تبليغاتX
بارجلون
اشاره:
بخش‌هايي از اين مجموعه مقالات، با موضوعي مستقل و تحت همين عنوان در چند شمارة گذشته درج شد. نويسنده پيش از اين به جايگاه نبرد يهود با دين اسلام، شريعت رسول خدا(ص) و نيز شخص آن حضرت بر اساس آيات شريفة قرآن كريم پرداخت. در ادامه بخش ديگري از آن را با موضوع اقدامات يهود عليه مسلمانان در سرزمين فلسطين تقديم خوانندگان محترم مي‌كنيم.  اين موضوع را در محورهاي زير مورد بررسي قرار خواهيم داد: دشمني با دين، دشمني با بشريت، تعدي به آبرو و نسل، و هجمه به عقل.

1. دشمني با دين اسلام
از هنگام باز شدن پاي يهود به سرزمين اسلامي فلسطين، آنان تمامي تلاش خود را براي فائق آمدن بر دين اسلام به كار بسته‌اند. خداوند متعال را مقدس نمي‌شمارند و او را سبّ مي‌كنند، كتاب‌هاي آسماني را تحريف و دستورات آن‌ها را زير پا مي‌گذارند، شعائر ديني را به استهزا گرفته و اماكن مقدس و مساجد را تخريب مي‌كنند.
يهوديان در سال 1969 م. «عمرعبدالغني سلامه» را به اتهام آن‌كه عضو چريك‌هاي مبارز است، دستگير، و به زندان انداختند. وي بيش از يك سال و نيم در حبس و تحت شكنجه آنان قرار داشت. اما وقتي كه براي بار دوم دستگير شد، شكنجه‌هايي را ديد كه اصلاً مانند آن را قبلاً نديده بود. [شكنجه‌هايي نظير:] ضربات الكتريكي، آويزان كردن از سقف به وسيلة زنجير، وادار كردن به پاك كردن زمين آلوده به كثافات، نجاست و ذره‌هاي شيشه به وسيلة زبان و سپس وادار ساختن وي به بلعيدن آن كثافات. و هنگامي كه او از شكنجه‌كنندگان مي‌خواهد كه به [خاطر] نام خدا بر او رحم كنند، به او گفتند: «خداي تو زير لگدهاي ماست».1

تحريف قرآن: «روزنامة الاتحاد» ـ چاپ امارات عربي ـ خبري
را منتشر ساخت كه بنابر آن، رئيس اوقاف قدس اشغالي، نسبت به استفاده از برخي قرآن‌هاي توزيع شده در كرانة اشغالي باختري [رود اردن] هشدار داده است، و خبرهاي رسيده از سرزمين‌هاي اشغالي حاكي از آن است كه نيروهاي اشغالگر، تعدادي قرآن تحريف شده توزيع كرده‌اند تا از طريق دستبرد، جابجايي يا حذف بعضي از آيات قرآن كريم به ترويج افكار صهيونيستي‌شان بپردازند.2
چند سال پيش در نخستين ساعات صبح روز جمعه، گروهي از يهوديان «شهرك كريات اربع»
ـ مستعمره‌اي كه يهود آن را در «الخليل» ايجاد كرده است ـ در غياب مسلمانان به حرم حضرت ابراهيم(ع) هجوم بردند و به هتك حرمت و تخريب آن پرداختند. [از جمله اين‌كه] آنان يك جلد از قرآن كريم را برداشتند و آن را پاره پاره كردند و مانند خوك‌ها با لگدهاي خود بر روي آن راه رفتند.3
در سال 1924 هنگام اشغال شهر «يافا» توسط يهود، ناآرامي‌هايي در آن شهر رخ داد كه علت آن اين بود كه تعدادي از يهوديان خود را به ظاهر علماي دين اسلام در آورده و از طريق تحريك احساسات و عواطف مسلمانان، عزّت آنان را جريحه‌دار ساخته بودند.4
در سال 1929 يهوديان همراه با سربازان پست خود به مصاف مسلمان‌ها آمدند، در حالي كه شعار وجوب باز پس گرفتن «مسجدالاقصي» و تخلية كامل آن از مسلمانان را فرياد مي‌زدند.5
پيامبر اكرم ـ حضرت محمد(ص) ـ نيز از تيرهاي زهرآگين يهود ايمن نبود. آنان آن حضرت را متهم به دروغ‌گويي كردند و عليه ايشان اعلان جنگ نمودند. در تلمود6 آمده است:
از آن رو كه مسيح دروغگوست و بدان سبب كه محمد(ص) به [حقانيت] او (مسيح) اعتراف كرد، و اعتراف كننده به [حقانيت] دروغگو، دروغگويي مانند اوست، واجب است كه با دروغگوي دوم به جنگ برخيزيم هم‌چنان كه با دروغگوي اول جنگ كرديم.7

روش‌هاي جنگ يهود با عقايد اسلامي
رژيم [نامشروع] اسرائيل پس از سال 1967 به شكل آشكار و واضح، در كرانة باختري و نوار غزه به جنگ با عقايد اسلامي پرداخته است. از جملة اين روش‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:8

الف) حمايت از فعاليت‌هاي مبلغان مسيحيت در بين مسلمانان: ترويج مسيحيت در فلسطين اشغالي، روش‌هاي مختلفي دارد. از آن جمله ارسال دسته‌هايي است كه توسط جمعيت‌هاي تبشيري مسيحي ارسال مي‌شوند و رژيم صهيونيستي از آن‌ها به وسيلة اعلام در روزنامه‌هاي محلي، توزيع كتاب‌هايشان با قيمت‌هاي ناچيز و احياناً رايگان، ايجاد بيمارستان‌هاي مسيحي (مانند «بيمارستان عروب» در الخليل؛ به نحوي كه يكي از مسلمانان در آن مسيحي شد و اسم خود را به «فيليپ» تغيير داد) تأسيس مدارس و خانه‌هاي تبليغي كه بچه‌هاي مسلمانان را پذيرش مي‌كند و آنان را بر اساس اعتقادات مغاير با اسلام آموزش مي‌دهند.

ب) حمايت از الحاد: رژيم صهيونيستي به حزب كمونيستي «راكاح» اجازة فعاليت داده و به انتشار نشريات، روزنامه‌ها و كتاب‌هاي كمونيستي نيز مجوز مي‌دهد، و نسبت به توزيع آن‌ها در ميان جوانان مسلمان در باشگاه‌هاي ورزشي و هم‌چنين زندان‌هاي اسرائيل كمك و مساعدت مي‌كند.

ج) حمايت از جنبش‌هاي مخرب (بهاييت و قادياني): رژيم صهيونيستي اجازة نشر افكار و عقايد بهاييت را در فلسطين اشغالي صادر، و راه را براي عرضة جهاني (افكار و عقايد) آن، از طريق ايجاد كنگرة جهاني آن در شهر حيفا، تحت حمايت اين رژيم هموار كرد. اين رژيم، به افكار و عقايد منحرف اين گروه‌ها در رسانه‌هاي عمومي مختلف خود حق انتشار داده است.
گروه دوم؛ قادياني كه جهاد را ملغي دانسته و قرآن را مطابق رأي خود تفسير مي‌كند. و خطر آن از گروه قبل بيشتر است. اعضاي اين گروه در فلسطين اشغالي حضور دارند. آنان به خود عنوان «احمديه» داده و مبلغان آن اقدام به انتشار مجلاتي مانند: «بشري» مي‌كنند كه به دواير حكومتي اسراييل و ميان مردم بدون دريافت وجه ارسال مي‌شود.
2. دشمني با بشر
يهوديان «يهوه» را پروردگار سربازان مي‌پندارند، كه همان خداي قوم ظالم و قسي‌القلب بني‌اسرائيل است. و او [روح] درگيري، تهديد و قساوت را در درون سربازان نهاد. در كدام عقيده تعدي و كشتار انسان‌ها، مانند يهوديت اجراي اراده و مشيت خدا شمرده مي‌شود. از فجايع ضد بشري يهود، قتلگاه «ديرياسين» و «قبيه»، در سال 1948 به فرماندهي ژنرال «بگين» است كه روستاي ديرياسين را در هم كوبيد و 250 تن از اهالي آن ـ اعم از زن و مرد و كودك و پير ـ را به خاك و خون كشيد و از هيچ جنايتي حتي دريدن شكم، بريدن دست و پا، در آوردن چشم، بريدن بيني، كندن گوش و منهدم ساختن جمجمه‌ها فروگذار نكرد.9
همچنين در سال 1954 ژنرال شارون با سربازانش به روستاي «قبيه» حمله كرد و شصت و شش تن از اهالي آن را كشت و تعداد زيادي از خانه‌ها را ويران كرد.10 در سال 1956 يهوديان عصرگاه، هنگام بازگشت مردان به خانه‌هايشان به روستاي «كفر قاسم» هجوم بردند و همة اهالي آن را پيش از رسيدن به روستا (در راه بازگشت) به قتل رساندند.
در فلسطين ده‌ها بلكه صدها روستا، مانند اين وجود دارد كه ساكنانش آواره و منازلشان تخريب و ويرانه شده تا بر خرابه‌هاي آن‌ها شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين بنا شود. از آن جمله است: روستاهاي نحالين در سال 1954، غزه در 1955، قلقيليه در 1956، توافيق در 1962 و سموع در 1966.

3. تعدي به آبرو و نسل
[ريختن] آبروي انسان‌ها از ديدگاه يهود مباح است، و آنان آبرو را مورد هتك و اهانت قرار مي‌دهند تا مهم‌ترين نقطه‌اي كه حيات انساني بر آن استوار است را نابود كرده، و به علاوه سيطره يهود را بر غير يهوديان تسهيل نمايند. در پروتكل‌هاي صهيونيست‌ها آمده است:
بايد براي محو اخلاق در هر جايي اقدام كنيم تا تسلطمان را آسان سازد.
همچنين در آن بيان شده است:
«لازم است كه توجه ويژه‌اي به نظر ما دربارة اخلاق (به خصوص در مورد آن ملتي كه شما در بين آنان قرار گرفته‌ايد و در ميانشان اقدام مي‌كنيد) بكنيد. و نبايد در لحظة پياده نمودن مباني‌مان، توقع برتري و پيروزي داشته باشيد؛ تا زماني كه [نظام] آموزش و تعليم بر مبناي نظرات ما قرار گيرد. وقتي كه پياده كردن مباني‌مان به طور موفق به پايان رسيد، در خواهيد يافت كه پيش از ده سال، مستحكم‌ترين پايه‌هاي اخلاق، واژگون شده است.12 به همين علت، يهوديان سعي خود را در راه فرستادن دختران جوان به ميهماني‌ها و مجالس لهو و لعب شبانه، تحت مديريت گروه‌هاي يهودي سازمان يافته به كار گرفته‌اند.
خطرناك‌ترين اين گروه‌ها تحت نظر «شلومو بيلرشتاين» ـ يكي از اعضاي سرشناس «حزب مابام» اسرائيل ـ قرار دارد كه سه هزار دختر جوان را در سال 1960 به خارج فرستاد و اسرائيل تنها از اين طريق،
18 ميليون مارك سود برد.13
يهوديان تنها به دختران جوان يهودي اكتفا نمي‌كنند، بلكه دختران پاك‌دامن مسلمان را نيز هدف گرفته و آنان را به مكان‌هاي پست و مراسم شهوت‌راني مي‌كشانند.
«شيخ محمد نمرخطيب» در كتاب خود به نام وقايع نكبت‌بار، داستاني دردآور را از دختري مسلمان در فلسطين نقل مي‌كند كه يكي از شخصيت‌هاي فلسطيني آن را براي او باز گفته است. او مي‌گويد:
«با يكي از اعضاي يك سازمان بين‌المللي آشنا شدم كه دائماً از پايتخت‌هاي كشورهاي عربي به «تل آويو» و بالعكس در حال مسافرت بود. من از او خواستم كه همراه او به تل آويو بروم تا از اماكن و مناظر كشورم بهره بگيرم. درخواستم را پذيرفت، و من لباس‌هاي سازمان را پوشيدم و به شكل آنان در آمدم. ما به جمع يهوديان در هتل بزرگي وارد شديم، و آنان با انواع احترام‌ها و خوش‌آمدگويي‌ها از ما استقبال كردند. شب هنگام به هر يك از اتاق‌ها دختركي زيباروي فرستاده شد تا پذيرايي را به اكمال برسانند. يكي از آن‌ها وارد اتاق من شد. در پشت چهرة شاد وي، چهره‌اي گرفته و تاريك را ديدم. با وي به صحبت پرداختم و بر ترديدم افزوده شد... وقتي كه از من اطمينان حاصل كرد، گفت: من يهودي نيستم بلكه يك مسلمان عرب هستم، اهل خانوادة «د» از كشور «ف»... و همراه من 150 دختر از اسيران فلسطيني اين‌جا هستند. وظيفة ما ـ همان‌طور كه ديدي ـ تعظيم و احترام به ميهمانان يهودي است. من اين‌ها را به تو گفتم نه اين‌كه فقط تو بشنوي بلكه براي آن‌كه همة مسلمانان و عرب‌ها بشنوند... پس آن دختر فرياد زد: «وا اسلاما، وا عربا...».14
اين اشاعه فاحشه فقط محدود به غربي‌ها و يهودي‌ها نمي‌شود بلكه به جوامع مسلمان در فلسطين اشغالي نيز سرايت كرده است.
اسرائيل پس از «جنگ حزيران» در سال 1967 حدود دويست دختر يهودي را با لباس‌هاي بدن‌نما و لخت به سراسر قدس و الخليل روانه كرد تا جوان‌ها را به فساد بكشانند و آن‌ها را از زندگي جدي همراه با تلاش منصرف و نسبت به دين و مقدساتشان لاابالي نمايند. آن‌ها علاوه بر اين، گسترش خانه‌هاي فحشا، باشگاه‌هاي شبانه و رقاص خانه در شهرهاي فلسطيني، و انباشت از تصاوير فيلم‌هاي مستهجن را مورد اقدام خود قرار داده‌اند.
يهوديان هتك آبرو را به عنوان وسيله‌اي براي شكنجة مسلمانان ـ اعم از زن و مرد ـ زنداني به كار مي‌گيرند. آنان خانم «عبله طه» را با تعدادي از زنان فاحشه در يك زندان انفرادي قرار دادند و سپس در مقابل يكي از افراد پليس مرد، لباس‌هايش را از تنش در آوردند و بعد از اين‌كه وي را كتك زدند، او را يازده روز، به صورت عريان رها كردند.15
يكي از زن‌هاي جوان زنداني در زندان‌هاي رژيم صهيونيستي به نام «رسميه عوده» تحت انواع شكنجه‌ها و هتك حرمت‌ها قرار گرفت، دو دستش را پشت سرش بستند و بعد از اين‌كه او را عريان كردند با دست و لگد مورد ضرب و شتم قرار دادند، و...16
در تحقيقي ميداني كه براي كنفرانس منطقه‌اي عربي، انجام شد مداركي به دست آمد، مبني بر اين‌كه نيروهاي اشغالگر در تجاوز به زنان و دختران به صورتي است كه شرف و حيثيت آن‌ها را از بين مي‌برد. در اين گزارش بعضي از حوادث مبني بر هتك آبروي زنان شهر خان يونس ذكر شده بود، از جمله معلمان زن و همسران كاركنان. در جاهايي از غزه ديده شده كه نيروهاي اشغالگر رژيم صهيونيستي در «پادگان الشاطي» ضمن توسل به زور، وارد بعضي از خانه‌ها مي‌شوند، و مدعي هستند كه مردان جنبش مقاومت فلسطين را در خودشان پناه مي‌دهند. تا كنون بسيار اتفاق افتاده كه به اين دليل كه افراد آن خانه از افراد جنبش مقاومت فلسطين هستند داخل خانه‌اي شدند و وقتي كه [كسي از جنبش مقاومت فلسطين] را نيافتند. خواستند كه همسرش را ببرند ولي آن زن مقاومت كرده و از دست آن‌ها گريخته است و آنان زن و فرزندانش را به وسيلة گلوله به قتل رسانده‌اند.17
وقتي كه «عمر عبدالغني سلامه» در زندان «مجمع الروس» در بيت‌المقدس زنداني بود، از طرف يهوديان مورد تهديد واقع شد كه اگر اعتراف نكند كه چريك است، به همسرش تجاوز خواهند كرد.18
اين‌ها غير از تلاش‌هاي يهودي براي قطع نسل و عقيم كردن دختران جوان است، زيرا كثرت نسل در ملت مسلمان فلسطيني موجب نگراني يهود شده و خواب آن‌ها را پريشان كرده است. چنان‌كه «گولداماير» تصريح كرد:
وقتي كه در مورد تعداد اطفال عربي كه هر لحظه متولد مي‌شوند فكر مي‌كنم، خواب از چشمم مي‌پرد.
به همين علت، يهوديان به قرار دادن مواد شيميايي در مخازن آب چادرنشينان فلسطين اشغالي، اقدام كردند تا از توليد مثل دختران جوان جلوگيري كنند.

4. هجمه به عقل
عقل، نعمتي از نعمت‌هاي خداوند متعال براي انسان است كه به واسطة آن مي‌تواند روش صحيح را در زندگي‌اش اختيار كند، همان‌طور كه مي‌تواند از توانايي‌هاي اين مخلوق تحت امر خداوند، استفاده ببرد. يهوديان نيز همانند استعمارگران در از بين بردن عقل مسلمانان بسيار حريص‌اند تا ملت عرب و مسلمان را تضعيف كنند تا نتوانند دشمنان دين از جمله صهيونيسم و مسيحيت [صهيونيستي] را از بين ببرند. بنابراين از زماني كه انگليس، فلسطين را اشغال نمود، شروع به كشت حشيش و ترياك و صدور آن به جهان عربي و اسلامي كرد و بعد از اين‌كه انگليس از فلسطين بيرون رفت، رژيم صهيونيستي جاي انگليس را گرفت و آن‌ها را به كشورهاي عربي ـ خصوصاً مصر ـ صادر مي‌كرد، تا امت اسلامي را از لحاظ جسمي و روحي در هم بكوبد. درآمد يهود از قاچاق مواد مخدر به كشورهاي اسلامي حدود 46 ميليون ليره مصر است.19
از جمله موارد آشكار اين است كه يهود براي سلطه بر جهان به تجارت مشروبات الكلي پرداخته و براي رونق آن فعاليت مي‌كند. در بدو اشغال فلسطين، تجارت مسكرات و مواد مخدر از طريق يهود بين اعراب و مسلمانان به صورت فراوان توزيع مي‌شد.
آنان براي از بين بردن عقل، فقط به وسائط مادي، ـ نظير مسكرات و مواد مخدر ـ اكتفا نكرده بلكه اين مسئله را به وسايل معنوي نيز كشيده‌اند، و نظريات و افكار سياسي، اقتصادي و اجتماعي‌شان موجب بروز تصورات، مفاهيم خطا و متناقض با فطرت انساني در عقل مي‌شود.
بدين ترتيب يهود در پشت هر نظريه، به دنبال افساد عقل مي‌باشد، مانند «دموكراسي»، كه دين و اخلاق را از بين مي‌برد، «جامعه‌شناسي» كه نظام خانواده را به نقشي مصنوعي مبدل ساخته و سعي مي‌كند كه آثار آن را در پيشرفت فضائل و آداب از بين ببرد، «نظريه فرويد» در علم «روان‌شناسي» كه همة فعاليت‌هاي صادره از انسان را به غريزة جنسي وابسته مي‌داند، «نظريه داروين»؛ «سارتر» و... . در كتاب پروتكل‌هاي صهيونيسم آمده است:
تصور نكنيد كه اين چيزهايي كه مي‌گوييم حرف است. ملاحظه كنيد كه ما موفقيت داروين، ماركس و نيچه را از قبل ترتيب داده‌ايم و آثار غيراخلاقي اين علوم در فكر انسان‌هاي غيريهودي كاملاً براي ما روشن خواهد شد.20
همچنين در اين كتاب آمده كه:
سعي خواهيم كرد كه توجه عقل عمومي را به سوي نظريات باطل و بي‌فايده كه ممكن است به صورت پيشرفت يا آزادي خواهي آشكار شود، جلب كنيم. به واسطة نظرياتمان در مورد پيشرفت توانستيم در برگرداندن نظر غيريهوديان فارغ از عقل، به سمت كمونيسم، موفقيت كاملي را كسب كنيم. يك انديشة واحد در بين غيريهوديان وجود ندارد كه تشخيص دهد، كه در هر حالتي در وراي كلمة «پيشرفت»، گمراهي و انحراف از حق، مخفي مي‌باشد.21
از ديگر وسايل افساد عقل مسلمانان عرب، تحريف روش‌هاي آموزش در كرانة باختري و غزه مي‌باشد، كه قبل حملة 1967 انجام شد.
يهود در روش‌هاي آموزشي مسلمانان، به حذف آيات و احاديثي كه به جهاد در راه خدا تشويق مي‌كند، روي آورد.
آنان نسبت به حذف موضوعاتي مانند: سيرة نبوي(ص)، تلاوت قرآن، فرهنگ جهاد در اسلام، بخش‌هايي از تاريخ اسلام ـ به ويژه مسائل مربوط به روابط سياسي و اجتماعي بين مسلمانان مدينه و يهوديان اطراف آن ـ از برنامه آموزشي كلاس‌هاي اول و دوم مدارس مسلمانان اقدام كردند.
يهود به افزايش در مورد تاريخ دوران‌هاي گذشته اسرائيل و تحريف تاريخ اسلامي در ذهن دانشجويان روي آورد. موضوع آموزش كلاس پنجم ابتدايي، بحث در مورد يهوديان مي‌باشد و به خاطر آن است كه به غلط در اذهان دانشجويان وارد كند كه فلسطين از قديم‌الايام سرزميني يهودي بوده است. در كتاب جغرافياي كلاس پنجم ابتدايي، «فتوحات اسلامي» را به «تجاوزات اسلامي» توصيف مي‌كنند.
موضوع آموزش تاريخ كلاس هشتم، بحث در مورد رژيم اسرائيل مي‌باشد. و در كتاب اسرائيل، جغرافيا و موطن، حدود طبيعي اسرائيل در شمال از مديترانه تا صحراي غور اردن در شرق امتداد دارد.
يهود در آموزش ادبيات عربي، متون ادبي و ابيات شعري را كه حماسه را در ذهن مسلمانان برمي‌انگيزد، حذف كرده است. از آن جمله شعر «ابن الرومي» است كه مي‌گويد:
... و من سرزميني دارم،
و قسم خوردم كه آن را نفروشم،
در روزگار، غير از خودم، مالكي براي آن نمي‌بينم، سرزمين‌هاي مردان، خواسته‌ها و آرزوهايي را كه جوانان در آن‌جا برآورده كرده‌اند، به سوي آنان جذب مي‌كنند.22

محمد البشير
ترجمه: محمدعلي اماني

پي‌نوشت‌ها:
1. المسيري، عبدالوهاب، الإيديولوجية الصّهيونية، ج2، ص123.
2. روزنامه الإتحاد (ابوظبي)، تاريخ 29 ماه رمضان / 1406 ق. مطابق: 6/6/1986 م.
3. ابوحمده، محمدعلي، الهجة اليهوديه، ص127.
4. الخطيب، محمد نمر، احداث النكبة، ص159.
5. همان.
6. تلمود، همان تورات تحريف يافته به دست كافران بني‌اسرائيل است.
7. الزعبي، محمدعلي، دفائن النفس اليهودية، ص128.
8. ن.ك. به: وزارت اوقاف اردن، دايرة جستجو دربارة: روش‌هاي اشغالگران صهيونيست، عمان (5/5/1978 ـ 1/5/178) صص 6ـ1.
9. دروزه، محمد غرة، القضية الفسطينية، ج2، ص129.
10. جارودي، روجيه، ملف إسراييل، ص182.
12. بروتوكولات حكماء صهيون، ص155.
13. التل، عبدالله، جذور البلاء، ص 173.
14. الخطيب، محمدنمر، احداث النكبة، صص 121 ـ 122.
15. المسيري، عبدالوهاب، الأيد بولوجية الصهيونية، ج2، ص122.
حلمي الزواتي، حقوق الفلسطين بين الواقع النظري و التطبيق العملي في الأرض المحتلة، ص87.
16. همان، ص86.
18. المسيري، همان، ج2، ص128.
19. آل بوطامي، احمد بن حجر و حجربن احمد، الخمر و سائرالمسكرات و المخدرات، ص152.
20. بروتوكولات حكماء صهيون، ص132.
21. همان، ص183. 22.
نك. غازي ربابعة، الاستراتيجيه الاسرائيلية، ج2، صص213 ـ 207.

ماهنامه موعود شماره 72

 

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:45 |
این مبلغان وهابیت افراد منتخب را برای آموزش ضد شیعی و ترویج وهابیت به کشورهای اطراف خلیج فارس اعزام کرده و یا با دادن مبالغی ناچیز و قول های مختلف به افراد بومی، آنها را به سمت وهابی گری و ضدیت عمیق با شیعه هدایت می کنند.

در بخشی از مناطق مرزی کشور وهابی ها به شدت در حال تبلیغ می باشند.

به گزارش خبرنگار اخبار شیعیان در برخی از مناطق سنی نشین مرزی درکشورمان سازمان های وهابیت با صرف هزینه های زیاد در حال تبلیغ وهابی گری بوده تا سنی مذهب های کشورمان را که برادرانه و صمیمانه درکنار شیعیان زندگی می کنند به دشمنان قسم خورده شیعیان تبدیل کنند.

این مبلغان وهابیت افراد منتخب را برای آموزش ضد شیعی  و ترویج وهابیت به کشورهای اطراف خلیج فارس اعزام کرده ویا با دادن مبالغی ناچیز و قول های مختلف به افراد بومی، آنها را به سمت وهابی گری و ضدیت عمیق با شیعه هدایت می کنند.

مبلغان وهابیت حتی مبالغی هنگفت را برای ساخت مسجد به سبک معماری وهابی ها به این مرزنشینان پرداخت می کنند تا آنها را  تحت تأثیر خود قرار داده و وهابیت و ضدیت با شیعیان را ترغیب کنند. این توطئه گران همچنین از شیوه های دیگر برای  تألیف قلوب هموطنانمان وجذب آنها به سلفی گری استفاده می کنند.

موعود

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:45 |
حمله نظاميان يمني كه به دستور رئيس‌جمهور اين كشور حمله به مناطق شيعه‌نشين را آغاز كرده‌اند 42 كشته و 81 زخمي بر روي دست ارتش گذاشت.

به گزارش فارس، «محمد الانسي» رئيس دستگاه امنيتي دولت يمن در گفت‌وگو با خبرنگار «بي.بي.سي» گفت: پيروان سيدبدرالدين طباطبايي الحوثي كه مرجع تقليد شيعيان اين كشور به شمار مي‌رود به‌رغم صدور فرمان ژنرال علي عبدالله صالح و تعيين ضرب‌الاجل 48 ساعته از سوي وي براي تسليم فرماندهان و تسليحات‌شان، همچنان از اين كار خودداري مي‌كنند.

وي با اشاره به اينكه مناطق تحت تسلط اين نيروها در شمال يمن شاهد بحراني شديد است، افزود: در جريان انتفاضه اخير در شمال‌غرب كشور، صدها تن از شيعيان منطقه كشته شده‌اند.

يك منبع امنيتي نيز اعلام كرد: اكنون رويارويي‌هاي خشونت‌باري در منطقه كوهستاني «رزامات» در استان «صعده» جريان دارد و يك مقر نظامي نيز در اين منطقه هدف حمله افراد ناشناس قرار گرفته است.

«بي.بي.سي» با اشاره به اينكه شيعيان يمن در مقايسه با اهل‌سنت، اقليت را تشكيل مي‌دهند، يادآور شده است كه حمله نيروهاي دولتي يمن به مناطق شيعه‌نشين شمال اين كشور پيش از اين در سال 2004 دست‌كم 700 كشته و صدها زخمي بر جا گذاشته بود.

اين در حالي است كه ژنرال «علي عبدالله صالح» كه از 45 سال پيش با كودتا عليه دولت شيعي وقت يمن روي كار آمد سال گذشته در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري براي جلب آراي شيعيان استان صعده، تبليغات و سخنراني‌هاي انتخاباتي خود را از اين استان آغاز كرد و وعده داد كه پيروان الحوثي مي‌توانند با آرامش‌خاطر و امنيت در اين منطقه زندگي كنند.

وي ابتداي هفته جاري، در نشست شوراي عالي دفاع يمن، فرمان حمله به مناطق شيعه‌نشين و سركوب پيروان الحوثي را صادر كرد.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:43 |
مجمع جهاني اهل‌بيت(ع) اعلام كرد، آماده است براي حل بحران موجود بين دولت و شيعيان يمن ميانجيگري كند.

عباسعلي براتي، دبيركل كميته دفاع از حقوق شيعيان مجمع جهاني اهل‌بيت(ع) در گفت‌وگو با فارس، با بيان اينكه اين مجمع با شعار حمايت از مسلمانان مظلوم و با هدف ظلم‌ستيزي كه شعار انقلاب ‌اسلامي، نهضت و امام راحل(ره) است شكل گرفته، تأكيد كرد: اگر دولت ايران، به‌طور رسمي و قانوني به مجمع اجازه دهد، آماده اعزام هيأتي براي حل‌ سوء تفاهمات بين شيعيان با دولت يمن و ميانجي‌گري بي‌طرفانه بين آنها هستيم.

وي با بيان اينكه هنوز هماهنگي لازم صورت نگرفته اما اميدواريم از راه‌هاي مسالمت‌آميز و دوستانه اين كار صورت پذيرد، افزود: ما آماده‌ايم از كانال‌هاي معتبر و رسمي، مشكلات شيعيان يمن و دولت را از نزديك شناسايي كنيم و بحران موجود را با وساطت حل‌وفصل كنيم.

براتي با تأكيد بر اينكه قصد نداريم با حمايت از شيعيان يمن، آنها را در مقابل دولت متبوع خود بشورانيم بلكه هدف ما فقط ايجاد صلح، تفاهم و سازش است، تصريح كرد: حاضريم كاري كنيم كه در عين حالي كه شيعيان به دولت متبوع خود در يمن احترام بگذارند مسائل‌شان نيز در دولت حل شود.

وي خاطرنشان كرد: آماده‌ايم كه اختلافات شيعيان و دولت يمن را حل كنيم تا بتوانند در كمال آرامش در اين كشور زندگي كنند و اين امر فقط از راه‌هاي قانوني و پذيرفته‌شده بين‌المللي حل‌شدني است اما مشكل اينجاست كه هنوز به‌طور رسمي به مجمع جهاني اهل‌بيت(ع) اعتباري داده نشده كه بتواند اين مسأله را در سازمان بين‌المللي كنفرانس اسلامي مطرح يا بتواند هيأتي را به محل مناقشات اعزام كند.

دبيركل كميته دفاع از حقوق شيعيان با بيان اينكه حاضريم با معرفي درست اسلام از طريق راهكارهاي فرهنگي، خواسته‌هاي شيعيان يمن را مدنظر قرار دهيم، گفت: مي‌شود به جاي آنكه كار به سوي جنگ و تشنج پيش برود تفاهم، درك متقابل و ارزش‌هاي مشترك را در اولويت قرار دهيم چرا كه اين قبيل ارزش‌ها در جامعه يمن پر رنگ‌تر است و يمن از تأثيرات مخرب تمدن غربي كه ارمغان‌هاي منفي آن، فساد، فروپاشي و بي‌هويتي فرهنگي است به دور مانده است.

براتي تصريح كرد: اگر دولت ايران به ما اجازه دهد ما آماده اعزام هيأتي براي رفع سوء تفاهمات بين دولت يمن و شيعيان اين كشور هستيم تا به آنها بفهمانيم كه ما نيامده‌ايم فقط مشكل شيعيان را حل كنيم بلكه هدف‌مان حل اختلافات شيعيان و دولت اين كشور است تا در كمال صلح و آرامش طرفين بتوانند در سايه قانون در يمن همزيستي داشته باشند.

وي تأكيد كرد: مجمع هيچ‌گاه حاضر نيست در تعارض و تداخل با تلاش‌هاي دولت و در حيطه فعاليت آن قرار گيرد بلكه قصد دارد به‌عنوان يك سازمان غير دولتي در هر جايي كه دولت با خلأ مواجه است كمك‌كار دولت باشد.
وي ادامه داد: ما آمادگي داريم كه حتي بين اسلام و مسيحيت ميانجي‌گري كرده و سوء تفاهمات بين مسلمانان و غير مسلمانان و به‌ويژه مسيحيان را رفع كنيم.

براتي گفت:‌ از دولت جمهوري اسلامي ايران تقاضا داريم در اين زمينه اعتبار لازم را به مجمع بدهد تا سازمان بين‌المللي كنفرانس اسلامي نيز مجمع جهاني اهل‌بيت(ع) را به‌عنوان سازمان غير دولتي كه در بسياري از كشورها فعاليت دارد بپذيرد و اين پذيرش هيچ ضرر و اشكالي ندارد.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:42 |
منابع نزديك به ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن، از بازنگري در روابط اين كشور با جمهوري اسلامي ايران خبر دادند.

به گزارش خبرگزاري فارس، خبرگزاري رسمي يمن (سبا) گزارش داد: شوراي عالي دفاع ملي ديروز در نشستي با حضور ژنرال صالح، رئيس‌جمهور اين كشور، بازنگري در روابط يمن با برخي كشورها به علت مواضع و دخالت‌هاي آنها در امور يمن و به‌ويژه دخالت در بحران در مناطق شيعه‌نشين شمال اين كشور را مورد بحث و بررسي قرار دادند.
كميته اطلاع‌رساني شوراي عالي دفاع ملي يمن با صدور اطلاعيه‌اي ضمن اعلام خبر بازنگري حكومت اين كشور در روابط با برخي از كشورها مدعي شده است كه برخي كشورها با حمايت مالي و تسليحاتي، به شورش شيعيان در شمال اين كشور و به‌ويژه استان صعده كمك مي‌كنند.
پايگاه خبري يمني "التغيير" نيز در اين باره نوشت: تصميم حكومت يمن براي بازنگري در روابط با كشورهاي دوست و برادر، تحولي مهم و خطرناك در عرصه ديپلماتيك اين كشور به شمار مي‌رود.
در اين نشست، همچنين گزارشي از نشست مشترك "عبدالعزيز عبدالغني" رئيس مجلس شوراي يمن و "علي محمد الانسي"، رئيس دفتر رئيس‌جمهور و رئيس دستگاه امنيتي يمن با تعدادي از سران احزاب و گروه‌هاي سياسي يمني ارائه شد و به اطلاع رئيس‌جمهور اين كشور رسيد.
يمن سال گذشته نيز، دو تن از رهبران شيعه يمن را به اتهام جاسوسي براي ايران به اعدام و حبس محكوم كرده بود.
اين در حالي است كه رسانه‌هاي نزديك به دولت يمن علاوه بر جمهوري اسلامي ايران، از ليبي به‌عنوان يكي ديگر از كشورهايي كه احتمال بازنگري در روابط با آن وجود دارد نام برده‌اند.
يك از مقامات بلندپايه يمني كه خواسته بود نامش فاش نشود چند روز پيش در گفت‌وگو با خبرنگاران تعدادي از رسانه‌هاي نزديك به حكومت اين كشور اعلام كرده بود كه به‌زودي شاهد تحركات ديپلماتيكي براي جلوگيري از دخالت برخي كشورها در امور يمن خواهيم بود.
وي مدعي شده بود بحران استان شمالي صعده، تصفيه‌حساب منطقه‌اي و بين‌المللي ايران با آمريكاست.

اين در حالي است كه "حسين كماليان" سفير جمهوري اسلامي ايران در يمن، در گفت‌وگويي با پايگاه خبري "الشوري" هر گونه ارتباط ايران با حوادث جاري در استان‌هاي شمالي يمن را تكذيب كرده است.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:41 |
رژيم اسرائيل، كار تخريب مسجد براق را كه سومين مكان مقدس در محدوده حرم شريف قدسي به شمار مي‌رود آغاز كرد.

به گزارش فارس، ده‌ها دستگاه بلدوزر و بيل مكانيكي به پشتيباني ده‌ها دستگاه خودروي نظامي و صدها نيروي نظامي و پليس رژيم اسرائيل، براي چهارمين روز متوالي، با سرعتي بيشتر از روزهاي قبل، تخريب باب‌المغاربه كه مهم‌ترين دروازه مسجدالاقصي به شمار مي‌رود و نيز تخريب مسجد مقدس براق را تشديد كرده و قصد دارند كنيسه‌اي يهودي به جاي آن بنا كنند.
"مسجد براق" كه نام آن برگرفته از مركب پيامبر اعظم(ص) در معراج است، سومين مسجد مقدس در محدوده حرم شريف قدسي است كه در فاصله‌اي اندك از مسجدالاقصي و اندكي پايين‌تر از قبله نخست مسلمانان قرار دارد.
طي روزهاي اخير، بخش‌هايي از ديوار غربي حرم شريف كه متصل به "حائط البراق" است به دست صهيونيست‌ها تخريب شده است.
به گزارش پايگاه خبري "دنياي‌وطن" كه پرمخاطب‌ترين رسانه اينترنتي فلسطين به شمار مي‌رود، صهيونيست‌ها تخريب مسجد براق و انهدام بخش‌هايي از كوه زيتون را با استفاده از بلدوزرهاي سنگين كه صداي آنها تمام صحن مسجد الاقصي را فراگرفته است تشديد كرده‌اند كه اين اقدام، به‌وسيله دوربين‌هاي شبكه‌هاي تلويزيوني قابل رؤيت است.
بر اساس اين گزارش، شيخ "رائ صلاح" رئيس جنبش اسلامي و رئيس هيأت امناي مؤسسه اقصي كه در اعتراضات به اقدامات تخريبي صهيونيست‌ها به همراه صدها تن از مسلمانان در 150 متري مسجدالاقصي اعلام كرد: يكي از مسؤولان اداره آثار رژيم اسرائيل در تماس با وي اعلام كرده است كه پس از پايان انهدام و حفريات در حال انجام در باب‌المغاربه و مسجد براق، كنيسه‌اي يهودي به جاي آن برپا خواهد شد.
از سوي ديگر، "خليل توفكجي" مديركل اداره بررسي‌ها و نقشه‌هاي جمعيت مطالعات عربي اعلام كرد: رژيم اسرائيل خاك‌ها و سنگ‌هاي باقي‌مانده از عمليات تخريب و انهدام بخش‌هايي از مسجد الاقصي را به منطقه‌اي در نزديكي دانشكده ابراهيمي در محله "الصوانه" قدس منتقل كرده است كه در آنجا عده‌اي از دانشمندان صهيونيست در حال بررسي خاك‌ها و سنگ‌ها براي كشف بقاياي هيكل سليمان هستند.
"هيكل سليمان" نام معبدي است كه به گفته صهيونيست‌ها حدود سه‌هزار سال پيش در قدس ساخته شده و پس از ساخت مسجد الاقصي، زير خاك رفته است.

صهيونيست‌هاي تندرو معتقدند كه بايد با تخريب مسجدالاقصي و كشف هيكل، ظهور حضرت عيسي مسيح(ع) را كه به ادعاي آنان، پس از ظهور از قوم يهود در برابر مسلمانان دفاع خواهد كرد، سرعت ببخشند.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:39 |
رادیو آلمان گزارش داد: در روزهاى اخير وزارت امورخارجه آمريکا سعى بسيار داشته است تا متحدان خود را در خاورميانه نسبت به خطرِ نفوذ جمهورى اسلامى گوش به زنگ کند و آنها را پشت سياست‌هاى اخير دولت بوش در قبال حکومت شيعى ايران متحد گرداند. اما تحليل‌گران و رسانه‌هاى ليبرال آمريکا، برجسته کردنِ خصومتِ شيعى و سنى در منطقه را يک حربه‌ی تبليغاتى از سوى سخنگويان دولت بوش و رسانه‌هاى نزديک به اسرائيل تلقى مى‌کنند.

کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا و ستفن هدلى مشاور امنيت ملى کابينه‌ی بوش، در روزهاى گذشته بارها درباره‌ی تهديدى که از سوى ايران متوجه کشورهاى سنى مذهب عرب است هشدار داده‌اند. تحيلگرانى که به طور ضمنى از حمله نظامى به ايران دفاع مى‌کنند اعتقاد دارند چنين حمله‌اى در برابرِ خطر روز افزون کشورى که نه عرب است و نه سنى مذهب، مورد حمايت اکثريت مردم کشورهاى عرب قرار خواهد گرفت. يک تحليلگر نزديک به دولت اسرائيل ، با اشاره به نگرانى عربستان سعودى ، به عنوان «سرزمين اصلى و تاريخى اسلام»، و خطرى که از سوى ايران شريان نفتى منطقه را تهديد مى‌کند، مى‌نويسد: «براى اسرائيل ، عراق در زمان صدام حسين با همه‌ی وحشتى که سبب مى‌شد، به مراتب کم خطرتر از ايران کنونى به رهبرى احمدى نژاد بود.» (شلدون کرشنر، کانادين جوييش نيوز)

اما هفته نامه «تايم» اين هفته مى‌نويسد، اين سياست تبليغاتى کابينه‌ی بوش است که تغيير کرده؛ به جاى صحبت از «گسترش دموکراسى» از طريق اشغال نظامى و «درد زايش» آن در عراق ، اکنون صحبت از «جبهه‌ی متحد کشورهاى عرب منطقه به اتفاق اسرائيل» است که بايد خطر توسعه طلبى هسته‌اى جبهه‌ی مشترکِ حکومت شيعى ايران و حزب الله و جهاد اسلامى و شيعيان افراطى عراق را خنثا کنند. تايم مى‌نويسد چنين ادعائى را در عراق فقط اقليت سنى و بخشى از رهبران سياسى در پارلمان مى‌پذيرند، در حاليلکه رهبران شيعى و کرد عراق به آن اعتراض مى‌کنند. گذشته از اين، بنا به نوشته‌ی تايم، برخلاف ادعاى دولت بوش، «نه تنها عربستان سعودى با ايران به مذاکره پرداخته است بلکه براى جلوگيرى از جنگ داخلى در لبنان و براى رسيدن به توافقى سياسى در اين کشور، به طور فعال با ايران مشغول همکارى است.»

خبرنگار روزنامه‌ی «کريستين ساينس مانيتور» نيز از قاهره گزارش مى‌دهد که برخلاف گفته‌هاى خانم رايس و آقاى ستفن هدلى، مقامات مصرى با آنکه نگران قدرت گرفتن ايران در منطقه هستند اما خطر آشوب و بى ثباتى ناشى از حمله‌ی آمريکا را به مراتب نگران کننده تر مى‌دانند. يکى از سياستمداران مصرى به اين خبرنگار گفته است که: «ما سالهاى سال زير خطر سلاحهاى هسته‌اى اسرائيل زندگى کرده‌ايم، بنابر اين حتا اگر ايران هم سلاح هسته‌اى کسب کند براى ما چيز تازه‌اى نخواهد بود.»

بنا به نوشته‌ی کريستين ساينس مانيتور، آگاهان سياسى در مصر تأکيد مى‌کنند که در ميان توده‌ی مردم احساسات ضد آمريکائى به مراتب عميق‌تر از هرنوع نگرانى در قبال ايران است. اين روزنامه مى‌نويسد: «آمريکائيان بايد به سناريوهاى خوش بينانه‌ی جنگى با ديده‌ی شک نگاه کنند. حمله به ايران براى نيروهاى آمريکا و غيرنظاميان بى‌گناه در مرکز و حواشى هدف‌هاى نظامى ، خسارات وحشتناکى را به بار خواهد آورد.»

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:39 |
روزنامه سعودي «الوطن» مدعي شد: نوري المالكي، نخست‌وزير عراق 11 تن از سران ارتش المهدي را به ايران فراري داده است.

به گزارش خبرگزاري فارس، برخي منابع سياسي عراقي با انتشار سندي كه از آن به‌عنوان سند «محرمانه، شخصي و فوري» نام برده‌اند ادعا كرده‌اند كه المالكي بر اساس اين سند، خواهان اختفاي تعدادي از فرماندهان ارتش المهدي كه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ارتباط هستند، شده است.

به نوشته اين روزنامه بر اساس اين سند، 11 تن از فرماندهان ارتش المهدي براي در امان ‌ماندن از خطر ترور و بازداشت توسط نيروهاي آمريكايي، در ايران پناه داده مي‌شوند اما فرماندهان درجه‌ دو ترجيحاً در استان‌هاي جنوبي پناه داده خواهند شد.

به ادعاي اين منابع، نخست‌وزير عراق در پي مكالمه تلفني با مقتدا صدر و با هماهنگي «موفق الربيعي» مشاور امنيت ملي عراق و با هدف مراقبت از دستاوردهاي گرانسنگ، خواستار اين اقدام شده است.
اين در حالي است كه منابع دولتي،‌ صدور چنين سندي از سوي المالكي را تكذيب كرده‌اند.

اين منابع تأكيد كردند كه يكي از اسامي موجود در اين سند ادعايي، يكي از مشاوران نخست‌وزير است اما 9 نفر ديگر از افراد برجسته جريان صدر هستند و يكي از آنها هم وابسته به دفتر آيت‌الله سيستاني است.
از سوي ديگر، «فلاح شنشل» از سران ارتش المهدي ضمن تكذيب اين ادعا، تأكيد كرد: برخي دشمنان در صدد ضربه زدن به جريان صدر هستند.

وي افزود: البته مقتدا صدر،‌ خود در نامه‌اي خطاب به فرماندهان و سران جريان صدر از آنها خواسته تا از هر گونه رويارويي با نيروهاي آمريكايي بپرهيزند.
اين خبر هنوز از سوي هيچ منبع رسمي تأييد يا تكذيب نشده است.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 11:3 |
یك روزنامه بحريني نوشت ژنرال "علي ‌عبدالله صالح" رئيس‌ جمهور يمن، در نشستي ويژه با فرماندهان نظامي و انتظامي دستور حمله به شيعيان طرفدار الحوثي را صادر كرد.

به گزارش فارس، روزنامه بحريني "الوسط" نوشت: ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن و فرمانده ارتش، در حال طراحي حمله به شيعيان در شمال اين كشور هستند.

خبرگزاري دولتي يمن نيز گزارش داد: ژنرال صالح با حضور در نشست دوره‌اي شوراي دفاع ملي، ضمن بررسي آخرين تحولات درگيري نيروهاي دولتي اين كشور با شيعيان در صعده، تصميمات لازم را در قبال اين تحولات اتخاذ كرد.
انتظار مي‌رود ارتش يمن طي روزهاي آينده، حملات وسيعي را به چهار منطقه محل تجمع شيعيان دوازده‌ امامي در شمال اين كشور سامان دهد.
روزنامه الوسط همچنين آورده است: درگيري نيروهاي نظامي يمن و نيروهاي طرفدار "سيد عبدالملك الحوثي" در استان "صعده "، از اوايل اين هفته آغاز شده است.
به نوشته اين روزنامه، از سوي ديگر "عبدالغني هزاع" معاون استانداري "صعده" به خبرگزاري دولتي يمن گفت: سركوب طرفداران الحوثي براي دولت كاري ندارد.
اين مقام حكومتي يمن افزود: تاكنون عزم راسخي براي سركوب اين نيروها وجود نداشته است. او اين نيروها را شورشي و آدم‌كش ناميد.

استاندار تازه منصوب‌شده صعده نيز برگزاري هرگونه گفت‌وگو با نيروهاي الحوثي را رد كرد.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 11:0 |
یك استاد دانشگاه عربستاني در تحقيقات جامعي كه انجام داده، استفاده ابزاري خاندان سعودي از ايده نوظهور «وهابيت» براي ايجاد سلطنت مادام‌العمر و موروثي در اين خاندان و جدا كردن عربستان از حكومت عثماني را تشريح كرده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتن‌پست»، زماني كه پروفسور «خالد الدخيل»، دوران رشد و نمو خود را مي‌گذراند، مفتيان، كنترل همه چيز را در اختيار داشتند.

تحت تأثير آموزه‌هاي «محمد بن عبدالوهاب» از واعظان و روحانيون قرن هجدهم كه ايدئولوژي وهابيت را بنا نهاد و باعث بروز افراط‌گرايي اسلامي شد، سيگار كشيدن در ملأ عام و يا گوش دادن به موسيقي ممنوع شد، چراكه گناه دانسته مي‌شد و علماي مرتجع، مردم را به نماز خواندن مجبور مي‌كردند.

مذهب منتشرشونده‌اي كه حاكم بر دوران كودكي او بود، در كشوري كه وهابيت، ايدئولوژي ملي آن بود، باعث ايجاد پرسش‌هايي در ذهن او شد؛ اين روحانيون وهابي چگونه به اين قدرت و اقتدار رسيدند؟

پس از چند دهه تحقيق و يك پايان‌نامه دكترا درباره تاريخ نهضت وهابي، او به يك پاسخ رسيد و آن اين‌كه اين روحانيون، قدرت خود را از «وهاب» به دست آورده‌اند. اين واعظ آتشين و سخت‌گير در تأسيس كاخ سعود و نفوذ و اعتماد به آنها در زمان تشكيل اوليه كشور سعودي، نقش اساسي داشت. اتحاد بين خانواده حاكم و روحانيون در نسل‌ها ادامه يافت، در حالي كه وهابيت ديگر عقايد را حذف كرده و مسئوليت آموز‌ش‌وپرورش و اجراي شاخه اسلام مرتجع آنها در مساجد و مدارس را به دست گرفت.

اين پيوند مذهبي، همچنين به خانواده سعودي مشروعيت نظارت بر مقدس‌ترين مكان‌هاي اسلامي را هديه داد.
يافته‌هاي «دخيل»، ارايه‌دهنده ديدگاه جديد و متفاوتي نسبت به مواضع رسمي در مورد نهضت وهابي است كه منتهي به كاهش قدرت روحانيون مي‌شود. دخيل مي‌گويد كه «وهاب» در سياست نيز به اندازه مذهب فعاليت داشت و از اختلافات مذهبي براي پيشبرد هدف سياسي خود در ايجاد يك كشور در مركز سرزمين اعراب، كه متشكل از چندين دولت شهر كوچك تحت نفوذ عثماني بود، استفاده كرد.

كارهاي «دخيل» منجر به انتشار مجموعه مقالاتي در ماه‌هاي نوامبر و دسامبر شد كه نخستين تلاش يك تحصيل‌كرده سعودي براي بازنگري محاسبات مذهبي كشورش براي تولد عربستان سعودي است.
با توجه به استانداردهاي مسلمانان زمان وي، وهاب از يك تفسير افراطي از اسلام و به ويژه در مورد جهاد يا جنگ مقدس استفاده و مردم را پيرامون ايجاد نخستين كشور سعود متحد كرد.

او كساني را كه به تفسير او اعتقادي نداشتند و از او پيروي نمي‌كردند، تنبيه مي‌كرد و امراي محلي امپراتوري عثماني را خائن مي‌دانست. اين مفاهيم بعدها براي تشكيل يك قلمرو جديد مورد استفاده آل سعود قرار گرفت، اما دكترين وهابي باز هم به ماندگاري خانواده پادشاهي كمك كرد؛ زماني كه گروه‌هاي نظامي مسلح را مانند «القاعده» عربستان، خائن خوانده، عليه آنان اعلام جنگ كرد.

هرچند رسانه‌هاي عربستان سعودي از سال 2005 و زمان پادشاهي ملك عبدالله با آزادي بيشتري روبه‌رو شده‌اند، هنوز دو مطلب، خط قرمز به شمار مي‌رود: مشروعيت مذهبي كشور و توارث خانواده سلطنتي.
«رابرت ليسي»، مورخ انگليسي و مؤلف كتاب «پادشاهي: عربستان و كاخ سعود» مي‌گويد: هدف مذهبي كشور سعودي هميشه چيزي فراتر از يك پرسش بوده است.

وي مي‌نويسد: «اين امر، سنگ بناي اعتقادات اين كشور است. چيزي غير از اين را گفتن، زير سؤال بردن ريشه‌هاي مشروعيت آل‌سعود است و مترادف با اين‌كه اجداد آنان و زايران را ملحد بخوانيم».
انتشار دو بخش نخست مقاله وي، باعث انتقادات شديد و حملات بسياري عليه او در رسانه‌ها و روزنامه‌هاي عربستاني شد.

او پس از اين‌كه خانواده پادشاهي در ماه اكتبر اعلام كرد شورايي را از اعضاي ارشد كشور تشكيل داده تا روند حكومت موروثي را رسمي كرده، به اين امر رأي دهند، توارث سلطنت را به شدت مورد حمله قرار داد و مسئله را از زمان عبدالعزيز بن سعود كه حكومت‌هاي محلي را در سال 1932 متحد كرده، تاكنون كه عبدالله به عنوان پنجمين پشت وي بر تخت سلطنت قرار دارد، زير سؤال برد.

وي كه هم‌اكنون در خانه‌اي در نزديكي دانشگاه ملك سعود زندگي مي‌كند، تا سال گذشته در اين دانشگاه داراي كرسي تدريس بود و مي‌گويد كه در بحث بر سر مسائل حساس، وظيفه خود مي‌دانم چون يك دانشگاهي هستم، به شغلم وفادار بمانم.

وي از زمان توقيف مطالبش در «الحيات» در سال 2003 با روزنامه اماراتي و وب‌سايت «Saudi debate» كه از لندن اداره مي‌شود، همكاري مي‌كند. هرچند موضوعات قابل بحث در رسانه‌هاي عربستان گسترش يافته‌اند، هنوز هم كساني كه از خط قرمزها عبور كنند، نمي‌توانند به فعاليت در رسانه‌ها و كانال‌هاي ماهواره‌اي سعودي بپردازند كه بزرگ‌ترين شبكه‌ها در جهان عرب هستند. در سال 2004 هم قانوني تصويب شد كه انتقاد از سياست‌هاي دولت را توسط كارمندان دولتي مانند دخيل كه در يك دانشگاه دولتي تدريس مي‌كند، جرم خواند كه باعث شد وي مقاله‌اي را در «نيويورك‌تايمز» بر ضد اين حركت منتشر كند.

ايدئولوژي وهابيت ادعا مي‌كند كه قصد نجات منطقه را از انحراف ديني، شرك و بت‌پرستي گسترده دارد، ولي تحقيقات وي، نشان مي‌دهد كه از زمان تولد جنبش وهابيت تاكنون، تغييري در عقايد مردم پديد نيامده و در آن زمان هم هيچ بت‌پرستي شايعي در منطقه وجود نداشته كه بخواهد اساس ايجاد اين نهضت به شمار مي‌رود.

وي در بخشي از كتاب خود به نام «فهم وهابيت» كه قرار است امسال توسط انتشارات دانشگاه ميشيگان منتشر شود، هدف وهاب را ايجاد كشوري قدرتمند مي‌داند تا به وسيله آن اختلافات و پراكندگي‌هاي قبيله‌اي را از بين ببرد و براي اين هدف، نخستين حامي مناسب را محمد بن سعود، باني كاخ سعود دانست.

وي مسجد را يكي از نقاط ابراز اقتدار آنان مي‌داند و اذان نماز و اجبار عموم به خواندن نماز را نشانه‌اي از تسلط بر مردم. وهاب، روستاهايي را كه پيوستن به نخستين كشور سعودي رد مي‌كردند، مرتد مي‌خواند.
دخيل مي‌گويد: مذهب، ابزار اجرايي بسيار قدرتمندتري است و وهابيت، مسلمان خوب بودن را بسته به پيروي از دستورهاي آن مي‌داند؛ يك بيان ناب سياسي».

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 10:59 |
Who links to my website? 300 the movie