تبليغاتX
بارجلون

اگر به دقت به آيات قرآن مجيد نظرى بيفكنيم و رابطه برخى از آيات آن را در مورد حضرت زهرا علیهاالسلام مورد توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه پروردگار عالم عذاب دردناك و خواركننده‏اى براى دشمنان آن حضرت وعده مى‏دهد.

از جمله در آيه‏ 61 سوره‏ى توبه مى‏فرمايد: «والذين يوذون رسول‏ الله لهم عذاب اليم؛ كسانى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را اذيت مى‏كنند به عذاب دردناكى گرفتار آيند.»

و در آيه‏ 57 احزاب مى‏فرمايد: «ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا والاخره و اعدلهم عذابا مهينا؛ به يقين كسانى كه به ايذا خدا و پيامبر مى‏پردازند در دنيا و آخرت از رحمت الهى به دور بوده، عذاب خواركننده‏اى در انتظار آنان است.»

در حديثی از طريق اهل تسنن از حضرت سلمان نقل شده كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد دشمنان فاطمه عليهاالسلام فرمودند:

يا سلمان! ويل لمن يظلمها و يظلم بعلها اميرالمؤمنين عليا و ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها؛ يا سلمان! واى بر آن ستمگرانى كه به فاطمه و شوهرش على اميرالمؤمنين ستم كنند؟! حتى واى بر آنان كه بر فرزندان و شيعيان فاطمه جفا نمايند.


از این روایات كه «ايذا فاطمه عليهاالسلام ايذا خدا و پيامبر است» چنين نتيجه مى‏گيريم كه دشمنان فاطمه طبق همين دو آيه و آيات مشابه ديگر، در آتش ابدى كه از قهر خدا سرچشمه مى‏گيرد قرار خواهند گرفت.

و در حديثى رسول خدا در اين زمينه مى‏فرمايند: هر كس با دشمنى فاطمه و اهل‏بيت من از دنيا برود كافر از دنيا رفته و بوى بهشت به مشام او نمى‏رسد و در پيشانى او مى‏نويسند اين شخص از رحمت خدا به دور است. (1)

در حديثی از طريق اهل تسنن از حضرت سلمان نقل شده كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد دشمنان فاطمه عليهاالسلام فرمودند:

يا سلمان! ويل لمن يظلمها و يظلم بعلها اميرالمؤمنين عليا و ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها (2)؛ ای سلمان! واى بر آن ستمگرانى كه به فاطمه و شوهرش على اميرالمؤمنين ستم كنند؟! حتى واى بر آنان كه بر فرزندان و شيعيان فاطمه جفا نمايند.

قابل توجه است كه در اين حديث ضمن تعبير اميرالمؤمنين بر حضرت على عليه‏السلام آن هم در مدرك معتبر اهل تسنن، دشمنان فاطمه عليهاالسلام و شوهر و فرزندان و شيعيان را تهديد به كيفر و عذاب الهى مى‏نمايد، و مى‏رساند كه چنين افرادى روزگار سياهى در پيشگاه خدا خواهند داشت.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ تفسير كشاف، ج 3، ص 82/ فرائد، ج 2، ص 255 ش 251/ طرائف، ص 267/ فخر رازى، ج 27، ص 165/ قرطبى، ج 8، ص 43 ذيل آيه‏ 23 سوره‏ شورى/ نمونه، ج 20، ص 413/ سفينه، ج 1، ص 201.

2ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 67، ش 391

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 14:47 |

پروردگار عالم در سوره‏ احزاب آيه‏ 57 مى‏فرمايند: "ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا والآخرة"؛ به يقين كسانى كه خدا و پيامبر او را اذيت مى‏كنند، در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى دور مى‏باشند.

قطع نظر از روايات خاصه كه از طريق شيعه نقل شده، اگر آن احاديثی را كه در كتب معتبر عامه آمده است را كه «اذيت فاطمه عليهاالسلام را اذيت خدا و پيامبرش مى‏دانند» را با اين آيه شريفه كنار هم گذاشته و نتيجه بگيريم، آنگاه به اين ثمره خواهيم رسيد كه هر كس فاطمه عليهاالسلام را اذيت كرده و در حق او ستمگرى نموده و به خانه او تجاوز كرده و ... در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى محروم و به عذاب دردناك در قعر آتش جهنم گرفتار خواهد آمد. علاوه بر اين، استدلال و استنتاج، از تفسير على بن ابراهيم نقل شده كه اين آيه در مورد كسانى نازل شده، كه حق على عليه‏السلام را غصب كنند و فاطمه عليهاالسلام را از حقش محروم نموده و وى را به خشم آورند... .(1)

«ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الاخره و اعدلهم عذابا مهينا»؛ نزلت فيمن غصب اميرالمؤمنين حقه و اخذ حق فاطمه و آذاها... .

پس، با اين بيان روشن (ايذا فاطمه عليهاالسلام ايذا خدا و پيامبر، موذيان خدا و پيامبر ملعون، پس موذيان و مبغضان فاطمه ملعون). ملاحظه مى‏شود كه خداوند، دشمنان و ستمگران فاطمه عليهاالسلام را در قرآن مجيد ملعون خوانده است. و اما از نظر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز، از طريق اهل تسنن، از ابن‏عباس در يك حديث مفصل در مورد حضرت فاطمه عليهاالسلام چنين آمده است:

اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها، و ذلل من اذلها، و خلد فى نارك من ضرب جنبها حتى القت ولدها، فتقول الملائكه عند ذلك (آمين) (2) ؛ خداوندا! هر كس فاطمه را مورد ستم قرار دهد از رحمت خود دور بدار (لعنتش كن) و غاصبين حقش را عذاب كن و كسى كه او را خوار گرداند، خوارش فرما و آنان كه به پهلوى او مى‏زنند و باعث سقط فرزندش مى‏شود براى هميشه در آتش دار، (اين دعاها با آمين ملائكه به اجابت مى‏رسد.)

چنانچه ملاحظه مى‏كنيد در اين حديث پيامبر خدا ستمگران و غاصبين حق فاطمه عليهاالسلام را ملعون خوانده و آنان را براى هميشه اهل آتش مى‏داند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ عوالم، ج 11، ص 110/ بحارالانوار، ج 43، ص 25، ح 23.

2ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 35، ح 371

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 14:46 |

ابن شهر آشوب از شیخ طوسی نقل کرده که در کتاب «اختیار معرفة الرجال» از امام صادق علیه السلام و سلمان فارسی، چنین آورده است:

وقتی امیرمومنان علی علیه السلام را از خانه‌اش بیرون آوردند، فاطمه علیهاالسلام از منزل خارج شد و به سر تربت پاک پیامبر اکرم حضور یافت و خطاب به مردم فرمود: دست از پسر عمویم بردارید! سوگند به خدایی که محمد را به حق و راستی فرستاد و به پیامبری برانگیخت، اگر دست از او برندارید، گیسوانم را افشان می‌کنم، پیراهن پیامبر خدا را بر سر می‌گذارم و با ناله و شیون به خدای متعال، شکایت می‌کنم. به خدا سوگند! شتر صالح، نزد خدای متعال شریف‌تر و بزرگوارتر از فرزندانم نیست.

سلمان گفت: به خدا سوگند! در این هنگام دیوارهای مسجد را دیدم که از بنیان بلند شد. به گونه‌ای که عبور از زیر آنها میسر بود. لذا نزدیک فاطمه رفتم و عرض کردم: بانویم و سرورم! خداوند تبارک و تعالی، پدرت را پیامبر رحمت قرار داد. بنابراین شما، دردآور و بلاخیز نباشید. فاطمه آرام گرفت و دیوارهای مسجد به جای خود بازگشتند. به گونه‌ای که گرد و خاک از آنها برخاست و بینی ما را آکنده ساخت.(1)

در برخی روایات هم آمده که حضرت علی علیه السلام به سلمان فرمود که به زهرا بگو علی می‌گوید نفرین نکن که خانم دو سرا نفرین نمی‌کند.

کلینی با سند خود از ابوجعفر علیه السلام، نقل کرده که فرمود:

به خدا سوگند! اگر فاطمه – علیهاالسلام - گیسوانش را افشان می‌کرد، همه آنها نابود می‌شدند.(2)

 

منبع:

1- ابن شهر آشوب، مناقب، ج 3، ص 339 .

2- کلینی، کافی، ج 8، ص 238، ح 321

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 14:45 |

دختر پيغمبر چند روز را در بستر بيمارى بسر برده؟ درست نمى‏دانيم،اما مشهور این است که آن حضرت هفتاد و پنج یا نود و پنج روز پس از پیامبر اکرم به شهادت رسیده است. قدر مسلم آن که حضرتش مدتی را در بستر بیماری به سر بردند.

دختر پيغمبر به آنان گفت نشنيديد كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هر كه او را بيازارد مرا آزرده است؟ گفتند چنين است! فاطمه گفت ‏شما مرا آزرديد و من از شما ناخشنودم و آنان از خانه او بيرون رفتند. بخارى در صحيح نويسد: پس از آن كه دختر پيغمبر ميراث خود را از خليفه خواست و او گفت از پيغمبر شنيدم كه ما ميراث نمى‏گذاريم زهرا ديگر با او سخن نگفت تا درگذشت.

به نقل مجلسى از دلائل الامامه در اين بيمارى - که منجر به شهادت حضرت شد - دو تن از صحابى پيغمبر، ابوبكر و عمر خواستار ديدار ایشان شدند. اما دختر پيغمبر رخصت اين ديدار را نداد. حضرت على علیه السلام گفت من پذيرفته‏ام كه تو به آنان اجازه ملاقات دهى. فاطمه گفت ‏حال كه چنين است ‏خانه خانه تو است. (7) اما ظاهرا از اين ملاقات نتيجه‏اى به دست نيامد. دختر پيغمبر به آنان گفت نشنيديد كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هر كه او را بيازارد مرا آزرده است؟ گفتند: چنين است! فاطمه گفت ‏شما مرا آزرديد و من از شما ناخشنودم (8) و آنان از خانه او بيرون رفتند. بخارى در صحيح می نويسد: پس از آن كه دختر پيغمبر ميراث خود را از خليفه خواست و او گفت از پيغمبر شنيدم كه ما ميراث نمى‏گذاريم زهرا ديگر با او سخن نگفت تا درگذشت.(9)

در واپسين روزهاى زندگى، اسماء دختر عميس را كه از مهاجران حبشه و از نزديكان وى بود طلبيد. اسماء نخست زن جعفر بن ابى طالب بود، چون جعفر در نبرد مؤته شهيد شد به ابوبكر بن ابى قحافه شوهر كرد. دختر پيغمبر به اسماء گفت:

- من خوش نمى‏دارم بر جسد زن، جامه‏اى بيفكنند و اندام او از زير جامه نمايان باشد.

- من در حبشه چيزى ديدم، اكنون صورت آن را به تو نشان مى‏دهم. سپس چند شاخه تر خواست. شاخه‏ها را خم كرد. پارچه‏اى به روى آن كشيد. دختر پيغمبر گفت:

- چه چيز خوبى است. نعش زن را از نعش مرد مشخص مى‏سازد. (10)


در آخرين روز زندگانى آبى خواست. بدن خود را نيكو شست و شو داد، جامه‏هاى نو پوشيد و به غرفه خود رفت. خادمه خويش را گفت تا بستر او را در وسط غرفه بگستراند. سپس روى به قبله دراز كشيد دست‏ها را بر گونه‏ها نهاد و گفت من همين ساعت‏ خواهم مُرد. (11) به نقل علماى شيعه، شوهرش على علیه‌السلام او را شست و شو داد. ابن سعد نيز همين روايت را اختيار كرده است.(12) ليكن ابن عبد البر گويد دختر پيغمبر اسماء را گفت تا متصدى شست و شوى او باشد. و گويا اسماء در شست و شوى فاطمه با على عليهماالسلام همكارى داشته است.

ابن عبد البر نوشته است چون دختر پيغمبر زندگانى را بدرود گفت، عايشه خواست ‏به حجره او برود اسماء طبق وصيت، او را راه نداد. عايشه شكايت ‏به پدر برد كه:

- اين زن خثعميه (13) ميان من و دختر پيغمبر در آمده است و نمى‏گذارد من نزد جسد او بروم. به علاوه براى او حجله‏اى چون حجله عروسان ساخته است. ابوبكر در حجره دختر پيغمبر آمد و گفت:

- اسماء چرا نمى‏گذارى زنان پيغمبر نزد دختر او بروند؟ چرا براى دختر پيغمبر حجله ساخته‏اى؟

- زهرا به من وصيت كرده است كسى بر او داخل نشود. چيزى را كه براى نعش او ساخته‏ام، وقتى زنده بود به او نشان دادم و به من دستور داد مانند آن را برايش بسازم.

- حال كه چنين است هر چه به تو گفته چنان كن. (14)

ابن عبدالبر نوشته است نخستين كس از زنان كه در اسلام براى او بدين سان نعش ساختند فاطمه علیهاالسلام دختر پيغمبر بود. سپس مانند آن را براى زينب بنت جحش (زن پيغمبر) آماده كردند.

 

پى‏نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ص 191، ج 43/ روضة الواعظين، ص 151.

2. الاستيعاب، ص 749.

3. بحارالانوار، ص 213، ج 43.

4. عيون المعجزات، به نقل مجلسى، ص 212.

5. طبقات، ج 8، ص 18.

6. انساب الاشراف، بلاذرى، ص 402.

7. بحارالانوار، ج 43، ص 170، به نقل از دلائل الامامه و نيز رجوع شود به علل الشرائع، ج 1، ص 178.

8. بحارالانوار، ص 171.

9. صحيح، ج 5، ص 177.

10. استيعاب، ص 751/ طبقات ابن سعد، ج 8، ص 18/ انساب الاشراف، ص 405/ بحارالانوار، ج 43، ص 189.

11. بحارالانوار، ج 43، ص 172 به نقل از امالى شيخ طوسى/ انساب الاشراف، ص 402/ طبقات، ج 8، ص 17- 18.

12. طبقات، ج 8، ص 18.

13. خشعم از قحطانيان و از عرب‏هاى جنوبى بوده است. و اين سرزنشى است كه عدنانيان (و از جمله قريش) به قحطانيان مى‏كردند.

14. استيعاب، ص 751، چنان كه نوشتيم اسماء در اين تاريخ زن ابوبكر بوده است.

 

منبع:

کتاب زندگانی فاطمه زهرا، جعفر شهیدی

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 14:44 |

نوری المالکی، نخست وزيرعراق، قرارداد بازسازی گنبد و گلدسته های تخريب شده حرم معروف به «عسگرين» را امضا کرد.

به گزارش رادیو فردا، حرم «عسگرين» برای اولين بار در فوريه سال ۲۰۰۶، مناره های حرم به صورت کامل تخريب شد، اين حرم که از بزرگترين زيارتگاه های شيعيان به حساب می آيد، روز چهارشنبه برای بار دوم منفجر شد و در آن گنبد طلايی آن به صورت کامل تخريب شد.

دولت عراق، برای بازسازی اين حرم، که تخريب آن اعتراض بسياری از شيعيان را بدنبال داشته است با يونسکو قرارداد بسته است.

آنچه سامرا را بيش از هر چه می تواند به يونسکو پيوند بزند، بافت قديمی و وجود آثار تاريخی اين شهر است.

سامرا يکی از قديمی ترين شهرهای عراق است که روزگاری مرکز خلافت خلفای عباسی بود. شهر تاريخی سامرا بعد از نجف، کربلا و کاظمين، چهارمين شهر مهم شيعيان به حساب می آيد.

اين شهر که در ۱۲۴ کيلومتری شمال بغداد و در شرق رود دجله قرار گرفته است، يکی از مهمترين شهرهای تاريخی عراق به حساب می آيد.

نام واقعی سامرا که روزگاری به زيبايی شهرت داشته، «سر من رای» است به اين معنی که «هر که آن را ببيند شاد می شود»، اين اسم را معتصم عباسی که به آباد کردن اين شهر علاقه زيادی داشت برايش انتخاب کرد.

اولين ساختمان اين حرم، در قرن چهارم هجری ساخته شد و بعد از آن بارها ترميم شد. گنبد تخريب شده اين حرم کار هنرمندان ايرانی است. اين گنبد، يکی از بزرگترين گنبدهايی است که تا به حال برای يک مسجد ساخته شده. هنرمندان اصفهانی سازنده اين گنبد طلايی، در ساخت آن ۷۲ هزار کاشی طلا به کار برده اند. طول گلدسته های اين حرم که از جنس طلاست هر کدام ۳۶ متر استکاخ ها و تفريح گاه های زيادی در اين شهر در زمان خلفای عباسی ساخته شده است اما بعد از آن که دوباره بغداد به عنوان مرکز خلافت انتخاب شد و خلفای بعدی کمتر به آبادی اين شهر توجه کردند، مردم آن را «ساء من رای» ناميدند، يعنی «هر که من را ببيند ناراحت می شود». نام سامرا هم در واقع به اختصار از عبارت دوم انتخاب شده است.

آنچه سامرا را به ويژه برای شيعيان مهم کرده، قرار داشتن حرم امام هادی و امام حسن عسگری است که از زيارتگاه های مهم شیعیان به حساب می آيد که به گفته مورخان،حرم ياد شده، محل زندگی اين دو امام بوده است.

خودنمايی هنر ايرانيان در سامرا
اولين ساختمان اين حرم، در قرن چهارم هجری ساخته شد و بعد از آن بارها ترميم شد. گنبد تخريب شده اين حرم کار هنرمندان ايرانی است. اين گنبد، يکی از بزرگترين گنبدهايی است که تا به حال برای يک مسجد ساخته شده. هنرمندان اصفهانی سازنده اين گنبد طلايی، در ساخت آن ۷۲ هزار کاشی طلا به کار برده اند. طول گلدسته های اين حرم که از جنس طلاست هر کدام ۳۶ متر است.

گنبد تخريب شده حرم، را هنرمندان اصفهانی در سال ۱۲۰۰ به جای گنبد قديمی آن که توسط ناصر الدوله حمدانی در سال ۳۳۳ ساخته شده بود، بنا کردند.معماران اصفهانی سازنده اين حرم، در زير گنبد حرم، ضريح نقره‏ای زيبايی ساخته اند.

درون حرم و قسمت هايی از رواقها آينه کاری بود که توسط ايوانی فراخ و سقف دار به صحنی که گردا گرد حرم را فرا گرفته راه می‏يابد. آينه کاری داخلی حرم که در اين انفجارها آسيب ديده است از يادگارهای ملک فيصل اول پادشاه هاشمی عراق است.

از ويژگي های اين صحن اين است که حجره ندارد، در زاويه شمال غربی صحن مطهر،مجموعه‏ای متشکل از صحن و ايوان و مسجدی بزرگ با گنبدی کاشی کاری شده قرار داشت که به‏«مجموعه غيبت‏» شهرت دارد.

در زير اين مجموعه زير زمينی است که به‏«سرداب غيبت‏»شهرت دارد. شيعيان بر اين باورند که اين سرداب بخشی از خانه مسکونی حضرت عسکری بوده است که از آن به عنوان عبادتگاه استفاده می کرد.

اين عبادتگاه که دسترسی به آن ‏تا قبل از تخريب اين حرم براحتی امکان پذير بود، تالاری مربع مستطيل به ابعاد ۳×۵ متر است با پنجره ای چوبی.

پنجره اين نماز خانه يکی از با ارزشترين قطعات باقی مانده از دوران عباسيان است و دارای کتبيه‏ای کهن می‏باشد که در سال ۶۰۶ هجری قمری بدستور الناصر عباسی ساخته شد.

در کاشی کاری درون اين بقعه نام ناصر الدين شاه قاجار ثبت‏شده است که در سفر عتبات خود، توانست از آنجا بازديد کند. کاشي کاري های صحن و سر درهای ورودی از دوره قاجاريه است.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 10:33 |

شيخ "عبدالله بن جبرين"، شيخ "الحربي" و شيخ "العمر" از مفتي‌هاي برجسته عربستان سعودي، انهدام گلدسته‌هاي حرم امامين عسگريين(ع) را به يكديگر تبريك گفتند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "النهرين‌نت"، اين افراد كه سال گذشته به همراه ده‌ها تن ديگر از مفتيان سعودي، بيانيه‌اي را در تكفير شيعيان صادر كرده بودند در پي وقوع فاجعه چهارشنبه گذشته در سامرا، تبريكات شفاهي و كتبي براي يكديگر ارسال كردند.
به گفته منابع مطلع در منطقه "العواميه" اين سه مفتي سعودي از تخريب بقاياي حرمين عسگريين(ع) ابراز خشنودي كرده و اين جنايت را تبريك و شادباش گفتند.
بر اساس اين گزارش، شيخ بن‌جبرين به‌تازگي با صدور فتوايي، از پيروان وهابي خود خواسته بود بقاياي حرم عسگريين(ع) را كه از انفجار سال گذشته برجاي مانده بود نيز با خاك يكسان كنند.
از سوي ديگر، يك كارمند شركت ارتباطات همراه سعودي اعلام كرد: حجم ارسال پيام‌هاي تبريك بر روي تلفن‌هاي همراه مشتركان سعودي، طي پيش از ظهر تا عصر چهارشنبه گذشته بالغ بر 70 درصد كل پيام‌هاي كوتاه اين كشور بود كه نسبت به ديگر روزهاي عادي، رقمي بي‌سابقه است.

وي افزود: بيشتر اين پيام‌هاي كوتاه شامل تبريك انفجار اين مرقد شيعي بود و ارسال‌كنندگان اين پيام‌ها نيز بيشتر بر روي "جهادي‌بودن"، "توحيدي‌بودن" و "ضد شرك بودن" اين اقدام تأكيد داشتند.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 10:32 |

آيت الله العظمي فاضل لنكراني از مراجع عظام تقليد قم، ساعتي پيش به ملكوت اعلي پيوست.

ايشان كه مدتي پيش به دليل بيماري در يكي از بيمارستان‌هاي تهران بستري بود، به علت شدت بيماري، مقارن ظهر امروز و در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به ديار باقي شتافت.

آيت الله العظمي فاضل لنکراني که برجسته ترين موسس و عضو جامعه مدرسين حوزه عليمه قم به شمار مي‌آمد، مورد اعتماد ويژه امام خميني بوده و اين اعتماد به سلامت و قوت مباني فقهي وي، يکي از دلايل پيام تاريخي منشور روحانيت بود که درآن امام خميني طلاب را به تبعيت از جامعه مدرسين حوزه علميه قم فراخوانده بود.

ايشان از كودكي يار و همراه شهيد حاج آقا مصطفي خميني بود و به گفته خود آيت‌الله فاضل، امام به ايشان فرمود: فلانى من تو را به منزله مصطفى مى دانم، رفتارى كه با مصطفى داشتم با تو دارم، و تعبير ايشان اين بود كه من تو را از كوچكى بزرگ كرده ام و همينطور هم بود.

هم‌اكنون صداي شيون در كنار نواي قرآن از بيت آيت‌الله فاضل به گوش مي‌رسد و ارادتمندان ايشان در كنار علما و مسوولان شهر در آنجا به عزاداري مشغولند، آيت‌الله صافي گلپايگاني نيز دقايقي پيش براي تسليت در اين دفتر حضور يافتند.

نگاهى به زندگى آية الله العظمى فاضل لنكرانى
عالم ربانى و مرجع بزرگ تقليد شيعيان حضرت آية الله العظمى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى در سال 1310 هجرى شمسى در شهر مقدس قم و در خانواده علم و فضيلت و عمل چشم به جهان گشود. پدر ايشان، مرحوم آية الله حاج شيخ فاضل لنكرانى از علماى صاحب نام و از اساتيد بزرگ حوزه علميه و از معتمدان و مصاحبان آية الله العظمى بروجردى مرجع بزرگ شيعيان جهان و از اصحاب استفتاء ايشان بود.

از مرحوم آية الله محسنى ملايرى كه روابط نزديكى با مرحوم آية الله العظمى بروجردى داشت نقل است كه ميگفتند مرحوم آية العظمى بروجردى در زمانى كه آية الله فاضل در سن جوانى بودند بارها تصريح به اجتهاد ايشان داشتند. در سالهاى دهه 40 كه آية الله فاضل لنكرانى دوران جوانى را به كمال ميرساندند و فاصله بين سى تا چهل سالگى را سپرى مى كردند، از مدرسان معروف، برجسته و كاملا شناخته شده اى بودند كه فضلاى آن روز حوزه علميه قم سطوح عاليه را در محضر ايشان ميخواندند و حوزه هاى درس مكاسب و كفايه ايشان بسيار پرجاذبه و مجمع اهل فضل بود. در همين سالهاى دهه 40 بود كه ايشان به درخواست جمعى از شاگردان كفايه خود، درس خارج اصول را آغاز كردند و در جمع علماى والامقام حوزه علميه قم كه در صراط هدايت حوزه در عرصه علم و عمل و فضيلت و معنويت حركت مى كردند، درخششى فوق العاده داشتند.

قدرت بيان، تسلط بر مبانى علمى علماى علم اصول و فقهاى نامدار شيعه، آگاهى از آراء اهل سنت، فحص كامل و جامع، همراهى با شاگردان براى درك صحيح و كامل مطالب و ارائه پاسخ هاى همراه با اتقان و شكيبائى به اشكالات مستشكلين، از ويژگيهاى اين مدرس پركار و جامع نگر حوزه بود. به همين جهت، فضلاى آن روز حوزه علميه قم كه سطح عالى را به پايان برده بودند، به سرعت جذب حوزه درسى ايشان شدند و بعد از مدت كوتاهى كه علاوه بر اصول، تدريس خارج فقه را نيز به تقاضاى فضلا پذيرفتند، حوزه هاى درسى فقه و اصول ايشان از پررونق ترين حوزه هاى درسى قم بود. از بركات اين خرمن پرفيض علم و معنويت، وجود فضلا و علماى برجسته ايست كه تعدادى از آنها از مدرسين صاحب نام حوزه هاى علميه هستند، تعدادى از ممتحنين برجسته حوزه علميه قم در عاليترين سطوح فعاليت مى كنند و تعدادى نيز در نقاط مختلف كشور به اداره حوزه هاى علميه و ارائه خدمات علمى و فرهنگى و اجتماعى به مردم اشتغال دارند.

ساده زيستى، تقوا، تواضع، حسن سلوك با مردم و بويژه با شاگردان خود، از ويژگيهاى اخلاقى و زندگى عملى حضرت آية الله العظمى فاضل لنكرانى بود كه از همان دوران كودكى در سرشت ايشان بود و در جوانى با برخوردارى از امتيازات معنوى حوزه تكامل يافت و از وجود اين عالم نورسته، شخصيت با فضيلتى ساخت كه زمينه هاى معنوى مرجعيت را در كنار برجستگى هاى علمى شكل داد. بدين ترتيب، اين عالم عامل متقى در سالهاى دهه 50 در رديف بزرگان علم و فضيلت و معنويت مورد توجه علما، فضلا و مؤمنين به عنوان يكى از برجسته ترين افرادى كه داراى صلاحيت مرجعيت مى باشند قرار گرفت بطوريكه مراجعات زيادى براى انتشار رساله عمليه به ايشان ميشد و بسيارى از علماى صاحبنظر حوزه و شهرستانها ايشان را به عنوان مرجع تقليد بعد از مراجع موجود در آن زمان معرفى ميكردند. سوابق درخشان مبارزاتى عليه رژيم طاغوت و حمايت هاى مستمر از نهضت امام خمينى و توجه خاصى كه حضرت امام به ايشان داشتند، بطوريكه در پاسخ تسليت شهادت آية الله حاج سيد مصطفى خمينى در سال 1356 با عبارت «انشاءالله تعالى موفق به خدمت به حوزه هاى اسلامى باشيد و افاضل از بركات شما بهره مند شوند» اعتماد علمى خود و در سالهاى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى با محول نمودن اداره امور حوزه علميه قم به ايشان به عنوان شخصيتى كه در رأس جامعه مدرسين حوزه علميه در آن زمان قرار داشت، مراتب اعتماد عملى خود را به ايشان ابراز نمودند، جايگاه ويژه اجتماعى آية الله العظمى فاضل را نشان ميداد كه مكمل جنبه هاى علمى و معنوى ايشان بود.

صفاى باطن و ارادت خالصانه به معصومين عليهم السلام كه گوشه اى از آن در حضور مستمر آية الله العظمى فاضل لنكرانى در مراسم بزرگداشت رسول گرامى اسلام و ائمه طاهرين و ام الائمة المعصومين حضرت فاطمه زهرا صلوات الله عليهم اجمعين، اعم از عزادارى ها و جشن ها و اهتمام به برپائى اين مراسم متجلى است، از جلوه هاى معنوى اين عالم عامل و مرجع بزرگ است. نكته بسيار ارزنده اينكه توجه به اين امور هرگز ايشان را از تلاش براى پالايش عزادارى ها و جشن ها از خرافات و زياده روى ها غافل ننموده بطوريكه در بيانات و پاسخ به استفتائات، بر رعايت نوع برگزارى و بر اتقان مطالبى كه در مجالس مربوط به معصومين عليهم السلام مطرح ميشود تاكيد دارند. همچنين توجه به امور معنوى هرگز ايشان را از تلاش هاى علمى مستمر و تحقيق و تاليف باز نداشته بطوريكه اكنون ده ها جلد از تحقيقات علمى ايشان انتشار يافته و دردسترس فضلا و محققين مى باشد.

آيت‌الله فاضل در جمع رزمندگان اسلامتوجه به مشكلات مردم و تلاش براى حل مشكلات و رفع گرفتاريهاى آنان و توصيه به مسئولين امر براى رسيدگى به مردم نيز از امورى است كه هرگز مورد غفلت آية الله العظمى فاضل لنكرانى قرار نگرفته است. در سطح جهان اسلام نيز ايشان به مصائب مسلمين توجه خاص مى نمايند و با شناخت دقيقى كه از مسائل سياسى جهان دارند، همواره مواضع روشنى عليه دشمنان اسلام و دشمنان بشريت اتخاذ نموده اند كه موضعگيريهاى ايشان در حمايت از مردم مظلوم فلسطين و عراق و افغانستان و حمايت قاطع ايشان از حكم امام خمينى به ارتداد سلمان رشدى و برخورد با توطئه هائى كه عليه اين حكم صورت گرفت از نمونه هاى اين موضعگيريهاست.

مجموعه اين ويژگيهاى علمى، عملى و معنوى كه گوشه اى از آنها را برشمرديم موجب شد بعد از رحلت مراجع تقليد طبقه قبل يعنى حضرت امام خمينى و حضرات آيات خوئى، گلپايگانى و اراكى، زمانى كه مسئوليت خطير مرجعيت برعهده بزرگان ديگرى قرار ميگرفت، حضرت آية الله العظمى فاضل لنكرانى به عنوان مرجع تقليد مورد توجه علما و مردم قرار گرفتند و اكنون از مراجع طراز اول تقليد مى باشند.

اخلاص در عمل، شرط همه موفقيت هاست. اين ويژگى براى عالمان دينى و بخصوص مراجع تقليد بالاترين ضرورت است كه با برخوردارى از آن، خداى متعال نفوذ معنوى بالائى در اختيار آنان قرار ميدهد و ابواب متعددى را براى خدمت به دين و بندگان خود در برابرشان ميگشايد. اين، واقعيتى است كه در طول تاريخ مرجعيت شيعه كاملا مشهود بوده و نمونه هاى زيادى در تاريخ پرافتخار مرجعيت شيعه ثبت است.

برخوردارى حضرت آية الله العظمى فاضل لنكرانى از همين ويژگى موجب شد ايشان با عنايت خداى متعال خدمات ارزنده اى به حوزه هاى علميه در ايران و خارج از ايران ارائه نمايند. پرداخت شهريه قابل توجه به روحانيون حوزه علميه قم كه اكنون داراى 43000 روحانى است، حوزه علميه مشهد با 10000 روحانى، حوزه علميه اصفهان با 6000 روحانى و حدود 200 حوزه علميه داخل كشور و تعدادى از حوزه هاى علميه خارج از كشور از قبيل جمهورى آذربايجان از الطاف الهى است كه شامل حال ايشان شده است. اهميت اين خدمت بزرگ به حوزه هاى علميه زمانى روشن مى گردد كه به اين نكته توجه شود كه آية الله العظمى فاضل لنكرانى اجازه نميدهند از غير وجوه شرعيه، شهريه پرداخت شود و شهريه هائى كه ايشان به طلاب و فضلا و علماى حوزه هاى علميه پرداخت مى كنند، تماما از وجوه شرعيه است كه توسط مؤمنين و مقلدين ايشان تامين مى شود.

شايستگى هاى اخلاقى و فضائل معنوى آية الله العظمى فاضل لنكرانى وديعه اى است كه با خانواده پرفضيلت فاضل لنكرانى از ديرباز همراه بوده است. والد معظم ايشان مرحوم آية الله حاج شيخ فاضل لنكرانى به دليل برخوردارى از فضايل معنوى آنچنان مورد توجه و اعتماد مرجع بزرگ جهان تشيّع مرحوم آية الله العظمى بروجردى بودند كه ايشان در وصيت نامه خويش تصريح نمودند سهم امامى كه در اختيارشان بود بعد از رحلت ايشان توسط فرزند بزرگشان و نيز آية الله حاج شيخ فاضل لنكرانى به مصرف حوزه علميه برسد. نمونه همين اعتماد كامل را حضرت امام خمينى رضوان الله تعالى عليه نسبت به حضرت آية الله العظمى فاضل لنكرانى دامت بركاته ابراز داشتند بطوريكه دستور فرمودند وجوه شرعيه اى كه در اختيارشان بود بعد از رحلت ايشان توسط حضرت آية الله العظمى فاضل لنكرانى و شوراى مديريت حوزه علميه قم به مصرف حوزه برسد. بعد از رحلت حضرت امام، با اقدام فرزند برومند ايشان حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد آقا خمينى رحمة الله عليه شهريه حضرت امام توسط حضرت آية الله العظمى فاضل لنكرانى تا 27 ماه پرداخت شد.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 10:31 |

خبرگزاری فارس دقایقی پیش اعلام کرد:

 آيت الله العظمي فاضل لنكراني از مراجع عظام تقليد قم، ساعتي پيش به ديار باقي شتافت. به گزارش خبرگزاري فارس از قم، وي كه مدتي پيش به دليل بيماري در يكي از بيمارستان‌هاي تهران بستري بود و براي ادامه مداوا به لندن اعزام شده بود در سن 76 سالگي به علت شدت بيماري، مقارن ظهر امروز و در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به ديار باقي شتافت.

ارتحال اين عالم رباني را به بيت معظم ايشان و تمام شيعيان جهان تسليت عرض مي‌كند.

فاضل لنكراني

+ نوشته شده توسط saam در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 16:37 |
از زماني كه خلفاي خود خوانده مسلمين پس از رحلت پيامبر(ص) جاهلانه و ظالمانه حكومت مختص مولي الموحدين علي عليه السلام و خاندان عصمت را غصب كردند و با برداشت عصر جاهليت خود باعث انحراف دين مبين اسلام شدند، سرآغاز يك حركت كاملا متضاد با احكام الهي و اسلام برداشته شد.

اين انحراف زماني به اوج خود رسيد كه پيوند ناميموني بين شخصيت منحرف فاقد شعوري چون "شيخ محمد عبدالوهاب نجدي"با قدرت حكومتي آن زمان يعني "محمد بن مسعود (جد آل سعود)" برقرار شد.

شيخ عبدالوهاب فردي بود كه به جهت شيفتگي به شخصيت خود احساس بزرگي به او دست داد و با تصورات شيطاني و باطل خود، هرگونه تمسك به پيامبر(ص) و اهل بيت او را قبيح دانست و از طرفي يكسري بدعتهاي تازه را وارد دين اسلام نمود.

بعد ازهلاكت وي،پيروان او با به رهبري "امير مسعود وهابى" با بيست هزار نفر به كربلا حمله كرده و وحشيانه پنج هزار شيعه را به خاك و خون كشيدند و اين روند ادامه يافت و گره عجيبي بين پيروان اين مذهب با قدرت آل سعود برقرار شد، به نحوي كه همه اقتدار امروز سلفي ها و وهابي هاي تكفيري از اين اتحاد سرچشمه مي گيرد.       

آنچه امروز به سان "بربريت" در حال نمايش از طرف اين طايفه بوده و منجر به وحشيانه ترين جنايت ها عليه شيعه و ديگر بشريت است، به خاطر انحرافات به ظاهرعلماي وهابيت است كه هرآنكس را كه اندكي با عقايد آنها مخالفت كند تكفيركرده و حكم قتلش را مي دهند، ويا به جهت كينه و عداوتي كه در اثر اين تفكر انحرافي نسبت به اهل بيت و قبور مطهر آنها دارند، حكم انهدام اين اماكن متبركه وملكوتي را صادر مي كنند، كما اينكه درانهدام گلدسته‌هاي حرمين عسگريين، بنا به گزارش پايگاه اينترنتي "هجر" فتواي اخير"بن جِبرين" از مفتي‌هاي برجسته سعودي مبني بر ضرورت تخريب اماكن مقدس شيعيان، نقش بسزائي داشته است.

همه اينها به دليل شكافي است كه خلفاي خودخوانده جاهل، با سرپيچي از ولايت پذيري حضرت علي عليه السلام كردند و خود و پيروان جاهل تر خود را مستحق عذاب جاويد و اليم الهي كردند.

وقتي ما در زيارات جامعه مي گوئيم: « السلام عليكم يا اهل بيت نبوت وموضع الرساله و مختلف الملائكه ومهبط الوحي و خزان العلم » و يا با تعابيري چون " تراجمة وحي الله"از ائمه(ع) ياد مي كنيم، اين به دليل اينست كه تنها اهل بيت عصمت و طهارت(ع) هستند كه معدن علم لدن الهي و هبوط وحي بوده و قابليت تفسير و ترجمان آيات فوق وزين قرآن را دارند، نه هر بشر ناقص العقلي كه پيروان وهابي آنها امروز با خواندن هر آيه از قرآن ،تفسير به راي ناقص خود كرده و حكم به تكفير ديگران وانهدام قبور مطهره فرزندان معصوم رسول الله صلي الله عليه و آله مي دهند.

اما در كنار همه اينها بايد گفت كه امروز تفكر عقلائي و ولايت مدار شيعه مي رود تا با نفوذ در قلب هاي مستعد، پايه هاي اعتقادي خود را مستحم كرده و زمينه ظهورامام حي و زنده و غايب خود حضرت مهدي ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه را در جوامع فراهم آورد، و مفتي هاي جاهل سلفي وتكفيري سعودي و امثالهم هم بدانند كه با چنين فتاواي شيطاني، جزتيشه به ريشه خود زدن را ديكته نمي كنند، چرا كه "هر كه با آل علي درافتاد ور افتاد.
مصطفي بخشي

موعود

+ نوشته شده توسط saam در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 8:33 |

خبرنگار «بازتاب» از بغداد گزارش داد: هدف عمليات امروز عناصر «القاعده» و تروريست‌هاي وهابي كه از مدتها پيش براي آن برنامه‌ريزي شده بود، با خاك يكسان كردن حرم و ضريح منور دو امام عزيز شيعيان بود كه با ورود به موقع نيروهاي عراقي، اين هدف ناكام ماند.

بنا بر اين گزارش، امروز ده‌ها عنصر تروريست وهابي، پس از انفجار دو مناره مرقد مطهر، حمله خود به آن را آغاز كردند كه با مقاومت پليس سامرا روبه‌رو شد و پس از دقايقي با بالا گرفتن درگيري‌ يگان‌هايي از گارد ملي عراق نيز خود را به صحنه رساندند و مانع پيشروي تروريست‌ها شدند.

بنا بر اخبار رسيده، بيش از چهل تن از نيروهاي امنيتي و پليس عراق در دفاع از حريم امامت جان خود را از دست داده‌‌اند.
بررسي‌هاي اوليه از خيانت و همدستي برخي عناصر حفاظت سامرا با تروريست‌‌ها حكايت دارد كه باعث شده آنان بتوانند با مقاديري سلاح و مواد منفجره به منطقه حفاظت‌شده سامرا وارد شوند.

تلاش براي تخريب ضريح منور امامين عسكريين و تبديل سامرا به بقيع، علاوه بر اهداف خرابكارانه، در انديشه‌هاي خوارج‌مآبانه القاعده و ابن تيميه كه هرگونه تجليل از قبور اولياي خدا را حرام مي‌دانند، ريشه دارد.

اين در حالي است كه پس از تحقيقات انجام شده درباره عمليات پانزده ماه پيش در سامرا، نقش برخي خدام خائن سامرا در اين پروژه كشف شد.

اين گزارش مي‌افزايد: با وجود موفقيت نسبي طرح امنيتي بغداد، كه تا شعاع 30 كيلومتري حومه بغداد عملي و در استان دياله هم اجرا شده است، گستره آن به سامرا نرسيده بود و از همين رو، جاده ناامن بغداد ـ سامرا، مانع اقدامات عمراني حرم سامرا و نيز رفت‌وآمد شيعيان و زايران امام هادي و امام حسن عسكري ـ عليهماالسلام ـ شده بود.

در پايان اين گزارش آمده است: دو سال قبل، انفجار اين حرم تا ماه‌ها منجر به خشونت‌ها و قتل‌هاي فرقه‌اي شد که به نظر مي‌رسد اين هدف در انفجار صبح امروز نيز پيگيري مي‌شده است. از همين رو در پيام آيت‌الله سيستاني در اين باره بر دقت تمام مسلمانان شيعه و سني و پرهيز از افتادن به دام خشونت‌هاي فرقه‌اي تاكيد شده است، امري كه مورد تاكيد مراجع تقليد قم نيز هست.

منبع: بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 16:52 |
Who links to my website? 300 the movie