تبليغاتX
بارجلون

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ابنا از شهر محاصره‌شده «پاراچنار» در شمال غرب پاكستان، یک نفر از معلمان سابق شیعه که داراي اختلالات روانی بود و وارد شهرک سنی‌نشین صده شده بود، توسط ناصبیان جديد (طرفداران يزيد بن معاويه) ذبح گردیده و جنازه وی روز گذشته توسط نیروهای پلیس محلی به شیعیان تحویل داده شد.


 

به دنبال این اقدام نواصب – که علاوه بر ادامه محاصره شیعیان از 7 ماه گذشته از هیچ اقدامی علیه شیعیان دریغ نمی ورزند – يك گروه ناشناس شیعه نیز سه نفر از نواصب، كه در حال عبور از جاده اصلی پاراچنار به پیشاور بودند را ربوده و به قتل رساندند. افراد مقتول، از اهالی روستای «بوشهره» ـ که به مقر القاعده معروف است ـ بودند. این روستا در میان مناطق شیعه‌نشین قرار دارد ولی اهالی آن با استفاده از ثروت کلانی که از خارج از کشور به دست می آورند در این مدت که جاده‌ها رسما مسدود است، عده ای از افراد محلی را اجیر کرده و توسط آنان اقدام به رفت و آمد مخفيانه می‌کنند.


 

به دنبال این اقدام شیعیان، نواصب بوشهره دو نفر از کارکنان پلیس محلی را که مأمور محافظت از جان و مال خودشان بوده‌اند، ربودند که اين 2 پليس امروز با حمله شيعيان از دست آدم‌ربايان نجات يافتند.

 


آنچه در اين ميان جلب نظر مي‌كند اهمال و حتی همدستی مقامات محلی (و حتی اسلام آبادنشینان) با تروریست‌ها و ناصبيان است كه باعث پدیدآمدن گروه‌های انتقام‌جويي شده که هیچکس آنها را نمی‌شناسد ؛ گروه‌هايي كه نقاب به چهره دارند و هر گاه که لازم می‌دانند دست به اقدام مستقل می‌زنند. پدید آمدن این گروه‌ها این نگرانی را نیز به وجود آورده است که گروهك‌هایی نیز با نفوذ دشمنان محلی و یا قدرت‌های خارجی در این منطقه ظهور کنند که حافظ منافع و مجری امیال و طرح‌های آنان باشند و با هدف خدشه وارد کردن به چهره شیعیان دست به اقداماتی بزنند که به نفع دشمنان دین و مخالفان مذهب شیعه باشد.

 


بااین حال منطقه محاصره‌شده پاراچنار اینک شاهد اوضاع وخيمي است که قلم از بیان آن عاجز و وجدان عموم مسلمين و آزادگان در برابر آن مسؤول است. محروم بودن كودكان شيعه از غذا و داروي لازم، تنها يكي از اين مصيبت‌هاست.

 


دولت پاکستان هم با اينكه از سوی گروه‌های تروریستی بارها هدف قرار گرفته اینک با آنها وارد مذاکره گردیده و دست آنها را برای کشتار شیعه و سنی در مناطق مختلف بازگذاشته است.

 


براساس گزارش‌های واصله از منطقه قبيله‌نشين «تیراه»، گروهی از وهابیون دو روز قبل با اهالی سنی‌مذهب این منطقه درگیر شدند که این درگیری باعث کشته و مجروح شدن ده‌ها نفر گردید. قبل از این نيز در «خیبر ایجنسی»، «وزیرستان»، «مهمند»، «سوات» و «باجور» ده‌ها نفر از پیروان مذهب سنی توسط وهابيون افراطي سر بریده شده اند.


 

با توجه به اوضاع جاری در پاراچنار و سایر مناطق قبائلی، حاکمیت پاکستان به شدت زیر سؤال رفته و مردم پاراچنار که برخلاف مردم سایر مناطق قبایلی به حکومت پاکستان وفادارند، از خود می پرسند که آیا قرار است گروه‌های تروریستی در آینده قدرت و حکومت را در این مناطق به دست بگیرند؟


منبع: شیعه آنلاین
+ نوشته شده توسط saam در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 21:12 |

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از تابناك، گروه شيعيان يمني که به «هاشمي» معروفند، براي بيش از يک‌هزار سال بر اين کشور کهن سيطره داشته‌ و بر آن فرمانروايي مي‌كردند تا اين كه در سال 1962، گروهي از افسران شيعي و سني، کودتاي نظامي در اين کشور انجام به راه انداختند که منجر به قدرت يافتن «علي عبدالله الصالح»، رئيس‌جمهور کمونيست اين کشور ـ که خود از شيعيان زيدي است ـ شد.

 


 

22 مفتي وهابي در کشور عربستان سعودي، در آخرين اعلاميه‌اي که صادر كردند، علاوه بر مقاومت اسلامي حزب‌الله در لبنان، شعيان يمني را نيز به باد اتهامات فراوان گرفته و اعلام نمودند: همان‌گونه که حزب‌الله در لبنان و ديگر پيروان آنها در عراق، مي‌خواهند بر سرزمين‌هاي سني‌نشين سيطره يابند، شيعيان يمني نيز مي‌خواهند بر کشور يمن سيطره داشته باشند؛ بنابراين بايد با آنها مقابله كرد.

سال گذشته، وزير دفاع يمن، به اصطلاح فتوايي منتشر نمود که بنا بر آن، به سني مذهبان گفته شده بود عليه شيعيان شمال يمن، اقدام نظامي كنند. اين در حالي است که در کشور 23 ميليوني يمن، شيعيان تقريبا در اکثريتند.

 

هرچند از آغاز سال 2004 که درگيري‌ها در منطقه مرزي عربستان با يمن آغاز شده، بيش از دو هزار تن از دو طرف سربازان و شيعيان کشته شده‌اند، اما تاكنون آمار دقيقي در اين زمينه انتشار نيافته است.

 

اکنون جاده‌هاي منتهي به شمال يمن از ماه‌هاي گذشته کاملا بسته‌اند و برآورد مي‌شود که صد تن از شيعيان، آواره و بي‌خانمان شده‌اند. همچنين بنا بر آمار، از هر هفت نفر، يک نفر در اين درگيري‌ها ـ که از دو ماه پيش آغاز شده ـ کشته يا زخمي شده‌اند.

 

اين در حالي است كه دولت يمن، مانع رفت‌و‌آمد خبرنگاران به شمال اين کشور مي‌شود و به آنها گفته است که دنيا، نيازي ندارد مطالب خبرنگاران را درباره استان صعدا بشنود.

 

دادستان يمن، براي خبرنگاران و عکاساني که از دهکده‌هاي با خاک يکسان شده، عكس و گزارش تهيه كرده‌‌اند، مجازات‌هاي سنگيني تعيين نموده است.


 

دو نفر که درباره استان صعدا سخن به ميان آورده بودند نيز به مجازات مرگ محکوم شده‌اند. همچنين در اين زمينه، «عبدالکريم الخيواني» ناشر، قرار است فردا به دليل انتشار اطلاعات به مجازات مرگ محکوم شود.


 

يکي از معلمان شيعه در صنعا مي‌گويد: اگر يک گربه در لبنان بميرد، همه دنيا آگاه مي‌شود، اما در اينجا که اينچنين شيعيان را به خاك و خون مي‌كشند و هيچ کس کمکي نمي‌کند.

 

«بدرالدين الحوثي»، رهبر شيعيان يمني که مبارزات خود را عليه رژيم قبلا کمونيست، ولي اکنون طرفدار غرب «علي عبدالله الصالح» آغاز كرده بود، از شعار «خدا بزرگ است» و «مرگ بر آمريکا» و «مرگ بر اسرئيل» و «اسلام پيروز است» استفاده مي‌كرد. او در جريان گفت‌وگوهايي که با دولت يمن داشت، ناجوانمردانه هدف قرار گرفت و در سال 2005 ترور شد.



 

بنا بر اين گزارش، دولت سعودي، فشار سنگيني بر دولت يمن آورده تا اين نيروهاي مبارز را هرچه بيشتر سرکوب كرده و حتي وهابيون را از افغانستان و نقاط ديگر فراخوانده تا اين دولت را در اين امر ياري رسانند، زيرا مناطق نفتي در جنوب عربستان که عمدتا شيعه‌نشين هستند، هم‌مرز شمال يمن است که نيروهاي شيعه آنجا با دولت يمن درگيرند.



 

هم‌اكنون برخي معتقدند، دولت سعودي، بيش از دولت يمن، خواهان نابودي شيعيان يمني است.

 

+ نوشته شده توسط saam در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 21:3 |

در سالروز وفات حضرت ام البنين(س) همسر اميرالمومنين(ع) و مادر قمر بني هاشم(ع)، وهابيون مقررات سخت گيرانه اي را براي حضور شيعيان بر سر قبر آن بانوي بزرگوار در قبرستان بقيع به اجرا گذاشتند.  

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از واحد مرکزي خبر، بر اساس قوانين عربستان قبرستان بقيه هرروز پس از نماز صبح به مدت سه ساعت براي بازديد عاشقان پيامبر اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت باز است اما صبح امروز و همزمان با سالروز وفات ام البنين، وهابيون از نزديک شدن بازديد کنندگان به قبر آن بانوي بزرگوار ممانعت مي کردند و آناني که موفق به حضور مي شدند را نيز پراکنده مي کردند.
بنابر اين گزارش با وجود سخت گيري وهابيون، بسياري از گروههاي ايراني بازيد کننده از بقيع با حضور در اطراف قبر ام البنين به آهستگي نوحه خواني مي کردند که اين کار فضاي روحاني خاصي را در قبرستان متبر ک بقيع به وجود آورده بود.


بانوان ايراني نيز به همراه گروهي از زنان ديگر کشورها که اجازه حضور در قبرستان بقيع را ندارند با حضور در اطراف ديوار بقيع به عزاداري پرداختند. گفتني است حضرت ام البنين همسر دوم اميرمومنان(ع) در سال 64 هجري از دنيا رحلت کرد و در قبرستان يقيع دفن شد. نام مبارک آن حضرت فاطمه و کنيه شريفش ام البنين است و آن حضرت به همين کنيه معروفند.


پدر آن حضرت، حزام بن خالد و مادرشان ليلي دختر شهيد بن ابي عامر است. حضرت امير المؤمنين(ع) آن حضرت را به همسري برگزيد و خداوند چهار پسر به نامهاي حضرت قمر بني هاشم(ع)، عبدالله، جعفر و عثمان(ع) عنايت فرمود که هر چهار پسر در کربلا و در رکاب آقا امام حسين(ع) به شهادت رسيدند

+ نوشته شده توسط saam در جمعه سی و یکم خرداد 1387 و ساعت 20:58 |
شخصي به نام «زين‏الدّين علي بن فضل مازندراني»، در سال 690 ق. از سرزمين «بربر»، طي سفري به اقيانوس اطلس، سه روز با كشتي در دل آب، حركت مي‏كند تا به جزاير روافض (شيعيان) مي‏رسد. در آنجا مطلع مي‏شود كه جزيره‏اي به نام جزيرة خضرا وجود دارد كه فرزندان حضرت ولي‏عصر(ع) در آنجا زندگي مي‏كنند. وي مدت چهل روز در همان محل اسكانش مي‏ماند. پس از چهل روز، هفت كشتي حامل مواد غذايي، از جزيره خضرا، به اين جزيره مي‏آيد.


يكي از موضوع‏هاي مرتبط با زندگي و شخصيت امام مهدي‏(ع) كه در مجامع مختلف درباره آن پرسش مي‏شود، موضوع «جزيره خضرا» است. بسياري مي‏پرسند آيا واقعاً امام زمان‏(ع) در اين جزيره دوردست در اقيانوس اطلس زندگي مي‏كند؟ آيا چنان‌كه برخي مي‏گويند: ياران و فرزندان آن حضرت نيز در اين جزيره‏اند؟ و... در پاسخ اين پرسش‏ها بايد گفت كه موضوع «جزيره خضرا» به عنوان محل اقامت و زندگاني حضرت ولي‏عصر(ع) در عصر غيبت كبري، برگرفته از حكايتي است كه عالمان شيعه، درباره استناد آن، اتّفاق‏نظر ندارند؛ گروهي آن را پذيرفته و در نتيجه معتقد به وجود جزيره خضرا هستند و جمعي، آن را بي‏اعتبار دانسته و اساساً وجود چنين جزيره‏اي را رد مي‏كنند. در اينجا براي روشن‏تر شدن موضوع به بررسي اين ديدگاه‏ها مهم‏ترين دلايل دو گروه مي‏پردازيم.

1. ديدگاه موافقان

اين گروه از عالمان شيعه حكايت جزيره خضرا را اين‏گونه نقل مي‏كنند:
شخصي به نام «زين‏الدّين علي بن فضل مازندراني»، در سال 690 ق. از سرزمين «بربر»، طي سفري به اقيانوس اطلس، سه روز با كشتي در دل آب، حركت مي‏كند تا به جزاير روافض (شيعيان) مي‏رسد. در آنجا مطلع مي‏شود كه جزيره‏اي به نام جزيرة خضرا وجود دارد كه فرزندان حضرت ولي‏عصر(ع) در آنجا زندگي مي‏كنند. وي مدت چهل روز در همان محل اسكانش مي‏ماند. پس از چهل روز، هفت كشتي حامل مواد غذايي، از جزيره خضرا، به اين جزيره مي‏آيد. ناخداي كشتي، او را با نام و نام پدرش، صدا مي‏زند و مي‏گويد: «مشخصات تو را به من گفته‏اند و اجازه داده‏اند كه تو را به جزيره خضرا ببرم». آنگاه او را به آنجا مي‏برد. پس از شانزده روز دريانوردي، سرانجام به «آب‏هاي سفيد»ي مي‏رسند و ناخدا توضيح مي‏دهد كه اين آب‏ها، مانند «سور بلد» (ديوار شهر) جزيره را در بر گرفته است و كشتي‏هاي دشمنان، هرگز نمي‏توانند از آنها بگذرند و به بركت وجود حضرت ولي‏عصر(ع) در آن غرق مي‏شوند.

سپس به جزيره خضرا مي‏رسد. در آنجا جمعيت انبوهي را با بهترين لباس‏ها و نيكوترين وضع مشاهده مي‏كند و شهري بسيار آباد، با درختاني سرسبز و انواع ميوه‏ها و بازارهاي بسيار و ساختمان‏هاي مجلل از سنگ‏هاي شفاف رخام مي‏بيند. شخص بزرگواري به نام سيّد شمس‏الدّين كه او را نوة پنجم امام زمان‏(ع) معرفي مي‏كنند، مسئول تعليم، تربيت و اداره جزيره خضرا و نايب خاص حضرت‏(ع) در آن جزيره است. او مستقيماً از امام‏(ع) فرمان مي‏گيرد، ولي آن حضرت را نمي‏بيند و تنها، هر صبح جمعه نامه‏اي به خط امام‏(ع) در نقطه معيني گذاشته مي‏شود كه در آن، اوامر آن حضرت و آنچه تا يك هفته مورد نياز خواهد بود، نوشته شده است.

علي بن فاضل، مدت هجده روز، در آن جزيره اقامت مي‏كند، و از محضر سيّد شمس‏الدّين، استفاده مي‏كند و پس از آن، به او دستور مي‏رسد كه به وطنش بازگردد. 1

علي بن فاضل، آنچه را از سخنان سيّد شمس‏الدّين، استفاده مي‏كند در كتابي به نام الفوائد الشّمسيّه گرد مي‏آورد و ماجراي تشرف خود را براي تني چند از عالمان معاصر خويش بازگو مي‏كند.

«فضل بن يحيي طيبي»، نويسنده قرن هفتم هجري قمري، در 11 شوال 669 ق، اين حكايت را از زبان علي بن فاضل در شهر حلّه مي‏شنود و آن را در كتابي با نام جزيرة الخضراء گرد مي‏آورد. اين كتاب، از سوي عالمان زير مورد توجه واقع شده است:

ـ شهيد اوّل، آن را به خط خود نوشته، و خط او در خزانه اميرالمؤمنين‏(ع) پيدا شده است.
ـ محقق كركي، آن را به فارسي برگردانده است.
ـ علّامه محمّد باقر مجلسي، آن را در بحارالأنوار نقل كرده است.
ـ شيخ حر عاملي، آن را در كتاب إثبات الهداة درج نموده است.
ـ وحيد بهبهاني، به مضمون آن فتوي داده است.
ـ بحرالعلوم، در كتاب رجال خويش، آن را مورد استناد قرار داده است.
ـ قاضي نورالله شوشتري، محافظت بر آن را بر هر مؤمني لازم داشته است.
ـ ميرزا عبدالله اصفهاني (افندي) آن را در كتاب رياض‌العلماء نقل كرده است.
ـ ميرزاي نوري، آن را در كتاب جنةالمأوي و النجم الثاقب آورده است.

البته، حكايتي نيز دربارة محل اقامت امام مهدي‏(ع) از سوي شخصي به نام انباري نقل شده است، ولي به دليل آنكه وي، آن را از شخصي مجهول نقل كرده است، به همان حكايت پيشين بسنده مي‏كنيم.2

براساس حكايت علي بن فاضل، امام مهدي‏(ع) و فرزندان ايشان، در جزيره خضرا، واقع در اقيانوس اطلس سكونت دارند، و همه ساله، در موسم حج، حج مي‏گزارند و پس از زيارت پدران و اجداد طاهرينشان‏(ع) در حجاز، عراق و طوس، مجدداً به اين جزيره باز مي‏گردند. آن حضرت‏(ع) غالباً در اين جزيره اقامت دارند.3

2. ديدگاه مخالفان

جمعي از عالمان شيعه، حكايت يادشده را كه بر وجود جزيره خضراء به عنوان محل اقامت غالب حضرت امام زمان‏(ع) دلالت مي‏كند، داراي اشكال مي‏دانند و از آنجا كه دليل ديگري در دست نيست، وجود چنان جزيره‏اي را نمي‏پذيرند.
پيش از نقل اشكال‏هاي وارد بر اين حكايت، لازم است اشاره‏اي به سند آن داشته باشيم. علّامه مجلسي در كتاب خود مي‏نويسد:

رساله‏اي مشهور به داستان جزيرة خضرا واقع در درياي سفيد يافتم. چون اين رساله در بردارندة ياد كساني است كه آن حضرت را ديده‏اند و همچنين در آن مطالب شگفت‏انگيزي وجود دارد دوست دارم آن را در اينجا بياورم. از آنجا كه اين رساله را در اصول (كتاب‏هاي روايي) معتبر نيافتم براي آن بابي مستقل گشودم و آن را آن‏گونه كه يافتم نقل مي‏كنم.4
وي آنگاه به نقل حكايت مي‏پردازد. در آغاز حكايت پس از خطبه آغازين چنين آمده است:

در خزانة امير مؤمنان و سرور اوصيا و حجت پروردگار جهانيان و امام پرهيزكاران، علي بن ابي طالب ـ درود خدا بر او باد ـ متني به خط شيخ فاضل و دانشمند عامل، فضل بن يحيي بن علي طيبي كوفي ـ قدس الله روحه ـ يافتم كه در آن چنين آمده بود: «... اين بندة نيازمند به بخشش خداوند سبحان متعال، فضل بن يحيي بن علي طيبي امامي كوفي كه خداي او را ببخشايد، چنين مي‏گويم:...»

فضل بن يحيي در ادامه رساله به واسطه شيخ شمس الدّين بن نجيح حلّي و شيخ جلال الدين عبدالله بن حرام حلي، حكايت جزيره خضرا را از زين‏الدّين علي بن فاضل مازندراني نقل مي‏كند.5

علّامه سيّد جعفر مرتضي عاملي، به بررسي سند اين حكايت پرداخته و اشكال‏ها و پرسش‏هاي متعددي را متوجه آن دانسته است كه در اينجا به مهم‏ترين آنها اشاره مي‏كنيم:

1. نخستين پرستش ما دربارة فردي است كه در ابتداي روايت مي‏گويد: «در خزانه امير مؤمنان... علي بن ابي طالب ـ درود خدا بر او باد ـ متني به خطّ شيخِ فاضل و دانشمند عامل، فضل بن يحيي طيبي يافتم.»

اين شخص از نظر ما ناشناخته و اسم و نسب و خصوصيات ديگر او، كاملاً مجهول است. با يك نظر اجمالي به ابتداي روايت مي‏فهميم كه او به طور قطع مجلسي(ره) نيست؛ زيرا ايشان با صراحت فرمودند: «اين داستان را از يك رساله ديگر نقل مي‏كنم.»

همان‏گونه كه سيّد هاشم بحراني(ره) (از معاصران مجلسي) در نقل داستان مي‏گويد: «بعضي از بزرگان فرموده‏اند كه اين حديث را به خط شيخ فاضل... يافته‏ايم.»6

اين جمله هم مانند عبارت مجلسي دلالت ندارد كه بحراني مستقيماً از راوي شنيده باشد. بر فرض اينكه بپذيريم بحراني مستقيماً از راوي شنيده است اين پرسش مطرح مي‏شود كه چگونه بحراني او را ديده و داستان را بدون واسطه از او شنيده ولي مجلسي او را نديده است با اينكه بحراني و مجلسي هر دو، در يك زمان مي‏زيسته‏اند. ديگر اينكه به چه علّت مجلسي به نقل از يك رساله متداول بسنده كرده و راجع به نويسنده و صاحب آن تحقيق نكرده است تا حقيقت داستان را از او شفاهاً سؤال كند.

2. پرسش دوم اينكه چگونه اين شخصِ «مجهول» خط طيبي را شناخت و اطمينان يافت كه آنچه را در آن رساله يافته، خط طيبي است. آيا خط طيبي آن‏چنان مشهور و معروف بوده كه حتي اين فرد مجهول الحال هم آن را شناخته است؟

شايد واقع مطلب بر اين شخص، مشتبه شده باشد. به اين جهت كه مثلاً وقتي كه ديده طيّبي اين داستان را روايت مي‏كند، فكر كرده لابد كاتب آن هم اوست در صورتي كه بين اين دو امر، ملازمه‏اي نيست.

3. با توجه به اين نكته ما مشاهده مي‏كنيم كه «علي بن فاضل» (كسي كه در روايت به عنوان «مازندراني» توصيف مي‏شود و بعد خودش را در متن همين روايت، «عراقي» معرفي مي‏كند) تلاش زيادي براي اثبات برخي از فضايل به نفع خودش دارد و اين نكته از متن گفتارش با سيّد شمس‏الدّين، آنجا كه از ملاقات با امام سخن مي‏گويد، به روشني معلوم مي‏شود:

اي سرورم، من يكي از بندگان مخلص آن حضرت هستم با اين همه امام را نديده‏ام. بعد سيّد شمس الدين به من فرمود: چرا، تو او را دو مرتبه ديده‏اي... .
و آن دو مرتبه را برايش توضيح مي‏دهد.

علاوه بر اين، همه روايت در صدد اثبات يك فضيلت بي‏نظير براي اوست و آن اينكه او خدمت كسي رسيده كه ديگران نرسيده‏اند و همچنين درصدد اثبات عنايت و توجه امام به اوست.

پس وقتي ما اين نكات را مورد توجه قرار مي‏دهيم و بر آن، اين حقيقت را بيفزاييم كه هيچ‌يك از معاصران علي بن فاضل، او را توثيق نكرده و مورد اعتماد ندانسته‏اند و فقط كساني او را قابل اعتماد دانسته‏اند كه صدها سال پس از او زيسته‏اند و جالب اينكه، دليل و مستند آنها در اعتماد به او، ظاهراً خود روايت جزيره خضرا است.

با توجه به اين نكات، نتيجه مي‏گيريم كه: اطمينان به صحت آنچه او براي ما نقل مي‏كند امكان ندارد؛ چون احتمال مي‏دهيم اصل قضيه و ريشه داستان، از بافته‏هاي ذهن اوست كه براي رسيدن به شهرت يا براي نايل شدن به اهداف ديگري آن را ساخته است، همچنان‌كه در طول تاريخ، نمونه‏هاي آن را مشاهده كرده‏ايم.

4. از جمله نكاتي كه شك و بدگماني ما را در خصوص اين راوي و داستانش افزايش مي‏دهد اين است كه معاصران او مانند علّامه حلي ـ رحمه الله ـ و ابن داود، كه در سال 707 ق از تأليف كتاب رجالي خود فراغت يافته بود، و همچنين علماي ديگر، به طور كلي او را ناديده گرفته و هيچ كدام از آنها حتي يك كلمه درباره او سخن نگفته‏اند. با اينكه داستان گران‏بها و بي‏نظير او، بايد آنها را تشويق و تحريك مي‏كرد كه به داستان و راوي آن اشاره كنند؛ راوي و داستانش را بستايند و چنين داستاني را به عنوان يكي از دلايل امام و امامت قرار دهند و آن را شايسته نقل در كتاب‏هاي خود بدانند. وقتي مي‏بينيم دانشمندان اسلامي، مطالب و داستان‏هاي كم‏اهميت‏تري را در نوشته‏هايشان آورده‏اند، ولي اين داستان را ناديده انگاشته‏اند، پي مي‏بريم كه شايد آن را دروغ و باطل به حساب آورده‏اند؟ يا آن را نشنيده‏اند؟ و يا اساساً چنين داستاني در زمان آنها ساخته نشده بود؟!

همة اين احتمالات وجود دارد و همه آنها، ما را به شك در اين داستان و راوي آن فرا مي‏خواند. شايد كسي بگويد كه شخصيت‏هاي برجسته ديگري هم وجود دارند كه نويسندگان معاصر آنها، نامشان را در كتاب‏هاي رجالي خود نياورده‏اند و شايد نسبت به اين راوي نيز همين مسئله اتفاق افتاده باشد، ولي ما با دقت متوجه مي‏شويم كه اين پاسخ در حقيقت تلاش بيهوده‏اي است؛ زيرا اين چنين شخصيت‏هايي اگر چه در بعضي از كتاب‏هاي رجالي مطرح نشده‏اند، ولي در كتاب‏هاي ديگري كه در همان زمان تأليف گرديده، به قلم آمده و مطرح شده‏اند. يا اينكه حداقل، مورد اعتماد بودن آنها با قراين و شواهدي غير از آنچه خود آنها راجع به خودشان گفته‏اند ثابت شده است، و برخلاف علي بن فاضل، يك داستان منحصر به فرد نداشته‏اند كه كتاب‏هاي معتبر تاريخ، مانند آن را ثبت و ضبط نكرده باشند.

آري، همين كه معاصران علي بن فاضل، داستان او را ناديده انگاشته‏اند و هيچ گونه خبري از آن نداده‏اند باعث برانگيخته شدن شك و بدگماني جدّي ما نسبت به او مي‏شود.

5. از جمله نكات جالب توجه اينكه در خود روايت به صراحت آمده است: علي بن فاضل، داستان را از شروع تا پايان، در حضور طيبي و گروهي از علماي حلّه و اطراف آنكه براي زيارت شيخ آمده بودند، توضيح مي‏دهد. حال اينكه ما هيچ فردي از اين عدّه را پيدا نكرديم كه داستان را بي‏واسطه يا دست‏كم باواسطه نقل كند. در صورتي كه از آنها انتظار مي‏رود تا آن را در شهرها و در بين مردم منتشر ساخته باشند و اين داستان جالب را نُقل مجالس و محافل كنند؛ زيرا در اين حكايت، جايگاه وجود امام زمان‏(ع) و فرزندانش در يك موضع استثنايي و پيچيده تعيين شده است.

همچنين ما انتظار داشتيم مردم گروه گروه به زيارت قهرمان اين كشف عجيب نايل شوند و به او تبرك جويند و تلاش كنند داستان را مستقيماً از خودش بشنوند و در كتاب‏هاي ديگر ثبت كنند و دانشمندان هم با آوردن نام او و داستانش، در كتاب‏هاي رجالي و غيررجالي خود، تبرك بجويند، ولي هيچ‌يك از اين حوادث رخ نداد و تنها فردي كه آن را نقل كرده، «طيبي كوفي» است. البته اين نقل هم توسط فرد ناشناس، در بين اوراقي در ميان گنجينه‏اي از كتاب‏ها كشف شده است و عجيب اينكه نويسندة ناشناس داستان هم، به خاطر خط معروف و مشهورش، توسط اين مرد ناشناس، شناخته و كشف شده است.7

با توجه به مطالب ياد شده اظهارنظر صريح و قطعي در مورد درستي يا نادرستي حكايت جزيره خضرا مشكل به نظر مي‏رسد و بهتر است به جاي مخالفت يا موافقت بي‏چون و چرا با اين حكايت، علم آن را به خدا بسپاريم و چنان كه پيش از اين يادآور شده‏ايم بيشتر به دنبال شناخت وظايف قطعي خود در برابر امام زمان‏(ع) و عمل به آنها بشناسيم؛ زيرا دانستن يا ندانستن محل اقامت امام عصر(ع) و وجود داشتن و وجود نداشتن محلي به نام جزيره خضرا هيچ تأثيري در معرفت ما نسبت به امام زمان نزديكي با آن حضرت ندارد.8

حسن شجاعي
ماهننامه موعود شماره 86

پي‌نوشت‌ها:

1. به نقل از: ناجي النجار، جزيره خضرا و تحقيقي پيرامون مثلث برمودا، ترجمه و تحقيق علي اكبر مهدي‏پور، چاپ ششم، قم، مؤلف، 1411 ق، صص 52 ـ 54.
2. همان، ص 54.
3. همان.
4. علامه مجلسي، بحارالأنوار، ج 52، ص 159.
5. همان.
6. سيد هاشم بحراني، تبصرةالولي، قم، مؤسسة المعارف الاسلامي، 1411 ه . ق، ص 243.
7. دراسة في علامات الظهور و الجزيرة الخضراء، صص 195 ـ 198، ترجمه به نقل از: ابوالفضل طريقه‏دار، جزيره خضرا، افسانه يا واقعيت، چاپ هفتم، قم، بوستان كتاب، 1382، صص 115 ـ 119.
8. براي مطالعه بيشتر در موضوع جزيره خضرا ر.ك: علامه مجلسي، همان، ج 52، صص 174 ـ 159؛ علامه نوري، نجم الثاقب، صص 391ـ410؛ جزيرة خضرا و تحقيقي پيرامون مثلث برمودا؛ جزيره خضراء افسانه يا واقعيت؟!؛ غلامرضا نظري، جزيرة خضراء تحريفي در تاريخ شيعه، چاپ اول، قم، طليعه نور، 1387
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 12:39 |
شرکت کنندگان حاضر در سمینار "عربستان و فاطمیان" که هفته گذشته در قاهره پایتخت مصر برگزار شد، دولت عربستان سعودی را به سوء استفاده از مفتیان وهابی متهم کردند.

به گزارش شیعه آنلاین، شرکت کنندگان حاضر در این سمینار که همگی از سیاستمداران و علمای سرشناس دانشگاه الأزهر هستند، در ادامه افزودند: نظام حاکم در عربستان سعودی که از سال 1932 تاکنون بر این کشور حکومت می کند، همواره از سلاح دین و مقدسات برای دستیابی به اهداف سیاسی، به ویژه در برابر رقبا و دشمنان خود در عربستان و خارج از آن، استفاده می کند.

این کارشناسان و علمای الأزهر در ادامه افزودند: اندیشه افراطی وهابیت که از راه درست دین خارج شده و به دینی جدید برای خود تبدیل شده، از سلاح تکفیر و تحریم علیه دیگر مسلمانان استفاده می کند و تنها هدف آن منحرف کردن افکار عمومی امت اسلامی از مسائل مهم مانند پرونده فلسطین و مقاومت اسلامی در عراق و لبنان است.

شرکت کنندگان در این سمینار همچنین افزودند: تکفیر دیگر مسلمانان از سوی وهابیون تنها به عصر حاضر مربوط نمی شود بلکه آنان حتی "فاطمیان" که حدود هزار سال پیش زندگی می کردند را کافر می دانند و علت اصلی این مسأله اختلاف سیاسی میان دولت فعلی لیبی با دولت عربستان سعودی است. بنابراین می بینیم که هدف از این تکفیر سیاسی است.

گفتنی است عامل اصلی اختلاف میان دولت لیبی و عربستان سعودی، اظهارات سرهنگ "معمر قذافی" در مورد خاندان "آل سعود" است. "قذافی" بارها در مناسبت ها و مراسم مختلف این خاندان را به فساد شدید متهم کرده و گفت: "آل سعود" خانه پیامبر(ص) و دیگر صحابه را منهدم کردند و آثار باستانی اماکن مذهبی را ربودند.

کارشناسان و علمای حاضر در سمینار در ادامه اعلام کردند: "آل سعود" با چنین اقداماتی فقط به دشمنان دین به ویژه آمریکا خدمت می کنند. "آل سعود" نوکر دربار آمریکاست و برای استراتیژی این کشور در منطقه تلاش می کند.

شایان ذکر است در این سمینار که در 15/4/2008 برگزار شد، شیخ "عثمان الأزهری" از علمای دانشگاه الأزهر، دکتر "احمد السایح" استاد دانشکده عقیده و فلسفه اسلامی دانشگاه الأزهر، دکتر "علی ابوالخیر" کارشناس مسائل عربستان سعودی، دکتر "احمد الأسوانی" استاد دانشگاه الأزهر، استاد "فکری عبدالمطلب" پژوهشگر و متخصص مسائل "دولت فاطمیان"، دکتر "محمود جابر" کارشناس آثار حجاز، دکتر "عبدالصمد الشرقاوی" اندیشمند ملی گرا، استاد "فارووق العشری" مسوول فرهنگی حزب ناصری مصر و چندین تن دیگر از چهره های سرشناس این کشور، حضور داشتند.

منبع: موعود
+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 12:34 |
Who links to my website? 300 the movie