تبليغاتX
بارجلون

راز ناشناختگى امام جواد عليه السلام


شهادت پيشواى نهم حضرت جواد الائمه عليه السلام در روز آخر ماه ذى‏قعده در شهر بغداد، سال 220 اتفاق افتاد. آن بزرگوار در سن 25 سالگى توسط طاغوت زمان خويش‏ مسموم گرديد. شهادت آن امام بزرگوار بر امت اسلامى تسليت‏ باد.

گوهر وجودى امام جواد عليه السلام و عسكريين(عليهماالسلام)، در بين مردم كمتر شناخته ‏شده و آن گونه كه از ساير ائمه عليهم‌السلام و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و فاطمه زهرا عليهاالسلام و حتى بعضى‏ از اولاد ائمه شناخت دارند، نسبت ‏به اين سه بزرگوار معرفت ندارند، به اين خاطر تمسك و توسل كمترى به آنان دارند. با اين كه ما شيعيان معتقديم ‏ائمه عليهم‏السلام، نور واحدند، كلامشان نور است و همه از چشمه فياض حق استفاده‏ مى‏كنند به نظر مى‏رسد نماياندن چهره واقعى اين سه امام بزرگوار مى‏تواند خدمتى ‏شايان به شمار آيد.

علت مطرح نبودن اين سه امام عليه السلام، وجود شرايط سخت اجتماعى و خفقان موجود در آن ‏عصر بود. خفقان حاكم تا حدى بود كه ابن‏اثير در تاريخ خود، جزئيات در دورترين ‏بلاد اسلامى و حتى فلسفه اجتماعى زيادى از حوادث را بيان مى‏كند، تنها در سه مورد از اين امام بزرگوار اسم برده و مجموع كلماتش از پنج الى شش خط فراتر نمى‏رود.

علت مطرح نبودن اين سه امام عليه السلام، وجود شرايط سخت اجتماعى و خفقان موجود در آن ‏عصر بود. خفقان حاكم تا حدى بود كه ابن‏اثير در تاريخ خود، جزئيات در دورترين ‏بلاد اسلامى و حتى فلسفه اجتماعى زيادى از حوادث را بيان مى‏كند، تنها در سه مورد از اين امام بزرگوار اسم برده و مجموع كلماتش از پنج الى شش خط فراتر نمى‏رود.

اين فرازها عبارتند از:

1- جلد 10؛ آنجا كه زندگى همسر امام رضا عليه السلام را توضيح مى‏دهد و مى‏گويد: همسر حضرت رضا عليه السلام ام‌حبيبه نام داشت و دختر مامون بود.

دختر ديگر مامون را محمدبن ‏على‌بن ‏موسى گرفته بود. پس پدر و پسر هر دو با دختران مامون ازدواج كردند.

2- در ضمن حوادث سال 211 مى‏نويسد: مامون در تكريت، با محمدبن ‏على‌بن ‏موسى‏ برخورد و دختر خود را به او تزويج كرد.

3- در حوادث سال 220؛ وفات آن حضرت را مى‏نويسد.

ابن‏جرير طبرى نيز در «تاريخ طبرى‏» تنها يك سطر راجع به ازدواج حضرت رضا عليه السلام و حضرت جواد عليه السلام با دختران مامون مى‏نويسد: حتى از رحلت ‏حضرت جواد عليه السلام چيزى‏ نمى‏نگارد.

خفقان موجود به اندازه‏اى بود كه حضرت هميشه خلفاى عصر را با «اميرالمؤمنين‏» خطاب مى‏كرد در حالى كه اين لقب مخصوص حضرت على عليه السلام بود.

از طرف ديگر برخى امامان به خاطر موقعيت‌هاى ويژه خويش توانستند دست‏ به ‏اقداماتى بزنند كه مورد توجه عموم واقع شود و تا اندازه‏اى اسمى از آنان بر لوح‏ تاريخ بماند.

حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

خبرهاى متواترى از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله راجع به فاطمه زهرا عليهاالسلام وجود داشت از جمله، او پاره تن من است، حوريه انسيه است؛ گذشته از آن، شرف دختر پيامبر بودن فاطمه او را در دل‌ها جاى داد و باعث‏ شد تا دشمن هم نتواند ويژگي‌هاى ‏درخشان زندگى او را در پرده نگه دارد.

اميرالمؤمنين عليه السلام

به اين دليل كه اولين صحابى و اولين مسلمان بود و كلمات متواتر پيامبر در غدير خم و امثال آن درباره‏ ايشان در سطح جامعه اسلامى منتشر شده بود و مهمتر از همه اين نكته كه حكومت پنج ‏ساله‏اش او را بر اريكه تاريخ نشاند و باعث ‏شد فرازهاى درخشان زندگيش در تاريخ ثبت گردد.

حضرت امام حسن و امام حسين عليهماالسلام

بايد گفت آن دو، تا اندازه‏اى توسط پيامبر اكرم معرفى شدند و جملاتى مانند «سيدا شباب اهل الجنه‏»، «انهما امامان ‏قاما او قعدا»، از پيامبر در باره آنان مشهور شد. وقايع مربوط به صلح و جنگ ‏آنان خصوصاً واقعه كربلا، عامل ديگرى شد بر اين كه آن دو امام بزرگوار يادشان در دل‌ها جاودانه ماند.

امام سجاد سلام‏الله عليه

در پرتو حوادث كربلا و صحيفه سجاديه‏اش معرفى شد.

امام باقر و صادق عليهماالسلام

شرايط خاص زمان امام باقر و صادق عليهماالسلام، از جمله حوزه فعاليت علمى آنان و شاگردان پر كارشان در رشته‏هاى مختلف، جمع احاديث، تدوين فقه و انتشار احاديثشان در اقصى نقاط، چهره‏اى جهانى به آنان ‏داد. به طورى كه مكتب شيعه به مكتب جعفرى معروف شد.

بنابر اين هر چند حضور جنبش شيعى از زمان حضرت على عليه السلام و حتى از زمان پيامبراكرم صلي الله عليه و آله، مشهود بود، اما عصر «امام باقر و صادق‏» عليهماالسلام، فقه مدونى‏ نداشت. زراره از بزرگترين شاگردان امام صادق و باقر عليهماالسلام مى‏گويد:

روزى خدمت امام باقر عليه السلام رفتم. در مورد مساله ارث بحث ‏شد. حضرت امام باقر عليه السلام به‏ فرزندش امام صادق عليه السلام فرمود: آن كتاب را بياور و او براى من مى‏خواند. در ذهن خود گفتم (ليس بشى‏ء زخرف باطل) چيزى نيست، باطل است.

در روايت است هنگامى كه حضرت امام جواد عليه السلام وارد مسجد شد، على بن‏جعفر، عموى ‏پدر او، به احترام حضرت از جاى بلند شد و او را به جاى خود نشاند. مردم اعتراض‏ كردند كه تو پيرى و محاسنت ‏سفيد شده است، چطور به جوان كم ‏سن و سالى اين چنين ‏احترام مى‏كنى؟

وقتى حضرت امام باقر عليه السلام پرسيد؛ چگونه بود؟ گفتم:

باطل، چيزى نبود. فرمود: «والله يا زراره، هو الحق، الذى رايت املاء رسول ‏الله صلي الله عليه و آله و خط على‏»به خدا اى زراره اين مطالب را پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله املاء فرمود و على عليه‌‌السلام نوشت.

بنابر اين زراره كه يكى از اصحاب خاص و شيعيان مخلص بود، نيز آراء و اقوال ‏ائمه عليهم‏السلام و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را به خوبى نمى‏دانست.

امام هفتم موسى‌بن ‏جعفر عليه السلام

آن حضرت در حالى به امامت رسيد كه فقه جعفرى در سراسر عالم اسلام پخش شده بود. در اين دوره هر چند خفقان بنى‏العباس زياد بود و شيعيان و آن امام عظيم‏الشان گاه در زندان‌هاى مخوف گرفتار مى‏شدند، ولى كثرت ‏شيعيان و معاصر بودنشان با عصر صادقين عليهماالسلام، باعث ‏شد هر گاه امام از زندان آزاد مى‏شد، يا ملاقاتى صورت مى‏گرفت، مردم مسايل و نيازهاى خود را بپرسند.

از اين روى مساله تشكيل حكومت اسلامى نيز از اذهان مردم به صحنه سوالات مورد بحث ‏روز آمد به همين جهت، در مرسله حماد و ... دقيق‌ترين مسائل حكومت و مسائل‏اقتصادى پرسيده شده و امام نيز جواب داده است. همچنين شكنجه شدن و غل و زنجير و زندان رفتن اين امام بزرگوار خود زمينه‏اى براى مجالس عزا بود، پيوسته نام اين ‏امام بر سر زبان‌ها جارى مى‏شد.

امام رضا عليه السلام

در زمان ايشان مساله امامت و ظهور امام، شكل ديگرى به خود گرفت.

مامون عباسى امام را به وليعهدى خويش منصوب كرد. امام در طول مسير و در هر شهر و روستا كه وارد مى‏شد براى مردم سخن مى‏گفت و به اين ترتيب آنان از نزديك با چهره پر فروغ مولاى خويش آشنا مى‏شوند. مامون عباسى نيز به انگيزه‏هاى مختلف ‏مجالس علمى تشكيل مى‏داد و از دانشمندان اسلامى و غير اسلامى براى برگزارى مناظرات ‏علمى با حضور امام دعوت به عمل مى‏آورد. در آن محافل سخنان امام پخش مى‏شد و به ‏اقصى نقاط جهان مى‏رسيد. امام رضا عليه السلام هدايايى را كه به مناسبت‌هاى مختلف دريافت ‏مى‏كرد، به محرومان و مستضعفان مى‏بخشيد و به هر حال جايگاه مردمى مناسبى يافت.

اما چهار امام ديگر

چهارمين آنها كه امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) است و اخبار نقل شده از پيامبر اكرم و ائمه معصومين در باره وجود، خصوصيات و قيام و وجود شريفش را براى همه مسلم ساخته است.

از اين روى در طول تاريخ بارها اشخاصى از معروف بودن نام و نهضت ‏حضرت استفاده ‏كرده خود را امام موعود ناميدند از جمله اسماعيليه يا واقفيه كه وجودشان بر اين ‏اساس شكل گرفت؛ چه اسماعيليه معتقد بودند كه امام موعود همان اسماعيل است و او زنده و از انظار غايب است. واقفيه نيز همين اعتقاد را نسبت‏ به امام موسى‏بن ‏جعفر عليه السلام داشتند.

بعضى از افراد ديگر نيز كه داعيه رهبرى جامعه يا مبارزه با فساد را داشتند، ادعاى مهدويت مى‏كردند و چون اسم آن امام در روايات، هم اسم پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بود بعضى افراد محمد نام، مثل محمدبن ‏عبدالله محض ادعاى مهدويت مى‏كردند. همچنين در دعاهاى نقل شده از ائمه روى مساله وجود امام زمان عليه السلام تاكيد زياد شده است.

علاوه بر آن، احتياج فطرى انسان‌ها به نجات‏دهنده واقعى دست در دست عوامل فوق ‏انتظار ظهور آن حضرت را براى غير مسلمانان نيز امرى بديهى ساخته است.

علت اساسى ديگر بر مطرح بودن حضرت حجت(عج) در جوامع بشرى نظريه‏هايى است كه در پى غيبت طولانى حضرت به طور گسترده‏اى مطرح شده و اذهان را به خود مشغول كرده ‏است، در طول تاريخ افرادى نظريه‏هايى ارائه كرده‏اند. و گروهى به نقد و بررسى‏ پرداخته‏اند و دسته‏اى ادعاى مهدويت كرده، دسته‏اى ديگر به ابطال آن روى آورده‏اند.

امام جواد و عسكريين عليهم‏السلام

هيچ يك از جهات ياد شده در زندگى ساير ائمه ‏در حيات اين سه امام بزرگوار، وجود نداشت ‏به همين جهت چهره والاى آنها ناشناخته‏ ماند و بعد از هزار و دويست‏ سال همچنان هاله‏اى از غربت ‏بر چهره آنان سايه ‏افكنده است و تنها كلياتى كه از آيات قرآن و احاديث و برخى زيارات مانند زيارت ‏جامعه كبيره، استفاده مى‏شود مبين گوشه‏اى از شرايط زندگى آنان است.

گروهى در اين باره معتقدند دليل وضعيت موجود اين است كه وجود آن ائمه فقط براى وجود يافتن امام موعود بوده است تا آن حضرت جهان را پر از عدل و داد كند.

از اين سوى عمر امام جواد عليه السلام كه مدت طولانى دوام نيافت.

آن حضرت در سن ‏نُه سالگى بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسيد.

به نظر مى‏رسد همين عامل سبب شد مردم آن عصر در باره امامت و خصوصيات و ويژگي‌هايش خيلى علاقه نشان ندهند چه همان مردم به على عليه السلام كه سى و سه سال داشت، گفتند جوان است و رهبرى جامعه فردى مسن‏تر و كارآمدتر مى‏طلبد.

زمانى كه نص صريح پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله كنار رود و آن همه احاديث و شان نزول آيات‏ و واقعه غدير به فراموشى سپرده شد و كهولت جاى تمام آنها را بگيرد انتظارى از مردم عصر حضرت امام جواد عليه‌السلام نمى‏توان داشت.

در روايت است هنگامى كه حضرت امام جواد عليه السلام وارد مسجد شد، على بن‏جعفر، عموى ‏پدر او، به احترام حضرت از جاى بلند شد و او را به جاى خود نشاند. مردم اعتراض‏ كردند كه تو پيرى و محاسنت ‏سفيد شده است، چطور به جوان كم ‏سن و سالى اين چنين ‏احترام مى‏كنى؟

از طرف ديگر نصوص متواتره‏اى نبود كه مقام حضرت جواد را به مردم آن طور كه بود معرفى كند. اين موضوع آنگاه واضح مى‏شود كه كلمات رسول خدا صلي الله عليه و آله در مورد حسنين عليهماالسلام يا فاطمه زهرا عليهاالسلام و يا على عليه‌السلام با كلمات و روايات وارده درباره امام جواد عليه‌السلام مقايسه شود.

علت عمده عدم معرفى يكسان ائمه اين بود كه چون حضرت على و زهرا و حسنين عليهم‏السلام، در زمان آن حضرت بودند و مناسبت‌هاى مختلفى براى معرفى آنان بود.

اين موضوع در باره امام زمان(عج) فرق مى‏كند چون رهبر پيوسته بايد در جامعه روح ‏اميد بدمد و دميدن روح اميد با معرفى منجى عالم بشريت امكان داشت جدا از اين كه ‏بيشتر معرفى‏ها توسط ائمه بعدى صورت پذيرفت و آن هم به خاطر سؤال بيش از حد مردم ‏و اشتياق آنان به دانستن حضرت امام زمان عليه السلام و خصوصيات و صفات او بود. حتى وجود احاديث فراوان در باره امام حسن و حسين عليه السلام وقتى شخصى در محضر ابن‏عباس سوالى ‏مى‏پرسد و يكى از حسنين عليهماالسلام، جواب مى‏دهند، آن شخص قبول نمى‏كند و مى‏خواهد جواب را از ابن‏عباس بشنود، تا مطمئن شود.

مراجعه به كتب فقهى بر اين حقيقت اشاره دارد كه در طول تاريخ بيست ‏سال حضور امام حسن و حسين عليه السلام در مدينه مسئله فقهى چندانى از آنان پرسيده نشد و مردم آنان ‏را دو فقيه اسلام‏شناس عالم حساب نمى‏كردند تا چه رسد به امام جوادى كه سن كمترى ‏داشتند. و از پشتيبانى عظيم و تاييدات مكرر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز برخوردار نبودند.

دسيسه‏هاى خلفاى عباسى كه پيوسته مى‏خواستند او در بين مردم ناشناخته بماند و خفقان حاكم آن زمان تا اندازه‏اى كه آن امام يا پدر بزرگوارش و فرزندانش مجبور مى‏بودند خلفاى ظالم عباسى را اميرالمؤمنين خطاب كنند به عميق‏تر شدن جهل موجود دامن مى‏زد.

منبع:

ماهنامه كوثر، شماره 13، احمد عابدينى.

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 12:19 |

ریچارد جونز، سفیر آمریکا در سرزمین های اشغالی، ارتباط مخفی مقامات خاندان سلطنتی عربستان و مقامات رژیم صهیونیستی را تائید کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، ارتباطات گسترده ای میان عربستان و رژیم صهیونیستی وجود دارد که این ارتباط ها هیچ گونه ربطی به روابط دیپلماتیک ندارند.

در پی انتشار خبری در روزنامه یدیوس آهورونوس( Yedioth Ahronoth) چاپ سرزمین های اشغالی در تاریخ 25 سپتامبر و درج خبر ملاقات ایهود اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، با تعدادی از اعضای خاندان سلطنتی عربستان، و تکذیب این خبر از سوی هر دو طرف شب گذشته سفیر آمریکا در سرزمین های اشغالی این مساله را تایید کرد.

بر اساس این گزارش، ریچارد جونز ضمن تائید این مطلب اعلام کرد : به نظر من این ارتباط دست آوردهای بسیار زیادی در بر خواهد داشت.

جونز در ادامه عنوان داشت : هرچند مدارک زیادی در این زمینه وجود ندارد اما نکته مهم اینجاست که آنها می توانند با هم ارتباط برقرار کنند و قصد این کار را نیز دارند.

جونز برای اثبات ادعای خود به این نکته اشاره کرد که مقامات رژیم صهیونیستی اخیرا به نیکی از طرح صلح خاورمیانه عربستان یاد کرده و استقبال زیادی از آن کرده اند.

به اعتقاد جونز مقامات رژیم صهیونیستی به این نکته پی برده اند که سیاست های عربستان در سال های اخیر تغییر کرده و مواضع ضد اسرائیلی این کشور نیز کاهش یافته و در حال حاضر مقامات بلند پایه عربستان خواهان برقراری صلح درخاورمیانه هستند و در نتیجه می توان گفت "اسرائیلی ها" نیز به گرمی از پیشنهادات عربستان استقبال می کنند.

لازم به ذکر است هم مقامات عربستانی و هم مقامات رژیم صهیونیستی  بارها داشتن ارتباط با یکدیگر تکذیب کرده اند برای مثال سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان، نیز در یک کنفرانس خبری که چندی پیش برگزارشد اخبار مربوط به ارتباطات مخفی مقامات عربستانی با رژیم صهیونیستی را تکذیب کرده بود.

مهرنيوز

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 12:9 |

اين روزها شاهد برگزاري همايش بين‌المللي «هولوكاست» در تهران هستيم كه طرح ساختگي بودن آمارها و ارقام اعلامي درباره اين موضوع، سبب خشم غرب و اروپا شد و در برابر اين قضيه بسيار سرسختانه موضع گرفت.
واقعيت اين است كه آمارها و ارقام از پديده‌اي كه ابعاد واقعي آن آشکار نشده است، جرياني را در اذهان افكار عمومي ساخته و پرداخته كه به آن بهانه، غرب به تولد رژيم اسرائيل دست زد و اكنون هم با دفاع از آن، باب هرگونه نقد و بررسي را بر هولوكاست بسته؛ همچنين موضع سرسختانه اروپا در برابر نقد و بررسي هولوکاست، ادعاي رويكرد علمي و حقوق بشري و واقع‌نگري غرب را زير سؤال برده است.

در طول چهل سال گذشته، آمار و ارقام عجيبي از كشتار يهوديان به دست نازي‌هاي آلماني ارائه شده است كه محققان بسياري نسبت به حضور اين تعداد يهودي در آلمان، ابراز ترديد کرده‌اند، براي همين خواستار تحقيقات كتابخانه‌اي، علمي، تاريخي و اسنادي بر اين آمارها و واقعيات موجود آن زمان هستند كه البته غرب هيچ گاه اجازه چنين کاري را نداده است.
حال اين پرسش مطرح است، با وجود آن‌كه غرب مدعي است اسناد و مدارك قابل توجهي در اين‌باره دارد؛ چرا آنها را در دست محققان قرار نمي‌دهد، اين کارها آنها شبهات بسياري را ايجاد كرده و همين اين رفتار دوگانه غرب، سبب پديد آمدن پرسش‌هاي زيادي درباره واقعي بودن هولوكاست شده است.

به هر حال، با وجود نگاه‌هاي متفاوت و ترديد‌هايي در اين‌باره، «موضع افراطي غرب» شايد بهترين سوژه رسانه‌اي باشد و اين هم خود از شگفتي‌ها و عجايب است كه چرا رسانه‌ها تاكنون به چنين قضيه‌اي نپرداخته‌اند تا ابعاد حقيقي آن براي افكار عمومي جهان روشن شود! مگر نه آن‌كه رسانه‌ها وظيفه آگاه‌سازي جوامع را به عهده دارند؛ هرچند كه رسانه‌هاي غربي و بزرگ دنيا همواره در اختيار افكار و مقاصد حاكمان غرب بوده‌اند.
آنچه مسلم است اين‌كه ورود به چنين بحثي، واكنش شديد و تند غرب را در بر خواهد داشت؛ بنابراين، شايسته بود تدبير بيشتري درباره نحوه ورود به اين مسئله انديشيده مي‌شد.

اگر پيش از ورود رئيس‌جمهور به بحث هولوكاست، از ابزارها و امكانات ديگر، به‌ويژه رسانه‌ها، مطبوعات، مراكز علمي ـ تحقيقاتي و تاريخي و برگزاري همايش‌هاي بين‌المللي در سطوح گوناگون براي آگاه‌سازي افكار عمومي داخلي و منطقه‌اي و حتي جهاني بهره گرفته مي‌شد، نتايج بهتر و بيشتري به دست مي‌آمد.
از سوي ديگر، چون دولت رسما وارد چنين بحثي نمي‌شد، بهانه از دست سران غرب براي تحت فشار قرار دادن دولت و تاخت و تازهاي بين‌المللي گرفته مي‌شد؛ به اين ترتيب اگر هم آنها اين رفتار را در پيش مي‌گرفتند، دولت ايران مي‌توانست خود را مبرا کرده و آن را به افكار عمومي و نهادهاي غيردولتي نسبت دهد و خود را حتي تحت فشار آنها نشان مي‌داد تا در عرصه گفت‌وگوها و مذاكرات از آنها بهره جويد.

با بررسي واكنش غرب به درخواست‌هاي تحقيق درباره هولوكاست، مشخص مي‌شود که رفتارش كاملا ضدحقوق بشري و مخالف با علم، تحقيق و پژوهش است؛ به رغم اين‌كه مدعي است فضاي آزادي و بحث و بيان ديدگاه‌ها در آن جامعه وجود دارد. براي مثال غرب در برابر حكم حضرت امام(ره) درباره سلمان رشدي مرتد مدعي بود كتاب «آيات شيطاني» در فضاي باز نقد و بررسي نوشته شده است، اما همين غرب در برابر بررسي افكار هولوكاستي، واكنش شديد نشان مي‌دهد و جلوي آن را به شدت مي‌گيرد، حتي افراد را بازداشت و براي چندين بار محاكمه مي‌كند.

البته بحث مربوط به سلمان رشدي از زاويه ديگر نيز قابل تأمل است و آن اين‌كه به رغم آن‌كه حضرت امام(ره) به عنوان رهبر انقلاب و نيز از جايگاه مرجع تقليد، حكم ارتداد سلمان رشدي را صادر كردند، دولت جمهوري اسلامي ايران، هيچ‌گاه به صورت رسمي وارد اين موضوع نشد. هرچند غرب واكنش شديدي از خود نشان داد، اما به هر حال، دولت رسما وارد نشد و اين رفتار دولت مورد تأييد حضرت امام(ره) قرار گرفت.

بنابراين، ورود به برخي بحث‌هاي در سطح بين‌المللي، حقيقتا جنجال‌برانگيز است كه البته نبايد ما را از اصل ورود به اين مباحث، باز دارد، اما ما بايد به نحوه ورود آن به نوعي تقسيم كار برنامه‌ريزي کنيم.
البته رفتارهاي متناقض غرب درباره فضاي آزادي، نقد و بررسي و نيز حقوق بشر، بسيار است كه مي‌تواند به توهين‌هاي مطبوعات غرب به پيامبر اعظم(ص) و... اشاره كرد كه به بهانه وجود آزادي با آن برخورد نشد، حال آن‌که با كساني كه تنها خواستار بررسي پديده هولوكاست و آمار و ارقام كشته‌شدگان و ادعاهاي غرب هستند، برخورد تند، خشن و حذفي مي‌شود.

به هر حال، اگر دولت و مسئولان براي ورود به برخي مباحث، بتوانند با برنامه‌ريزي بهتر پيش از ورود دولت كه موضع رسمي كشور خواهد بود، فشارها را به كشور، از جمله در عرصه اقتصادي و در چند سال اخير بحث هسته‌اي افزايش مي‌دهد و از ابزارهاي موجود چون رسانه‌ها و مراكز تحقيقي و علمي و برگزاري نشست‌ها و همايش‌ها استفاده كند هم بهتر به اهداف مورد نظر مي‌رسيم و هم هزينه‌‌هاي كمتري متوجه كشور مي‌شود.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 12:6 |

بيش از يك سال از پرداختن به موضوع هولوكاست از سوي رئيس‌جمهور مي‌گذرد. هرچند كنكاش در ميزان ضرورت و اهميت، منافع و هزينه و فايده و شرايط زماني و مكاني طرح چنين موضوعي در سطح ملي از سوي مقام دوم كشور، وظيفه تحليلگران، نخبگان و كارشناسان كشور بود، بنا به دلايل گوناگوني، اين رسالت تاكنون در رسانه‌هاي گروهي پيگيري نشده است.

هرچند نگارنده نيز بنا به محذوراتي كه مهم‌ترين آن درنياميختن موضوعي ملي با مباحث روزمره سياسي و شايبه گره خوردن آن با منافع جناح‌هاي سياسي به شمار مي‌رود، در اين قصور سهيم بوده است، اما اكنون كه از يكسو با برگزاري كنفرانس هولوكاست توسط وزارت خارجه، دولت در رسمي‌ترين شكل ممكن، وارد موضوع شده است و از سوي ديگر، با پايان يافتن انتخابات، شايبه سياسي بودن نقد عملكرد دولت در ورود به هولوكاست رنگ باخته، دليل موجهي براي ادامه سكوت و بي‌تفاوتي نسبت به پديده‌اي كه تاكنون آثار مستقيم و غيرمستقيمي بر منافع ملي كشور داشته و در آينده ميزان تأثيرات آن فزاينده خواهد بود، ديده نمي‌شود.
سال گذشته، دكتر احمدي‌نژاد، با افسانه خواندن موضوع هولوكاست در اصل اين واقعه و حجم آن تشكيك كرد و به دنبال آن، موضوع از سوي ديگر مقامات دولتي پيگيري شد كه برگزاري كنفرانس هولوكاست در تهران توسط وزارت امور خارجه، نقطه اوج اقدامات دولت ايران در اين موضوع به شمار مي‌رود.

اما درباره علت طرح اين موضوع، فرضيه‌هاي گوناگوني مطرح است كه ممكن است يكي از آنها يا برخي از آنها موجب پرداختن آقاي رييس‌جمهور به اين موضوع شده باشد كه مهم‌ترين آنها در ادامه مي‌آيد:
1ـ موضوع هولوكاست (قتل عام ميليوني يهوديان توسط ارتش آلمان نازي در جنگ جهاني دوم) از سوي رئيس‌جمهور و حلقه مشورتي وي، به عنوان پاشنه آشيل و نقطه حساس دولت‌هاي غربي شناسايي شده و بر اين پايه براي بر هم زدن تعادل و اعمال فشار سياسي و رواني به اين كشورها، موضوع از سوي رئيس جمهور طرح شده است.
2ـ پرداختن جدي به موضوع هولوكاست در برنامه رئيس‌جمهور وجود نداشته و تنها بنا بوده است در حد يكي از سخنراني‌هاي استاني به آن اشاره شود، اما با واكنش شديد غرب به موضوع و اقدامات متقابل طرف ايراني اين موضوع به درازا كشيده است.

3ـ با توجه به هزينه‌هاي پرداخته شده سنگين توسط ايران در موضوع هولوكاست و منافع اسرائيل و لابي ضد ايراني از طرح اين موضوع در همگرا كردن غرب، به ويژه اروپا عليه ايران، موضوع يادشده با تحريك سرويس‌هاي امنيتي وابسته به لابي صهيونيستي و با استفاده از عوامل آگاه يا ناآگاه به رئيس‌جمهور القا شده است.
4ـ طرح موضوع هولوكاست، موضع نظام و مورد تأييد رهبر انقلاب بوده و تنها دولت در حد يك مجري در اين موضوع عمل كرده است.

هرچند اين فرضيه‌ها هر يك با موافقان و مخالفان متفاوتي در ميان هواداران و منتقدان دولت روبه‌رو شده است، براي قضاوت منصفانه در برابر ميزان اعتبار اين فرضيات، نخست بايد راجع به پيشينه موضوع هولوكاست در ايران و ابعاد منافع و هزينه آن به نكات زير توجه كرد:
1ـ هرچند طرح موضوع هولوكاست، سابقه‌اي بيش از شصت سال دارد و بر اعلام موجوديت رسمي رژيم صهيونيستي در سال 1948 تقدم دارد، اما ديده مي‌شود به رغم مواضع پررنگ و مؤثر روحانيت شيعه، به ويژه امام خميني(ره) و شهيد مطهري درباره موجوديت اسرائيل كه سابقه نزديك به نيم قرني آن در تاريخ مبارزات انقلاب اسلامي ثبت شده است، موردي از ترديد، تشكيك و انكار روحانيت مبارز شيعي و يا طيف روشنفكر مبارز در قبل از انقلاب نسبت به موضوع هولوكاست به چشم نمي‌خورد، در حالي كه با وجود پرچمداري امام خميني(ره) در مبارزه با اسرائيل از سال‌هاي 1340، انتظار مي‌رفت در صورت تطبيق با معيارهاي مورد پذيرش امام خميني(ره) اثري از تشكيك در واقعه هولوكاست در آثار مكتوب و شفاهي ايشان ديده شود، اما در هيچ يك از آثار آنها ديده نمي‌شود.

2ـ پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به رغم در اختيار گرفتن امكان حكومت و دولت، چه در دوره يازده ساله رهبري انقلاب توسط امام خميني(ره) و چه در دوره هفده ساله رهبري آيت‌الله خامنه‌اي، به رغم گرايش شديد و تعصب اين دو رهبر شيعي نسبت به مسئله فلسطين و مبارزه با صهيونيسم، نه تنها اشاره مستقيم يا غيرمستقيمي به موضوع هولوكاست از سوي رهبران جمهوري اسلامي نشده است بلكه هيچ يك از دستگاه‌هاي حاكميتي اعم از وزارت خارجه، سازمان تبليغات اسلامي، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزارت علوم و... موظف به اقدامي در اين باره نشده‌اند.

3ـ با وجود روند فزاينده قدرت و نفوذ لابي صهيونيستي در دهه‌هاي اخير، ديگر نه تنها اجماع كشتار يهوديان در افكار عمومي جهان، به ويژه غرب منتفي شده كه موجي از نارضايتي نسبت به تسلط روز افزون شبكه‌هاي صهيونيستي بر منابع قدرت، ثروت و رسانه در غرب مشهود است و در اين ميان، از يك سو اسلام به عنوان اقليت نخست ديني در اروپا و غرب، آسيب‌پذيرترين گروه انساني در برابر كشتارهاي ايدئولوژيك به شمار رفته و از سوي ديگر، لابي صهيونيستي به شدت به سوژه‌هاي تبليغاتي براي القاي آسيب‌پذيري و مظلوم‌نمايي خود در توجيه ادامه قدرت‌طلبي و توسعه امكانات خود نيازمند است؛ بنابراين، پرداختن به موضوع هولوكاست از سوي يك كشور اسلامي، از سويي امكان بهره‌برداري از سوژه دين‌ستيزي و نسل‌كشي ديني را براي جامعه اسلامي كاهش مي‌دهد و از سوي ديگر، مي‌تواند فرصت مظلوم‌نمايي به بهانه پررنگ شدن تهديدات عليه يهوديت را ايجاد كند و به فلسفه كشتار و ظلم گسترده به فلسطينيان و ديگر كشورهاي اسلامي توسط رژيم صهيونيستي روحي تازه ‌بخشد.

4ـ واقعيت آن است كه موضع جمهوري اسلامي در پرونده هسته‌اي، به ويژه روند ايستادگي آغاز شده در بيست ماه گذشته كه به رغم بازپس‌گيري بسياري از امتيازات داده شده، توانسته بود با ايجاد شكاف در جامعه بين‌الملل، امكان ايجاد اتحاد و يكپارچگي غرب عليه ايران را تضعيف كرده فرصت تداوم فعاليت‌هاي هسته‌اي صلح‌آميز جمهوري اسلامي را فراهم آورد، با گره خوردن به موضوع هولوكاست كه ارتباط مشخصي با منافع ملي و ايدئولوژيك ما نداشته، به دشواري برساند و يكي از عوامل تقويت و تشديد موضع غرب عليه نظام كه به رغم اقدامات مهمي نظير راه‌اندازي «UCF» اصفهان، آغاز تحقيقات مربوط به غني‌سازي، فعاليت نخستين و دومين چرخه سانتريفيوژها و... قادر به انجام اقدام مؤثري عليه ايران نبود، طرح موضوع هولوكاست و سوءاستفاده دولت‌ها و رسانه‌هاي غربي براي فضاسازي عليه كشور از آن باشد.

5ـ با توجه به كشتار بيش از بيست ميليون انسان در جنگ جهاني دوم و خوي فاشيستي و نازيستي دولت وقت آلمان، تشكيك در يك جنايت جنگي پس از شصت سال آن هم توسط مسئولان كشوري با هزاران كيلومتر فاصله جغرافيايي و عدم ارتباط مذهبي و فرهنگي با اروپا، داراي چه منطقي از نگاه جهانيان است؟
آيا اين موضوع، منطق انتقادات گذشته مسئولان انقلاب در تقبيح دخالت كشورهاي غربي در موضوعات داخلي كشورهاي اسلامي را زير سؤال نمي‌برد؟

آيا حمايت گروه‌هاي نئونازيستي و نئوفاشيستي در غرب از اين مواضع مسئولان ايراني، بر تأثير تبليغات منفي مبني بر وجود گرايش‌هاي خشونت‌طلبانه در اسلام نمي‌افزايد؟
آيا نقض قوانين رسمي كشورهاي غربي در نفي تشكيك هولوكاست، زمينه گستاخي و توهين به مقدسات اسلامي را كه با فتواي تاريخي امام خميني در موضوع سلمان رشدي و واكنش اخير جهان اسلام از كاريكاتور موهن نشريه دانماركي به عقب‌نشيني انجاميده، فراهم نمي‌كند؟

6ـ فارغ از نكات يادشده، حتي در صورت ضرورت پرداختن به موضوع هولوكاست، آيا محوريت تشكل‌هاي غيردولتي، رسانه‌ها و محافل مستقل دانشگاهي در اين موضوع، بسيار كم‌هزينه‌تر از حضور رسمي رئيس‌جمهور و وزارت خارجه نبود؟ و در صورت پاسخ مثبت، چه اشخاص و محافلي با چه خاستگاه فكري و امنيتي در تحريك و ترغيب مسئولان رسمي كشور براي وارد شدن به اين موضوع، نقش ايفا كردند؟

با توجه به موارد بالا، به نظر مي‌رسد هر يك از فرضيات چهارگانه در چگونگي مطرح شدن موضوع هولوكاست توسط رئيس‌جمهور و دولت - كه در انگيزه آنها در دفاع از اسلام و ملت فلسطين ترديدي وجود ندارد- را طي يك سال گذشته را بپذيريم، تداوم و منتسب كردن آن به كليت و مسئولان عالي‌رتبه نظام به مصلحت كشور نيست، از اين رو، انتظار مي‌رود مسئولان و نخبگان كشور، به رغم وجود فضاي سنگين تبليغاتي و سياسي موجود، با شفافيت بيشتري به موضوع پرداخته و با تفكيك مواضع شخصي از مواضع نظام از تحميل هزينه‌هاي سنگيني كه مي‌تواند تأثير تعيين‌كننده در موضوعات ملي چون پرونده هسته‌اي داشته باشد، جلوگيري شود.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 12:5 |
شش خاخام ضدصهيونيست شركت‌كننده در كنفرانس هولوكاست در تهران مورد حملات لفظي دولت اسراييل و برخي گروه‌هاي يهودي قرار گرفته‌اند. براي بررسي ابعاد بيشتر اين مسئله، يادآوري اظهارات اين خاخام‌هاي يهودي در كنفرانس مذكور روشن‌كننده موضوع است.
خاخام كوهن: تا بازگشت مسيح به زمين يهوديان حق ايجاد دولت را ندارند

به گزارش موعود به نقل از رجا، اين خاخام ضد صهيونيست، مترادف دانستن صهيونيسم و يهوديت را كاملاً اشتباه خوانده و گفته بود: در تعاليم مذهبي ما گفته شده كه به خاطر اعمالي كه انجام داديم، بايد در تبعيد زندگي كنيم و بر اين اساس يهوديان در سراسر جهان پراكنده شدند.

كوهن، تبعيد يهوديان را خواست خدا دانسته و تاكيد كرده بود: برخي از ما تلاش كردند تا از اين تبعيد خارج و دولتي را در فلسطين ايجاد كنند و بر اين اساس شورشي را عليه تعاليم واقعي يهود به راه انداختند و صهيونيسم امروز تبعات وخامت بار همان تلاش هاست.

عضو انجمن خاخام هاي ضد صهيونيست نيويورك خاطرنشان كرده بود: مردمان فلسطين مردمان بومي و ساكن فلسطين هستند، البته گروهي يهودي نيز در اين سرزمين بودند، ولي صهيونيست‌ها سعي كردند مردم فلسطين را از خانه و كاشانه خود محروم كنند؛ در حالي كه يهوديت مهر، محبت و احترام به زندگي را تعليم مي دهد.

كوهن همچنين فلسفه صهيونيسم را فلسفه‌اي انحرافي خوانده بود.

وي در ادامه سخنانش گفته بود: شكي نيست كه آلمان نازي در جنگ جهاني دوم سياست هاي قساوت آميزي را عليه يهوديان انجام داد و نمي توانم رقم دقيقي در اين زمينه عنوان كنم. اين جنايت قساوتمندانه رخ داده و از ديد ما محكوم است.

كوهن صهيونيسم را نگرشي بدعت گزارانه خوانده و افزوده بود: ما مخالف اين سياست هستيم و صهيونيست‌ها سعي مي‌كنند با بدترين وضع ممكن خود را به مردم فلسطين و جهان تحميل كنند.

خاخام وايس: ايجاد اسرائيل برخلاف خواست خدا و تعاليم تورات است

خاخام ديويد وايس عضو انجمن خاخام هاي ضد صهيونيست از آمريكا در همايش بين‌المللي هولوكاست در تهران مردم فلسطين را قربانيان هولوكاست خوانده افزوده بود: هولوكاست به عنوان دستاويزي براي ظلم و ستم به ديگران مبدل شده و آن را براي به وجود آوردن اسرائيل دستاويز قرار داده اند.

خاخام وايس يهوديت را ديني با قدمت هزاران سال عنوان كرده و افزوده بود: اين در حالي است كه پايه‌هاي صهيونيسم كم‌تر از صد سال پايه‌ريزي شده است.

وي تولد اسرائيل را خلاف خواست خدا دانست و با بيان اين كه يهوديان هنوز به تورات وفادارند، اظهار كرده بود: صهيونيست‌ها عليه خواست خدا طغيان كردند و هولوكاست را دستاويزي براي اهداف شيطاني و سياسي خود قرار دادند و با نازي‌ها همكاري كردند.

وي با ذكر اين نكته كه صهيونيست ها پا بر خون پدران ما گذاشته‌اند، اظهار داشته بود: ما مي خواهيم اسرائيل به صورت مسالمت آميز از بين برود.

خاخام فريدمن: آوارگان يهودي آلمان بايد حق بازگشت به سرزمينشان را داشته باشند

خاخام موشه فريدمن روحاني يهودي كشور اتريش و از اعضاي «نتوري كارتا» و يهوديان ضد صهيونيست شركت‌كننده در كنفرانس هولوكاست در ايران، هولوكاست را صنعتي در دست صهيونيست‌ها قلمداد و تصريح كرده بود: هولوكاست به ابزاري در دست صهيونيست‌ها براي اهداف سياسي و نظامي تبديل شده است.

اين خاخام تصريح كرده بود: هنوز در مورد هولوكاست و تعداد قربانيان اين حادثه اطلاعات دقيقي در دست نيست.

فريدمن با بيان اين‌كه جامعه يهوديان اتريش يك جامعه كاملاً مذهبي است و هيچ مناسبتي با صهيونيست‌ها ندارد يادآور شده بود: در واقع براساس تعاليم تورات، تا زماني كه ناجي بزرگ ظهور نكند، ما حق ايجاد يك دولت سياسي را نداريم و خود حضرت مسيح ما را به سرزمين موعود خواهد برد.

اين خاخام اتريشي تاكيد كرده بود: صاحبان فلسطين فلسطينيان هستند و اين كشور بايد به آن‌ها باز گردد، 250 هزار نيروي اسرائيلي از عراق خارج شود و حق آوارگان يهودي آلماني هم به رسميت شناخته شود تا به آلمان بازگردند.

اين خاخام يهودي در پايان افزوده بود: معتقديم بنا به وعده‌ الهي روزي صلح در خاورميانه و كل جهان برقرار مي‌شود.
 
شش خاخام ضدصهيونيست بعد از حضور در كنفرانس هولوكاست در تهران، آماج سنگين‌ترين تهمت‌ها و دشنام‌ها قرار گرفته‌اند درحالي‌كه هنوز هيچ جواب منطقي به اشكالات مطرح شده توسط آن‌ها داده نشده است. اگرچه تمام اشكالات و سوالات مطرح شده توسط تجديدنظرطلبان هولوكاست نيز بي‌پاسخ مانده است.

رابرت فوريسون از تجديدنظرطلبان برجسته هولوكاست كه در ايران حضور يافته بود در سخنراني خود در كنفرانس هولوكاست گفته بود: حتي يك سند وجود ندارد كه هولوكاست را ثابت كند و من به شدت از پيدا شدن چنين سندي استقبال مي‌كنم.

هربرت شالر حقوق‌دان برجسته اتريشي نيز گفته بود: حتي يك دادگاه حقوقي در سراسر جهان نتوانسته است هولوكاست را به لحاظ حقوقي ثابت كند و هولوكاست تاكنون در حد يك ادعا باقي مانده است.

موعود
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 10:43 |
"روبرت فوريسون" استاد پيشين دانشگاه و محقق و نويسنده فرانسوي كه مهر ماه گذشته به اتهام نفي هولوكاست و مشاركت در "اعتراض به وجود جنايت عليه بشريت" از سوي دادگاه پاريس محكوم شد، بارديگر با سخنان خود در همايش هولوكاست تهران در اين زمينه، دستگاه حاكمه فرانسه را با چالشي جديد مواجه كرد.
روبرت فوريسون در يك برنامه تلويزيوني كه سوم فوريه گذشته از شبكه جهاني سحر پخش شد وجود اتاق‌هاي گاز در اردوگاه نازي‌ها و كشتار وسيع يهوديان را زير سووال برده بود.روبرت فوريسون
پس از پخش سخنان فوريسون، شوراي عالي راديو تلويزيون فرانسه پخش برنامه‌هاي شبكه جهاني سحر از طريق ماهواره يوتل ست را ممنوع كرد.

فوريسون به خاطر نفي هولوكاست تا كنون زير فشارهاي زيادي قرار گفته و يك بار هم درسال ‪ ۱۹۸۹‬ميلادي مورد حمله يهوديان قرار گرفت و چانه وي شكست.

وي در سوم ژوئيه سال ‪ ۱۹۸۱‬از سوي دادگاه پاريس به اتهام " اعتراض به جنايت عليه بشريت " با بيان اينكه ادعاي كشتن يهوديان با گاز چيزي جز يك دروغ تاريخي نيست به پرداخت ‪ ۳۰‬هزار فرانك جريمه محكوم شد.

در ادامه اين محكوميت ها، شعبه هفدهم دادگاه جنايي پاريس دوازدهم مهرماه گذشته با صدور راي، پرفسور روبرت فوريسون را كه سال گذشته سخناني درخصوص نفي هولوكاست ابراز داشته بود، مجرم شناخت و به سه ماه حبس تعليقي و پرداخت ‪ ۱۲‬هزار يورو جريمه نقدي محكوم كرد.

اما سووالي كه نزد محافل كارشناسي مطرح است اين است كه چرا فرانسه كه به عنوان كشور مهد دمكراسي معروف است، در برابر سخنان مستند تاريخي يك انديشمند، واكنش نشان داده و خواستارپيگرد قضايي فوريسون شده است؟! پاسخ سطحي و به اصطلاح كپسولي كه مي‌شود به اين سووال داد نفوذ تاريخي لابي صهيونيستي برمراكز تصميم‌گيري فرانسه است كه با فشار خود، مقامات اين كشور را در قبال حتي يك واقعه معمولي نظير قتل يك جوان يهودي تحت عنوان يهود ستيزي و يا در سطح عالي تر نظير سخنان انديشمندي چون فوريسون به واكنش وا داشته است.

ژاك شيراك رييس جمهوري فرانسه، چندي پيش به پاسكال كلمان وزير دادگستري فرانسه دستور داد درباره سخنان فوريسون در همايش هولوكاست تهران كه هفته گذشته برگزارشد ، تحقيق شود.

فيليپ دوست بلازي وزير خارجه فرانسه نيز چهارشنبه گذشته در نشست دولت با مجلس ملي اين كشور با اشاره به سخنان روبرت فوريسون در همايش هولوكاست تهران گفت: ما تمامي راههاي حقوقي براي تعقيب فوريسون براساس گفته‌هايي كه وي در خارج از كشور در خصوص هولوكاست ابراز داشته‌است را مطالعه خواهيم كرد.

وي افزود: فوريسون پيش از اين نيز، سخنان نفي گرايانه هولوكاست ابراز كرده است و بدين منظور از سوي دادگستري فرانسه تحت تعقيب قرار گرفته و همچنين از دانشگاه اخراج شده است.

برخي از احزاب فرانسه و نيز شخصيت‌هاي سياسي اين كشور نيز نسبت به سخنان فوريسون واكنش نشان داده‌اند.

رييس جمهوري فرانسه در ژانويه سال ‪ ۱۹۹۵‬ميلادي پس از اينكه براي اولين بار به عنوان رييس جمهوري اين كشور انتخاب شد مسووليت فرانسه را در تبعيد يهوديان به اردوگاه مرگ نازيها قبول كرد.

پيش از ژاك شيراك رييس جمهوري فرانسه، ژنرال دوگل، ژرژ پمپيدو، ژيسكاردستن و فرانسوا ميتران روساي جمهوري اسبق اين كشور حاضر نشده بودند مسووليت فرانسه را در اين زمينه بپذيرند.

شيراك در بهمن ماه سال ‪ ۸۳‬در مراسم پرده برداري از مجموعه يادبود يهوديان تبعيد شده به اردوگاه نازي در پاريس به وضوح از اين اقليت، جانبداري سياسي كرد و گفت: ضديت با يهود در فرانسه جايگاهي ندارد.

وي افزود: ما دربرابر پديده ضد يهوديت در فرانسه باقاطعيت عمل مي‌كنيم.

شيراك گفت: من از دولت فرانسه خواسته‌ام كه تمام تلاش و همت خود را براي كاهش و مقابله با پديده ضد يهوديت در فرانسه بكار بندد.

يهوديان فرانسه كه تعدادشان در حدود ‪ ۶۰۰‬هزار نفراست به عنوان جامعه‌اي كوچك ولي متنفذ و فعال در كنار ساير شهروندان فرانسوي در امور سياسي اين كشور دخالت مي‌كنند، اين دخالت از جنبه‌هاي متعددي براي يهوديان حايز اهميت است.

مسايل جامعه يهوديان و مسايل تاريخي آنان بيشتر بهانه‌اي براي آوردن فشار بر وزنه‌هاي سياسي فرانسه است تا آنكه واقعيت متناسبي داشته باشد.

آنان از هر فرصت مناسب استفاده كرده و با توجه به نفوذ قابل توجه‌خود در رسانه‌هاي اروپا خود را مدام در حال تهديد نشان مي‌دهند و بنا بر اين توجه مجامع سياسي را مي‌طلبند تا براي برون رفت از شرايط تهديد آنان فكري كنند.

براي مسوولان فرانسوي نيز اين مساله (مشاركت سياسي يهوديان) حايز اهميت فراوان است، تاريخ دولت‌هاي گذشته فرانسه نشان مي‌دهد كه تا چه ميزان سران سياسي و احزاب فرانسه كوشيده‌اند، در دوره‌هاي مختلف به يهوديان نزديك شده و موافقت و همراهي آنان را درحوزه سياسي همراه داشته باشند.

به تقريب و بدون استثنا سران هر حزبي در فرانسه در زمان رياست خود سري هم به تل آويو زده‌اند و در برخي از اين سفرها به دليل جانبداري بي‌دليل و يا مبالغه در طرفداري مورد واكنش منفي مردم كشورهاي عرب و يا فلسطينينان نيز بوده‌اند، نمونه ان ليونل ژوسپن نخست وزير پيشين است.

بخش مهمي از اقتصاد فرانسه در اختيار يهوديان اين كشور است و برادر ساركوزي، وزير كشور، سالهاي سال قدرت دوم اتحاديه بزرگ مالكان اين كشور را در اختيار داشته و به تعبيري نبض اقتصاد اين كشور در دست وي است.

در ميان احزاب بزرگ فرانسه مي‌توان رهبراني را ديد كه از اظهار تعلقات صهيونيستي خود ابايي ندارند و به مناسبت‌هاي مختلف تلاش مي‌كنند تا از منافع صهيونيزم محافظت كنند.

روبرت فوريسون به عنوان نامي آشنا در عرصه تحقيقات تاريخي و به نقد كشيدن ادعاي كشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم، با سخنان اخير خود درهمايش هولوكاست تهران، ژاك شيراك را با چالش جديدي مواجه ساخته و وي در آستانه انتخابات رياست جمهوري سال ‪ ۲۰۰۷‬ميلادي فرانسه براي جلب حمايت سياسي لابي صهيونيست، در اين زمينه واكنش نشان داده است.

فوريسون ‪ ۷۷‬ساله به دليل مطالعات تاريخي در خصوص رويدادهاي جنگ جهاني دوم و انتقاد از قرائت موجود از اين واقعه تاريخي در شمار "تجديد نظر طلبان" تاريخي قلمداد مي‌شود.

تجديد نظر طلبان تاريخي، خود را گروهي فكري مي‌دانند كه در جست وجوي واقعيت، و زدودن ابهامات موجود در رويدادهاي جنگ جهاني دوم به ويژه ادعاي كشتار شش ميليون يهودي (هولوكاست) از سوي آلمان نازي در اين جنگ برآمده‌اند.

تجديد نظر طلبان تاريخي از سوي گروه‌هاي صهيونيستي و رسانه‌هاي خبري حاكم بر جهان غرب "انكار گرايان" ناميده مي‌شوند، چرا كه به زعم آنان، اين گروه واقعيات تاريخي جنگ جهاني دوم را انكار مي‌كنند و در صدد تشويش افكار عمومي و منحرف ساختن آنان از حقايق مسلم تاريخي برآمده‌اند.

نهضت تجديد نظر طلبان تاريخي از اوايل سال‌هاي دهه ‪ ۱۹۶۰‬ميلادي با مطرح شدن پرسش‌هايي از سوي برخي نويسندگان غربي در خصوص ادعاي كشتار شش ميليون يهودي جنگ جهاني دوم آغاز شد و به تدريج و با انتشار كتابها و مقالات متعددي از سوي محققان تجديد نظر طلب، ادعاهاي مطرح شده از سوي فاتحان جنگ و گروه‌هاي صهيونيستي در زمينه "هولوكاست" با ترديدهايي جدي روبرو گشت.

با توجه به مطرح شدن برخي مستندات تاريخي و علمي از سوي تجديد نظر طلبان تاريخي در دهه‌هاي ‪ ۱۹۷۰‬و ‪ ۱۹۸۰‬ميلادي در نفي ادعاهاي مطرح شده از سوي گروه‌هاي صهيونيستي و فاتحان جنگ جهاني دوم، و بي‌نتيجه ماندن پيگيري قضايي تجديد نظرطلبان، برخي كشورهاي غربي در صدد وضع قوانيني بر ضد آنان برآمدند.

بدين ترتيب با تصويب اين قوانين راه بر هرگونه نقد و بيان نظر مخالف با قرائت فاتحان جنگ جهاني دوم از رويدادهاي اين فاجعه تاريخي بسته شد و افرادي كه به هر نحو وارد اين حوزه ممنوعه شوند در معرض پيگيري قضايي و محكوميت قرار خواهند گرفت.

قوانيني كه با عنوان مخالفت با به زير سووال بردن جنايات مسلم تاريخي امروزه در هشت كشور اروپايي اعمال مي‌شود، در عمل تمام آن كساني را در برمي گيرد كه در خصوص ادعاهاي مطرح شده در زمينه كشتار گسترده و منظم يهوديان از سوي آلمان نازي در جريان جنگ جهاني دوم به بيان نقطه نظرات خود پرداخته و به نقد چنين ادعايي پرداخته‌اند.

اين قانون اگر چه با عنوان مخالفت با تبعيض نژادي وضع شد و به تصويب نمايندگان مجلس ملي فرانسه رسيد، اما آشكارا اقليت متنفذ صهيونيست فرانسه را تحت حمايت خود مي‌گرفت. بنابر اين قانون هرگونه حركتي كه متضمن برانگيختن خشم و نفرت بر ضد گروه مذهبي و يا قومي و يا نژادي خاصي شود بزهكاري محسوب مي‌شود واز سوي محاكم قضايي قابل پيگيري حقوقي خواهد بود.

با اين حال و در عمل اين قانون هرگونه مخالفت با صهيونيسم و يا گروه‌هاي يهودي افراطي ساكن فرانسه را با توجيه اهانت مذهبي و قومي به عنوان جرم و بزه عمومي قابل تعقيب از سوي دادگستري اين كشور مي‌داند.

اما اين قانون در برابر بيان مستندات تاريخي و ادله مطرح شده از سوي تجديد نظر طلبان تاريخي ناتوان مي‌نمود و توانايي محدود ساختن فعاليت تحقيقاتي وانتشار عقايد مطرح شده از سوي آنان در فرانسه را نداشت.

از اين روي در سال ‪ ۱۹۹۰‬ميلادي قانون ديگري در مجلس ملي فرانسه به تصويب رسيد كه هرگونه بيان مخالف با قرائت غالب با رويدادهاي جنگ جهاني دوم را در اين كشور را مستوجب پيگيري قضايي و مجازات مي‌داند.

"ژان كلود گي سو" نماينده وابسته به فراكسيون حزب كمونيست در مجلس ملي فرانسه در دوم ماه مه ‪ ۱۹۹۰‬با ارايه طرحي به مجلس خواستار اعمال سختگيري هرچه بيشتر براي مقابله با تمامي اقدامات نژاد پرستانه، بيگانه ستيزانه و يهودستيزانه از نظر قانوني شده بود.

متن اين طرح پس از بررسي از سوي فراكسيون حزب سوسياليست و به ابتكار "لوران فابيون" نخست وزير يهودي پيشين فرانسه تغييرات عمده‌اي يافت و به گونه‌اي به تصويب رسيد كه هرگونه ايجاد ابهام در خصوص "هولوكاست" نيز از نظر قانوني دراين كشور جرم تلقي شود.

اين قانون جديد هرگونه بحث و مجادله درباره احكام دادگاه جنايتكاران جنگ جهاني دوم در نورنبرگ را خلاف قانون مي‌داند و از آنجا كه دراين دادگاه فاتحان جنگ جهاني، شكست خوردگان نازي را محاكمه مي‌كردند، تمام ادعاهاي آنان به عنوان اصول مسلم و غير قابل مناقشه حقوقي تلقي گرديد كه تشكيك و ايجاد ابهام درآن مجازات كيفري را به همراه خواهد داشت.

اين طرح سرانجام در تاريخ ‪ ۳۰‬ژوين ‪ ۱۹۹۰‬به نام قانون "گي سو- فابيوس" به تصويب مجلس نمايندگان فرانسه رسيد و همچنان به عنوان قانون مرجع در خصوص رد هرگونه بحث و تحقيق علمي در زمينه ادعاهاي يهوديان درباره "هولوكاست" تلقي مي‌شود.

در ماده ‪ ۲۴‬اين قانون آمده‌است: " شك و ترديد و مخالفت با وقوع جنايت‌ها بر ضد بشريت چنانكه در ماده ششم اساسنامه دادگاه بين‌المللي نظامي نورنبرگ بدان تصريح شده است جرم و بزه كيفري تلقي مي‌شود."
اما ماده ششم اساسنامه دادگاه نظامي بين‌المللي نورنبرگ مي‌گويد: "قتل و كشتار، نفي بلد و تبعيد اجباري ساكنان يك منطقه، به كار اجباري و بردگي كشاندن انسان‌ها، اخراج آنان از محل سكونت و تمام جناياتي كه برضد شهروندان غيرنظامي پيش از جنگ و در زمان جنگ صورت گرفته باشد و يا هر گونه شكنجه و آزاري كه به دلايل سياسي، نژادي و يا مذهبي صورت بگيرد و يا مواردي كه با نقض حقوق انسان‌ها در قوانين موضوعه كشورهاي خود انجام گيرد، مشمول پيگيري قضايي ازسوي دادگاه خواهد بود كه صلاحيت رسيدگي به جنايات ياد شده را خواهد داشت."
بدين ترتيب در يكي از بزرگترين كشورهاي غربي قانوني به تصويب رسيد كه راه را بر هرگونه بحث و مجادله و به نقد كشيدن آنچه فاتحان جنگ جهاني دوم در خصوص رويدادهاي اين فاجعه بشري نگاشته‌اند مي‌بندد و نويسندگان تجديد نظر طلب را با مجازات زندان و جريمه‌هاي سنگين نقدي روبرو مي‌كند.

روبرت فوريسون كه مهر ماه گذشته در برابر شعبه هفدهم دادگاه كيفري پاريس به استناد قانون "گي سو- فابيوس" و به اتهام نفي جنايات جنگي عليه يهوديان در جنگ جهاني دوم قرار گرفت، يكي از معروف‌ترين چهره‌هاي تجديد نظر تاريخي دراين كشور است كه تا كنون علاوه بر پيگيري‌هاي قضايي متعدد از سوي محاكم فرانسه حدود ‪ ۱۰‬بار نيز از سوي گروه‌هاي صهيونيست مورد سوء قصد قرار گرفته و تا مرز جان باختن در راه بيان عقايد خود پيش رفته‌است.

فوريسون در حاشيه دادگاه اخير خود در پاريس در گفت وگو باخبرنگارايرنا اظهار داشت كه من ايرلندي هستم و ايرلنديها ترسو نيستند. من ذره‌اي از عقايدم در خصوص هولوكاست حتي به حبس نيز محكوم شوم عقب نشيني نخواهم كرد.
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 10:42 |
گزارش امنيتي دولت سعودي مي‌گويد: ايران يك دولت شيعه در همسايگي عراق ايجاد كرده است و نيروهاي ايراني به شبه‌نظاميان شيعه، اسلحه و آموزش مي‌دهند.

بنا بر اين گزارش، بنيادهاي خيريه ايران به مدارس و بيمارستان‌هاي عراق پول ارسال مي‌كنند و همچنين ايران فعالان سياسي حامي خود را در عراق حمايت مي‌كند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از روزنامه «واشنگتن‌پست»،‌ اين گزارش توسط پروژه ارزيابي امنيت ملي سعودي كه يك مركز مشاوره‌اي براي دولت سعودي است و توسط اين دولت ايجاد شده، انتشار يافته است.
گزارش مذکور در ماه مارس به دولت سعودي ارسال شد، اما تاكنون انتشار نيافته بود.

اين گزارش كه بنا بر ادعاي خود آنان، در تدوين آن از منابع عراقي استفاده شده شبه‌نظاميان شيعه در عراق را 35 هزار نفر و شبه‌نظاميان سني را 77 هزار نفر برآورد كرده است.
اين گزارش همچنين مي‌افزايد: ايران توسط سپاه قدس در عراق نفوذ پيدا مي‌كند كه در عمليات‌هاي اطلاعاتي و جنگ‌هاي نامنظم متخصص هستند.

«اوكانل»، تحليلگر ارشد مؤسسه تحقيقاتي و نظامي «Roand» مي‌گويد: نيروهاي اطلاعاتي ايران سعي داشتند با شبكه پيشين اطلاعاتي عراق (مخابرات يا «IIS») كه در زمان صدام فعاليت مي‌كرد، مقابله مي‌كنند. در حقيقت از هر شش عراقي، يك نفر عضو اين شبكه بود و به صورت پرداختي يا غيرپرداختي از آن حقوق دريافت مي‌كرد، اما از زمان حمله به عراق اين تشكيلات ناپديد شده است.

«اوكانل» مي‌گويد: داستان واقعي عراق چنين است: يك جنگ غيرمعمول بين نيروهاي پيشين مخابرات كه در حقيقت حاميان سعودي هستند و نيروهاي مخصوص ضداطلاعاتي سپاه قدس ايران.

در اين گزارش همچنين آمده است كه نيروهاي سپاه بدر، به حدود 25 هزار نفر مي‌رسند که سه ميليون نفر حامي دارند. نيروهاي مقتدي صدر نيز به يكصد هزار نفر مي‌رسند كه 5/1 ميليون نفر در عراق از آنان حمايت مي‌کنند. اين نيروها با نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي ايران در تماس دايم هستند. نيروهاي آمريكايي تأييد مي‌كنند كه شبه‌نظاميان در پليس عراق استخدام شده‌اند اما آنها كار خودشان را انجام مي‌دهند.

اين گزارش دولت سعودي که با مصاحبه با همسايگان عراق و چندين كارشناس در چهل صفحه تنظيم شده،‌ مي‌افزايد: نيروهاي سپاه بدر كه ايران حامي اصلي آنان است، دارند كم كم پليس عراق را به دست مي‌گيرند و اين زمينه نفوذ نظامي ايران را شديدتر مي‌كند.
اين مطالعه همچنين جزيياتي از نيروهاي سني شورشي عراق را بيان مي‌كند كه در آن، نيروهاي شورشي از سوي فرماندهان ارتش بعثي عراق مديريت مي‌شوند و تنها تعدادي معدود از جنگجويان خارجي كه به خاطر مسائل مذهبي به عراق آمده‌اند، هدايت مي‌شوند.

اين گزارش مي‌افزايد: 77 هزار نفر شورشي نيز هستند كه در آنها تنها هفده هزار نفر نيروي جهادي وجود دارد كه پنج هزار نفر آنان از شمال آفريقا، سودان، يمن، مصر و عربستان سعودي آمده‌اند و شصت هزار نفر بقيه نيروهاي پيشين صدام به نام فداييان هستند؛ اين شورشيان از سوريه پشتيباني مي‌شوند و از اين طريق براي آنها تجهيزات ارسال مي‌شود كه در حقيقت محلي است كه سنيان در آنجا قرار دارند.

بنا بر اين گزارش، با توجه به روابط ديرينه سني‌هاي عراقي با كشور سعودي، اين كشور خود را متعهد و مسئول مي‌داند كه به سنيان عراق كمك كند.

همچنين اين گزارش مي‌خواهد با دولت آمريكا تماس گرفته شود تا براي جمهوري اسلامي روشن كند كه ايران نمي‌تواند پوششي براي ممانعت از رهبري دولت سعودي در عراق به وجود آورد و از آيت‌الله سيستاني، از رهبران شيعه عراقي، دعوت كند كه اين موضوع را براي شيعيان عراق روشن سازد كه عربستان، رهبري در جهان اسلام را در اختيار دارد.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 7:15 |
شيخ عبدالامير الجمري رهبر شيعه مخالفان بحرين امروز درگذشت.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آلمان، هزاران نفر از شيعيان بحرين امروز در منامه پيكر الجمري را تشييع كردند.
الجمري 69 ساله صبح امروز بر اثر نارسايي قلبي و كليه درگذشت.
وي يكي از نمايندگان مخالف دولت در سال 1975 بود، پارلماني كه در نهايت توسط دولت منحل شد. او همچنين نقش مهمي در قيام شيعيان بحرين در دهه 1990 داشت.
گروه‌هاي بزرگ شيعه بحرين شامل جامعه اسلامي الوفاق، حق و جامعه روشنگري اسلامي با صدور بيانيه‌هايي مرگ وي را تسليت گفتند. الجمري رهبر روحاني اين گروه ها بود.
مقامات بحريني در سال 1988 الجمري را به خاطر فعاليت‌هاي سياسي اش از پست قضايي بركنار كردند.
او در سال 1992 يكي از شش امضا كننده درخواست از شيخ عيسي بن سلمان ال خليفه پادشاه بحرين بود كه در آن بر لزوم اصلاحات در بحرين تاكيد شده بود.

الجمري به خاطر امضاي اين بيانيه تحت بازداشت خانگي قرار گرفت. او در سال 1996 رسما دستگير و سه سال و نيم بعد به ده سال حبس محكوم شد اما پادشاه بحرين ، روز بعد او و 299 زنداني سياسي ديگر را آزاد كرد.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 7:14 |

 مقدمه
هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيش‏بينى مى‏كند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ «آگوست 1989م» پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود. ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيس‏جمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از «محورهاى شرارت» در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 7:12 |
هم اندیشی: شوراي المپيك آسيا در اقدامي عجيب به ورزشكاران ايران هشدار داد كه در صورت درج شعارهاي « مذهبي » بر روي پيراهن‌هاي ورزشي‌شان با محروميت روبرو خواهند شد. اين اقدام با واكنش مسوولان و ورزشكاران ايران روبرو شده است.

به گزارش هم اندیشی، خبرگزاري فرانسه نوشت:« شوراي المپيك آسيا به ورزشكاران ايران هشدار داد كه اگر به درج كردن شعارهاي مذهبي بر روي لباس‌هاي ورزشي‌شان ادامه دهند آنها با محروميت‌هايي روبرو خواهند شد.»

حسين المسلم، دبير كل شوراي المپيك آسيا گفت:« ما به كميته‌ي ملي المپيك ايران هشدارهايي جدي مبني بر اين كه از اين شعارها استفاده نكنند داده بوديم.»
مسلم گفت كه اگر ورزشكاران به اين كار ادامه دهند محروميت‌هاي بيشتر و حتي جريمه‌هاي مالي نيز براي آنها در نظر گرفته خواهد شد.

مهم‌ترين ورزشكار ايران كه صاحب دو مدال طلاي المپيك و ركورددار جهان در سنگين وزن وزنه‌برداري است، روي پيراهن ورزشي‌اش چنين مي‌كند. بخشي از حركت‌ او بوسيدن نام «ابوالفضل» است كه در زير پرچم ايران درج شده است.
رضازاده نام پسر خود را « ابوالفضل» گذاشته است. مسلم ادامه داد:« ما تمام كميته‌هاي ملي كشورهاي آسيايي را درباره‌ي احترام به قوانين شوراي المپيك آسيايي درباره‌ي شعارهاي ورزشي آگاه كرده‌ايم. »
قوي‌ترين مرد جهان با غيرمنطقي دانستن هشدار شوراي المپيك آسيا در مورد منع ورزشكاران براي درج عناوين مذهبي بر روي پيراهن‌شان تاكيد كرد كه نبايد براي ورزشكاران محدوديت اعتقادي قائل شد.

در همین زمینه حسين رضازاده درگفت‌وگو با ايسنا، اظهاركرد: ورزش ميداني نيست كه بخواهيم براي ورزشكار محدوديت مذهبي قائل شويم. نبايد چنين اتفاقي در ورزش بيفتد، اين يك حركت نااميد كننده است.
وي تصريح كرد: رضازاده با نام « ابا الفضل » بزرگ شده است. شخصا اعتقادي به رعايت اين قانون ندارم. اگر در حال حاضر در دوحه بودم، مطمئنا نام «اباالفضل» را از روي پيراهنم حذف نمي‌كردم.
رضازاده تاكيدكرد: در ميدان‌هاي المپيك و جهاني از نام « ابا الفضل » استفاده كرده‌ام، آسيا كه چيزي نيست.
دارنده‌ي دو مدال طلاي المپيك و قهرمان بازي‌ آسيايي 2006 دوحه خاطر نشان كرد: هركسي عقيده‌اي دارد و نبايد محدوديت اعتقادي را وارد ورزش كرد.
وي افزود: متاسفانه به تبليغات تجاري روي پيراهن‌ مجوز مي‌دهند اما، نمي‌خواهند عقيده و آرمان يك ورزشكار روي سينه‌اش باشد. نمي‌دانم چرا چنين تصميمي گرفته‌اند. الكي كه نيست، بايد به اعتقادات با احترام برخورد كرد.
رضازاده تصريح كرد: به كسي ربطي ندارد كه يك ورزشكار چه اعتقادي دارد. قانون درستي نگذاشته‌اند.
وي كه همراه با درج نام «يا اباالفضل» بر روي پيراهنش در مسابقات حضور داشته است، افزود: در دهكده‌ي بازي آسيايي دوحه ورزشكاران كشورهاي عربستان، كويت، عراق و بحرين مرا به نام اباالفضل مي‌شناختند و با اين اسم مرا صدا مي‌كردند، نبايد به راحتي اين افتخار را از دست داد.

معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني هم در اين رابطه گفت: در منشور المپيك درباره‌ي درج نشدن شعارهاي مذهبي بر روي پيراهن‌هاي ورزشي ورزشكاران نكته‌ي خاصي نيامده است.
مهندس محمد علي آبادي اظهار كرد: اطلاع دقيقي از آنچه كه شوراي المپيك آسيا اعلام كرده، نداريم. با دوستان خود در اين باره صحبت كرده‌ايم. بايد به آنها بگوييم كه ائمه شخصيت‌هاي مذهبي ما هستند و مردم ما ضمن احترام خاصي كه براي آنها قائلند به آنها اعتقاد دارند. در منشور المپيك يك سري محدوديت‌ها وجود دارد اما، در اين باره نكته‌ي خاصي ديده نمي‌شود. به اميد خدا اين قضيه هم به زودي حل خواهد شد.
وي در پاسخ به اين سوال خبرنگار ايسنا كه آيا نبايد نفوذ نمايندگان ايران در كرسي‌هاي آسيايي بيشتر شود؟ گفت: ناداوري‌هايي كه ما در بازي‌هاي آسيايي ديديم از سوي گروهي شامل كشورهاي كره، ژاپن و چين حمايت مي‌شود. كشورهاي عربي هم يك گروه تشكيل داده و ورزشكاران خود را حمايت مي‌كنند اما، ما در هيچ گروهي نبوديم. ما بايد در حوزه‌ي خودمان با كشورهاي افغانستان، پاكستان و تاجيكستان گروهي مركزي را تشكيل داده و ورزشكاران خود را حمايت كنيم.
علي آبادي در ادامه‌ي گفت‌وگوي خود با خبرنگار ايسنا درباره‌ي نتايجي كه كاروان ايران تاكنون در بازي‌هاي آسيايي كسب كرده است، گفت: آهسته آهسته به اهدافي كه ترسيم كرده بوديم مي‌رسيم و با گرفتن پنج طلا به مكان‌هاي بالاتر صعود خواهيم كرد. تنها ناراحتي ما از دو مدال طلايي است كه به ناحق از بي‌باك و اميري گرفتند. اگر اين دو مدال طلا كسب مي‌شد وضعيت بهتري داشتيم.
وي افزود: ورزشكاراني كه در قالب كاروان ايران در دوحه هستند تنها سي درصد توان ورزشي ايران هستند. ما بايد در بخش بانوان قدرتمند كار كنيم. هنگامي كه 103 مدال طلاي چين را ارزيابي مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه تنها سي و نه مدال طلا از سوي مردان چيني كسب شده است، اين جز مسايل اوليه است كه بايد به آن توجه كنيم. ظرفيت دختران ايراني بسيار بالاتر از شرايط فعلي است و ما مي‌توانيم بر روي آنها سرمايه‌گذاري كنيم. هنگامي كه بازي‌هاي آسيايي به پايان برسد و ما به ايران بازگرديم به غير از رشته‌هايي كه در ايران ممنوعيت دارد روي خانم‌ها سرمايه‌گذاري ويژه‌اي خواهيم كرد.

عضو ايراني شوراي المپيك آسيا هم گفت: مسوولان ورزش ايران زير بار حرف اين شورا در مورد درج نام‌هاي مذهبي بر روي پيراهن ورزشكاران نخواهند رفت.
ابراهيم افشارزاده ادامه داد: متاسفانه عده‌اي با عناوين مختلف دنبال حاشيه‌سازي براي كشورمان هستند و اين مساله براي ما غير قابل تصور است. اگر مسوولان كميته‌ي المپيك آسيا رسما در اين خصوص نامه‌اي را به ما تحويل دهند بدون شك به نامه‌ي آنها جوابي منطقي داده و از حق و حقوق ورزشكاران خود دفاع خواهيم كرد. با توجه به اين كه هنوز چنين چيزي اتفاق نيفتاده ما نيز اقدام رسمي در اين زمينه نداشتيم.
افشارزاده تاكيد كرد: مطمئن باشيد كه مشكلي براي ورزشكاران ما پيش نخواهد آمد و طبق روال گذشته به كار خود ادامه مي‌دهيم. اين مساله‌اي نيست كه جامعه‌ي ورزش ما را دچار نگراني كند. ما با منطق و استدلال خود پاسخگوي اين هشدارها خواهيم بود و مشكلي گريبانگير ما نخواهد شد.
وي درباره‌ي آيين‌نامه‌ي شوراي المپيك آسيا اظهار كرد: در آيين نامه و اساس‌نامه‌ي شوراي المپيك آسيا بند يا مصوبه‌اي را درباره‌ي اين موضوع نداريم. بر طبق همين روال ورزشكاران ما در مسابقات مختلف جهاني و المپيك از نام‌هاي مذهبي بر روي پيراهن خود استفاده كرده و همانطور كه در گذشته شاهد بوديد در اين باره با مشكلي روبرو نشديم. ترديدي نيست كه در بازي‌هاي آسيايي دوحه نيز اين مساله براي ما مشكل‌ساز نخواهد شد و بدون شك مسوولان ورزش ايران به آساني زير بار حرف مسوولان كميته‌ي المپيك آسيا نخواهند رفت.
افشارزاده يادآور شد: بدون شك حسادت تعداد اندكي از كشورها بر عليه ايران بر روي اين تصميم‌گيري‌ها تاثير گذاشته است. اين براي ما غير قابل تصور است و تمام تلاش خود را براي پايان دادن به اين حاشيه‌ها به كار خواهيم بست.

دبير كل كميته‌ي ملي المپيك ايران هم در واكنش به اين تصميم گفت: نامه‌ي شورا را دريافت كرده‌ايم و در حال حاضر بايد سعي كنيم اين قوانين را اجرا كنيم.
علي كفاشيان نیز به ايسنا گفت: شوراي المپيك آسيا پس از قهرماني حسين رضازاده و به دنبال درج عنوان «يا اباالفضل» بر روي پيراهن‌اش شفاها به ما اخطار داد كه از تكرار اين مسايل (درج عناوين مذهبي بر روي پيراهن ورزشكاران) جلوگيري كنيم، پس از قهرماني احسان حدادي آنها نيز مجددا اخطار دادند تا اين كه روز دوشنبه كتبا به تمام تيم‌ها اين دستورالعمل را ابلاغ كردند.
وي تصريح كرد: درج شعارهاي مذهبي بر روي پيراهن ورزشكاران در مسابقات جهاني هيچ محدوديتي ندارد اما، متاسفانه به دليل نوع تفكرات خاص مذهبي در كشورهاي عربي اين دستورالعمل ابلاغ شده است.
كفاشيان تاكيد كرد: به دليل در جريان بودن مسابقات بايد با اين دستورالعمل كنار بيايم. در يك فرصت مناسب مي‌توانيم اين موضوع را بررسي كنيم.
وي خاطر نشان كرد: درج عناوين مذهبي بر روي پيراهن ورزشكاران ايراني يك حركت خودجوش است كه از سوي خود ورزشكاران انجام مي‌شود و كميته‌ي ملي المپيك هيچ نقشي در آن ندارد.
كفاشيان افزود: اين موضوع نيازمند بحث و بررسي است. در جلسه‌اي كه پس از اين مسابقات خواهيم داشت و با مكاتبات لازم در اين مورد بحث و گفت‌وگو خواهيم كرد.
دبير كل كميته‌ي ملي المپيك ايران در مورد چگونگي برخورد ورزشكاران حاضر در رقابت‌هاي دوحه با اين دستورالعمل گفت: با ورزشكاران نشست خواهيم داشت و در مباحث لازم در جهت پيشگيري از هر گونه محروميت احتمالي را با ورزشكاران در ميان خواهيم گذاشت.
رئيس كميته‌ي تربيت بدني مجلس نيز گفت: شوراي المپيك آسيا بايد چارچوب قانوني اين مساله را مستند به ما اطلاع دهد. اگر چنين كاري انجام شود، مشخص مي‌شود كه ما خارج از قانون و ضوابط خاص بين‌المللي، كاري را انجام نداده‌ايم و به نظر مي‌رسد اين كار مناسب باشد.

اميررضا خادم ادامه داد: با توجه به اين كه در دوره‌هاي مختلف و در مسابقه متفاوتي كه ورزشكاران ما شركت كرده‌اند، به تناوب و بر اساس يك كار شخصي نه برنامه‌ريزي شده و دولتي، بعضا دست به چنين اقداماتي زده‌اند، طبيعتا اين نوع رفتارها و توجهات خاص ما نسبت به مسايل مذهبي و نوع نگرش‌هاي ما در كشورهايي كه از نظر توسعه و شناخت اعتقادي در سطح پاييني هستند، چنين عكس‌العمل‌هايي را در بر دارد.
رئيس فراكسيون ورزش مجلس گفت: به هر حال يا ابوالفضلي كه بر روي پيراهن رضازاده و يا حسيني كه روي پيراهن حدادي، ورزشكار دووميداني ما قرار دارد، قطعا تعصبات خاصي را در جامعه‌اي كه مسابقات در آن برگزار مي‌شود را در برداشته و آنها را متاثر كرده است.
وي در ادامه افزود: احتمال مي‌دهم اين هشدار شوراي المپيك آسيا بيشتر از يك موضوع ورزشي بوده و بيشتر برآمده از فضا و جايي است كه مسابقات در آن برگزار مي‌شود.
به گفته‌ي خادم، در عين حال آن كشورها به انواع مختلف كارهايي را انجام مي‌دهند كه با قوانين و مستندات روز دنيا، متفاوت است، مثل بحث خليج عربي و يا معرفي دانشمندان كشورهاي مختلف به نام دانمشندان عربي و ...
وي تصريح كرد: اين تناقضات در چنين جوامعي به نظر طبيعي مي‌آيد، يعني شايد اين موضوع براي ما موضوع خاص و دست اولي نباشد، ولي براي آنها مهم است. البته يك سر ديگر اين مساله مي‌تواند به بحث شركت‌هاي تبليغاتي و نوع تبليغاتي كه در مسابقات وجود دارد و قرارها و پيمان‌هايي كه كشور برگزاركننده با شركت‌هاي تجاري مي‌بندد و مبالغي كه براي اين تبليغات پرداخت مي‌شود، ربط داشته باشد.
نماينده مردم تهران خاطرنشان كرد: تصور مي‌شود مورد دوم در ارتباط با كشوري مثل قطر وجود نداشته باشد، ولي به هر حال چنين حالتي را در مسابقات مختلف ديده‌ايم.
اين نماينده مجلس در عين حال گفت: به نظر مي‌رسد ما مي‌توانيم اين مساله را به صورت مستند به IOC (كميته بين‌المللي المپيك) منعكس كنيم و تا قبل از دير شدن و در عمل انجام شده قرار گرفتن مانند بحث فوتبال، اقدامات لازم را در اين رابطه انجام دهيم.

منبع: هماندیشی

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 11:42 |
Who links to my website? 300 the movie