداوم شورش‌هاي اهل سنت عراق، شيعيان اين كشور را به ايران نزديك‌تر كند، به ويژه زماني كه اعتماد عراقي‌ها به آمريكايي‌ها، به دليل آن‌كه نظاميان شيعه را محدود كرده و اعتماد بيشتري را به اهل سنت نشان دادند، در حال كاهش است.

 

مترجم: سبوح شهلايي

منبع: Foreign Affairs 

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 9:24 |
فردي كه از چندين سال پيش مدعي بود، خودش امام زمان است، در شهر قم و به دست نيروهاي امنيتي و قضايي دستگير شده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، فرد يادشده كه از چند سال پيش، مدعي ارتباط با امام زمان(عج) بود، به تدريج، ادعا كرد كه خودش امام زمان است!

اين فرد كه با حفر گودالي در زير اتاق خود در منزلش، به داخل اتاق مي‌رفت، با مخفي شدن در داخل گودال از طريق همسر و برادر همسرش به مريدانش اعلام مي‌كرد كه «آقا» براي زيارت، طي‌الارض كرده است و مريدان وي با مراجعه به داخل اتاق و نديدن وي، اين ادعا را باور مي‌كردند.

اين مدعي امام زمان بودن، در حالي كه با مريدان خود با پاي پياده به جمكران مي‌رفت، در كنار پل ورودي جاده جمكران مخفي شده و سپس همسر و برادر همسر وي، مدعي غيبت صغراي وي از چشم مريدان شدند و فرد يادشده به مدت يك سال در منزلش مخفي شد.

اين فرد كه به ظاهر دچار روان‌پريشي است، توانسته بود تعداد قابل توجهي از افراد را كه مناصب نسبتا مهمي نيز داشتند، به حلقه مريدان خود بيفزايد، اما پس از دستگيري وي به همراه مريدان اصلي‌اش و حبس آنان در زيرزمين ساختماني در قم، مريدان اين فرد از وي مي‌خواهند با استفاده از قدرت امامت خود براي آزادي آنان كمك كند، اما با ناتواني اين امام زمان قلابي براي كمك به مريدانش، آنان متوجه اشتباه خود شده او را رها مي كنند.

آخرين شنيده‌ها حاكي از آن است كه اين امام زمان قلابي پس از آزادي و گذراندن مدت محكوميت، دوباره مانند گذشته فعاليت امام زماني! خود را از سر گرفته است.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 9:21 |

تبليغ عليه تشيع با استفاده از عنوان شيعه، شيوه جديدي است كه وهابيون به آن متوسل شده‌اند.
به نوشته «جمهوري اسلامي»، شبكه خبري «العربيه» در اينترنت مصاحبه‌اي با فردي مصري به نام «صالح الورداني» انجام داده است و اين فرد را يك متفكر مذهب تشيع معرفي كرده كه 20 سال شيعه بوده اما طبق ادعاي اين شبكه پس از 20 سال تبليغ و تهاجم ضد سني اكنون دريافته است كه مذهب تشيع باطل است و اينك درصدد افشاي برخي از مسائل و تبليغ عليه مذهب تشيع برآمده است.

مواضع شيعه‌ستيزي «العربيه» كه بلندگوي دولت عربستان و مبلغ پنهان مذهب وهابيت است برهمه آشكار است. اين شبكه در جنگ 33 روزه اسرائيل عليه حزب الله لبنان نهايت سعي خود را در تضعيف حزب الله و مذهب تشيع نمود اما موفق به اين كار نشد اينك براي ادامه شيوه تخريب مذهب تشيع اين ماجراي جديد را اختراع كرده است.

صاحبنظران معتقدند، از آنجا كه پس از پيروزي حزب الله لبنان بر ارتش متجاوز رژيم صهيونيستي توجه خاصي در جهان اسلام به مذهب تشيع گرديده اين مساله موجب خشم دولت‌هايي چون عربستان و مصر شده و اقدام « العربيه » اقدامي حساب شده در جهت مقابله با اين موج از طريق مخدوش كردن چهره مذهب تشيع است. بر همين اساس اين احتمال وجود دارد كه گرويدن «صالح الورداني» به مذهب تشيع اقدامي صوري توسط وهابيون بوده تا در زمان مناسب با اعلام ناگهاني روي گردان شدن وي از تشيع و ايجاد يك موج بتوانند از اين ماجرا به نفع اهداف خود بهره‌برداري نمايند.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 8:35 |

هم زمان با پخش صدايي مشابه سخنان سركرده گروه تروريستي جندالله، آخرين گروگان اين گروه در حادثه تاسوكي، آزاد شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، خدابخش باغباني، داراي شغل آزاد بوده و در شب 25 اسفند سال گذشته در مسير جاده زابل به زاهدان در تردد بوده است که گروه جندالله وي را به گروگان مي‌گيرد.

خاطرنشان مي‌شود در حادثه تروريستي تاسوکي 22 نفر از هموطنانمان به شهادت رسيدند و هفت تن گروگان گرفته شدند که از گروگان‌ها يک تن (محمد شاهبازي) به شهادت رسيد و شش تن ديگر با فاصله هاي زماني آزاد شدند.

سخناني با صداي شبيه ريگي
از سوي ديگر پس از غيبت چند ماهه «عبدالمالك ريگي»، تروريست مشهور عامل تاسوكي، كه در صورت زنده بودن با هدف فرار از دست مجريان قانون و مأموران انتظامي، مجبور به اختفا در كشورهاي همسايه و كوهستان‌ها شده، پس از انتشار خبر «بازتاب» درباره مفقود شدنش شخصي با صدايي شبيه ريگي در گفت‌وگو با يك راديوي سلطنت‌طلبان، مطالب خنده‌آوري را مطرح كرد.

به نظر مي‌رسد اين گفت‌وگو ـ در صورت واقعي بودن ـ براي برون‌رفت گروه تروريستي جندالله از بحران هويت و مرگ تدريجي انجام شده، اما جالب اينجاست كه در آن يك تروريست طالباني و خشن از تريبون سلطنت‌طلب‌ها، سخن از آزادي، دمكراسي و ليبراليسم به ميان مي‌آورد!

فرد مذكور بدون اشاره به ناتواني خود و همدستانش در برابر مأموران امنيتي و انتظامي ايران، كه موجب شده است خصوصا در يك ماه اخير، موفق به انجام هيچ‌گونه عمليات اغتشاش‌آفريني در منطقه نشود، گفت: نيروهاي ايراني هر روز با لباس جديد و اتومبيل‌هاي پيشرفته در منطقه حاضر مي‌شوند تا ما را بترسانند، حال آن‌كه ما هيچ دلهره‌اي نداريم و همچنان به كارهاي خود ادامه مي‌دهيم.

وي در ادامه سياست‌هاي تروريست‌ها در زمينه تفرقه‌افكني مذهبي در سيستان‌وبلوچستان گفت: حكومت ايران، تنها با اهل سنت مبارزه مي‌كند و با افراد شيعه كاري ندارد.
اين در حالي است كه گزارش‌هاي منابع خبري، حكايت از آن دارند كه گروه عبدالمالك ريگي، در حال فروپاشي بوده و بسياري از اعضاي آن، دستگير يا معدوم شده‌اند.

نكونام: برخورد ما شيعه و سني ندارد
در همين زمينه، نكونام، مشاور رئيس قوه قضائيه و رئيس دادگستري سيستان‌وبلوچستان كه با ابلاغ ويژه قضائي، چند ماهي است كار خود را در منطقه آغاز كرده است، ضمن رد ادعاي برخورد انحصاري با اهل سنت گفت: با توجه به عملكرد ما در منطقه در اين مدت كم، حتي خود بزرگان اهل سنت نيز بارها گفته‌اند و مي‌گويند كه من شيعه و سني را فرق نمي‌گذارم و نشانه درستي اين سخن نيز اين است كه در ميان چند شروري كه همين ديروز به خاطر قتل و غارت و ترورهاي انجام شده اعدام كرديم، هم شيعه بود و هم سني.

وي درباره آخرين وضعيت نيروهاي ريگي و ديگر اشرار منطقه و شايعاتي كه حكايت از برخي اقدامات ضدامنيتي در گوشه و كنار منطقه دارد، اظهار داشت: مي‌توان گفت، در چند هفته اخير شاهد هيچ‌گونه فعاليت خاصي از سوي اين گروه‌ها نبوده‌ايم و تنها كاري كه آنان توانسته‌اند انجام دهند، اين است كه با پخش شايعه و ايجاد جو رواني در منطقه براي ترساندن و تهديد مسئولان و مردم، سعي در به آشوب كشاندن و اغتشاش‌آفريني دارند كه با همكاري نهادهاي مسئول، اين توطئه نيز ناكام مانده است.

هلاكت 3 تن از تروريست‌ها
اما آخرين گزارش‌ها از هلاكت 3 تن از تروريستهاي گروه جندالله حكايت دارد. بر اساس پيام اينترنتي دريافت‌شده از اين گروه سه تن از اين افراد به نامهاي عبدالحميد سراواني، بهزاد ناروئي و احمد دهمرده به هلاكت رسيده‌اند.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 8:34 |
Who links to my website? 300 the movie