پبيشتر بهائيان ايران يهوديان و زردشتيان هستند و مسلماناني که به اين فرقه گرويدهاند در اقليت ميباشند. اکنون سالهاست که کمتر شده مسلماني به آنها پيوسته باشد.ادامه مطلب
پبيشتر بهائيان ايران يهوديان و زردشتيان هستند و مسلماناني که به اين فرقه گرويدهاند در اقليت ميباشند. اکنون سالهاست که کمتر شده مسلماني به آنها پيوسته باشد.
تحرک جدّي مبلغين بهائي و به تبع آن رشد بهائيت در ايران از دوران سلطنت مظفرالدينشاه قاجار آغاز شد و در دوران سلطنت احمدشاه قاجار و رضاشاه پهلوي، که بهائيان از نفوذ و حمايت فراوان در دستگاه دولتي برخوردار بودند، شدت يافت. معهذا، چنانکه ديديم، رشد جمعيت بهائيان ايران بهطور عمده از دهه 1330 ش. آغاز شد.این گزارش حاکی است، در حالی که اهل سنت ایران به دلیل پیوندهای تاریخی عمیق خود با شیعیان، توجه چندانی به تبلیغات وهابیون افراطی ندارند، سرشاخه های وهابت با سوءاستفاده از فقر و محرومیت موجود در این مناطق، توجه ویژهای به وضعیت مادی تعداد محدودی وهابی شده های ساکن در این مناطق داشته و با ایجاد شکافها طبقاتی، سعی در گسترش نفوذ خود در این مناطق دارند.
بنابراین گزارش، میلیاردرهای وهابی عربستان با ارسال پول، امکانات رفاهی و سایر خدمات مثل ساخت خانههای 30 میلیون تومانی در روستاهایی با کمتر از 200 نفر جمعیت، حقوقهای ماهیانه آنچنانی و در اختیار قرار دادن ماشینهای مدل بالا و ... زمینه را برای افزایش تعداد اعضای خانواده وهابیون ساکن در ایران مهیا میکنند.
یکی از مسئولین سرشماری سال 85 در شهرستان لامرد جنوبیترین شهرستان استان فارس، در این رابطه به خبرنگار «جهان» گفت: در برخی خانوادههای روستایی، طبق سرشماری قبلی، تعداد افراد این خانودهها حدود 3 نفر بود، اما در آخرین سرشماری انجام شده تعداد افراد در همین خانوادهها به بیش از 10 الی 11 نفر افزایش یافته است.
وی افزود: پس از پیگیریها دریافتیم که افراد وهابی مسلک از عربستان سعودی با ارسال پولهای کلان و اختصاصدادن حقوق ماهیانه و همچنین تحریک آنان، این خانوادهها را تشویق به افزایش اعضای خانوده خود میکنند.
روستاهایی از شهرستانهای لامِرد، مُهر، لارستان و خنج در استان فارس و برخی روستاهای توابع شهرستان پارسیان در استان هرمزگان، از عمده مناطق حوزه این گونه فعالیتهای اجتماعی وهابیها است.
همچنین وهابیها تلاش دارند با افزایش تقابلها و درگیریهای اجتماعی به تضعیف روابط پیروان دو مذهب در این مناطق بپردازند و به طور مثال از ازدواجهای بین آنان جلوگیری کرده و حتی در مقابل هم قرار دهد.
این در حالی است که ازدواج بین اهل سنت و شیعیان این مناطق امر رایجی بوده و روابط اجتماعی محکمی بین پیروان هر دو مذهب وجود داشته است.
منبع خبر: جهان امروز
برخی مفتیان تندروی وهابی فتاوای جدیدی علیه شیعیان صادر کردند.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از فردا، سلمان بن عبدالعزیز امیر منطقه ریاض در همایشی ضد شیعی با عنوان «مملکت ما ... وحدت ما» که با حضور امیران برخی از مناطق عربستان، چهره های سیاسی و مفتیان سلفی از جمله صالح الفوزان، عبدالله بن جبرین، ناصرالعمر و برخی از چهره های مشهور ضد شیعی دیگر برگزار شد، در سخنانی التزام عربستان به مذهب سلفی را از اصول کشور خود دانست و از چنین اندیشه ای به عنوان تنها اندیشه صحیح اسلامی! نام برد.
![]()
بنا بر این گزارش، در این همایش سخنرانان به جای دعوت به وحدت در جهان اسلام، حاضران را به دوری و حتی قتل مسلمانانی که اندیشه سلفی را نمی پسندند ترغیب کردند! در این زمینه، شیخ صالح الفوزان در سخنانی خواستار دوری از شیعیان شد و پیروان مذهب شیعه را خطر اصلی برای عربستان دانست .
وی در ادامه خواستار آن شد که هیئت حاکمه کشور عربستان، شیعیان مقیم مناطقی چون القطیف، مدینه منوره و نجران را به اسلام (اندیشه سلفی) دعوت کنند و در صورتی که نپذیرفتند آنان را برای پذیرش اندیشه سلفی مجبور نمایند!
همچنین عبدالله بن جبرین نیز در این همایش خواستار دشمنی با شیعیان و اهانت و تحقیر آنان شد و گفت: نباید به شیعیان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند، باید با آنان برخورد شدید داشت!
وی ادامه داد: باید روش ملک عبدالعزیز در برخورد با شیعیان را ادامه داد و شیعیان را در مقامات دیپلماتیک و نظامی نپذیرفت و به آنان اجازه نداد تا سمت های مهمی را در کشور به دست گیرند، ضمن آنکه باید قربة الی الله! با فرزندان شیعه در دانشگاهها سختگیری کرد و در صورت لزوم حتی کشتار شیعیان واجب است!!
از سوی دیگر، ناصر العمر نیز در سخنان خود خواستار برخورد با شیعیان عراق شد. وی پیشاپیش در یادداشتی خواستار ممانعت از حج شیعیان، تخریب مساجد و حسینیه های شیعیان و هم چنین جلوگیری از انتشار که شیعیان در نگارش آن نقش دارند، تعطیلی دادگاه شیعیان در منطقه القطیف و جلوگیری از مشغول شدن شیعیان در مشاغلی چون مشاغل امنیتی، بهداشت و درمان شد.
وی در ادامه اظهار داشت : نباید اجازه داد، شیعیان در هیچ مقطعی به تدریس مشغول باشند.
منبع خبر: فردا
در كتاب معاني الاخبار از امام باقر(ع) چنين روايت شده است:
اميرمؤمنان علي(ع) پس از پايان جنگ نهروان به شهر كوفه بازگشتند. در اين هنگام به حضرتش گزارش دادند كه معاويه (با گستاخي و بيشرمي) آن حضرت را لعن نموده، دشنام ميدهد، و يارانش را به قتل ميرساند. حضرت علي(ع) به پا خاست و خطبة غرّايي آغاز فرمود: پس خداي را ستايش نمود و بر او ثنا خواند و بر پيامبر خدا(ص) درود فرستاد و شمّهاي از نعمتهايي را كه خداوند بر پيامبرش و بر او ارزاني داشته، برشمرد. آنگاه چنين فرمود:
اگر اين آية شريف در قرآن نبود كه ميفرمايد: «نعمت پروردگارت را بازگو كن»1 افتخارات و عناياتي را كه خداوند به من داده، بيان نميكردم؛ ولي بنا به علّت اين فرمايش خداوند، سخن آغاز مينمايم و ميگويم:
خداوندا! تو را بر نعمتهاي بيشمار، و فضل بيكران و فراموش نشدنيات سپاسگزارم.
اي مردم! به من رسيده آنچه كه رسيده و من اجلم را نزديك ميبينم. گويي هنوز كه در ميان شما هستم، به راستي كه شأن مرا از ياد بردهايد. من از ميان شما ميروم و آنچه را رسول خدا(ص) براي شما به يادگار گذاشت، من نيز آن را به يادگار ميگذارم: كتاب خدا و خاندان و عترتم. آنان همان عترت خاتم پيامبران، آقاي برگزيدگان و پيامبر برگزيده هستند كه هدايتگران به سوي نجاتند.
اي مردم! شايد پس از اين ديگر از گويندهاي گفتار مرا نشنويد جز آنكه دروغگو و افترا زننده باشد. من برادر رسول خدا(ص) و پسر عموي او هستم، من شمشير خشم و كيفر اويم، من ستون خيمة ياري او در هنگام ترس و شدّت و سختي هستم.
من همچون سنگ آسياب جهنّم2 در برابر دشمنان و دندانهاي خردكنندة آن بودم، من پسران و دختران آنان را يتيم ميگذاشتم، من جان آنان را ميگرفتم3، و من همان عذاب سخت شديد خداوند بودم كه از گروه ستمكاران فرو گذاشته نخواهد شد.
منم كه پشت پهوانان را به خاك ماليدم و سواران آنها را بر زمين انداخته، به هلاكت رساندم، و هر كه به خداي رحمان كفر ميورزيد، نابودش نمودم. منم داماد بهترين مردم، منم سرور جانشينان پيامبران و جانشين برترين پيامبران، منم دروازة شهر علم، خزانهدار علم رسول خدا(ص) و وارث او. منم همسر بتول، بانوي بانوان جهانيان، حضرت فاطمه(س)، آن بانوي پرهيزكار، برگزيده، نيكوكار و هدايتگر، حبيبة حبيب خدا و برترين دختران او از سلالة او و ريحانه و گل خوشبوي رسول خدا(ص)، دو نوادة او بهترين نوادگان هستند كه هر دو فرزند مناند كه آنان شايستهترين فرزندان هستند. آيا در ميان شما كسي هست كه آنچه را گفتم قبول نداشته باشد؟!
كجايند مسلمانان اهل كتاب و اديان گذشته (تا به شما بگويند) كه در انجيل نام من «اليا» و در تورات «بريء» و در زبور «اري» و در ميان مردم هندوستان «كبكر» و در ميان مردم روم «بطريسا» و نزد فارسيان «جبتر» و در نزد تركان «بثير» و در ميان مردم زنگيان4 «حيثر» و در ميان كاهنان «بوييء» و در ميان مردم حبشه «بثريك» و نزد مادرم «حيدره» و نزد دايهام «ميمون» و در ميان عرب «علي» و در نزد ارمنيها «فريق» و در نزد پدرم «ظهير» است. آگاه باشيد من در قرآن مجيد نامهاي ويژهاي دارم، بپرهيزيد از اينكه آنها را ناديده بگيريد كه در اين صورت، در دينتان گمراه خواهيد شد.
خداوند ميفرمايد: «همانا خدا با راستگويان است»5، منم آن صادق راستگو. منم آن منادي در دنيا و آخرت كه خداي ميفرمايد: «پس در اين هنگام، ندادهندهاي در ميان آنان ندا ميدهد كه: لعنت خداوند بر ستمگران باد»6 كه آن ندا دهنده من هستم.
و در جاي ديگر ميفرمايد: «اعلامي است از ناحية خدا و رسول او»7 من همان اعلام و اذان هستم.
منم آن محسن و نيكوكار كه خداوند ميفرمايد: «خداوند با نيكوكاران است».8
منم آن دارندة قلب، كه خداوند ميفرمايد: «در اين امر تذكّري است براي كسي كه قلب دارد».9
منم آن «ياد كننده» كه خداوند ميفرمايد: «كساني كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيدهاند، ياد مينمايند».10
و «اصحاب اعراف» ما هستيم: من، عمويم، برادرم و پسر عمويم، سوگند به خدايي كه شكافندة دانه و هستة گياه است! آتش جهنم دوست ما را فرا نميگيرد، و دشمن كينهتوز ما وارد بهشت نميگردد. خداوند متعال ميفرمايد: «و بر اعراف مرداني هستند كه همه را از چهرههايشان ميشناسند».11 منم آن «صهر»12 كه خداوند ميفرمايد: «و او كسي است كه از آب، انسان را آفريد آنگاه او را نسب و سبب قرار داد».13
منم آن «گوش شنوا» كه خداوند ميفرمايد: «و آن را گوشهاي شنوا دريابد و بفهمد».14
منم «سلم» براي رسول خدا(ص) كه خداوند ميفرمايد: «و مردي كه تنها تسليم يك نفر است»،15 و مهدي اين امّت از فرزندان من است.
آگاه باشيد! من وسيلة آزمايش شما قرار داده شدهام؛ با بغض و كينة من، منافقان شناسايي ميشوند و به مهر و محبّت من، خداوند، مؤمنان را آزمايش مينمايد. و اين همان عهد و پيماني است كه پيامبر اُمّي در مورد من فرموده كه: «به راستي دوست نميدارد تو را جز مؤمن و دشمن نميدارد تو را جز منافق».
من پرچمدار پيامبر خدا(ص) در دنيا و آخرت هستم، رسول خدا(ص) پيشرو من، و من پيشرو شيعيان و پيروان هستم، به خدا سوگند! (در روز قيامت) دوستان من تشنگي نخواهند كشيد، و از چيزي نخواهند ترسيد، زيرا من وليّ و سرپرست مؤمنانم و خداوند سرپرست من است و بر دوستداران من همين بس كه دوست دارند آنچه را كه خدا دوست ميدارد و بر دشمنان كينهتوز من همين بس كه كسي را دشمن ميدارند كه خداوند او را دوست ميدارد.
آگاه باشيد! به من گزارش رسيده كه معاويه به من دشنام داده و مرا لعن نموده است. خداوندا! او را با شدّت و سختي در هم كوب و لعنت خود را بر كسي كه مستحقّ آن است فرود آور، اي پروردگار جهانيان! اين را بپذير، اي پروردگار اسماعيل و مبعوث كنندة ابراهيم! كه همانا تو ستوده و بزرگواري.
آنگاه حضرتش از فراز منبر پايين آمده و ديگر بر بالاي آن نرفت تا آنكه به دست «ابن ملجم» به شهادت رسيد.16
ماهنامه موعود شماره 80
پينوشتها:
1. سورة ضحي (93)، آية 11.
2. علّامه مجلسي در شرح اين فراز ميگويد: يعني من صاحب آن سنگ هستم كه حاكم بر آن بوده و كافران را به سوي دوزخ ميرسانم و احتمال دارد اين عبارت استعاره باشد، يعني من در حمله به كافران همانند آن هستم.
3. علّامه مجلسي در شرح اين فراز ميگويد: يعني من كافران را ميكشم و به همين سبب، قابض ارواح آنان ميگردم. يا اينكه: من در هنگام مرگ آنها، حاضر ميگردم و به اذن من آنان قبض روح ميگردند و احتمال دارد معناي استعارهاي نباشد، بلكه حقيقت باشد و همين معني ظاهر است.
4. زنگيان؛ گروهي از سياهان هستند.
5. در همة مصادر و همچنين اصل نسخه چنين آمده، ولي در قرآن كريم آيه چنين آمده است: «كونوا مع الصابرين»: «با راستگويان باشيد». سورة توبه (10)، آية 191.
6. سورة اعراف (7)، آية 44.
7. سورة توبه (10)، آية 3.
8. سورة عنكبوت (29)، آية 89.
9. سورة ق (50)، آية 37.
10. سورة آل عمران (3)، آية 191.
11. سورة اعراف (7)، آية 46.
12. صهر؛ به معناي داماد، شوهر خواهر و در مورد خويشاوندي نسبي به كار ميرود.
13. سورة فرقان (4)، آية 54.
14. سورة حاقّه (69)، آية 12.
15. سورة زمر (39)، آية 29.
16. معاني الاخبار، ص 56 ح 9، بشارة المصطفي، ص 12، بحارالانوار، ج 33، ص 282، ح 547. گفتني است كه عالم جليلالقدر شيخ صدوق در «معاني الاخبار» در ذيل اين حديث شريف توضيح و بيان زيبايي آورده است.
به گزارش "الف"، همزمان با تشكيل ستادی جهت برگزاري يكصدمين سال تولد مرحوم حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي فلسفي، مشخص شد كه آثار صوتي و مكتوب اين واعظ شهير در خصوص بهائيت ناپديد شده است.
بر اساس اين گزارش، يك نهاد فرهنگي به همراه يك نهاد نظارتي موظف شده اند تا اين موضوع را پيگيري نمايند. برخي اخبار از برنامه سازمان يافته گروه بهائيت براي خروج اسناد مكتوب صوتي و تصويري سخنراني هاي افشاگرانه مرحوم فلسفي عليه حکایت می کند.
بهائیت چیست؟
فرقه ضاله بهائيت كه در سال 1260 هجري قمري با هدایت استعمار انگليس توسط يك جوان شيرازي ایجاد شده بود ، با اعدام و تبعيد برخي از سركردگان اين گروه در سال 1266 هجري قمري توسط ميرزاتقي خان اميركبير، رو به افول نهاد، ليكن به تدريج با حمايت انگليس و با نفوذ در اركان حاكميت قاجاريه و با شدت بيشتر در اركان رژيم پهلوي ترویج این فرقه گسترش یافت.
در سال 1342 هجري شمسي، جهت تثبيت فعاليتهاي اين فرقه، اولين بيت العدل اعظم در اسراييل تاسيس شد. سلسله پهلوي نيز در دوران اوج سلطه آمريكا بر كشورمان (دهه 40 و 50) فرصتی طلایی را براي بهائيان بوجود آورد. در طول این دوران، اعضای این گروه به رغم ژست تظاهر به "عدم دخالت در سياست" به عرصه حكومت هجوم آوردند و پستهاي كليدي (چون نخست وزيري، وزارتخانه هاي كليدي و ... ) را تصاحب كردند. با پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران و فروپاشي رژيم پهلوي، تمام شاخه های برآمده از اين رژيم نيز به موزه تاريخ سپرده شد. ليكن برخي از رده هاي پايين فرقه بهائيت فعاليت خود را در داخل كشور تداوم بخشيد و در خارج از كشور نیز در ايالات متحده و اسراييل به تاسيس پايگاههاي تازه اي براي خود دست زدند. این گروه همچنان در همكاري با سرويس هاي جاسوسي بين المللي به تحرك بر ضد نظام اسلامي مي پردازند.
فسلفی که بود؟
حجتالاسلام محمدتقي فلسفي واعظ مشهور به سال 1286شمسي در تهران متولد شد.
از مهمترين مبارزات وي در دهۀ 20 و 30 شمسي ميتوان از 1- جلوگيري از تخريب مسجد ارگ. 2- الزامي کردن دروس تعليماتي ديني و از همه مهمتر مبارزه با بهائيت نام برد.
وي در ماه مبارک رمضان سال 32 شمسي به افشاگري عليه بهائيت پرداخت. خود در اين خصوص ميگويد: «در سخنراني ماه مبارک رمضان ... راجع به بهائيت و موقعيت آنها در ايران صحبت کردم». فرداي آن روز علم که وزيرکشور بود تلفني به من هشدار داد که: «آقاي فلسفي من اجازه نميدهم که دربارۀ بهائيها اين چنين صحبت کنيد و امنيت را مختل نمائيد و موجب خونريزي شويد»! به او گفتم «مؤدب سخن بگوئيد والا گوشي تلفن را ميگذارم» او هم لحن صحبت را عوض کرد. من گفتم: «با لحني جدي به مسلمانان ميگويم هدف من آشکار ساختن گمراهي بهائيها است. مبادا مسلماني دست تجاوز بگشايد و بر روي يک بهائي سيلي بزند و اينکه موجب قتل و خونريزي گرديد».
سخنراني عليه بهائيها در مسجدشاه و پخش آن از راديو موج عجيبي در مملکت ايجاد کرد و مردمي که از دست آن فرقه ضاله ستم ديده بودند به هيجان آمدند. حجتالاسلام فلسفي ميگويد «برايم نقل کردند که در آن ايام حسينعلا نخستوزير جديد براي معالجه به اروپا رفته بود به شاه تلگراف زده و گفته بود که عکسالعمل مبارزه با بهائيان در اروپا خوب نيست، زيرا غربيها اعتراض ميکنند و ميگويند در ايران آزادي نيست».
در ادامه فلسفي ميگويد که « روزي در نيمه ماه رمضان از طرف سرتيپ تيمور بختيار و سرلشگر علوي مقدم به من هشدار دادند که اعليحضرت امر فرمودند که به شما ابلاغ کنيم از ضديت و سخنراني عليه بهائيت دست برداريد ...».
با اين احوال فلسفي اين هشدارها را مورد توجه قرار نداد و چنانکه خودشان ميگويد: «خلاصه ما به مخالفتمان با بهائيها ادامه داديم. از طرف ديگر تعدادي از نمايندگان مجلس طرحي را آماده کردند که به موجب آن اين فرقه غيرقانوني اعلام شود و پيروان آن از ادارات اخراج شوند».
فعاليت فرقه بهائي توسط اداره کل سوم ساواک با دقت دنبال ميشد. ولي بهائيها بعد از حملات حجتالاسلام فلسفي و دستور شاه مبني بر تخريب حظيرةالقدس مرکز بهائيان در ايران احساس خطر کردند و در پي آن ايادي، پزشک مخصوص شاه مدتي از ايران خارج شد.
در نهايت آيتالله فلسفي ميگويد: «نتيجۀ مقاومت من تا پايان رمضان سال 34 راجع به بهائيها اين شد که شاه از من خشمگين شود و لذا نه تنها ملاقاتم با شاه جهت ابلاغ پيامهاي آيتالله بروجردي قطع گرديد بلکه از سوي امام جمعه تهران ديگر براي سخنراني دعوت نشدم و پخش سخنرانيهايم از راديو ممنوع شد».
آيتالله فلسفي در طول مبارزات خود مردم را به افشاي چهره رژيم آشنا کرد و از ياران امام محسوب ميشد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز عليرغم کبرسن همچنان در سنگر تبليغ به اداي وظيفه مشغول بود و در سال 1377 در سن 93 سالگي در اثر کسالت به جوار رحمت حق شتافت. وي در حرم مطهر حضرت عبدالعظيم حسني در شهرري به خاک سپرده شد. از ايشان تأليفات بسياري در زمينههاي گوناگون روانشناسي، ديني برجاي مانده که علاوه بر آنها تعدادي مقاله و سخنراني نيز از ايشان در کتاب اسرار خلقت به چاپ رسيده است. (همشهری)
اضافه می شود، يكصدمين سالگرد تولد مرحوم حجت الاسلام و المسلمين محمد تقي فلسفي به همت سازمان صدا و سيما در دوم اسفند 1386 برگزار خواهد شد.
همچنين ستادي با مسووليت حجت الاسلام علي اكبر ناطق نوري و عضويت نمايندگان صدا و سيما (خجسته، معاون صدا)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (پرويزي، معاون فرهنگي)، سازمان تبليغات اسلامي (حجت الاسلام دكتر خاموشي)، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم و بيت ايشان در این باره تشكيل شده است.
منبع: موعود
به گزارش عصر ايران از زماني كه ملك عبدالله پادشاه اردن و در پي او حسني مبارك از شكل گيري هلال شيعي ابراز نگراني كردند مشخص بود كه تلاش عمدهاي به لحاظ تبليغي و رواني براي به مخاطره افكندن موقعيت شيعيان در منطقه در حال شكلگيري است.
اگر چه در بحث هلال شيعي از كشورهايي با محوريت ايران، لبنان، عراق و سوريه نام برده ميشود اما بايد در نظر گرفت كه در ارائه اين فهرست تعمدي وجود دارد تا احياناً به لحاظ تبليغاتي نامي از كشورهايي كه امكان اوجگيري فعاليتهاي شيعي وجود دارد به ميان آورده نشود.
در ساختار سياسي كشورهايي كه به عنوان محور هلال معرفي شدهاند شيعيان به عنوان قدرت اول يا قدرت موثر نقش آفريني ميكنند اما خارج از اين فهرست، برخي از كشورها نظير يمن و بحرين عليرغم برخورداري از جمعيت قابل توجه شيعي با محدوديت سياسي، فرهنگي و اجتماعي فراوني روبرو بوده و هستند.
در مورد بحرين متاسفانه اين واقعيت بسيار پررنگ جلوه ميكند و به حق بايد شيعيان اين كشور را اكثريتي فراموش شده دانست.( عليرضا قربانپور، شيعيان بحرين اكثريت فراموش شده، هفته نامه صبح صادق، 20 آذر385 1)
چون برابر با آمار موجود جمعيت فعلي شيعيان در بحرين 490 هزار تا 500هزار نفر برآورد ميشود كه در مقايسه با كل جمعيت اين كشور (حدود 700هزار نفر) اكثريت قابل ملاحظهاي است(محمد علي عسگري، شيعيان بحرين از تحريم تا مشاركت، شهروند امروز، http://shahrvandemroz.blogfa.com/post-99.aspx )
شيعيان بحرين در گذر تاريخ
برابر با منابع تاريخ ريشه شيعي گري در بحرين قدمتي به درازاي تاريخ صدر اسلام دارد.متون دست اول، بحرين را بخشي از خاك ايران دانستند كه همزمان با رسالت حضرت ختميمرتبت، والي آن منذر بن ساوي از سوي پادشاهان ايران مشغول رتق و فتق امورسياسي و اداري بود.(ترجمه فتوحالبلدان، ص 113)، پيامبر اكرم(ص) علاء بن حضرمي را همراه نامهاي به سوي او فرستاد تا بحرينيها را به اسلام دعوت كند يا آنها جزيه بپردازند. پيامبر در اين نامه منذر را به اسلام دعوت فرمود. منذر بن ساوى نامهاى به پيامبر (ص) نوشت و اسلام خود را به اطلاع رساند و نوشت كه من نامه شما را براى مردم هجر خواندم، گروهى اسلام را خوش داشتند و مسلمان شدند و برخى هم ناخوش مىدارند و در اين سرزمين گروهى يهودى و مجوسى هم زندگى مىكنند، در مورد آنان دستور خود را براى من بنويس.( الطبقاتالكبرى/ترجمه ج1، ص 243)
ميان علاء و منذر صلح برقرار شد و مبلغ جزيه را براي هر شخص بالغ يك دينار تعيين كردند. در بحرين جنگى رخ نداد. بعضى مسلمان شدند و برخى صلح كردند.(ترجمه الكامل، ابن اثير،ج 7، ص245)
بعد از كناره گيري علاء، پيامبر شخصي بنام ابان بن سعيد را به بحرين گسيل داشت. وي از دوستان و شیعيان علي(ع) بود و بنا به تعبيري وي نخستين كسي بود كه نهال ولاي اهل بيت را در سرزمين بحرين غرس كرد.(محمد حسين مظفر، تاريخ شيعه، ترجمه: محمدباقر حجتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص 347) بعد از وفات پيامبر، ابان بحرين را ترك و به مدينه بازگشت و خليفه اول دوباره علا بن حضرمي را جايگزين او كرد.(ترجمه فتوح البلدان، ص118)
بحرين بعد از مدتي درگير جنگ رده شد. همان نبردي كه طبق روايت منابع اسلامي بواسطه برخي از مسلماناني كه از دين برگشتند بروز كرد. خليفه اول براي سركوب اين فتنه سعي بليغي كرد و درنهايت توانست بر اين شورش فائق آيد.
محبت اهل بيت كه در زمان ابان در بحرين جوانه زد در در زمان خلافت علي(ع) بارور شد و برخي از والياني كه از سوي حضرت امير اداره امور را بعهده گرفتند در نزديكي اهالي اين منطقه به سيره اهل بيت تلاش موثري نشان دادند كه از جمله ميتوان به عبدالله بن عباس( مسعودي، ترجمه مروج الذهب ، ج 2، ص702)، نعمان بن عجلان( نصر بن مزاحم، ترجمه پيكار صفين، ص 519) و عمر بن ابى سلمه( ابن اعثم كوفي، ترجمه الفتوح، ص1002) اشاره كرد.
افزون بر اين عامل، عامل ديگر در تشيع بحرين، عبارت است از: اصحاب و فرماندهان لشكر اميرالمؤمنين كه عموماً از عبدالقيس و ربيعه و از اهالى اصيل بحرين بودند، و از جمله آنها مى توان زيد بن صوحان و صعصعة بن صوحان عبدى و حكيم بن جبله عبدى و حارث بن مره عبدى و رشيد هجرى را نام برد. شرح احوال اين رجال نشان ميدهد كه تشيع در بحرين منشأ كاملا عربى دارد و به دوران زمامدارى على(ع) بازمى گردد.(رضا اسلامي، خاستگاه تشيع در اسلام، فصلنامه هفت آسمان، شماره دوم)
پايداري بحرين بر مذهب تشيع ادامه پيدا كرد تا وقتي كه عبدالملك بن مروان به حكومت رسيد و كوفه را پس از كشته شدن مصعب بن زبير فتح كرد. برخي از شيعيان از ترس كيفر عبدالملك به بحرين رفتند. خليفه اموي سياهياني را به بحرين فرستاد اما آنها در دستگيري شيعيان ناموفق بودند تا اينكه با تطميع برخي از افراد توانستند بر شيعيان دست يابند. اگرچه تعدادي از شيعيان به قتل رسيدند اما افراد باقميانده با وجود تهديد فراوان از تشيع دست نكشيدند و عبدالملك كه از كسب قدرت مجدد شيعيان بيمناك بود سعي كرد با آنها از در مصالحه درآيد.( تاريخ شيعه، ص 347)
در نيمة نخست سدة 2ق، نام برخى از شخصيتهاي بحرينى چون ابولبيد هجري، وليد بن عروة شيبانى و عبدالله بن بكير هجري در ميان اصحاب امامان باقر و صادق(ع) به چشم مىخورد همچنين از دو تن از ياران امام صادق(ع)، به نامهاي مسمع بن عبدالملك و حكم بن علباء اسدي را مىتوان ياد كرد كه مدتى در بحرين در مسند حكومت بوده، و وجوه شرعى خود را به آن امام(ع) مىپرداختهاند.( بحرين، دايرهالمعارف اسلامي، ج11، مقاله شماره 4534)
يكي ديگر از وقايع مربوط به بحرين حضور قيام صاحب الزنج است. وي به سال دويست و چهل و نهم از سامرا به بحرين رفت و آنجا دعوى كرد كه على بن محمد بن فضل بن حسن بن عبيد الله بن عباس بن على بن- ابى طالب است و در هجر مردم را به اطاعت خويش فرا خواند كه جمعى انبوه از مردم آنجا از او پيروي كرند جمعى نيز دعوت او را نپذيرفتند و به ميان موافقان و مخالفان وي درگيري رخ داد و جمعي در اين كارزار كشته شدند.( طبري، ترجمه تاريخ طبري، ج 14، ص 6307)
در سال 286 هجري، ابو سعيد گناوي با تصرف شهر لحسا، حكومت «قرامطه» را در بحرين بنا نهاد و استقلال آن را اعلام كرد.با تضعيف قرامطه، عيونيها از طايفۀ عبدالقيس به كمك سلاجقۀ عراق بر بحرين حاكم شدند. آنگاه خاندان شيعي آل عصفور به كمك اتابكان فارس بر عيونيها غلبه كردند.در اواخر قرن نهم هجري، «سيف بن زامل» دست به شورش زد و حكومت را از دست بنيعصفور گرفت و حكومت «بني جبر» را ـ كه مالكي مذهب بودند - بر پا ساخت.(علي محمدي، سيماي بحرين جزيره ايمان، http://www.alef.ir/content/view/13468/83 )
به لحاظ فكري و روشمندي علمي ميان حوزه بحرين و ساير حوزههاي شيعي تفاوتهايي وجود دارد. حوزه علميه بحرين از دوره صفويه فعال خود را آْغاز كرده و جريان اخباريگري در همين حوزهها طرفداراني پيدا كرد و در نقطه مقابل تفكر اصولي قرار گرفت. در راس اخباريون بحرين، شيخ يوسف بحراني قرار داشت كه اخباري ميانهرو توصيف ميشد. تشيع در بحرين برخلاف ايران، منشايي عربي دارد و كسي از آنان ادعا نميكند كه مثلا زاده تفكرات ايراني است و شيعيان بحرين هويت خود را در درجه اول عربي- اسلامي و در درجه دوم شيعي و منتقد ميداند و برخلاف بعضي جريانهاي شيعه در اين كشور بر حفظ اين هويت عربي تاكيد ميورزد( شيعيان بحرين از تحريم تا مشاركت، همان)
جدايي از ايران
از زماني كه استعمار براي پاقتن منابع اوليه و پيدا كردن بازاري جديد براي محصولات توليد خود به فكر اشغال و تصرف ساير كشورهاي افتاد حوزه خليج فارس صحنه آمدو شد عوامل بيگانه شد.
از اوايل قرن شانزده ميلادي با هجوم پرتغال به خليج فارس (در سال 1506) ، بسياري از نقاط از جمله جزيره هرمز و مجمعالجزاير بحرين نيز ( در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها در آمد اما با شكست پرتغاليها توسط شاه عباس در سال 1602 مجمع الجزاير بحرين مدت 180 سال ضميمه خاك ايران شد. در در سال 1783 (يا 1782 ) " شيخ احمد بن خليفه " از قبيله "بني عتبه " و از خاندان "خليفه " كه از منطقه نجد در مركز عربستان به كويت مهاجرت كرده بود )به اين سرزمين حمله و پس از شكست سربازان ايراني بر آن استيلا يافت . از آن پس، حكومت بحرين با حمايت همه جانبه سياسي – استعماري انگلستان در اختيار اعضاي خاندان " خليفه " ( آل خليفه )قرار گرفت.
در زمان شيخ سلمان بن احمد ( شيخ بحرين )در ژانيه 1820 "قرارداد صلح عموي " يا " قرارداد اساسي " ( و در واقع همان قرارداد انقياد و تحت الحمايگي )را با انگلستان امضا كرد و از اين پس مدت 150 سال بحرين زير نفوذ انگليس قرار داشت.
دولت ايران در مدت يك و نيم قرن حاد شدن مسأله بحرين (1820 -1970 )و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزيره، هيچگاه جدايي بحرين از خاك ايران را نپذيرفت ولي در عين حال قدرت انجام عمل حادي عليه انگليس را نيز نداشت.
پس از انتقال سلطنت از سلسله قاجار به پهلوي ، ايران خواستار اعاده حق حاكميت خود بر اين سرزمين شد. در مقابل ، حكومت بحرين نيز با مشورت و خط دهي مشاوران و كارگزاران انگليسي مقيم بحرين بر آن شد تا ساختار جمعيتي و مذهبي اين شيخ نشين كوچك را حتي الامكان با اكثريت دادن به عربها سني مذهب از كشورهاي عربي به بحرين تشويق شد و هزاران تن فلسطيني و اعراب ديگر از كشورهاي مختلف عرب به بحرين هجوم آوردند.
در دوران سلطنت محمدرضا شاه ، حداقل در دو برهه زماني مسأله مالكيت و حاكميت ايران بر بحرين به صورت حادتر مطرح شد . در اسفند 1329 در لايحه مربوط به ملي كردن صنعت نفت ايران كه براي تصويب به مجلس شوراي ملي ارائه شد، " شركت نفت بحرين " نيز در طرح ملي شدن قرار داشت ؛ چرا كه مجمع الجزاير بحرين بخشي از سرزمين ايران را تشكيل ميداد بار دوم در آبان ماه 1336 هيأت وزيران با حضور شخص شاه لايحه اي را براي تقديم به مجلس آماده كردند كه به وضوح نشان دهنده حق و ادعاي مالكيت ايران به بحرين بود. در اين لايحه كشور از نظر اداره سياسي به چهارده استان تقسيم ميشد كه بحرين استان چهاردهم را تشكيل ميداد.
زماني كه بحث تشكيل فدراسيون با حضور بحرين و برخي از كشورهاي حاشيهاي خليج فارس توسط انگليس مطرح شد دولت اين بشدت به اين موضوع اعتراض كرد اما در نهات بعد از مذاكراتي كة آشكارا و پنهان ميان ايران، انگليس، عربستان و آمريكا انجام شد، محمد رضا پهلوي در يك مصاحبه مطبوعاتي در دهلي نو در تاريخ 4 ژانويه 1969 اعلام كرد كه " اگر مردم بحرين خواهان پيوستن به كشورم [ ايران ]نباشند" ايران از ادعاهاي سرزميني اش نسبت به اين جزيره خليج فارس دست خواهد كشيد.
بالاخره پيشنهاد رسمي شاه از طريق گفتگوهاي بعدي ايران با انگلستان و دبيركل سازمان ملل (اوتانت )در اوايل سال 1970 به نتيجه نهايي رسيد و شوراي امنيت نير در تاريخ 30 آوريل 1970 مورد تأييد و تصويب قرار داد.( كتاب خليج فارس و مسائل آن،انتشارات سمت، www.iranianuk.com/article.php?id=15362 - 114k)
حضور منتقدانه شيعيان بحرين در عرصه سياست
كشور كوچك بحرين از هنگام استقلال در سال 1971 تحت حاكميت اقليت سني آل خليفه قرار داشته است. و با وجود اينكه اكثريت جمعيت بحرين را شيعيان تشكيل ميدهند، حكومت بحرين طي سه دهه اخير همواره در پي ايجاد محدوديتهاي مدني، سياسي و اجتماعي براي شيعيان بوده است. شيخ حمدبن عيسي آل خليفه، پادشاه بحرين در سال 1999 به قدرت رسيد و در ابتداي زمامداري خود قول اصلاحات سياسي و اقتصادي و رفع تبعيض عليه شيعيان را داد.(انتخابات پارلماني اخير بحرين، محمود رحماني، معاونت پژوهشهاي سياست خارجي مركزتحقيقات استراتژيك، 10/10/1385)
شيخ حمد بن عيسي الخليفه براي تحقق وعدههايي كه داده بود تغييراتي را به نفع شيعيان به انجام داده بود. او در اوايل حكومتش هزاران زنداني سياسي را آزاد و زندانهايي را كه در آنها شكنجه صورت ميگرفت تعطيل كرد و به تبعيديان اجازه داد تا به وطن خود بازگردند. شيخ حمد همچنين اجازه داد تا روزنامههاي اپوزيسيون، گروههاي حقوق بشر و سازمانهاي غيردولتي تأسيس و با يك آزادي نسبي فعاليت كنند. البته فعاليت احزاب سياسي در اين كشور همچنان ممنوع است، اما "انجمنهاي سياسي" به عنوان جايگزين آنها در حال فعاليت هستند.( شهروندان درجه دو، ماهنامه اقتصاد ايران، شماره 96)
از اواخر دهه 29-1920 به علت ايجاد ثبات نسبي در حكومت هاي مركزي، آزار فيزيكي شيعيان مناطق خليج فارس تا اندازه اي كاهش يافته است، و لي همچنان محدوديتهاي شديدي بر قاطبه شيعه تحميل ميشود. در جزيره اصلي بحرين (منامه) شيعيان فقط پنج پست وزارتي - وزارت بهداشت، امور حقوقي، تجارت و كشاورزي، آب و برق، حمل و نقل- بر عهده دارند. حكام عرب در عين حال مراقب بوده اند شيعيان را كامل طرد نكنند، چون محل سكونت جمعيتهاي شيعه نشين بيش تر نزديك چاه هاي نفتي مانند «راس تندره» قرار دارد؛ از اين جهت همكاري با شيعيان براي حفظ امنيت ملي حياتي است.(شيعيان بحرين، هفتهنام پرتو سخن،23/1/85)
اوج اختنلافات و درگيري داخلي از زمان انحلال مجمع ملي اين كشور در سال 1975 شروع شد. پس از انحلال مجمع ملي،شيعيان بيش از 30سال مشاركت در روند سياسي بحرين را تحريم كردند و به مقابله با رژيم حاكم روي آوردند. در درگيري شيعيان با نيروهاي امنيتي طي سالهاي 1994 تا 1999 دستكم 38تن كشته و صدها تن زنداني شدند. يكي از رهبران اين شورشها شيخعبدالامير الجمري بود كه نقش مهمي در قيام شيعيان در دهه 90 داشت اما با اصلاحات سياسي شاه حمد دوباره پارلمان در سال 2002 تاسيس و انتخابات سراسري برگزار شد گرچه برخي از جريانهاي شيعه آن را تحريم كرده بودند، با اين حال در آن زمان 12نماينده شيعه به پارلمان راه يافتند(شيعيان بحرين از تحريم تا مشاركت، همان)
شيعيان بحرين دولت اين كشور را به اين موضوع كه اجازه ميدهد سنيهاي غيربحريني، تابعيت اين كشور را بپذيرند تا تعادل جمعيتي سني - شيعه كشور را برهم بزند، متهم كردهاند. البته مقامات رسمي بحرين وجود چنين تلاشهايي را انكار ميكنند، اما شيعيان بر وجود چنين حقيقتي اصرار و تأكيد دارند، هرچند شيعيان در خصوص اين موضوع كه براي جنگيدن براي كسب حقوق خود بايد به اقدامات سياسي رو بياورند يا درگيريهاي خياباني، هنوز در ترديد به سر ميبرند.
با توجه به گسترش نارضايتي شعيان بحرين از استمرار تبعيض هيات حاكمه سني، هزاران نفر از مردم بحرين در پاسخ به دعوت چهار جمعيت سياسي معارض دولت بحرين، در بعدازظهر روز جمعه 18/9/84 در يک راهپيمايي گسترده در «منامه» ـ پايتخت بحرين ـ شرکت کردند.
اين راهپيمايي که «حقوق و کرامت» نام داشت، به دعوت جمعيتهاي «الوفاق اسلامي»، «العمل الاسلامي»، «وعد» و «تجمع قومي» و با حمايت «مجلس اسلامي علماي بحرين» و در سالگرد تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر صورت گرفت و دهها هزار نفر از مردم بحرين، اعم از مردان و زنان، در آن شرکت کردند.
معترضين خواستار رفع هر گونه تبعيض و توجه هيات حاكمه نسبت به خواستههايشان شدند.
راهپيمايان در اين مراسم که علما و چهرههاي سرشناس سياسي آنها را همراهي ميکردند، در بيانيهاي با محکوم کردن برخي از اقدامات دولت بحرين در ناديده انگاشتن حقوق و آزاديهاي ملت، خواستار توجه به حقوق بيکاران، شهدا و قربانيان شکنجه نيروهاي امنيتي و ساير فعالان سياسي شدند(http://www.baztab.ir/news/31736.php)
سنيان بحرين كه تحت نفوذ سلفيان قرار دارند و در اداره سياسي اين كشور ديدگاهي متصلبانه دارند و حتي در عرصه آموزش نيز ايجاد تنفر و دشمني مورد شيعيان را در دستور كار خود قرار دادند. براي مقابله با اين القائات رهبران سياسى شيعه بحرين علام كردند؛ در صورت استمرار اهانت به شيعيان در مدارس، از شركت فرزندان خود در كلاسهاى تربيت اسلامى جلوگيرى خواهند كرد.
محمد هادى الغريفى» عضو انجمن علماى مسلمان در بحرين، در اين باره گفت: اولياى دانشآاموزان بايد اعتراضات و انتقادات خود را از نحوه آموزش درمدارس، تقديم علماى دين كنند و در صورت لزوم، علما حكم حذف برخى از دروس را صادر خواهند كرد.
از سوى ديگر دكتر«ماجد النعيمى» وزير آموزش و پرورش بحرين، به انجام برخى اصلاحات در نظام آموزشى اين كشور وعده داد.(http://news.taghrib.org/farsi/news.php?action=fullnews&showcomments=1&id=266)
با توجه به وجود تنگناهاي سياسي و فرهنگي، شيعيان سياست تحريم عليه هيات حاكمه بحرين را در پيش گرفتند اما در چند سال اخير با توجه به پيروزيهاي نيروهاي شيعي در عراق ساير شيعيان منطقه كه قبلاً راههاي خشونتآميز را براي مطرح كردن خواستههاي خود در پيش گرفته بودند و عمدتاً سياست تحريم و عدم شركت در انتخابات را دنبال ميكردند بنا به توسعه علماي و رهبران فكري خود در سايه تحولات اخير بينالمللي و منطقهاي رويكردي دموكراتيك را در پيش گرفتند.
شعار اساسي شيعيان عراق تحت عنوان "يك فرد، يك رأي" كه حضور موفق گروههاي شيعي را در پي داشت چنان در منطقه طنينانداز شد كه تركيب 45 درصدي شيعي لنبان و جمعيت 75 درصدي شيعي بحرين با اشتياق فراوان و براي تكرار تجربه موفق عراق در انتخابات حضور گسترده پيدا كردند.
پارلمان بحرين، يک شورای مشورتی با ۴۰ نماينده نيز دارد که همه اعضای آن توسط شيخ حمد بن عيسی آل خليفه، پادشاه بحرين، انتخاب می شوند و اختيار دارد همه مصوبات پارلمان را رد يا تاييد کند.
در دومين دوره ا نتخابات پارلماني بحرين، ۲۹۵هزار واجد شرايط رای دادن می توانستند ۳۹ نماينده را از ميان ۲۰۷ نامزد که ۱۷ نفر آنان زن هستند، انتخاب کنند.
با حضور گسترده شيعيان، بزرگ ترين و مهم ترين حزب شيعيان بحرين، «جمعيت وفاق ملی اسلامی» به رهبری روحانی پرطرفدار شيخ علی سلمان در اولين دوره انتخابات پارلماني ۱۶ کرسی را از آن خود کردند و در دور دوم نيز توانستند يک کرسی ديگر را در اختيار گيرند.
در حال حاضر شيعيان بحرين عليرغم همه تنگناهاي موجود، سياست حضور فعال در عرصه سياسي را در پيش گرفتند و قصد دارند با اين رويكرد ديپلماتيك، نظام حاكم را به قبول خواستههاي مشروع خود وادارند
منبع: موعود
به گزارش جهان به گفته یک مقام امنیتی عراق گروه های مجهول الهویه ای که تحت عنوان القاعده فعالیت می کنند اما سرنخ واقعی آنان به دست نیروهای امنیتی آمریکا و برخی کشورهای همسایه عراق خصوصا" عربستان و اردن است است ، برای ایجاد حمام خون در نجف اشرف همانند فاجعه نیمه شعبان کربلا برنامه ریزی کرده اند.
وی از دستگیری 16 نفر از اعضای القاعده و حزب بعث در مناطق غربی، مرکزی و جنوبی عراق خبر داد که در بازجویی های اولیه خود به صراحت به توطئه تروریستی در ماه مبارک رمضان بر علیه مسلمانان عراق و به ویژه شیعیان اعتراف کرده اند.
وی گفت:دستگیر شدگان به کمک سایر عوامل القاعده و حزب بعث بنا بود در پانزدهم ماه مبارک رمضان همراه با میلاد امام حسن مجتبی(ع) و شب های لیالی قدر و ایام سالگرد شهادت امیرالمومنین(ع) با بمب گذاری های انتحاری دست به جنایت بزنند.
این منبع آگاه در عین حال تاکید کرد: بازداشت این افراد به منزله رفع تهدید نیست و قطعا" تروریست ها یی که برای تفرقه افکنی به عراق گسیل شده اند ، تعدادشان بیشتر است. پیش از نیمه شعبان خونین کربلا نیز تعدادی از تروریست ها در بصره دستگیر شده بودند اما افراد دیگری نقشه را پیاده کردند و لذا دولت عراق باید به شدت مواظب تحرکات این گروه های سازماندهی شده باشد.
وی همچنین تصریح کرد: نیروهای امنیتی عراق در حالت آماده باش کامل به سر می برند و اوضاع را به شدت تحت نظر دارد این مراقبت ها در کربلا، نجف و کوفه بیشتر خواهد بود.
منبع: موعود
به گزارش جهان به گفته یک مقام امنیتی عراق گروه های مجهول الهویه ای که تحت عنوان القاعده فعالیت می کنند اما سرنخ واقعی آنان به دست نیروهای امنیتی آمریکا و برخی کشورهای همسایه عراق خصوصا" عربستان و اردن است است ، برای ایجاد حمام خون در نجف اشرف همانند فاجعه نیمه شعبان کربلا برنامه ریزی کرده اند.
وی از دستگیری 16 نفر از اعضای القاعده و حزب بعث در مناطق غربی، مرکزی و جنوبی عراق خبر داد که در بازجویی های اولیه خود به صراحت به توطئه تروریستی در ماه مبارک رمضان بر علیه مسلمانان عراق و به ویژه شیعیان اعتراف کرده اند.
وی گفت:دستگیر شدگان به کمک سایر عوامل القاعده و حزب بعث بنا بود در پانزدهم ماه مبارک رمضان همراه با میلاد امام حسن مجتبی(ع) و شب های لیالی قدر و ایام سالگرد شهادت امیرالمومنین(ع) با بمب گذاری های انتحاری دست به جنایت بزنند.
این منبع آگاه در عین حال تاکید کرد: بازداشت این افراد به منزله رفع تهدید نیست و قطعا" تروریست ها یی که برای تفرقه افکنی به عراق گسیل شده اند ، تعدادشان بیشتر است. پیش از نیمه شعبان خونین کربلا نیز تعدادی از تروریست ها در بصره دستگیر شده بودند اما افراد دیگری نقشه را پیاده کردند و لذا دولت عراق باید به شدت مواظب تحرکات این گروه های سازماندهی شده باشد.
وی همچنین تصریح کرد: نیروهای امنیتی عراق در حالت آماده باش کامل به سر می برند و اوضاع را به شدت تحت نظر دارد این مراقبت ها در کربلا، نجف و کوفه بیشتر خواهد بود.
منبع: موعود