تبليغاتX
بارجلون

يكي از محكمترين و خدشه ناپذير ترين دلايل  حقانيت شيعه ماجراي شهادت حضرت زهرا(سلام الله عليها) است به طوري كه با اثبات آن امكان حقانيت اكثر فرقه‌هاي اسلام زير سؤال ميرود و چون اين مطلب براي اكثر علماي اهل سنت روشن ميشود خيلي از آنها به مذهب شيعه گرويده‌اند و خيلي ديگر نيز در صدد انكار آن برآمده‌اند زيرا با اثبات آن كار تمام است.

هميشه انسان بايد روي دينش غيرت داشته باشد اما تعصب نه !!!

گاهي ممكن است انسان با مطلبي پي به نادرستي راهش ببرد اما به نظر شما برگشت بهتر است يا ادامه دادن از روي عناد؟

براي اثبات شهادت حضرت زهرا ادله در كتابهاي شيعيان بسيار است ولي اين احاديثي كه در پايين آورده ميشود فقط از كتب اهل سنت است كه در كتاب يورش به خانه وحي يكي از آثار ارزشمند مرجع تقليد عظيم الشان شيعه يعني :

حضرت آية الله العظمي مكارم شيرازي (حفظه الله)

است كه واقعا راه هدايت را بر طالبان روشن كرده . از خداوند بقاي عمر تمام علمايي (از هر فرقه‌اي)كه بدون تعصب براي اسلام زحمت ميكشند را مسئلت مينماييم.

در ضمن كساني كه مايل به دريافت متن كامل كتاب به صورت pdfهستند روي لينك زير كليك كنند.

 

دریافت اثار ایت الله مکارم شیرازی با انتخاب خودتان

 

گوشه‌اي از متن كتاب يوش به خانه وحي:

 

 ما در اين مورد نصوصى را از كتب اهل سنت نقل مى نماييم، تا روشن شود كه مسأله هتك حرمت خانه زهرا(عليها السلام) و رويدادهاى بعدى، يك امر تاريخى مسلّم است نه يك افسانه!! و با اينكه در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضايل و مناقب در كار بود ولى به حكم اينكه (حقيقت شىء نگهبان آن است) اين حقيقت تاريخى به طور زنده در كتابهاى تاريخى و حديثى محفوظ مانده است و ما در نقل مدارك، ترتيب زمانى را از قرنهاى نخستين در نظر مى گيريم، تا برسد به نويسندگان عصر حاضر.

 

1. ابن ابى شيبه و كتاب «المصنَّف»

ابوبكر ابن ابى شيبه (159-235) مؤلف كتاب المصنَّف به سندى صحيح چنين نقل مى كند:

انّه حين بويع لأبي بكر بعد رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) كان علي و الزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول اللّه، فيشاورونها و يرتجعون في أمرهم.

فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة، فقال: يا بنت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) و اللّه ما أحد أحبَّ إلينا من أبيك و ما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك، و أيم اللّه ما ذاك بمانعي إن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن امرتهم أن يحرق عليهم البيت.

قال: فلما خرج عمر جاؤوها، فقالت: تعلمون انّ عمر قد

جاءَني، و قد حلف باللّه لئن عدتم ليُحرقنّ عليكم البيت، و أيم اللّه لَيمضين لما حلف عليه.

هنگامى كه مردم با ابى بكر بيعت كردند، على و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا، محبوبترين فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو; ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.

اين جمله را گفت و بيرون رفت، وقتى على(عليه السلام)و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر(عليها السلام) به على(عليه السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد!(7)

يادآور شديم كه اين رويداد در كتاب «المصنف» با سند صحيح نقل شده است.

 

2. بلاذرى و كتاب «انساب الاشراف»

احمد بن يحيى جابر بغدادى بلاذرى (متوفاى 270) نويسنده معروف و صاحب تاريخ بزرگ، اين رويداد تاريخى را در كتاب «انساب الاشراف» به نحو ياد شده در زير نقل مى كند.

انّ أبابكر أرسل إلى علىّ يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر و معه فتيلة! فتلقته فاطمة على الباب.

فقالت فاطمة: يابن الخطاب، أتراك محرقاً علىّ بابي؟ قال: نعم، و ذلك أقوى فيما جاء به أبوك...(8).

ابوبكر به دنبال على(عليه السلام) فرستاد تا بيعت كند، ولى على(عليه السلام) از بيعت امتناع ورزيد. سپس عمر همراه با فتيله (آتشزا) حركت كرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: اى فرزند خطاب، مى بينم در صدد سوزاندن خانه من هستى؟! عمر گفت: بلى، اين كار كمك به چيزى است كه پدرت براى آن مبعوث شده است!!

 

3. ابن قتيبه و كتاب «الإمامة و السياسة»

مورّخ شهير عبداللّه بن مسلم بن قتيبه دينوري (212-276) از پيشوايان ادب و از نويسندگان پركار حوزه تاريخ اسلامى است، مؤلّف كتاب «تأويل مختلف الحديث»، و «ادب الكاتب» و... (9). وى در كتاب «الإمامة و السياسة» چنين مى نويسد:

انّ أبابكر رضي اللّه عنه تفقد قوماً تخلّقوا عن بيعته عند علي كرم اللّه وجهه فبعث إليهم عمر فجاء فناداهم و هم في دار علي، فأبوا أن يخرجوا فدعا بالحطب و قال: والّذي نفس عمر بيده لتخرجن أو لاحرقنها على من فيها، فقيل له: يا أبا حفص انّ فيها فاطمة فقال، و إن!!(10)

ابوبكر از كسانى كه از بيعت با او سربرتافتند و در خانه على گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد، او به در خانه على(عليه السلام)آمد و همگان را صدا زد كه بيرون بيايند و آنان از خروج از خانه امتناع ورزيدند در اين موقع عمر هيزم طلبيد و گفت: به خدايى كه جان عمر در دست اوست بيرون بياييد يا خانه را بر سرتان آتش مى زنم. مردى به عمر گفت: اى اباحفص (كنيه عمر) در اين خانه، فاطمه، دختر پيامبر است، گفت: باشد!!

ابن قتيبه دنباله اين داستان را سوزناكتر و دردناكتر نوشته است، او مى گويد:

ثمّ قام عمر فمشى معه جماعة حتى أتوا فاطمة فدقّوا الباب فلمّا سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها يا أبتاه رسول اللّه ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب، و ابن أبي قحافة فلما سمع القوم صوتها و بكائها انصرفوا. و بقي عمر و معه قوم فأخرجوا علياً فمضوا به إلى أبي بكر فقالوا له بايع، فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ فقالوا: إذاً و اللّه الّذى لا إله إلاّ هو نضرب عنقك...!(11)

عمر همراه گروهى به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند، هنگامى كه فاطمه صداى آنان را شنيد، با صداى بلند گفت: اى رسول خدا پس از تو چه مصيبت هايى به ما از فرزند خطاب و ابى قحافه رسيد، وقتى مردم كه همراه عمر بودند صداى زهرا و گريه او را شنيدند برگشتند، ولى عمر با گروهى باقى ماند و على را از خانه بيرون آوردند، نزد ابى بكر بردند و به او گفتند، بيعت كن، على(عليه السلام)گفت: اگر بيعت نكنم چه مى شود؟ گفتند: به خدايى كه جز او خدايى نيست، گردن تو را مى زنيم...

مسلّماً اين بخش از تاريخ براى علاقمندان به شيخين بسيار سنگين و ناگوار مى باشد و لذا برخى بر آن صدد آمدند كه در نسبت كتاب به ابن قتيبه ترديد كنند، در حالى كه ابن ابى الحديد استاد فن تاريخ اين كتاب را از آثار او مى داند و پيوسته از آن مطالبى نقل مى كند، متأسفانه اين كتاب به سرنوشت تحريف دچار شده و بخشى از مطالب آن به هنگام چاپ از آن حذف شده است در حالى كه همان مطالب در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد آمده است.

«زركلى» در اعلام اين كتاب را از آثار ابن قتيبه مى داند سپس مى افزايد: كه برخى از علما در اين نسبت نظرى دارند. يعنى شك و ترديد را به ديگران نسبت مى دهد نه به خويش، همچنان كه الياس سركيس(12) اين كتاب را از آثار ابن قتيبه مى داند.

4. طبرى و تاريخ او

محمّد بن جرير طبرى (متوفاى 310) در تاريخ خود رويداد قصد هتك حرمت خانه وحى را چنين بيان مى كند:

أتى عمر بن الخطاب منزل علي و فيه طلحة و الزبير و رجال من المهاجرين، فقال و اللّه لاحرقن عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة، فخرج عليه الزّبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من يده، فوثبوا عليه فأخذوه.(13)

عمر بن خطاب به خانه على آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وى رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد در حالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران بر او هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.

اين بخش از تاريخ حاكى از آن است كه اخذ بيعت براى خليفه با تهديد و ارعاب صورت مى پذيرفت حالا اين نوع بيعت چه ارزشى دارد؟ خواننده بايد خود داورى نمايد.

 

5. ابن عبد ربه و كتاب «العقد الفريد»

شهاب الدين احمد معروف به «ابن عبد ربه اندلسى» مؤلف كتاب «العقد الفريد» متوفاى (463 هـ ) در كتاب خود بحثى مشروح درباره تاريخ سقيفه آورده و تحت عنوان كسانى كه از

بيعت ابى بكر تخلف جستند چنين مى نويسد:

فأمّا علي و العباس و الزبير فقعدوا في بيت فاطمة حتى بعثت إليهم أبوبكر، عمر بن الخطاب ليُخرجهم من بيت فاطمة و قال له: إن أبوا فقاتِلهم، فاقبل بقبس من نار أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمة فقال: يا ابن الخطاب أجئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخلت فيه الأُمّة!:(14)

على و عباس و زبير در خانه فاطمه نشسته بودند كه ابوبكر عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بيرون كند و به او گفت: اگر بيرون نيامدند، با آنان نبرد كن! و در اين موقع عمر بن خطاب با مقدارى آتش به سوى خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، در اين موقع با فاطمه روبرو شد. دختر پيامبر گفت: اى فرزند خطاب آمده اى خانه ما را بسوزانى، او در پاسخ گفت: بلى مگر اين كه در آنچه امّت وارد شدند، شما نيز وارد شويد!

تا اينجا بخشى كه در آن به تصميم به هتك حرمت تصريح شده است پايان پذيرفت، اكنون به دنبال بخش دوم كه حاكى از جامه عمل پوشاندن به اين نيّت شوم است، مى پردازيم!

مبادا اين تصوير پيش آيد كه آنها مقصودشان ارعاب و تهديد بود تا على(عليه السلام) و يارانش را مجبور به بيعت كنند، و قصد عملى ساختن چنين تهديدى نداشتند.

دنباله اين گفتار نشان مى دهد كه آنها دست به اين جنايت بزرگ زدند!

 

يورش انجام يافت!

 

در اين جا سخنان آن گروه كه فقط به سوء نيت خليفه و ياران او اشاره كردند به پايان رسيد، گروهى كه نخواستند و يا نتوانستند دنباله فاجعه را به طور روشن منعكس كنند، در حالى كه برخى، به اصل فاجعه يعنى يورش به خانه و... اشاره نموده و تا حدّى نقاب از چهره حقيقت برافكندند، اينك در اينجا به مدارك يورش و هتك حرمت اشاره مى نماييم: (در اين بخش نيز در نقل مصادر غالباً ترتيب زمانى را در نظر مى گيريم).

 

6. ابو عبيد و كتاب «الاموال»

ابو عبيد قاسم بن سلام (متوفاى 224) در كتاب خود به نام «الأموال» كه مورد اعتماد فقيهان اسلام است نقل مى كند:

عبدالرّحمن بن عوف مى گويد: كه من در بيمارى ابوبكر براى عيادت او وارد خانه او شدم پس از گفتگوى زياد به من گفت: آرزو مى كنم اى كاش سه چيز را كه انجام داده ام، انجام نمى دادم، همچنان كه آرزو مى كنم اى كاش سه چيز را كه انجام نداده ام، انجام مى دادم. همچنين آرزو مى كنم سه چيز را از پيامبر سؤال مى كردم.

امّا آن سه چيزى كه انجام داده ام و آرزو مى كنم كه اى كاش انجام نمى دادم عبارتند از:

1. «وددت انّي لم أكشف بيت فاطمة و تركته و ان اغلق على الحرب».(15)

اى كاش پرده حرمت خانه فاطمه را نمى گشودم و آن را به حال خود وامى گذاشتم هرچند براى جنگ بسته شده بود.

ابو عبيد هنگامى كه به اينجا مى رسد به جاى جمله: «لم أكشف بيت فاطمة و تركته...» مى گويد: كذا و كذا. و اضافه مى كند كه من مايل به ذكر آن نيستم!.

ولى هرگاه «ابو عبيد» روى تعصّب مذهبى يا علّت ديگر از نقل حقيقت سربرتافته است; محقّقان كتاب «الاموال» در پاورقى مى گويند: جمله هاى حذف شده در كتاب «ميزان الاعتدال» (به نحوى كه بيان گرديد) وارد شده است، افزون بر آن، «طبرانى» در «معجم» خود و «ابن عبدربه» در «عقد الفريد» و افراد ديگر جمله هاى حذف شده را آورده اند.(دقت كنيد!)

 

7. طبرانى و معجم كبير

ابوالقاسم سليمان بن احمد طبرانى (260-360) كه ذهبى در «ميزان الاعتدال» در حقّ او مى گويد: فرد معتبرى است(16). در كتاب «المعجم الكبير» كه كراراً چاپ شده است، آنجا كه درباره

ابوبكر و خطبه ها و وفات او سخن مى گويد، يادآور مى شود:

ابوبكر به هنگام مرگ، امورى را تمنا كرد.

اى كاش سه چيز را انجام نمى دادم.

اى كاش سه چيز را انجام مى دادم.

اى كاش سه چيز را از رسول خدا سؤال مى كردم.

درباره آن سه چيزى كه انجام داده و آروز كرد كه اى كاش انجام نمى داد، چنين مى گويد:

أمّا الثلاث اللائي وددت أني لم أفعلهنّ، فوددت انّي لم أكن أكشف بيت فاطمة و تركته.(17)

آن سه چيزى كه آرزو مى كنم كه اى كاش انجام نمى دادم، آرزو مى كنم كه هتك حرمت خانه فاطمه نمى كردم و آن را به حال خود واگذار مى كردم!

اين تعبيرات به خوبى نشان مى دهد كه تهديدهاى عمر تحقّق يافت.

 

8. ابن عبد ربه و «عقد الفريد»

ابن عبد ربه اندلسى مؤلّف كتاب «العقد الفريد» (متوفاى 463 هـ ) در كتاب خود از عبدالرحمن بن عوف نقل مى كند:

من در بيمارى ابى بكر بر او وارد شدم تا از او عيادت كنم، او گفت: آرزو مى كنم كه اى كاش سه چيز را انجام نمى دادم و يكى از آن سه چيز اين است:

وودت انّي لم أكشف بيت فاطمة عن شي و إن كانوا اغلقوه على الحرب.(18)

اى كاش خانه فاطمه را نمى گشودم هرچند آنان براى نبرد درِ خانه را بسته بودند.

و نيز اسامى و عبارات و شخصيت هايى كه اين بخش از گفتار خليفه را نقل كرده اند خواهد آمد.

 

9. سخن نَظّام در كتاب «الوافي بالوفيات»

ابراهيم بن سيار نظام معتزلى (160-231) كه به خاطر زيبايى كلامش در نظم و نثر به نظّام معروف شده است در كتابهاى متعددى، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه(عليها السلام) را نقل مى كند. او مى گويد:

انّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها.(19)

عمر در روز اخذ بيعت براى ابى بكر بر شكم فاطمه زد، او فرزندى كه در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط كرد!!(دقت كنيد).

 

10. مبرد در كتاب «كامل»

محمّد بن يزيد بن عبدالأكبر بغدادى (210-285) اديب، و نويسنده معروف و صاحب آثار گران سنگ، در كتاب «الكامل» خود، از عبدالرّحمن بن عوف داستان آرزوهاى خليفه را مى نويسد، و چنين يادآور مى شود:

وددت انّي لم أكن كشفت عن بيت فاطمة و تركته ولو أغلق على الحرب.(20)

آرزو مى كردم اى كاش بيت فاطمه را نمى گشودم و آن را رها مى نمودم هرچند براى جنگ بسته باشد.

 

11. مسعودى و «مروج الذهب»

مسعودى «متوفاى 325) در مروج الذهب مى نويسد:

آنگاه كه ابوبكر درحال احتضار چنين گفت: سه چيز انجام دادم و تمنا مى كردم كه اى كاش انجام نمى دادم يكى از آن سه چيز:

فوددت انّي لم أكن فتشت بيت فاطمة و ذكر في ذلك كلاماً كثيراً!(21)

آرزو مى كردم كه اى كاش هتك حرمت خانه زهرا را نمى كردم و در اين مورد سخن زيادى گفت!!

مسعودى با اينكه نسبت به اهل بيت گرايش هاى نسبتاً خوبى دارد; ولى باز اينجا از بازگويى سخن خليفه خوددارى كرده و با كنايه رد شده است، البتّه خدا مى داند و بندگان خدا هم اجمالاً مى دانند!

 

12. ابن أبى دارم در كتاب «ميزان الاعتدال»

«احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدث كوفى (متوفاى سال 357)، كسى كه محمّد بن أحمد بن حماد كوفى درباره او مى گويد: «كان مستقيم الأمر، عامة دهره»: او در سراسر عمر خود پوينده راه راست بود.

با توجه به اين موقعيت نقل مى كند كه در محضر او اين خبر خوانده شد:

انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن.

عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى كه در رحم به نام محسن داشت سقط كرد! (22) (دقت كنيد)

13. عبدالفتاح عبدالمقصود و كتاب «الإمام علي»

وى هجوم به خانه وحى را در دو مورد از كتاب خود آورده است و ما به نقل يكى بسنده مى كنيم:

«و الّذي نفس عمر بيده، ليَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فيها...»!

قالت له طائفة خافت اللّه، و رعت الرسول في عقبه:

«يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة...»!

فصاح لايبالي: «و إن...»!

و اقترب و قرع الباب، ثمّ ضربه و اقتحمه...

و بداله علىّ...

و رنّ حينذاك صوت الزهراء عند مدخل الدار... فان هى الا طنين استغاثة...(23)

قسم به كسى كه جان عمر در دست اوست يا بايد بيرون بياييد يا خانه را بر ساكنانش آتش مى زنم.

عده اى كه از خدا مى ترسيدند و رعايت منزلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) را پس از او مى كردند، گفتند:

«اباحفص، فاطمه در اين خانه است».

بى پروا فرياد زد: «باشد!!».

نزديك شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در كوبيد تا به زور وارد شود.

على(عليه السلام) پيدا شد...

طنين صداى زهرا در نزديكى مدخل خانه بلند شد... اين ناله استغاثه او بود...!».

* * *

اين بحث را با حديث ديگرى از «مقاتل ابن عطيّة» در كتاب الامامة و السياسة پايان مى دهيم (هرچند هنوز ناگفته ها بسيار است!)

او در اين كتاب چنين مى نويسد:

ان ابابكر بعد ما اخذ البيعة لنفسه من الناس بالارهاب و السيف و القوّة ارسل عمر، و قنفذاً و جماعة الى دار علىّ و فاطمه(عليه السلام) و جمع عمر الحطب على دار فاطمه و احرق باب الدار!...(24)

«هنگامى كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه(عليها السلام) فرستاد، و عمر هيزم جمع كرد و درِ خانه را آتش زد...

و در ذيل اين روايت تعبيرات ديگرى است كه قلم از بيان آن عاجز است.

* * *

نتيجه: آيا با اين همه مدارك روشن كه عموماً از منابع خودشان نقل شده است باز هم مى گويند «افسانه شهادت...!»

انصاف كجاست؟!

به يقين هر كس اين بحث كوتاه و مستند به مدارك روشن

رابخواند مى فهمد بعد از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) چه غوغائى برپا شد، و براى نيل به حكومت و خلافت چه ها كردند، و اين اتمام حجّت الهيّه براى همه آزادانديشان دور از تعصّب است، چرا كه ما از خودمان چيزى ننوشتيم، هرچه نوشتيم از منابع مورد قبول خود آنهاست.

 

7. مصنف ابن ابى شيبه: 8/572، كتاب المغازى.

8. انساب الأشراف: 1/586 طبع دار معارف، قاهره.

9. الاعلام زركلى: 4/137.

10. الامامة و السياسة: 12، چاپ مكتبة تجارية كبرى، مصر.

11. الامامة و السياسية، ص 13.

12. معجم المطبوعات العربية: 1/212.

13. تاريخ طبرى: 2/443، چاپ بيروت.

14. عقد الفريد: 4/93، چاپ مكتبة هلال.

15. الأموال: پاورقى 4، چاپ نشر كليات ازهرية، الأموال، 144، بيروت و نيز ابن عبد ربه در عقد الفريد: 4/93 نقل كرده است چنان كه خواهد آمد.

16. ميزان الاعتدال: 2/195.

17. معجم كبير طبرانى: 1/62، شماره حديث 34، تحقيق حمدي عبدالمجيد سلفي.

18. عقد الفريد: 4/93، چاپ مكتبة الهلال.

19. الوافي بالوفيات: 6/17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى: 1/57، چاپ دار المعرفة، بيروت. و در ترجمه نظام به كتاب «بحوث في الملل و النحل»: 3/248-255 مراجعه شود.

20. شرح نهج البلاغه: 2/46 و 47، چاپ مصر.

21. مروج الذهب: 2/301، چاپ دار اندلس، بيروت.

22. ميزان الاعتدال: 3/459.

23. عبدالفتاح عبدالمقصود، علي بن ابى طالب: 4/276-277.

24. كتاب الامامة و الخلافة، ص 160 و 161، تأليف مقاتل بن عطيّة كه با مقدّمه اى از دكتر حامد داود استاد دانشگاه عين الشمس قاهره به چاپ رسيده، چاپ بيروت، مؤسّسة البلاغ.

 

منبع: پایگاه دفاع از عقاید شیعه

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 11:17 |

شبکه خبری "العربیه" که از سوی خاندان وهابی حاکم بر عربستان سعودی حمایت مالی می شود، طی دو روز گذشته به طور کامل برنامه های مختلف خود را تعطیل کرده و تنها به بازتاب اخبار لبنان، البته با گرایش ضدحزب اللهی پرداخته است.

به گزارش شیعه آنلاین، پس از تسلط نیروهای دلیر حزب الله لبنان با کمک دیگر مخالفان دولت بر شهر بیروت و فرار نيروهای جناح 14 مارس، این جناح به شدت در حال مظلوم‌نمايي براي جلب دخالت قواي خارجي هستند.

 


در همین حال شبكه تلويزيوني العربية نيز با درج تيترهاي تحريك‌آميز به صدای رسمي اين جريان تبديل شده و همچنان مسأله "شيعه و سني" را با هدف ایجاد فتنه عنوان مي‌كند.


 


اين شبكه در بخش های مختلف خبری خود چنین اعلام می کند: حزب الله تلاش می کند ارتش سوریه را به لبنان بازگرداند و ايران را به درياي مديترانه برساند!


 


این شبکه خبری همچنین تمام تلاش خود را به کار گرفته تا تسلط نیروهای حزب الله و دیگر نیروهای مخالف دولت "فواد سینیوره" را یک کودتای مسلحانه معرفی کنند.


 


شبکه العربیه با هدف ایجاد فتنه ای شیعی – سنی، تلاش می کند تسلط مخالفان دولت "سینیوره" بر بیروت را تنها به حزب الله نسبت دهد. در همین راستا همواره اعلام می کند نیروهای شیعی حزب الله لبنان بر بیروت مسلط شدند.


 


العربية در خبر تحريك‌آميز ديگري نيز اينگونه می گوید: "ميشل عون"، سيطره‌ حزب الله بر "بيروت سني" را تبريك گفت!


 


شایان ذکر است اين نوع بازتاب خبری علاوه بر خروج از قواعد حرفه‌اي خبرنويسي، تلاشي است عجيب براي برافروختن شعله جنگ شيعه و سني در لبنان و جريحه‌ دار كردن احساسات بينندگان و خوانندگان سني‌مذهب اين شبكه.

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 11:13 |

مفتی عربستان سعودی روز گذشته طی سخنرانی در شهر ریاض، پایتخت عربستان اعلام کرد که اسلام از حزب الله مبرا است.

به گزارش شیعه آنلاین، شیخ "عبدالعزیز آل شیخ" مفتی عربستان سعودی همچنین گفت: همپیمان حزب الله، یعنی سوریه نیز کشوری کافر است.

"آل شیخ" در ادامه افزود: بی شک حوادث و بحران فعلی لبنان بسیار غم انگیز است و قلب مسلمانان و حتی دیگر انسانها از این "انقلاب" که از پیش طراحی شده است، به درد می آید. این "انقلاب" توسط کسانی طراحی شده که ادعای مسلمان بودن می کنند در حالیکه اسلام از آنان مبرا است.

مفتی عربستان سعودی در ادامه گفت: حزب الله با یهودیان همکاری می کند و برای ورود آنان به کشورهای اسلامی تلاش می کند. آنان به یهودیان کمک می کنند تا بر کشورهای اسلامی تسلط یابند. از خداوند می خواهم که ما را از این شر دور کند و محفوظ بدارد.


گفتنی است این سخنرانی در سالن شیخ "عبدالعزیز بن باز" (مفتی سابق عربستان سعودی) در دانشکده "شریعت اسلامی" در دانشگاه "محمد بن سعود" با حضور تعداد زیادی از اساتید این دانشگاه برگزار شد.

شایان ذکر است شیخ "عبدالله بن جبرین" از دیگر مفتیان سرشناس وهابیت در عربستان سعودی نیز در سال 2006 میلادی طی جنگ 33 روزه با صدور فتوایی، هرگونه کمک به حزب الله لبنان را حرام اعلام کرد.

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 11:12 |
به گزارش قاصدك نيوز وهابي ها علامت قبور ائمه بقيع و كوچه بني هاشم را بطور مرتب در سايت ويكي مپیا حذف مي كنند. در ويكي مپیا ، هر نشان و علامت بر حسب تاييد كاربران بيشتر، باقي مي ماند يا با راي منفي كاربران بيشتر، حذف مي شود.

دوستان عزیز مي توانند با رجوع به آدرس زير و تاييد علامتهاي قبور ائمه و كوچه بني هاشم در مسجدالنبي از اين اقدام ضدشيعي وهابيها جلوگيري كنند:
 
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:38 |
به گزارش خبرگزاري اهل‌بيت عليهم السلام (ابنا) از شهر جنگ‌زده پاراچنار، دولت پاكستان روز پنجشنبه اعلام كرد كه در تمامي مناطق پاراچنار جنگ به پايان رسيده و آتش‌بس برقرار گرديده است. بعد از اين آتش‌بس، شيعيان محاصره شده پاراچنار عكس‌العمل محتاطانه‌اي از خود نشان دادند و با توجه به عدم جديت و تعلل دائمي ارتش و نيروهاي دولتي در حفظ صلح و امنيت در اين منطقه شيعه نشين ـ كه از يك سال گذشته متناوبا مورد حمله ناصبيان جديد و طالبان شهرستانهاي اطراف و افغانستان قرار دارد ـ نسبت به آينده‌ي آتش‌بس ابراز اميدواري نكردند.

روز گذشته در خيابان «دندر» واقع در جنوب شرق شهر پاراچنار، نيروهاي ارتش پاكستان ـ كه بايد مأمور ايجاد امنيت باشند ـ به يك خودروي شيعيان به صورت كوركورانه تيراندازي كردند كه بر اثر اين تيراندازي 2 نفر از شيعيان بي‌دفاع شهيد و دو نفر ديگر مجروح شدند.

پس از اين حادثه، مسؤول نهضت حسيني پاراچنار در كنفرانس مطبوعاتي خود ضمن محكوم كردن تيراندازي ارتش به سوي مردم بي‌دفاع نسبت به آينده آتش‌بس اعلام شده اظهار نگراني كرد و گفت: «طالبان و برخي نيروهاي ديگر مي‌كوشند شيعيان و سني‌هاي "منطقه كرم ايجنسي" را درگير كند و آتش فتنه و جنگ دائم را در بين قبائل شيعه و سني (طوري و بنگش) برافروزند». وي تأكيد كرد: « دشمنان ما نتوانسته‌اند به اهداف خود دست يابند».

براساس همين گزارش، چند تن از دانش‌آموزان شيعه در "منطقه عليزئي" در 55 كيلومتري شرق پاراچنار در حين بازگشت به منازلشان در روستاي "مروخيل" از سوي ناصبيان يزيدي هدف قرار گرفتند كه دو نفر از آنان شهيد و دو نفر ديگر مجروح شدند. شيعيان مستقر در روستاي سادات "سيدانو كلي" با عكس‌العملي بموقع، مهاجمين را هدف قرار دادند كه در اين حمله 4 تن از آنان به هلاكت رسيدند.

قابل ذكر است راه‌هاي منتهي به پاراچنار همچنان بسته است و بحران غذايي و دارويي، باعث سوء تغذيه خردسالان و بيماران گرديده و عده زيادي از كودكان و سالخوردگان با خطر مرگ مواجه و تعداد زيادي از كودكان به دليل نبود دارو و غذا در روستاهاي مختلف پاراچنار جان باخته و تصوير ديگري از «غزه» _ و اين بار با رويكرد شيعي ـ را آفريده‌اند ؛ اما تاكنون هيچ سازمان خارجي يا انجمن بين‌المللي واكنشي نسبت به اوضاع اين منطقه شيعه‌نشين از خود نشان نداده اند
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:36 |
یک گروه سیاسی - نظامی بامعرفی خود بعنوان "جیش العمر" مسوولان و مردم خراسان رضوی را به ترور فیزیکی و شخصیتی تهدید کرد.

به گزارش شیعه آنلاین، اخیرا شبنامه ای با امضای گروهی که خود را "جیش العمر" می نامند در شهرستان "خواف" پخش شده که به مقاومت کنندگان در قبال خواسته های این گروه هشدار و آنها را به ترور و عملیات انتحاری تهدید نموده است.

نویسندگان شبنامه مذکور از یک مسوول محلی حمایت شدیدی کرده و وی را که اهل سنت است به سخنرانی و ابراز عقیده بر علیه تشیع دعوت کرده است.

در این شب نامه آمده است: جناب آقاي ... آزادانه عقايد خود را بيان کنيد و از هيچ چيز نترسيد که ما با شما هستيم و در صورت مشاهده کوچکترين مخالفت هر کس که باشد از خرد و کلان ترور شخصيت و فيزيکي  وانتحاري خواهيم کرد، "از شما اشاره کردن از ما  به سر دويدن و جان فدا کردن".

در این شبنامه گروه مذکور خواستار تغییر کتب درسی براساس عقاید اهل سنت، منصوب کردن استاندار و مسوولان سنی مذهب در این منطقه شده اند.

آنها از نماینده خود خواسته اند تا برای استخدام جوانانشان در دستگاهای دولتی تلاش و پستهای کلیدی را به همفکران خود بسپارد.

گروه مذکور در شبنامه خود هفته وحدت را به تمسخر گرفته و برای جمعیت 40 درصدی شیعیان این شهرستان تعیین تکلیف کرده اند که اجازه برگزاری مراسم عزاداری عاشورا و تاسوعا را نخواهند داد.

در متن این شبنامه به هشت خواسته توجه جدی شده و مقاومت کنندگان در برابر این خواسته ها به مرگ تهدید شده اند.


این بندها شامل:
1- با توجه به جمعيت 95 درصدي  اهل سنت، فرماندار،  روساي آموزش  و پرورش، دانشگاه پيام نور، ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي، جهاد کشاورزي، بيمارستان و ... بايد سني مذهب باشد و در صورت مخالفت با هماهنگي ساير نمايندگان اهل سنت کشور تصميم به استيضاح وزير مربوطه نمايند.

 2- در اکثر ادارات پستهاي کليدي  از جمله حراست ها در اختيار اهل سنت باشد.

 3- در نيروي انتظامي پستهايي چون اطلاعات، مخابرات، حفاظت از نيروهاي اهل سنت مثبت باشد و علماي اهل سنت در قسمت عقيدتي سياسي به خدمت مشغول باشند.

 4- علماي اهل سنت مانند شيوخ شيعه بدون هيچگونه مانعي در مدارس سخنراني و عقايد اهل سنت را بيان نمايند.

 5- هر تغيير يا تحولي در هر اداره اي با هماهنگي نماينده و حوزه علميه احناف باشد.

 6- از تجمع و راهپيمايي بي اساس و مسخره بعد از ظهر تاسوعا و غروب عاشورا در شهر "خواف" جلوگیری شود.

7- آزاد بودن جماعات تبليغي در سطح شهرستان و کشور و خارج از کشور.

8- استخدام جوانان اهل سنت  اعم از پسر و دختر در تمام ادارات دولتي.

گفتنی است این تندروی ها در برخی مناطق کشور اخیرا دیده شده و به نظر می رسد حربه ای برای ایجاد درگیری و تفرقه میان جوانان شیعه و سنی باشد.

نقش علمای دو مذهب بزرگ اسلامی در چنین مواردی حساس و موضع گیری صریح و بموقع ایشان می تواند این حربه ها را در نطفه خفه کند.
منبع: موعود
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:35 |
به گزارش ابنا به نقل از "خبرگزاری شیعیان عراق"، "حبیب علی الجفری" ،عالم و مبلغ بزرگ سنی مذهب با گرویدن به مذهب تشیع صفحه جدیدی را در مقابل دشمنان این مذهب یعنی وهابیان و ناصبیان گشود و خشم آنها را برانگیخت.

وی در مصاحبه با شبکه ماهواره ای "اقراء"، با اعلام تشرف خود به مذهب اهل بیت (ع) تاکید کرد: من پس از تحقیقات گسترده بین فقه مذاهب مختلف اسلامی و مقارنه بین آنها مذهب تشیع را برگزیدم.

الجفری افزود: من سه سال در بین مذاهب مختلف جستجو کردم تا بهترین را انتخاب کنم ودر نهایت به حقانیت و صحت این مذهب نسبت به سایر مذاهب ایمان آوردم.

این مبلغ سابق اهل سنت بیان داشت: من در ابتدا صوفی گری را برای خود برگزیدم لیکن پس از تحقیقات فراوان متوجه شدم ائمه و بزرگان آنها از اعتبار و درجه کمتری نسبت به ائمه اهل بیت(ع) برخوردارند؛ لذا با پرس و جو از علمای شیعه و خصوصا آیت‌الله سیستانی مرجع عالیقدر شیعه، به حقانیت مذهب اهل بیت(ع) پی بردم.

این در حالی است که اعلام تشرف این عالم مشهور اهل تسنن به مذهب تشیع با عکس العمل منفی و خصمانه وهابیان مواجه شده است.

وهابیان و ناصبیان در شبکه‌های ماهواره‌ای مختص به آنها، با محکومیت این اقدام خشم و ناراحتی خود را نسبت به اقدام الجفری اعلام کردند.

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:24 |
یک گروه انحرافی افراطی در بین شیعیان ترکیه در حال شکل گیری است که به "حدیث گرایان"، "غلویون" و "الجواد" شهرت یافته اند.

به گزارش شیعه آنلاین، مسوول این گروه فردی به نام "الله وردی گیگیج"، با نام مستعار "جواد اهل بیتی" از طلاب فارغ التحصیل مرکز جهانی علوم اسلامی بوده که به هنگام تحصیل در قم در جلسات درس شرح احادیث اهل بیت فردی عراقی به نام "عبدالحلیم الغزی" معروف به "ابوهدی" شرکت می کرده و تحت تأثیر جلسات فوق به انحراف کشیده شده و این اعتقادات انحرافی را به تعدادی از طلاب و مردم ترکیه، منتقل کرده است.

"عبدالحلیم الغزی" در سال های گذشته با ادعای ارتباط و سپس نیابت امام زمان(عج) تعدادی را به عنوان مرید به دور خود جمع کرد و تفکرات انحرافی خود را تبلیغ می کرد.

وی به دلیل تخلفات گوناگون از سوی نهادهای مرتبط دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد؛ ولی با سوء استفاده از ترحم مسوولان قضایی در زمان مرخصی از زندان گریخت و به خارج از کشور متواری شد.

عقاید انحرافی گروه حدیث گرایان عبارتند از: "نمی گوییم علی خداست، ولی نمی توانیم بگوییم خدا نیست"، "عقل حجت نیست"، "مرجعیت شیعه مورد قبول نمی باشد"، "قرآن تحریف شده و باید به احادیث تکیه کرد"، "مراسم عاشورا ساختگی و جعلی بوده و برگزاری آن در راستای سرگرمی مردم ارزیابی می گردد"، "اهل سنت از کفار بدترند و هر نوع تجاوز به مال، جان و ناموس آنان جایز است"، "برای انتقام حضرت زهرا(س) تجاوز به دختران اهل سنت اشکال ندارد"، "هرکس دو نفر سنی را بکشد بهشت بر او واجب است"، "خون و ادرار امامان شیعه پاک است"، "عایشه زن بدکاره ای بوده است"، "امامان شیعه انسان نبودند و فقط به شکل انسان در آمده اند"، "در نماز باید به امام زمان(عج) توجه کنیم نه به خدا"، "شیعه اگر گناه کند باز هم اهل بهشت است".
منبع: موعود
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:22 |
Who links to my website? 300 the movie