آيتالله صافی گلپایگانی در واکنش به فتواهای عجیب علمای وهابی نوشت : البته از طرز فکر اين گروه، تعجبي نيست؛ اينها همانهايي هستند که تا مدتي با تمام مظاهر تمدن و صنعت، از برق و تلفن و حتي دوچرخه مخالفت ميکردند و همه را بدعت ميدانستند... کساني که صريحاً به کفر هر کس که معتقد به گردش زمين به دور خورشيد ميباشد فتوا ميدهند ... گروهي که شيعيان اهل بيت را تکفير و به اباحه خون آنها فتوا ميدهند ... همه را از اسلام و مسلمين، متنفر ساختهاند و هر روز با تمسک به همين فتواهاي اسلامستيز، مسلمانان بيگناه را در عراق به جرم ولايت اهل بيت به شهادت ميرسانند.
متن کامل بیانیه ایشان به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تعالي: في بيوتٍ أذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه يسبّح له فيها بالغدوّ و الآصال رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذکر الله و إقام الصلاة و إيتاء الزکاة يخافون يوماً تتقلّب فيه القلوب و الأبصار
اخرج بن مردويه عن انس بن مالک و بريدة قال: قرأ رسول الله صلي الله عليه و آله هذه الآية في بيوت اذن الله ان ترفع فقال اليه رجل فقال: اي بيوت هذه يا رسول الله؟ قال: بيوت الانبياء، فقال اليه ابوبکر، فقال: يا رسول الله هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة؟ قال: نعم من افاضلها
(الدر المنثور، ج5، ص50)
در دنياي امروز، جوامع بيدار و هوشيار براي تأييد و تثبيت تاريخ، هويت و سوابق افتخارآميز خود، جاودانه ساختن آن از طريق «حفظ مواريث زندگي» و احياي آثار گذشتگان، تلاش مينمايند؛ با تجديد و نوسازي شواهد عيني و خارجي، توجه ملل جهان را به هويت و تاريخ خود جلب مينمايند؛ اثبات تاريخ و بقاي آن را به پشتوانه بناها و آثار باستاني، پايدار و ماندگار ميدانند و حتي براي اکتشاف اين آثار، کاوشهاي وسيع و عميق انجام ميدهند و بدون اين پشتوانهها تاريخ خود را در دراز مدت در معرض انقراض و انکار ميدانند.
در همين حال، امت اسلام از نظر وجود پشتوانههاي بسيار مهم تاريخي غنيترين امم و ملل است؛ موقعيتي يگانه و ويژه دارد و پيوسته همة افتخارات اصيل دوران آغازين تأسيس خود را با آثار، ابنيه، مقابر، مساجد، مشاهد و مقامات در معرض ديد جهانيان قرار داده است؛ مخصوصاً جهان اسلام آنچه مربوط به حيات شخص مؤسس عظيم الشأن خود يعني حضرت خاتم الانبياء محمد مصطفي صلي الله عليه و آله بود را از پيش از ولادت تا بعثت، هجرت و بالاخره تا زمان ارتحال آن حضرت، به روشني در مقابل تاريخ و همه انسانها قرار ميداد و زيارت حرمين شريفين، همة آن مواقف و عظمتها را در دل زائرين ثبت ميکرد.
متأسفانه اين آثار گرانبها و اسناد محکم تاريخي اين امت بزرگ، مورد دستبرد و خيانت قرار گرفته است و گروهي از افراد ناآگاه به بهانههاي واهي و تهمتهايي که به سلف و خلف امت ميزنند و موحدين حقيقي اعصار گذشته و حال اسلام را تکفير و به شرک نسبت ميدهند، اين پشتوانههاي تاريخ را ويران و تيشه به ريشه و اساس آن زده و ميزنند.
خسارتي که اين گروه ناآگاه بر فرهنگ و تاريخ اسلام، وارد کردند بيش از حد تصور است و اثرات مخرب آن در آينده که امت بدون اين اسناد بايد دلائل هويت و بلکه وجود خود را عرضه بدارد آشکار ميگردد.
آثاري را که امت براي پشتوانة تاريخ وحي و رسالت و قرآن تا قيام قيامت بايد از آن پاسداري کند ويران و نابود کردند و در واقع، موجوديت خود را در دراز مدت در خطر انکار محققان آينده قرار دادند و اين سندهاي ظاهر و گويا را متلاشي کردند.
اينان مانند کساني که بخواهند نام نامي حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله محو شود و زندگي آن حضرت از نواحي مختلف مهجور و متروک گردد عمل ميکنند؛ حتي براي آنکه ساختمان محل تولد آن پيامآور بزرگ آسماني، فراموش شود به عنوان مکتبة مکة المکرمة نامگذاري کردهاند و اخيراً شنيده ميشود برخي از آنان، پيشنهاد تخريب غار حرا را دادهاند تا کسي از آنجا بازديد و زيارت نکند و نام خدا را در آنجا نبرد.
معلوم نيست اين گروه چه ميگويند؟ و با کجا و چه کسي خصومت دارند؟ و چرا اين چنين براي محو آثار و اهل بيت رسالت و مراکز تاريخي اسلامي اصرار ميورزند؟
همزمان با پيدايش اين تفکر در يازده قرن پيش، الراضي بالله، خليفة وقت، اين انحراف را تشخيص داد؛ اعلام خطر کرد و فکر عاميانه و انحرافشان را برملا ساخت.
اينان در محو آثار شخص رسول اکرم صلي الله عليه و آله آنچنان، اصرار دارند که با دستکاري در کتيبههاي مسجد نبوي ، اسم «محمد» را به «مجيد» تغيير دادهاند.
در حالي که ملل ديگر براي خود در جستجوي پشتوانههاي تاريخي هستند واقعاً ماية تأسف است که اين گروه، با تعصب کورکورانه و در برابر چشم بيش از يک ميليارد مسلمان آگاه و بيدار در همان حرمين شريفين اين اسناد و نشانهها و مدارک زندة هويت اسلام و رجال اسلام را نابود مينمايند.
البته از طرز فکر اين گروه، تعجبي نيست؛ اينها همانهايي هستند که تا مدتي با تمام مظاهر تمدن و صنعت، از برق و تلفن و حتي دوچرخه مخالفت ميکردند و همه را بدعت ميدانستند؛ همان کساني هستند که صريحاً به کفر هر کس که معتقد به گردش زمين به دور خورشيد ميباشد فتوا ميدهند و همة موحدين و گويندگان مخلص شهادتين را تکفير کردند؛ همان گروهي هستند که شيعيان اهل بيت عليهم السلام، اين مسلمانان موحد مخلص را، تکفير و به اباحة خون آنها فتوا ميدهند؛ خشنترين و وحشتناکترين تصوير را از چهرة نوراني، درخشان، جذاب و مهربان اسلام به دنيا نشان ميدهند؛ همه را از اسلام و مسلمين، متنفر ساختهاند و هر روز با تمسک به همين فتواهاي اسلامستيز، مسلمانان بيگناه از صغير و کبير و زن و مرد را در عراق به جرم ولايت اهل بيت عليهم السلام قتل عام و به شهادت ميرسانند.
تعجب از اينها نيست؛ اينان گويا در قرن حجر زندگي ميکنند. تعجب از سائر علماي حرمين شريفين و افراد و شخصيتهاي مطلع از اوضاع و سياستهاي مختلف است؛ تعجب از علماي ساير بلاد و سران حکومت و خادم الحرمين الشريفين است که تا کي و تا کجا ميخواهند با اين گروه با مساهله و مسامحه عمل نمايند و خود را در برابر آنها بيمسئوليت معرفي کنند.
ما ميدانيم اين شخصيتها از عمق فاجعة اعمال اين گروه بياطلاع نيستند؛ چرا در برابر صدماتي که به اسلام و امت اسلام ميزنند سکوت ميکنند؟
يک روز، سي و هشت نفر متعصب بيانيهاي را امضا ميکنند و مسلمانان را به اختلاف، جنگ، برادرکشي و هتک نواميس دعوت مينمايند. اين روزها هم يکي از امثال آنها فتوا به تخريب اماکن مقدسه و روضات منورة اهل بيت عليهم السلام، که از اظهر مصاديق «في بيوت اذن الله ان ترفع» ميباشد، ميدهد تا عالم اسلام را به هم بريزد، هرج و مرج ايجاد شود و مسلمانان را به خود مشغول و دشمنان اسلام را بر آنها مسلط سازند.
انتظار اين بود که با اين موج فراگير بيداري در جوامع اسلامي اين گروه ناآگاه به خود آيند و حمايت بعضي دولتمردان از آنها سلب شود واز فتنهگري و ايجاد اختلاف ممنوع و مأيوس گردند. ولي متأسفانه از سکوت دولتمردان و علماي حرمين شريفين و جامع الازهر، سوء استفاده مينمايند.
ما براي حفظ شوکت اسلام، براي اينکه بيشتر از اين آب در آسياي دشمنان دين نريزند و در مسير ضعف قواي مسلمين و ايجاد کينه و نفاق عمل نکنند از برادران مسلمان آگاه در همة عالم اسلام و از نخبگان حرمين شريفين ميخواهيم به وظايفي که در حفظ اتحاد و شوکت و عزت مسلمين دارند عمل نمايند و حريمها و حرمتها را حفظ نمايند و بيش از اين اجازه ندهند که اين افراد بر فتنهگريهاي خود بيفزايند و از ادامة وضع تخريبي آنها جلوگيري نمايند.
(و الله يعلم انا لا نريد الا عزّ الاسلام و قوة المسلمين في شرق الارض و غربها شيعةً و سنةً ندعوا الجميع الي الاعتصام بحبل الله و رفض الشحناء و البغضاء و الله هو الناصر و المعين).
6 صفر المظفر 1428
لطف الله صافي
منبع
+ نوشته شده توسط saam در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت
12:36 |