تبليغاتX
بارجلون
سوار سفيدپوش هر بيننده‌اي را به ياد كليپ‌هاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مي‌اندازد. سوار از غيب آمده، مي‌آيد و گردن جوان را مي‌زند و ناپديد مي‌گردد.
نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق مي‌آيد و بعد هم ناپديد مي‌شود!‌ در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد!
محسن قنبريان

فيلم ضدّ ايراني300 كه يك فيلم درخواستي براي مطالبات سياسي است و در ظرف 80 روز فيلمبرداري و آماده‌ شده است غير از جهات تهاجم به فرهنگ و تمدن ديروز ايرانيان حاوي تهاجمات زيادي به ايران امروز و از جمله عقايد شيعي آن نيز است كه از نگاه بسياري از منتقدان مخفي مانده است. به خلاف آن چه در بين مردم دربارة اين فيلم شايع شده است اين فيلم همة لشكر ميليوني ايران كه متشكل از اقوام مختلف آريايي, عرب و ... است را غير انسان و ديو گونه نشان نمي‌دهد!! هيأت نمايندگي اوّل فيلم و چندين گروه و دستة مبارز جملگي با صورت آدمي امّا در كسوت اقوامي غير آريايي هستند.
به گزارش موعود تنها گروه غير انساني كه قيافه‌اي وحشتناك دارند و دو غول عجيب آدم‌‌نما همراه خود دارند دسته‌اي بزرگ (ظاهرا گارد ويژة سلطنتي خشايار) است. اين گروه از مركز امپراتوري (ايران امروز) هستند. از قضا اينها نقاب بسته و سرتاپا سياه‌پوش بوده, چيزي شبيه عمامة كوچك سياه بر سر دارند و با حمل پرچم‌هاي سياه بلند، نمايان مي‌شوند. در حالي كه به لحاظ تاريخي درفش هخامنشيان هرگز سياه نبوده و چنين لباسي در آن‌ها سابقه نداشته است ديدن آن‌ها در نگاه اوّل چيزي شبيه رژة حزب‌الله لبنان در محرم را تداعي مي‌كند.
در هنگامة ديگري از جنگ كه ايرانيان شبيه مسلمانان جنگ‌هاي صليبي نمايش داده مي‌شوند جواني دلير از اسپارت‌ها به طرزي عجيب كشته مي‌شود كه اين سكانس هم براي تعرض به ايمان به غيب و خاصه اعتقاد به مهدويت اين طايفه (كه نمايندگان ايران امروز در فيلم‌اند) جا داده شده است.
قصه چنين است كه از پشت سر در غبار و فضايي نوراني از افق سواري بر اسب سفيد با سرعت نزديك مي‌شود. جايي دوربين از پهلوي اسب تراولينگ شده و سوار به جوان نزديك مي‌شود. سوار سفيدپوش هر بيننده‌اي را به ياد كليپ‌هاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مي‌اندازد. سوار از غيب آمده، مي‌آيد و گردن جوان را مي‌زند و ناپديد مي‌گردد.
نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق مي‌آيد و بعد هم ناپديد مي‌شود!‌ در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد!
اينها و ده‌ها قرينة ديگر تأييد مي‌كند كه لشكر ميليوني خشايار يك نماد از تجهيز مشرق زمين مسلمان برضدّ غرب دموكراتيك (كه دائماً در فيلم مجلس سنايش به رخ كشيده مي‌شود) است؛ كه هستة مركزي آن ايرانيان فعلي با چهره‌اي غير انساني و عقايدي خرافي(!) هستند. هر كس تمام فيلم را به دقت ديده باشد بر اين مطلب قرائن بسيار پيدا مي‌كند.
 
منبع: موعود
+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 13:54 |
تروريست‌هاي وهابي، مسجد و حسينيه بزرگ امام مهدي(عج) در نزديك بغداد را با خاك يكسان كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "نهرين‌نت"، شاهدان عيني اعلام كردند: تروريست‌ها با كار گذاشتن صدها كيلوگرم مواد منفجره در اين مسجد و حسينيه متعلق به شيعيان، آن را به‌طور كامل ويران كردند.
اين مسجد بزرگ كه در مساحتي به وسعت دو هزار متر مربع بنا شده بود در خيابان فرودگاه در منطقه "ابو غريب" قرار داشت.
هنوز جزئيات بيشتري از اين حادثه اعلام نشده است.
تروريست‌ها سال گذشته نيز با كارگذاشتن صدها كيلوگرم بمب و مواد منفجره در حرم مطهر امام هادي و امام حسن عسكري(عليهما السلام) در شهر سامرا، آن را ويران كردند.

تعرض به اماكن مقدسه و مساجد شيعيان در عراق، خشم مردم اين كشور را برانگيخته است.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 13:53 |
بعد از آنكه شيطان بر انسان سجده نكرد و مقام خود را برتر از آن دانست كه براى انسان خاكى تعظيم كند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد.» (2) در اين هنگام شيطان از خداوند خواست كه او را تا روز برانگيخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنيد كه: تو تا روز و وقت معلومى مهلت دارى. او تا «يوم يبعثون » مهلت خواست و خدا «يوم الوقت المعلوم» بدو مهلت داد. سؤال اين است كه آيا بين اين دو روز فرق است؟ و اگر هست به چه نحو است و چه نتايجى دارد؟

قال رب فانظر الى يوم يبعثون قال فانك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم[شيطان] گفت: پرودگارا! پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهندشدمهلت ده.
فرمود: تو از مهلت يافتگانى، تا روز [و] وقت معلوم. (1)

بعد از آنكه شيطان بر انسان سجده نكرد و مقام خود را برتر از آن دانست كه براى انسان خاكى تعظيم كند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد.» (2) در اين هنگام شيطان از خداوند خواست كه او را تا روز برانگيخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنيد كه: تو تا روز و وقت معلومى مهلت دارى. او تا «يوم يبعثون » مهلت خواست و خدا «يوم الوقت المعلوم » بدو مهلت داد. سؤال اين است كه آيا بين اين دو روز فرق است؟ و اگر هست به چه نحو است و چه نتايجى دارد؟

مرحوم علامه طباطبايى ذيل اين آيه شريفه نكاتى را فرموده اند كه باختصار نقل مى شود. تفسير ايشان از اين آيه جالب و شيرين و در عين حال قابل تامل است: «با نظرى گذرا به دو آيه معلوم مى شود كه روز «وقت معلوم » با روزى كه مردم برانگيخته مى شوند، متفاوت است و حتما بايد آن روز قبل از روز بعث باشد.» و سپس در ادامه استدلال مى گويند: «اطلاق در آيه 15 سوره «اعراف » كه خداوند بدو فرموده تو از مهلت داده شدگانى با آنچه در سوره «ص » و همين جا آمده است مقيد مى شود يعنى منظور روز وقت معلوم است.» (3) ايشان در جواب اين سؤال كه آيا خود ابليس از زمان آن روز خبر دارد يا نه مى گويند: «اين روز در علم الهى مشخص و مبين است كه چه زمانى است. اما، آيا ابليس هم مى داند يا نه از آيه چيزى بر نمى آيد.» علامه در ادامه جواب به نظرى كه مى گويد شيطان آن روز را نمى داند مطلب را به بحث مورد نظر مى كشاند و مى فرمايد: اينكه دوباره ابليس گفته است: «همه را گمراه خواهم ساخت.» (4) دليل است كه او تا زمانى كه انسان در دنيا زندگى مى كند كار خود را ادامه مى دهد. پس از آيه «الى يوم الوقت المعلوم » فهميده مى شود منظور تا آخر عمر انسانهايى است كه در روى زمين زندگى مى كنند و امكان اغواى آنها وجود دارد.» ايشان در تقويت اين نظريه از قول «ابن عباس » و اكثر مفسران اينطور ادامه مى دهند كه: «منظور از آن روز، آخرين روزهاى تكليف است و آن مربوط به نفخه اولى است كه همه خلايق در آن از دنيا مى روند. گويا اين نظر مبتنى بر اين است كه ابليس تا زمانى كه تكليف است و امكان مخالفت و معصيت وجود دارد زنده مى ماند و آن هم مدت عمر انسان در اين دنياست يعنى تازمان نفخه اولى كه همه مردم مى ميرند و بين اين نفخه و نفخه دوم كه در آن مردم برانگيخته مى شوند 40 سال يا 400 سال بر حسب اختلاف روايات فاصله وجود دارد.» مرحوم طباطبايى با اينكه بدين طريق وجه فوق را تقويت كرده و روز وقت معلوم را به نفخه اولى تفسير مى كند اشكالى بدان كرده و آن را رد مى نمايد تا نظريه اى را كه خود قبول دارد بيان و تقويت نمايد. لذا مى گويند: «وجهى كه گفته شد خوب است و تنها يك اشكال دارد و آن اينكه در اين نظريه آمده بود ابليس تا زمانى كه تكليفى هست و امكان مخالفت و معصيت وجود دارد زنده مى باشد» صاحب الميزان اين ملازمه را يعنى ملازمه بين وجود تكليف و وجود ابليس را قبول ندارد و مى گويد: «استناد معاصى به شيطان اقتضاى بقاى ابليس را دارد تا زمانى كه معصيت و گمراهى وجود داشته باشد، نه تا زمانى كه تكليف باقى است و دليلى هم بر ملازمه بين معصيت و تكليف در خارج نيست.» به عبارتى روشن تر ايشان مى خواهند ملازمه بين وجود تكليف و وجود ابليس را نفى كند ولى ملازمه بين معصيت و ابليس را ثابت نمايد و بعد از آن ملازمه بين معصيت و تكليف را نفى كرده و مى گويند امكان دارد تكليف باشد ولى معصيتى نباشد و وقتى معصيت نبود ابليس هم نيست. مرحوم علامه از اينجاشروع به بيان اثبات زمانى مى كند كه تكليف وجود دارد ولى هيچ معصيتى اتفاق نمى افتد و امكان فوق را در خارج واقعه اى مى دانند كه حتما اتفاق خواهد افتاد. در اين باره مى فرمايند: «حجت عقلى و نقلى وجود دارد كه نهايت زندگى انسان نوعى سعادت است كه انسانها را در بر مى گيرد و جامعه انسانى به خير و صلاح مى رسد و جز خدا در روى زمين عبادت نمى شود و بساط كفر و فسوق برچيده مى شود. زندگانى خالص و باصفا شده و امراض قلبى و وسوسه هاى درونى برطرف مى گردد.» ايشان گرچه با عبارت حجت عقلى و نقلى تلويحا رسانده اند كه منظورشان از آن روز چه روزى است، ولى بدان تصريح نكرده اند. اما، با توجه به استناد ايشان به بعضى از آيات در ادامه همين بحث و ذكر بعضى از روايات در بحث روانى نظر ايشان كاملا مشخص و معلوم مى گردد كه در نهايت چه مى خواهند بگويند. در اينجا آيه 106 سوره انبياء را آورده اند:

و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون...

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

هم ايشان در تفسير اين آيه بعد از بحث نسبتا مفصلى مى فرمايند: «وجهى ندارد اين آيه به يكى از دو وراثت اخروى و يا دنيوى مقيد شود; چون اطلاق دارد و هر دو را در بر مى گيرد» (5) و منظور از وراثت دنيا را با اسناد به اخبار متواترى كه از عامه و خاصه نقل شده است ; ظهور اسلام يا ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، دانسته اند.

مرحوم علامه در بحث روايى جمع بندى اى دارند كه مرادشان را روشن تر نشان مى دهد. در آنجا سه روايت نقل مى كند، خلاصه آنها و نتيجه گيريشان را بيان مى كنيم: در تفسير البرهان از ابن بابويه از امام صادق، عليه السلام، درباره «انك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم » نقل شده كه منظور روزى است كه در صور يك نفخه دميده مى شود و ابليس مى ميرد (6) »

در تفسير عياشى از امام صادق، عليه السلام، روايتى نقل شده كه وهب از حضرت سؤال كرد: «روزى كه در آيه شريفه آمده چه روزى است؟ حضرت فرمود: يا وهب آيا تو گمان مى كنى آن روزى است كه خدا مردم را در آن مبعوث مى كند؟ (خير) ولكن خداى عزوجل او را مهلت مى دهد تا روزى كه قائم ما، عليه السلام، مبعوث شود و جلوى سر او را گرفته گردنش را مى زند و آن روز، روز معلوم است » (7)

در تفسير قمى از قول امام صادق، عليه السلام، نقل شده كه «يوم الوقت المعلوم » روزى است كه رسول خدا، صلى الله عليه وآله، شيطان را بر روى صخره اى در بيت المقدس سر مى برد. در توجيه اين روايت علامه مى فرمايد: «اين مربوط به اخبار رجعت است و در اين معناومعناى قبلى روايات زيادى از اهل بيت، عليهم السلام، به دست ما رسيده است.»

بعد از اين بيان ايشان در جمع بين سه روايت دو راه را پيشنهاد مى كند:

اول: روايت اولى حمل بر تقيه شود كه در اين صورت ايشان روايت دوم و سوم را تقويت مى كند.

دوم: چون رواياتى كه از ائمه، عليهم السلام، در تفسير قيامت آمده است گاهى اوقات تفسير به ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، شده اند و گاهى به رجعت و گاهى به قيامت معنا گشته اند، زيرا اين سه زمان در ظهور حقايق مشترك هستند گر چه از جهت شدت و ضعف متفاوت اند پس مى توان گفت كه حكم يكى از آنها در ديگرى نيز جارى است. و در انتها فرموده اند «فافهم ذلك » (8)

از مجموع بيانات مرحوم علامه طباطبايى معلوم مى شود كه ايشان معتقدند در زمان ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، شيطان نابود مى شود و سعى دارند آن را به نحوى اثبات نمايند. گر چه اين نكته ايشان برخلاف جمهور مفسران كه روز وقت معلوم را به ظهور مهدى تفسير كرده اند; محتوايى شيرين و دلچسب به همراه دارد; ولى سؤالات و انتظارات زيادى را پيش مى آورد كه بعضا با آنچه خود ايشان در همين جا و جاهاى ديگر الميزان فرموده اند منافات دارد. اما ما اظهار نظر بيشتر را به اهل علم و فضيلت حواله مى دهيم و براى روح بزرگ و ملكوتى آن مرد بزرگ دعا كرده و از خداوند خواهانيم در خدمت قرآن كريم از تفسير الميزان هر روز توشه اى برگيريم.


پى‌نوشتها:

1. سوره حجر (15)، آيه 36 و 38.

2. همان، آيه 35.

3. ر.ك: طباطبايى، سيدمحمد حسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، ج 12، ص 159 به بعد.

4. سوره حجر (15)، آيه 39.

5. ر. ك: طباطبايى، سيدمحمدحسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، ج 14، ص 330.

6. ر. ك: البحرانى، السيد هاشم، البرهان فى تفسيرالقرآن، ج 2، ص 341. همچنين ر. ك: مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 63، ص 221، ح 63.

7. ر. ك: السلمى السمرقندى، محمدبن مسعودبن عياشى، تفسير العياشى، ج 2، ص 262. 

 

ماهنامه موعود شماره 15

+ نوشته شده توسط saam در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 13:52 |

رهبر لیبی در سخنانی که در مطبوعات این کشور منعکس شد گفت: ما با فاطمه زهرا (س) هستيم ؛ يعني شيعه آل البيت و شيعه فاطمه و علي هستيم. همه عرب‌ها ، همه مسلمان‌ها شيعه علي هستند. اگر پيرو علي شيعه است، همه ‌ما شيعه ‌هستيم.


"معمر قذافي" رهبر ليبي سه روز پيش در يك سخنراني به‌مناسبت ميلاد پيامبر اكرم(ص) در شهر آغاديس كشور نيجر در شمال افريقا، ايجاد شكاف و اختلاف بين شيعه و سني را طرح استعماري خواند و خواستار هوشياري در برابر آن شد.

مطبوعات طرابلس روز دوشنبه با درج محورهاي اين سخنراني به نقل از وي نوشتند كه طرح اين مساله كه فارسها شيعه و عرب‌ها سني هستند، از اساس غلط است و براي ايجاد شكاف و با اهداف خاص استعماري مطرح مي‌شود.

وي گفت: مسلمانان در حالي به ترويج خشونت و تروريسم متهم هستند كه اهل مدارا مي‌باشند، پيامبران ديگر را قبول دارند و به آنها احترام مي‌گذارند ولي غرب مسلمانان را متهم به خشونت مي‌كنند، پيامبر اسلام را قبول ندارند و اقدام به نشر كاريكاتورهاي اهانت آميز و توهين به پيامبر(ص) مي‌كنند.

قذافي گفت: اينك اسلام با چالش حقيقي مواجه است و ما بايد چالش كنيم و ثابت كنيم اسلام دين جهان شمول و خاتم است. نبايد از اينكه به ما مارك تعصب بزنند، بترسيم. ما براي دفاع از خود و دفاع از عقيده و كرامت و وجود خود به چالش (با آنها) ادامه مي‌دهيم تا بلكه اين خفقان و انحطاطي كه گريبان حكام عرب و مسلمان‌ها را گرفته، از ميان برود.

به گزارش ايرنا، رهبر ليبي افزود: اكنون منطقه ما دچار پراكندگي شده، حكومت‌ها مسرف و ناكارآمد بوده و به‌فكر مردم نيستند. اسلام را به اسلام شيعه و سني تقسيم كرده‌اند، حتي كاخ سفيد و رييس جمهوري آمريكا نيز از اين تقسيم بندي سخن مي‌گويند و از آن سوء استفاده مي‌كنند.

وي گفت: آمريكا و غرب، ايراني‌ها را بر ضد اعراب و اعراب را بر ضد ايران تحريك مي‌كنند، شيعيان را بر ضد سني‌ها و سني‌ها را بر ضد شيعيان تحريك مي‌كنند. اين به نفع ما نيست و به نفع دشمن استعمارگر است.

قذافي افزود: چه كسي گفته كه شيعه يعني فارس و سني يعني عرب، نخستين دولت شيعي يعني دولت فاطمي در شمال افريقا تاسيس شد، دولتي كه منسوب به فاطمه زهرا (س) است و جامع‌الازهر مصر هم نامش مشتق از نام آن حضرت مي‌باشد.

رهبر ليبي اضافه كرد: مي‌گويند شيعيان در ايران هستند و شيعه يعني فارس و سني‌ها عرب هستند. اين دروغ است، مغالطه است. در حالي كه نخستين حكومت شيعي يعني حكومت فاطمي در شمال افريقا تشكيل شد و ‪ ۲۶۰‬سال دوام داشت و تقليدها و سنتها در شمال افريقا همه‌اش شيعي است.

وي گفت: كسي در شايستگي اهل بيت براي حاكميت بر مسلمانان شكي ندارد، اما دشمنان بدنبال ايجاد شكاف هستند، اين تفرقه و تحريك كه در آن شيعه بر ضد عرب و عرب بر ضد فارس برانگيخته مي‌شود، ساخته اشغالگران و صهونيست ها است.

گزارش ايرنا حاكي است، قذافي اضافه كرد: شيعه فقط ايران نيست، شمال افريقا هم شيعه است، ما دولت فاطمي دوم را در شمال افريقا ايجاد خواهيم كرد. هويت ما هويت فاطمي خواهد بود و عرب‌ها و بربرها و احزاب چپ و راست افراطي‌ها و خشونت طلب همه و همه در آن ذوب شده و هويت واحدي تشكيل خواهند داد.

وي گفت: به‌اين ترتيب كشمكش‌هاي قبيله‌اي، مذهبي و قومي در شمال آفريقا، در الجزاير، سودان، مصر و در صحرا پايان مي‌يابد و همه ما فاطمي مي‌شويم.

رهبر ليبي گفت: شمال افريقا عربي و شيعي است و هركس مي‌گويد شيعيان فقط فارسها هستند، دروغ مي‌گويد. دولت فاطمي كه اولين دولت شيعي بود، در شمال افريقا تشكيل شد نه درايران. ما دوباره آنرا احياء مي‌كنيم.

وي اضافه كرد: از تمام نيروهايي كه در حدود دولت فاطمي اول بودند، مي خواهيم دولت فاطمي دوم كه دولت امروزي يكدستي خواهد بود را دوباره تشكيل دهند.

قذافي گفت: اختلافات تاريخي را نبايد وارد عرصه‌سياسي كرد چرا كه دشمنان از آن سوء استفاده مي‌كنند. به‌جهت عاطفي همه ما عرب‌ها و همه مسلمان‌ها با علي(ع) هستيم و معني آن اين است كه همه عرب‌ها شيعه هستند. اگر معني شيعه بودن تعاطف با علي است، پس همه عرب‌ها شيعه هستند.

وي افزود: اگر قبول نداريد، راي‌گيري كنيد و از مسلمانان‌ها و عرب ها بخواهيد تا جايگاه علي و فاطمه در نزد خود را برايتان بگويند.

قذافي گفت: ما با فاطمه زهرا (س) هستيم. يعني شيعه آل البيت و شيعه فاطمه و شيعه علي هستيم. همه عرب‌ها ، همه مسلمان‌ها شيعه علي هستند اگر پيرو علي شيعه است، همه‌ما شيعه‌هستيم. اين يك حقيقت‌است، اين فرهنگ ما است.

رهبر ليبي ادامه داد: از سوي ديگر نيز اگر معني سني بودن، ايمان به محمد (ص) و سنت اوست، پس به‌اين معنا همه‌ايراني‌ها سني هستند. آيا ايراني‌ها گفته‌اند ضد محمد (ص) هستند؟ خير آنها محمد (ص) را پيغمبر مي‌دانند. آنها پيرو سنت پيامبر هستند پس آنها هم سني هستند.

قذافي گفت: برخي از ما مي‌پرسند آيا شما علي را دوست داريد؟ مي‌گوييم بله ما علي را دوست داريم. مي‌گويند پس شما شيعه هستيد. بله مردم شمال افريقا شيعه هستند ولي مسايل بصورت معكوس مطرح شده‌است.

وي تاكيد كرد: ما بايد به اين جدال پايان دهيم و راه سوء استفاده دشمن را ببنديم و جلوي حكام عرب را كه براي خشنودي آمريكا واشغالگران از ايران ابراز كراهت مي‌كنند، بگيريم.

قذافي گفت: برخي حكام عرب براي خشنودي آمريكا و اشغالگران، از ايران ابراز كراهت مي‌كنند و مي‌گويند ايران در حال ساخت بمب اتمي است، ايران چنين است، ايران چنان است. فارس‌ها چنين هستند و فارس‌ها چنان هستند. وقتي مي پرسيم چرا چنين مي‌كنيد؟ مي‌گويند براي اينكه ايران شيعه است. خير ما هم كه در شمال افريقا يك دولت فاطمي جديد هستيم، ما هم شيعه هستيم.

وي ادامه داد: ما نمي‌خواهيم وارد مسايل فرعي و اختلافات فقهي شويم، يكي پيرو فقه حنفي است يكي مالكي است و هركس هر فقهي دارد، داشته باشد اما اركان و فروع دين ثابت است، هركس هر قوميتي دارد، داشته‌باشد. هركس هررنگي دارد، داشته باشد. هر زباني دارد، داشته باشد. اينها مهم نيست، مهم هويت ما است كه فاطمي است.

قذافي گفت: البته برخي اين مساله را رد خواهندكرد چرا كه‌آنها مي‌خواهند اسلام را نابود كنند. به‌همين دليل هم بدنبال شكاف ميان شيعه و سني هستند و دايما اين تقسيم بندي را مطرح مي‌كنند.

وي گفت: ما بايد از برادران ايراني‌مان كه شيعه اهل بيت و شيعه علي شدند، تشكر كنيم. از آنها كه به اهل بيت پيوستند، سپاسگزار باشيم.

منبع: خبرگزاری انتخاب

+ نوشته شده توسط saam در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 9:13 |
پيرو گزارش‌هایی مبني بر سوختن بخش‌هايي از شهر شيعه‌نشين «پاراچنار» پاکستان به وسيله «يزيديان محلي»، آخرين اخبار حاکي از ادامه تهاجمات به شيعيان اين منطقه و بي‌تفاوتي نيروهاي دولتي است.
به گزارش سايت اخبار شيعيان از پاکستان، نيروهاي دولتي در نا آرامي‌ها مداخله خاصي نمي‌کنند و منتظرند که اين درگيري با ضعيف شدن شيعيان خود به خود پايان يابد.


جالب‌تر از همه اين‌که سه شنبه شب 15 نفر از نيروهاي «القاعده» با يونيفورم ارتش پاکستان قصد داشتند در مواضع شيعيان در منطقه «بالش خيل» نفوذ کنند که به دليل حرکات مشکوک و تيراندازي کوکورانه به سمت شيعيان با واکنش جوانان شيعه روبه‌رو‌ و به هلاکت رسيدند و هويت اصلي آنان فاش و مشخص شد که آنها از اعضاي «القاعده» بودند.
اکنون سؤال مردم اين است که اين اعضاي «القاعده» در اينجا چه مي‌کردند و از کجا آمده بودند و يا آورده شده بودند؟ و به وسيله چه کساني آورده شده بودند؟ يونيفورم ارتش را چه کسي به اينها داده بود و يا آن را آنها از کجا آورده بودند؟

از سوي ديگر، در حالي که خشونت‌هاي اخير عليه شيعيان، به تکفيري‌ها و «القاعده» نسبت داده مي‌شود و با بي‌اعتنايي ارتش پاکستان روبه‌رو‌ است، نشانه‌هايي وجود دارد که نيروهاي «طالبان» نيز عملاً وارد جنگ شده‌اند! شيعيان پاکستان انتظار دارند مسئولان‌ سه کشور ايران، پاکستان و افغانستان هر چه زودتر با مداخله فعالانه، به اين فتنه قومي جديد پايان دهند
در پي نا‌آرامي‌هاي شهر شيعه نشين «پاراچنار» پاکستان ـ که بر اثر اهانت يزيدي‌ها و ناصبي‌هاي جديد به مقدسات پيروان اهل بيت به وجود آمد ـ 10 گلوله موشک ميني کاتيوشا به حومه اين شهر اصابت کرد.

به گزارش سايت اخبار شيعيان، اين گلوله‌ها از استان «پکتيکيا»ي افغانستان، منطقه «بورکي» در حومه پاراچنار را هدف گرفتند که مطابق اعلام رسمي، به مجروح شدن سه نفر انجاميده است. شليک اين موشک‌ها، نشانه‌هايي از ورود طالبان به جنگ نابرابري است که در يک سوي آن شيعيان مظلوم پاکستان و در سوي ديگر آن افراطيون تکفيري ـ متشکل از «القاعده»‌، سپاه صحابه، ناصبيان جديد و طالبان ـ قرار دارند.

شيعيان پاکستان انتظار دارند که مسؤولان سه کشور ايران، پاکستان و افغانستان هر چه زود تر با مداخله فعالانه، به اين فتنه قومي جديد پايان دهند.

منبع: mouood.org

 

+ نوشته شده توسط saam در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 9:11 |
اگرچه بحث و نظر بر سر این کتاب در محافل ادبی و رسانه‌ای بحرین همچنان ادامه دارد، اما به نظر می‌رسد عمده‌ترین هدف نگارش این کتاب و برخی حرکت‌های مشابه، دامن زدن به اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی است.

اختصاصی کتاب‌نیوز / رضا رضایی

 

داستان "عمربن خطاب شهید است" تالیف "عبدالله خلیفه" از وزارت اطلاع‌رسانی بحرین مجوز چاپ نگرفت.

 

این کتاب در حقیقت جزئی از مجوعه داستان‌هایی است که با عنوان "راس الحسین" انتشار یافته و قرار است داستان‌های دیگری از علی بن ابی طالب(ع) و عثمان بن عفوان هم در همین مجموعه منتشر شود.

 

به گزارش کتاب‌نیوز کتاب "عمر بن خطاب کان شهیدا"یک داستان اغراق‌آمیز درباره شخصیت خلیفه‌ی دوم است که بنا به نظر مصنف مانند یک قهرمان تاریخی است.

 

 

بنابر این گزارش، عبدالله خلیفه ـ نویسنده کتاب ـ در مورد عدم دریافت مجوز، اداره فرهنگ را مسئول رسیدگی به این کتاب می‌داند در حالی که رسیدگی به کتاب فوق را وزارت اطلاع رسانی به وزارت شؤون اسلامی محول نموده است.  این نویسنده بحرینی ارجاع و انتقال تصمیم گیری برای این کتاب توسط وزارت شؤون اسلامی را  ظلمی واضح! دانسته است.

 

وزارت اطلاع رسانی دولت بحرین نیز علت این اقدام خود را توهین‌ها و اتهاماتی می‌داند که نویسنده در اثرش به کرات به صحابه وارد کرده است. اداره چاپ و نشر بحرین نیز در مقابل جنجال مطبوعاتی و رسانه‌ای نویسنده این کتاب اعلام کرده است که این وزارت‌خانه در بررسی این کتاب بر خلاف آنچه در مطبوعات عنوان می‌شود، کاملا مطابق قانون عمل کرده است.

 

عبدالله خلیفه چندی پیش در گفتگو با العربیه با اشاره به اینکه تعدادی از نویسندگان بحرینی، گروهی کارشناسی در این زمینه تشکیل داده‌اند تا برای رفع مشکل کتاب، با وزارت اطلاع‌رسانی وارد بحث و مذاکره شوند، گفته بود: "نظر کارشناسی این گروه دفاع از کتاب و اثبات این نکته است که داستان "عمر بن خطاب یک شهید است" یک اثر ادبی در مورد دوران خلافت کسی است که به فتوحات اسلامی، برپایی عدالت و دفاع از مردم به خصوص فقرا اهتمام ورزیده است."

 

این نویسنده که از روزنامه‌نگاران برجسته "اخبار خلیج" نیز هست، مدعی است: این داستان، تنها روایت زندگی عمر بن خطاب است که پیش از این نیز در کتب تاریخی نقل شده؛ داستانی که صحابه نیز از زمان‌های گذشته در کتب سیره و روایات به آن اشاره داشته‌اند.

 

او در دفاع از این اثر جنجالی و در توضیح استفاده از لفظ "شهید" در عنوان کتابش معتقد است: خلیفه دوم مسلمین به دست یک ایرانی مجوس که به او ابولؤلؤ گفته می‌شد، کشته شده است. بنابراین به مرگ طبیعی نمرده و در مسجد، شهید شده است.

 

او در پایان گفتگو با العربیه بار دیگر با تاکید بر این نکته که داستان او، یک نثر ادبی است که وابسته و برگرفته از اتفاقات مشهور تاریخ صدر اسلام است و به هیچ وجه خیالی‌ و ساختگی نیست، تصریح کرد: البته در بخش دیگر داستان که از پیروزی‌های بزرگ مسلمین سخن گفته شده نوعی خیال‌پردازی به کار گرفته‌شده که به هیچ وجه قصد تحریف تاریخ را نداشته‌ام.

 

اگرچه بحث و نظر بر سر این کتاب در محافل ادبی و رسانه‌ای بحرین همچنان ادامه دارد، اما به نظر می‌رسد عمده‌ترین هدف نگارش این کتاب و برخی حرکت‌های مشابه، دامن زدن به اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی است.

منبع: www.ketabnews.com

+ نوشته شده توسط saam در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 9:10 |

يك منبع امنيتي در نيروهاي تكاور وابسته به وزارت كشور عراق گفت: گروههاي مسلح و تروريستي وابسته به "القاعده" در "رضوانيه" در شمال بغداد اقدام به ساخت پايگاه آموزش نظامي براي خود كرده‌اند.

به گزارش روز پنجشنبه خبرنگار ايرنا اين منبع افزود كه گروه‌هاي مسلح وابسته به القاعده در اين پايگاه به اعضا و هوادارانشان آموزش تروريستي مي‌دهند و اين اقدام با سكوت آگاهانه ارتش آمريكا روبرو شده است.  منبع امنيتي كه خواست نامش فاش نشود گفت: نظر به اين كه منطقه به لحاظ امنيتي در اختيار نيروهاي آمريكايي است آنها به نيروهاي عراقي اجازه‌ي عمليات ضد گروه‌هاي مسلح نمي‌دهند.

وي تاكيد كرد كه افراد مسلح با آسودگي دوره‌ي تمرينات ويژه عمليات تروريستي را در اين پايگاه مي‌گذرانند و سپس آن را ضد شهروندان عراقي به كار مي‌برند. پايگاه رضوانيه تنها پايگاه آموزش نظامي گروههاي مسلح در عراق نيست و اين گروهها در مناطق مختلف از جمله استان "دياله" و شمال بغداد در منطقه موسوم به "مثلت مرگ" پايگاه‌هاي مشابهي دارند.

منبع: ایسنا

+ نوشته شده توسط saam در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 9:7 |

به گزارش آینده روشن، سید احمد الحسن با ادعای وصی و رسول امام مهدی (عج) بودن خود را یمانی معرفی کرده و به تبلیغ گسترده خود در دنیای اینترنت پرداخته و حتی مدعی شده است تا کنون به اکثر علما شیعه دعوت نامه مناظره فرستاده تا آن ها ادعای او را بپذیرند.


در بخشی از ادعاهای این فرد در سایت اینترنتی اش آمده است : سيد احمد الحسن از سيد سيستانى به شكل خاص دعوت به مناظره علمى كردند واجازه دادند كه سيد سيستانى با هر شخصى وبا هر ادله و كتب وهرگونه سؤالات به صورت نامحدود ميتواند با ايشان وارد مناظره شوند ، ودر مقابل سيد احمد الحسن فقط با تكيه بر كتاب قران كريم پاسخگوى انها باشند ، اما باز هم نپذيرفتند . نپذيرفتن دعوت اين شخص از طرف علماء ، وعدم ارسال هيچگونه پاسخ از جانب انها اين مطلب را تصديق ميكند كه اين شخص (سيد احمد الحسن ) حق است وراستگو ميباشند . در روايات متعددى ذكر شده است ، كه هر كسى اين امر را ادعا كند از او از بزرگترين امرها ( قران كريم ) سؤال كنيد وآگاه باشيد كسى چنين ادعايى نميكند مگر اينكه در مقام ومنزلت ان باشد.
این فرد که خود را یمانی معرفی میکند ادعا میکند هفت سال از ظهورش گذشته است . گویا این فرد طلبه ای در حوزه علمیه نجف بوده است که اکنون با امکاناتی گسترده ادعای یمانی بودن خود را به زبان های مختلف تبلیغ مینماید.
یمانی دروغین علاوه بر این ادعا خود را مهدی نخستین هم مینامد و با سوء استفاده از روایاتی سعی دارد خود را مهدی موعود هم معرفی نماید.
این فرد کتابی با عنوان "بلاغ مبین" به قلم شیخ ناظم العقیلی نیز در اینترنت به زبان های مختلف منتشر کرده است که در آن دلایل ادعای خود و نیز وظایف خود را بر شمرده و از همه جهانیان و علما برای پیوستن به خود دعوت کرده است.
جالب است بدانید این شخص نام خود را در مرکز مجموعه ای از اسماء مقدس خداوند و معصومین (ع) در صفحه اول سایت خود نقش کرده است.
گسترش ادعاهای دروغین مهدویت و نیابت آن حضرت در اینترنت نشان می دهد که مدعیان دروغین فرصت مناسبی برای تبلیغ خود از این طریق به دست آورده اند و سعی در آشفته نمودن اذهان شیعه دارند.
قابل ذکر است چندی قبل شخصی هم ادعای مهدویت کرده بود که بعد از اطلاع رسانی ادعاهای دروغین او سایت اینترنتی اش بسته و از دسترس خارج شد.

منبع: bfnews.ir

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 21:29 |

پنج بار در روز همه مسلمانان جهان رو به جايي نماز مي‌خوانند كه معتقدند ابراهيم آن را براي عبادت خداوند ساخته بوده است؛ بناي مكعبي شكل به نام «كعبه»، مركز جهان اسلام است كه البته امروزه، زايران مي‌توانند در كنار آن، بناهاي چشمگير ديگري را نيز مشاهده كنند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «نيويورك‌تايمز»، مركز خريد «ابرج البيت»، كه بزرگ‌ترين مركز خريد عربستان است، با مانيتورهاي تخت بسيار بزرگ، تابلوهاي تبليغاتي رنگارنگ، رستوران و... درست در كنار مقدس‌ترين مكان اسلامي ساخته شده است.

«علي الاحمد»، مدير انستيتو امور خليج در واشنگتن، كه يك سازمان تحقيقاتي مخالف آل سعود است، مي‌گويد: «مكه در حال تبديل شدن به لاس‌وگاس بوده و اين يك فاجعه است. اين مسئله، تأثيري فاجعه‌بار در دنياي اسلام خواهد داشت، چراكه ديگر رفتن به مكه، احساسي براي زايران نخواهد داشت و جذابيتي ندارد. هرچه مي‌بينيد، سيمان و شيشه است».

اين مركز خريد كه يك هفته پيش از آغاز مراسم حج بازگشايي شد، نخستين فاز مجموعه سيزده ميليارد دلاري است كه مكه؛ شهري كه تنها مسلمانان اجازه ورود به آن را دارند، متحول مي‌كند.

مجموعه هتل و اسكان «ابرج البيت» كه با مساحتي برابر 5/1 ميليون يارد مربع، شامل يك هتل برج نيز هست، به فضاي آسماني اين شهر جلوه ديگري مي‌دهد.

زماني كه اين پروژه در سال 2009 تكميل شود، به هفتمين ساختمان بلند جهان تبديل مي‌شود كه مهندس آن در اين زمينه مي‌گويد: شامل يك بيمارستان، هتل و نمازخانه است.
در منطقه «جبل عمر»، يك كوهستان نصفه نيمه در حال صاف شدن است تا هتلي بزرگ و مجموعه‌اي بلند در آنجا ساخته شود. در مناطق ديگر نيز تقريبا حدود 130 طرح براي ساختن برج وجود دارد.

دكتر «عرفان احمد» از لندن مي‌گويد: «اين پايان مكه است». او بنيادي را به نام «بنياد ميراث اسلامي» تأسيس كرده تا به نگهداري از تاريخ اسلامي مكه، مدينه و ديگر مناطق مذهبي مهم عربستان بپردازد.
وي مي‌گويد: «پيش از اين و حتي در زمان عثماني‌ها، هيچ‌كدام از بناهاي ساخته شده در مكه، بلندتر از خانه خدا نبوده اند. اما هم‌اكنون ساختمان‌هاي بسيار بلندتري هستند كه حرمت‌ها را از بين برده‌اند.

بي‌شك، پول يكي از انگيزه‌هاي اين ساختمان‌سازي‌هاست، به گونه‌اي كه هر ساله، حدود چهار ميليون نفر براي مراسم حج به اين شهر مي‌آيند، در حالي كه اين جريان با حجمي كمتر در سال نيز جريان دارد و هر نفر به طور ميانگين، دو تا سه هزار دلار را براي اقامت، خوراك و خريد، هزينه مي‌كند.

تبليغاتي كه در مسير مكه نصب شده است، اين پيام را به سرمايه‌گذاران مي‌دهد كه سود بالقوه آنان از مالكيت يك آپارتمان در مكه، حدود 25 درصد سرمايه آنها خواهد بود. تبليغات در تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي عرب هم به بينندگان مي‌گويد كه آنان نيز شانس استفاده از اين موقعيت را دارند.

يك آپارتمان سه‌خوابه در اين شهر، حدود سه ميليون دلار قيمت دارد كه در صورت داشتن منظره زيبا از خانه كعبه، قيمت آن به پنج ميليون دلار هم مي‌رسد.
مخالفان اين روند بر اين باورند كه نتيجه اين كار، جدايي بين جوامع و دسته‌هاي خاص است كه در نتيجه نقض روح حج و تساوي همگان در برابر خداوند است.

«سامي انگاوي»، از مهندسان سعودي و طرفدار حفظ ميراث مكه،‌ مي‌گويد: «اين بي‌احترامي به كعبه و خانه خداست. شما در اين شهر حتي حق بريدن يك درخت را هم نداريد، چه رسد به نابودي كوه. قوانين اسلام، نقض شده است».

به هر حال، مخالفت‌هاي زيادي با اين روند شده است، به گونه‌اي كه مقامات سعودي گفته‌اند كه براي حفظ بازمانده‌هاي دوران اسلام تلاش كرده و در مكه، دو موزه را راه‌اندازي كرده‌اند كه به طور كلي، نوزده ميليارد دلار صرف حفظ ميراث اسلامي كشور آنان شده است.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 21:26 |
چندين نوبت اهانت رسانه‌هاي كويتي به انقلاب اسلامي، امام خميني و جمهوري اسلامي، با سكوت و سانسور در ايران همراه شده و مسئولان وزارت خارجه نيز با انفعال از آن چشم پوشيده‌اند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از كويت، سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان، در حالي در برابر توهين‌ها و تعرض‌هاي مطبوعات كويت، سكوت اختيار کرده و حتي وجود آنها را رد مي‌كند كه برخي روزنامه‌هاي كويت، هم‌زمان با بيست‌وهشتمين سالگرد پيروزي انقلاب، انقلاب اسلامي ايران و امام خميني را مورد هتاكي قرار داده و حتي پديده انقلاب را سبب كشتار اهل تسنن در افغانستان و عراق دانستند.

با اين حال، اين هتاكي‌ها تلويحا مورد انتقاد شديد آيت‌الله احمد جنتي، امام جمعه تهران قرار گرفت كه احتمالا از طريق فرزندش كه سفير ايران در كويت است، از اين اقدامات آگاه شده بود.

بنا بر اين گزارش، روزنامه «السياسة» كويت، با اشاره به ملاقات اعضاي حزب التحرير كويت با امام خميني در سال 1979 ميلادي، نوشت: در گذشته، مقاله‌اي در روزنامه به چاپ رسيد، اما «حسن الضاحي»، از رهبران اين حزب كويتي در توضيحاتي اعلام كرد: ديدار اين حزب با رهبر ايران، تنها براي يادآوري به وي براي پايه‌گذاري دقيق مباني اسلام بوده و اين حزب با توجه به وظايف خود براي تذكر دادن به رهبران كشورهاي اسلامي با وي ديدار كرده است.

اين مقاله در ادامه ادعاها و توهين خود مي‌افزايد: كاملا روشن است؛ به دليل انگليسي بودن شاه ايران، آمريكا به وسيله [امام] خميني، نوكر خود انقلابي را پديد آورد تا از نفوذ انگليس در منطقه جلوگيري كند و از آن به عنوان دري براي نفوذ در منطقه استفاده كند، اما از سوي ديگر، انگليس، عراق را براي حمله به ايران حمايت كرد تا انقلاب ايران را سرنگون كند.

«السياسة» مي‌نويسد: حزب التحرير معتقد بود، اسلامي قلمداد كردن انقلاب ايران، دروغ است و براي همين هيأتي به ايران رفت تا شرايط اسلامي و اشتباهات انقلاب را براي آنها تبيين و از نفوذ آمريكايي‌ها در ايران جلوگيري و كشور را از وجود سياستمداران، گروه‌ها و سفراي آمريكايي، پاكسازي كند و به همين منظور، يادداشتي به دكتر ابراهيم يزدي، وزير خارجه وقت، تسليم كرد، اما دولت ايران با گذشت بيش از چهار ماه، نه تنها به اين امور توجهي نكرد، بلكه به تذكراتي كه حزب به قانون اساسي ايران داشت، بي‌توجه بود و به وضوح تشكيل دولتي اسلامي بر پايه مباني اسلام از سوي رهبران ايران رد شد.

اين روزنامه كويتي در ادامه مقاله خود، انقلاب (امام) خميني را يك انقلاب مجوسي و صفوي‌مسلك دانسته است و ايران را به فرمانبري از آمريكا‌ متهم كرده و مدعي نقش‌آفريني ايران در كشتار اهل سنت در افغانستان و عراق شده است.
«السياسة» در پايان ابراز اميدواري كرده است: خداوند، انقلاب ايران را هرچه سريع‌تر از بين ببرد!

بنا بر اين گزارش، برخي مطبوعات كويت، هيچ حد و حريمي در توهين به ايران و زير سؤال بردن ارزش‌هاي مذهبي و ملي جمهوري اسلامي ايران ندارند كه يكي از شواهد آن، انتشار كاريكاتورهاي زنجيره‌اي روزنامه «الوطن» است. اين مطبوعات همچنين در حمايتي آشكار از جدايي‌طلبان ايران در خوزستان و بلوچستان، روزانه به طرح خبر و مقاله از آنها مي‌پردازند و انقلاب اسلامي را به باد انواع توهين‌ها و ناسزا مي‌گيرند.

در همين حال، يك كارشناس سياست خارجي در مصاحبه‌اي، از اظهارات اخير سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان در مصاحبه با روزنامه «الراي» چاپ كويت، در مورد نادر بودن مطالب ضد ايراني در مطبوعات كويت به شدت انتقاد كرد و آن را ناشي از ناآشنايي وي با كار خبري و يا ناآگاهي وي در حوزه مسئوليت خود در وزارت خارجه و دفاع از ارزش‌هاي مذهبي و منافع ملي كشورمان ذكر كرد.

وي با ابراز شگفتي از سياست‌هاي خارجي دولت گفت: دولت ايران در سياست خارجي خود، دچار افراط و تفريط است، به گونه‌اي كه از يك سو تحت عنوان سياست خارجي هجومي، موضوع هولوكاست را مطرح مي‌كند و از سوي ديگر، در برابر انواع و اقسام توهين‌ها و اتهامات بي‌پايه مطبوعات كشورهاي عربي و به ويژه كويت، سكوت اختيار كرده و يا منكر اين مطالب مي‌شود و از سياست انفعالي بهره مي‌گيرد.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 21:25 |
Who links to my website? 300 the movie