تبليغاتX
بارجلون
يك روزنامه صهيونيستي در گزارشي اعلام كرد شركت مخابرات تلفن همراه رژيم صهيونيستي متن قرآن را بر روي تلفن هاي همراه صهيونيست‌ها قرار داده‌ است.
 
به گزارش فارس، روزنامه "هاآرتص" در شماره امروز خود نوشت: شركت مخابراتي تلفن همراه اسرائيل هفته گذشته خدماتي جديد را اعلام كرد و از مشتركين خود دعوت كرد تا قرآن را بر روي تلفن‌هاي همراه خود بخوانند. اين سرويس كه ماهانه 90/5 شكل هزينه دارد پس از قرار گرفتن انجيل بر روي تلفن‌هاي همراه نصب شد.
بر اساس اين گزارش شركت تلفن همراه اسرائيل انجيل را نيز شش ماه قبل بر روي تلفن‌هاي همراه قرار داده بود.

"موتي كوهن" يكي از مديران شركت مخابرات تلفن همراه نيز گفت: يك سال و نيم قبل ما تصميم گرفتيم تا به دنياي متون نزديك شويم زيرا فناوري به ما اين اجازه را مي‌دهد كه يك تجربه انحصاري خواندن به وجود آوريم.

وي تاكيد كرد: ما هزاران كاربر داريم كه وارد اين سرويس مي‌شوند و انجيل مي‌خوانند و اكنون مي‌توانند به قرآن دسترسي داشته باشند.

به اعتقاد كارشناسان با توجه به تحركات دائمي صهيونيست ها در تحريف اديان ابراهيمي، اين اقدام ترديدآميز شركت مخابرات تلفن همراه اسرائيل قطعا با هدف خاصي صورت پذيرفته و هنوز هدف پشت‌پرده آنان از قرار دادن متن قرآن بر روي تلفن‌هاي همراه صهيونيست‌ها مشخص نيست.

موعود

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 11:20 |

در حالیکه برخی از مؤسسات مدنی، اهالی کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و نیز فلسطینیانی که در سرزمین های اشغالی اقامت دارند را با شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» به کاهش زاد و ولد دعوت می کنند، صهیونیست ها زنان به اصطلاح مؤمن یهودی را به افزایش تعداد کودکان جهت افزایش جمعیت رژیم اشغالگر قدس، تشویق می کنند.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از رجانیوز، این صهیونیستها با استناد به کتب دینی خود و سوء استفاده از احساسات دینی زنان یهودی به اصطلاح مؤمن، آنان را به افزایش نسل یهودیان جهت بیشتر شدن جمعیت قوم یهود در سرزمین های اشغالی ترغیب می کنند.

نظریه پردازان صهیونیستی نیز همواره در رسانه های مختلف در سخنان خود به نقش مؤثر و سازنده زنان متدین یهودی در تقویت رژیم اشغالگر قدس اشاره می کنند. این طیف معتقدند زنانی برای اسرائیل مفیدترند که صاحب 8 فرزند باشند، زیرا در این صورت است که ما می توانیم از نظر «دموگرافی» بر فلسطینیان برتری داشته باشیم.

«حوجی هوبرمن»، نظریه پرداز و نویسنده راستگرای صهیونیست طی مقاله ای در روزنامه صهیونیستی «هتسوفیه» در مورد اهمیت نقش «رحم» زنان مؤمن یهودی در نبرد میان اسرائیلی ها و فلسطینیان می نویسد: غیر قابل انکار است که چپگرایان صهیونیستی در زمینه تبلیغاتی موفقیت قابل توجهی بدست آورده و توانستند با استفاده از در خدمت گرفتن رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، طوری وانمود کنند که نبرد اصلی میان شهرک نشینان سرزمین های اشغالی با فلسطینیان بر سر زمین و دموگرافی جمعیتی است و در صورت حل این 2 مشکل یعنی برتری صهیونیست در این دو مورد، مشکل پرونده فلسطین حل خواهد شد و صلح و آرامش منطقه خاورمیانه را فرا می گیرد.

گفتنی است آمار و ارقام اعلام شده در پژوهشهای محققان امریکایی که آشکارا به نفع صهیونیست ها تهیه شده است، نشان می دهد که صهیونیست ها و فلسطینیان در سالهای آینده از نظر جمعیتی به یکدیگر نزدیک خواهند شد.

این گزارش ها حاکیست: در سال 2025 میلادی، صهیونیست ها 79 درصد از جمعیت شهر «بیت المقدس» را تشکیل خواهند داد و مدتی بعد هم این آمار به 80 درصد افزایش خواهد یافت.

در این گزارشها آمده است: علت افزایش جمعیتی یهودیان، رشد زاد و ولد میان یهودیان متدین است که به یهودیان آرتدوکس معروفند. گفتنی است برخی از این زنان معتقدند حداقل باید صاحب 8 فرزند شوند.

در بخش دیگری از این گزارشها افزوده شده است: حتی اگر یهودیان سراسر جهان به سرزمین های اشغالی کوچ نکنند، «رحم» این زنان یهودی به افزایش جمعیت صهیونیست ها کمک خواهد کرد و این نبرد جمعیتی را به نفع ما به پایان خواهد رساند. در سال 2025 حتی نسبت یهودیان متدین نسبت به یهودیان سکولار نیز افزایش خواهد یافت به طوریکه یهودیان متدین که در حال حاضر حدود 16درصد جمعیت را تشکیل می دهند، در آن سال به 29 درصد افزایش می یابند.

منابع آگاه صهیونیستی که خواستند نامشان فاش نشود، اعلام کردند: این گزارش تأثیر بسزایی در افزایش جمعیت صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی داشته است به طوریکه در گذشته به سختی زن یهودی یافت می شد که 8 فرزند داشته باشد اما در حال حاضر تعداد زیادی از زنان صهیونیست هستند که هشت فرزند و یا حتی بیشتر دارند.

منبع: رجانیوز

+ نوشته شده توسط saam در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 11:24 |

»بر اساس گزارش رسمي تل آويو که به تازگي منتشر شد، رژيم صهيونيستي يکي از بزرگترين صادر کننده هاي داروهاي تقلبي پزشکي در جهان است.
به نوشته روزنامه صهيونيستي"هآارتض" بر اساس گزارش مرکز مطالعات و تحقيقات وابسته به کنيست(پارلمان) اسرائيل که به تازگي به اعضاي کميته بهداشت ، کار و رفاه پارلمان تقديم شد، اسرائيل در مرتبه دهم صادر کننده داروهاي تقلبي قرار دارد.
هآارتض همچنين نوشت: اين گزارش بر اساس موارد کشف شده داروهاي تقلبي در سال گذشته(2006) ، تهيه شده است و نشان مي دهد که در سال گذشته 45 مورد داروي شناسائي و به ثبت رسيده و دو مورد نيز پس از پخش کشف و ضبط شده است که عمده اين داروها بطور وسيع در اسرائيل به مشتريان فروخته مي شوند و شامل داروهاي مربوط به ناتواني جنسي، تب بر و دايميتکون و مربوط به بيماريهاي قلبي است.
در همين رابطه يکي از مسئولين وزارت بهداشت اسرائيل گفت: منبع اصلي داروهاي تقلبي مراکز فروش داروها در اسرائيل است که به موجب مجوز رسمي صادره از اين وزارتخانه فعاليت مي کنند و در واقع کانال اصلي پخش داروهاي تقلبي و غيرقانوني مي باشند.
وي همچنين گفت: عمده اين داروها در بهترين وضعيت دربرگيرنده مواد مؤثر نيستند و در بدترين وضعيت نيز شامل مواد هستند که وضعيت سلامت بيمار را ه خطر مي اندازد.
بر اساس اين گزارش در سال گذشته حدود 56 ميليون شيکل ( هر دلار برابر 5/4 شيکل) داروي تقلبي در اسرائيل کشف و ضبط شده است.

البرز نیوز

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 12:31 |
رژيم اسرائيل، كار تخريب مسجد براق را كه سومين مكان مقدس در محدوده حرم شريف قدسي به شمار مي‌رود آغاز كرد.

به گزارش فارس، ده‌ها دستگاه بلدوزر و بيل مكانيكي به پشتيباني ده‌ها دستگاه خودروي نظامي و صدها نيروي نظامي و پليس رژيم اسرائيل، براي چهارمين روز متوالي، با سرعتي بيشتر از روزهاي قبل، تخريب باب‌المغاربه كه مهم‌ترين دروازه مسجدالاقصي به شمار مي‌رود و نيز تخريب مسجد مقدس براق را تشديد كرده و قصد دارند كنيسه‌اي يهودي به جاي آن بنا كنند.
"مسجد براق" كه نام آن برگرفته از مركب پيامبر اعظم(ص) در معراج است، سومين مسجد مقدس در محدوده حرم شريف قدسي است كه در فاصله‌اي اندك از مسجدالاقصي و اندكي پايين‌تر از قبله نخست مسلمانان قرار دارد.
طي روزهاي اخير، بخش‌هايي از ديوار غربي حرم شريف كه متصل به "حائط البراق" است به دست صهيونيست‌ها تخريب شده است.
به گزارش پايگاه خبري "دنياي‌وطن" كه پرمخاطب‌ترين رسانه اينترنتي فلسطين به شمار مي‌رود، صهيونيست‌ها تخريب مسجد براق و انهدام بخش‌هايي از كوه زيتون را با استفاده از بلدوزرهاي سنگين كه صداي آنها تمام صحن مسجد الاقصي را فراگرفته است تشديد كرده‌اند كه اين اقدام، به‌وسيله دوربين‌هاي شبكه‌هاي تلويزيوني قابل رؤيت است.
بر اساس اين گزارش، شيخ "رائ صلاح" رئيس جنبش اسلامي و رئيس هيأت امناي مؤسسه اقصي كه در اعتراضات به اقدامات تخريبي صهيونيست‌ها به همراه صدها تن از مسلمانان در 150 متري مسجدالاقصي اعلام كرد: يكي از مسؤولان اداره آثار رژيم اسرائيل در تماس با وي اعلام كرده است كه پس از پايان انهدام و حفريات در حال انجام در باب‌المغاربه و مسجد براق، كنيسه‌اي يهودي به جاي آن برپا خواهد شد.
از سوي ديگر، "خليل توفكجي" مديركل اداره بررسي‌ها و نقشه‌هاي جمعيت مطالعات عربي اعلام كرد: رژيم اسرائيل خاك‌ها و سنگ‌هاي باقي‌مانده از عمليات تخريب و انهدام بخش‌هايي از مسجد الاقصي را به منطقه‌اي در نزديكي دانشكده ابراهيمي در محله "الصوانه" قدس منتقل كرده است كه در آنجا عده‌اي از دانشمندان صهيونيست در حال بررسي خاك‌ها و سنگ‌ها براي كشف بقاياي هيكل سليمان هستند.
"هيكل سليمان" نام معبدي است كه به گفته صهيونيست‌ها حدود سه‌هزار سال پيش در قدس ساخته شده و پس از ساخت مسجد الاقصي، زير خاك رفته است.

صهيونيست‌هاي تندرو معتقدند كه بايد با تخريب مسجدالاقصي و كشف هيكل، ظهور حضرت عيسي مسيح(ع) را كه به ادعاي آنان، پس از ظهور از قوم يهود در برابر مسلمانان دفاع خواهد كرد، سرعت ببخشند.

بازتاب

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:39 |
«حزب الله» «حزب الله» شعار جدید و در واقع واژه ای است كه فوتبالدوستان اروپایی برای ایجاد جنگ روانی و رعب و وحشت در دل بازیكنان تیمهای فوتبال رژیم اشغالگر قدس در چارچوب بازیهای لیگ باشگاههای اروپا از آن استفاده می‌كنند.

پایگاه اینترنتی «اسلام ان لاین» گزارش داد: فوتبالدوستان اروپایی در كشورهایی همچون فرانسه و ایتالیا بارها این شعار جدید را نه تنها فریاد زده اند كه پرچمهای جنبش مقاومت حزب الله لبنان و همچنین پرچمهای فلسطین و لبنان را بالای سر گرفته و با این اقدام در صدد تضعیف روحیه بازیكنان تیمهای فوتبال رژیم اشغالگر قدس بوده اند.

شعار «حزب الله حزب الله» تنها در خلال یك هفته دو مرتبه در ورزشگاههای اروپایی فریاد زده شد. نخست در ورزشگاه اصلی پاریس پایتخت فرانسه و در جریان مسابقه بین تیمهای فوتبال پاری سن ژرمن و همتای اسرائیلی آن «‌ها‌بوعیل» تل آویو كه در نهایت منجر به خشونت شد و در خلال آن تماشاچیان فرانسوی اقدام به زد وخورد با طرفداران تیم اسرائیلی كردند.

همچنین در ورزشگاه ایتالیا نیز شعار حزب الله حزب الله در جریان مسابقه دو تیم لیورنو ایتالیا و مكابی اسرائیل فریاد می‌زدند. انجمن اروپا ـ فلسطین در این باره اعلام كرد كه دوستداران فوتبال ایتالیا در این مسابقه شعارهایی در حمایت از حزب الله لبنان علیه اسرائیل سر دادند. این انجمن در سایت اینترنتی خود آورده است كه تماشاچیان ایتالیایی پرچمهای لبنان و فلسطین را همراه با شعارهایی در حمایت از حزب الله بر بالای سر خود داشتند.

روزنامه ایتالیایی لااستامپا نیز در این باره نوشت: مشوقین ایتالیایی و تعدادی تماشاچیان عربی الاصل زمانی كه بازیكنان اسرائیلی صاحب توپ می‌شدند و به سمت دروازه تیم‌ها‌ی ایتالیایی حمله ور می‌شدند با سردادن شعار معروف حزب الله حزب الله اقدام به تضعیف روحیه این بازیكنان می‌كردند.

شریف نیوز

+ نوشته شده توسط saam در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 و ساعت 11:15 |

نمایندگانی از گروههای مختلف فلسطینی اعلام کردند که اسرائیل با مدفون کردن مواد سمی در زیر خرابه های شهرکهای تخلیه شده صهیونیستی سعی دارد تا مانع از بهره برداری از این زمینها توسط صاحبان اصلی آنها می شود.
به نقل از روزنامه اسرائیلی جروزالم پست،"عبد العزیز قدیح" هماهنگ کننده کمیته "دفاع از سرزمین فلسطین" که در کنفرانسی خبری در خان یونس صحبت می کرد اظهار داشت: ارتش اسرائیل و شهرک نشینان در عمق شش متری زمین در خرابه های شهرکهائی که در هفته گذشته تخلیه کرده اند مواد سمی را در بشکه های بسیار بزرگی در زیر زمین مدفون کرده اند.
وی گفت : آنها درصدد از بین و تخریب سرزمین ما هستند تا پس از واگذاری این زمینها به فلسطینیان مانع از بهره برداری از اینها زمینهایشان شود و از تمام کسانی که از ما حمایت می کنند می خواهیم تا این موضوع را افشا کنند و به ملت فلسطین برای مقابله با این مساله کمک کنند.

قدیح همچنین اظهار داشت که اسرائیل از گوش قطیف آب و شن و ماسه سرقت می کند و این اقداملات اسرائیل ما را از وفاداری به سرزمین وحقوقمان بازنخواهد داشت و فلسطینی ها تا زمانی که دولت خودگردان این مناطق را پاک نکند باید از این مناطق دوری گزینند.

شایان ذکر است که گرچه این روزها تخلیه غزه از سوی رژیم صهیونیستی با تبلیغات و جنجال بسیار زیادی دنبال شده و به تصویر کشیده می شود لیکن بسیاری از تحلیگران بر این باورند که آریل شارون نخست وزیر این رژیم اهداف دیگری را در سر می پرواند و این رژیم برآن است تا با خلاصی از مصائب این بخش اهداف توسعه طلبانه خود را در کرانه باختری و شهرک سازی در اطراف بیت المقدس بویژه گسترش و توسعه شهرک معالیه آدومیم و مرتبط کردن آن با بیت المقدس دنبال نماید که این مساله می تواند در کوران شوروشعف جامعه بین المللی از خروج شهرک نشینان ازغزه نتایج جبران ناپذیری را در کرانه باختری ببار آورد و بسیاری از ارتباطات فلسطینیان را در این منطقه از بین ببرد.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه ششم شهریور 1384 و ساعت 11:37 |
در پی بی‌توجهی و عدم واكنش جدی از سوی مسلمانان به مسايل فلسطين، مقدسات در اين سرزمين اشغالی همچنان در معرض هدف تندرويان يهودی و صهيونيست‌ها است.
به نقل از خبرگزاری فلسطين، از آغاز هفته جاری تاكنون تندرويان صهيونيستی يهود چندين بار مقدسات اسلامی را مورد توهين قرار دادند كه بی‌حرمتی اخيرشان خشم بسياری از مسلمانان را برانگيخت.
تندرويان يهودی در روزهای نخستين هفته جاری با پرتاب سر خوك به داخل مسجد «حسن بك» در شهر «يافا» بار ديگر مقدسات مسلمانان را به سخره گرفتند.
اين گروه از تندرويان، گستاخی و جسارت به مقدسات را تمام كرده و بر سر خوك نام رسول اسلام (ص) را به زبان عبری ‌نوشته و با اين كار بار ديگر عدم سازش و احترام خود را به اديان آسمانی به تصوير كشيدند.


در حالی كه مقدسات فلسطين در معرض بی‌حرمتی‌های متعدد يهوديان صهيونيست است واكنشی از سوی ملت‌ها و يا دولت‌های اسلامی كه منجر به توقف اين اقدامات توهين آميز شود، وجود ندارد.
البته ناگفته نماند، رييس مجمع فقه اسلامی در رد اقدامات تندرويانه يهود و مخالفت با آن، بيانيه‌ای را صادر كرد اما بايد ديد آيا صدور بيانيه‌های اين‌چنينی از مشكل مسلمانان فلسطين گرهی خواهد گشود يا نه!

 

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه ششم شهریور 1384 و ساعت 11:37 |

نقش يهود در جنگ با عراق
جيمز راسن

چكيده:
بحث بر سر اين كه نقش يهود و اسراييل در وادار كردن دولت آمريكا در حمله به عراق به چه ميزان بوده است، در آمريكا بالا گرفته است. نويسنده در جمع بندى نهايى، بر نقش عناصر يهودى فعّال در دولت آمريكا و لابى يهود، در جنگ آمريكا عليه عراق تأكيد مى كند. «بوش» در ظاهر رييس جمهور، «ديك چنى» معاونش، «دونالد رامسفلد» وزير دفاع، «كالين پاول» وزير خارجه، و «كاندوليزا رايس» مشاور امنيت ملى سياست خارجى ايالات متحده را اداره مى كنند و مسؤوليت جنگ در عراق بر عهده آنان است. ولى بوش و دستيارانش ـ كه مسيحيانى سفيد يا سياه هستند ـ به نوعى متهم هستند كه تحت تأثير مشاورانى يهودى كه كاملا وابسته به اسراييل هستند و به جاى آمريكا بر اسراييل تكيه مى كنند، به صدام حمله كرده اند.

ادعاى وجود يك شبكه يهودى در پشت پرده جنگ، كه در هفته هاى اخير از سوى برخى سياستمداران و نويسندگان مطرح شده است، باعث اتهام متقابل يهودستيزى از سوى برخى سازمان هاى يهودى برجسته به آنان شده است. جيمز موران نماينده ويرجينيا در مجلس نمايندگان ايالات متحده، مقام خود را در رهبرى دموكرات ها پس از حمايت از اين كه «جامعه يهود» مسؤول جنگ است، از دست داد. سناتور سابق، گرى هارت (از كلرادو) كه خواهان شركت در انتخابات رياست جمهورى است، با مطرح كردن مسأله وابستگى چندگانه، به بسيارى از يهوديان اهانت كرد. روزنامه نگاران از رابرت نواك گرفته تا جورج آن گير، ادعاى مشابهى را مطرح كرده اند در عين حال كه مخالفان دست چپى و مجلات ليبرال مانند ملت و جمهورى نو نيز پيروى كردند. در تظاهرات ضد جنگ در سان فرانسيسكو شعرى (به كنايه) خوانده شد: «من مى خواهم كه تو براى اسراييل كشته شوى، اى سرباز مسيحى پيش به سوى جلو!»

اين اظهارات كه دولت بوش به تأييد مشاوران يهودى در حال آغاز جنگ به نفع اسراييل است، باعث اشكال در مجمع سالانه كميته فعاليت هاى سياسى آمريكا ـ اسراييل شد. اين كميته قوى ترين گروه لابى طرفدار اسراييل در آمريكا است.

در سال 1996، نتانياهو به عنوان نخستوزير حزب ليكود به قدرت رسيد. 8 رهبر يهودى نومحافظه كار، يك يادداشت 6 صفحه اى براى او فرستادند كه حكومتى تهاجمى را تصوير مى كرد. در ابتداى اين دستورالعمل ها، سرنگونى صدام بود.

رالف گرين، نماينده لوييس ويلاكى در اين مجمع گفت: «تاريخ نشان داده است كه در مواقع بحران و هنگامى كه اختلاف آراء وجود دارد، احساسات ضديهودى تحريك مى شود، ما مى دانيم كه در اين كشور (ايالات متحده) گروه هايى هستند كه يهوديان را دوست ندارند، اسراييل را نمى خواهند و مى خواهند كه ما را بسوزانند.»

كوييپد جرالد چستر، نماينده مينپوليس در اين مجمع گفت: «بوش، چنى و رامسفلد هر سه پروتستان هستند، پس آيا بايد مدعى شد كه يك گروهك پشت پرده پروتستان مسؤول جنگ هستد؟»

رابى الايزر موسكين، نماينده لوس آنجلس در مجمع گفت: «آمريكا هرگز براى حمايت از اسراييل سرباز گسيل نداشته است، حتى هنگامى كه اسراييل مستقيماً در جنگ شركت داشت. اين حرف ها كاملا يهودستيزى است. آمريكا براى اسراييل به جنگ نرفته است.»

هر چند اين مباحث در سطحى پايين تر از مباحث اجتماعى صورت گرفته است، اما بحث بر سر نقش اسراييل در جنگ و حاميان آن به بيش از يك گروه چريكى سرايت يافته است. اين بحث، باعث شكاف عميقى در ميان يهوديان آمريكا شده است كه بسيارى از آن ها ليبرال دموكرات هستند و به فعاليت هاى نظامى گذشته آمريكا اعتراض كرده بودند. هم چنين اين مباحث، نشان از شكاف ميان جمهورى خواهان سنتىِ محافظه كار كه خواهان عدم دخالت آمريكا در جهان هستند و محافظه كاران نو كه ابتدا در دولت ريگان بر سر كار آمدند و اكنون در دوره بوش و خصوصاً پس از 11 سپتامبر بيشتر قدرت مى يابند، داشت.

بيل كلر از نويسندگان نيويورك تايمز مى نويسد: «عقيده به نقش اسراييل در جنگ، قوى تر و گسترده تر از آن چه كه فكر مى شد است. اين امر آثار فراوانى در سياست داخلى ما دارد و مانند بسيارى از نظريه هاى شبهه ناك از يك واقعيت عينى ناشى مى شود، آرى اسراييل بخشى از اين داستان است.»

در مراكز اين مباحث، چند يهودى قرار دارند: ريچارد پرل، پل ولفويتس، داگلاس فيث، اليون آبرم و ديويد ورمسر، همه اين ها به مدتى طولانى رهبرى محافظه كارى جديد را برعهده داشته اند كه در زمان ريگان با اين عقيده كه آمريكا بايد با تهاجم با شوروى مقابله كند، شكل گرفت و در سال هاى اخير، هدف خود را به اسلام راديكال تغيير دادند.

بيل كلر از نويسندگان نيويورك تايمز مى نويسد: «عقيده به نقش اسراييل در جنگ، قوى تر و گسترده تر از آن چه كه فكر مى شد، است. اين امر آثار فراوانى در سياست داخلى ما دارد و مانند بسيارى از نظريه هاى شبهه ناك از يك واقعيت عينى ناشى مى شود.

همه اين شخصيت هاى كليدى، مقام هايى بالا در دولت بوش دارند: در پنتاگون، در وزارت خارجه، در كاخ سفيد و نيز هم چنين پرل، در دفتر سياست دفاعى و گروهى اثرگذار از مشاوران پنتاگون هستند. بسيارى از دست ياران بحث برانگيز بوش، حاميان سرسخت حزب محافظه كار ليكود در اسراييل هستند كه اكنون آريل شارون نخستوزير اسراييل، رهبرى آن را برعهده دارد و بسيارى نيز در گذشته با حزب ليكود يا كمپانى هاى اسرائيلى مرتبط بوده اند.

ريچارد پرل، كه رييس دفتر سياست دفاعى بود، پس از آن كه سيمور هرش از نويسندگان نيويورك تايمز ادعا كرد كه يك شركت سرمايه گذارى كه پول در آن نقش مديريتى دارد از جنگ سود مى برد، از رياست اين دفتر استعفا داد، ولى به عنوان يك عضو در آن باقى ماند.

بوش در انتخابات رياست جمهورى عليه سياست خارجى كلينتون در دخالت در هائيتى و سومالى و كوزوو تبليغ كرد و مطابق ريشه هاى محافظه كارى خود با اين عقيده كه آمريكا نمى تواند پليس دنيا باشد، عقايدى شبه انزواگرا را مطرح مى كرد، ولى پس از 11 سپتامبر لحن او تغيير كرد. در ژانويه 2002 ايران و عراق و كره شمالى را به عنوان محور شرارت مطرح نمود و شش ماه بعد از تغيير رژيم بغداد سخن گفت. در فوريه، او از مزاياى بسط دموكراسى در خاورميانه سخن گفت. او مدعى شد كه در يك عراق آزاد با اهداى اميد و توسعه به ميليون ها نفر مى توان قدرت آزادى را در تغيير يك منطقه مهم نشان داد. او گفت: سرنگونى صدام اين زنگ خطر را براى رژيم هاى ديگر به صدا در مى آورد كه حمايت از تروريسم از سوى ما تحمل نخواهد شد.

سخنان بوش در اهداى دموكراسى با سرنيزه و نشان دادن زور به حكومت هاى عرب، انعكاس لحن حزب ليكود و طرفداران محافظه كار نوى آن در آمريكا است.

در سال 1996، نتانياهو به عنوان نخستوزير حزب ليكود به قدرت رسيد. 8 رهبر يهودى نومحافظه كار، يك يادداشت 6 صفحه اى براى او فرستادند كه حكومتى تهاجمى را تصوير مى كرد. در ابتداى اين دستورالعمل ها، سرنگونى صدام بود و

جايگزينى او با يك پادشاه تحت نفوذ اردن. اين رهبران نومحافظه كار، خطوط كلى نظريه دومينو را طراحى كرده بودند كه مطابق آن حكومت هاى سوريه و ديگر كشورهاى عربى، يكى پس از ديگرى سقوط خواهند كرد كه همه اين ها پس از خلع صدام خواهد بود. آن ها از عرفات خواستند كه از معاهده صلح اسلو خارج شود و از توافق با فلسطينى ها خوددارى كند. رهبرى نويسندگان اين يادداشت 6 صفحه اى را پرل بر عهده داشت. ديگر امضاكنندگان اين يادداشت فيث، (معاون وزير دفاع فعلى) و وارمسر (مشاور جان بولتن معاون وزير خارجه فعلى) بودند.

سخنان بوش در اهداى دموكراسى با سرنيزه و نشان دادن زور به حكومت هاى عرب، انعكاس لحن حزب ليكود و طرفداران محافظه كار نوى آن در آمريكا است. فورددونر ـ استاد دانشگاه شيكاگو و پروفسور تاريخ خاور نزديك ـ اظهار مى كرد كه از شدت شباهت دستورالعمل هاى پيشِ روى سياست خارجى بوش و محتواى يادداشت مذكور شگفت زده شده است. او بيان مى دارد كه يك رابطه طبيعى در اين ميان وجود دارد. افراد مورد نظر در دولت بوش بر ديگران تفوق يافته اند و سياست هاى خود را در خاورميانه، اجبارى كرده اند.

جان كولبرت يكى از 8 نفرى كه يادداشت 1996 به نتانياهو را امضا كرده است، اكنون مدير ارتباطات مؤسسه مطالعات امنيت ملى يهود است كه يكى از نهادهاى فكرى اثرگذار (Thinktank) در واشنگتن مى باشد.

كولبرت اين عقيده را كه طرفداران يهودى حزب ليكود ايالات متحده را به جنگ كشانده اند، خنده دار توصيف مى كند و مى گويد: «يادداشت مذكور صرفاً بيان آرمان هايى بود كه سياست آينده اسراييل بايد آن گونه باشد كه از ديد كسانى كه در اين سو بودند، به سادگى نوشته شده بود و من معتقد نيستم كه اين يادداشت يك طرح عملياتى بوده و به خصوص اين كه اين يادداشت براى دولت آمريكا نوشته نشده بود.»

روبرت لوئنبرگ به عنوان شخص ديگرى كه يادداشت را امضا كرده است، مى گويد: «كل آن يادداشت در مورد بركنار كردن حاكمان عرب بود، اين چيزى است كه مردم در مورد آن يادداشت مى گويند، ولى آن چه به نظر مى رسد ناديده انگاشته شده، اين است كه قرار نبود ايالات متحده اين كار را انجام دهد، بلكه مطابق يادداشت قرار بود اسراييل چنين كارى را انجام دهد»!

منبع: www.sacbee.com

+ نوشته شده توسط saam در جمعه سی و یکم تیر 1384 و ساعت 15:50 |

مزوینسکی، نورتون

خلاصه

تاسیس دولت ملی انحصارگرای یهودی در فلسطین به دهه ۱۹۸۰، زمانی که «تئودور هرزل»، روزنامه‌نگار «وینی» صهیونیسم سیاسی را به شکل عینی و ملموسی مطرح کرد، بازمی‌گردد. از این زمان، این صهیونیسم سیاسی بود که به سوی قانونمند شدن پیش رفت و به عنصر مرکزی ماهیت دولت اسرائیل تبدیل شد و هنگامی به اهدافش دست یافت که اسرائیل به عنوان دولتی صهیونیست به‌وجود آمد. نوشتار حاضر، متن سخنرانی نورتون مزوینسکی، محقق یهودی است که در پاسخ به این پرسش که آیا صهیونیسم، بیان مثبتی از ملیت یهود است یا خیر، ایراد نموده است. وی براساس شواهد موجود از رفتار سختگیرانه اسرائیل و اشغال سرزمین‌های فلسطینیان، به این پرسش پاسخ منفی می‌دهد.


این مطلب سخنرانى اى است که نورتون مزوینسکى (Norton Mezvinsky) ، استاد دانشگاه، محقق یهودى و نویسنده کتاب بنیادگرایى در اسرائیل در دانشگاه دولتى Cohnecticut درباره اینکه «آیا صهیونیسم بیان مثبتى از ملیت یهود است یا نه» ایراد کرده است.
اشتیاق براى «صهیون» و حسرت بیت المقدس در سراسر تاریخ یهود، موضوعى متفاوت از آرزوى تأسیس یک دولت ملى انحصارگراى یهودى در فلسطین به شمار می‌آید.

سرآغاز فرموله شدن چنین دولتى به زمان‌هاى قدیم نیست بلکه به میانه قرن ۱۹ برمی‌گردد.

در دهه ۱۸۹۰ «تئودور هرزل» (Theodore Herzl) روزنامه نگار وینى، صهیونیسم سیاسى را به شکل عینى و ملموسى مطرح کرد.
به این ترتیب این صهیونیسم سیاسى بود که به سوى قانونمندشدن پیش رفت و به عنصر مرکزى ماهیت دولت اسرائیل تبدیل شد.
صهیونیسم سیاسى بر مطلق گرفتن تئورى ضدیهود (anti-semitism) تکیه زد: [مبناى این تئورى این است که] یهودیان درطول تاریخ درهمه کشورهایى که درآنها در اقلیت بودند، ازسوى غیریهودیان اذیت و آزار شدند و درحال و آینده هم مورد ستم و آزار قرارمی‌گیرند و خواهند گرفت.

بنابراین یهودیان به دولتى ملى نیاز دارند تا خود از نو شروع کنند و دراکثریت قرار بگیرند.

براى همه ساکنان این کشور چشم‌اندازى امیدوارکننده ایجادکنند و اگر چنین چیزى امکان ندارد این موضوع حداقل درمورد شهروندان یهودى صدق کند. درهنگام تغییر قرن و حرکت نوپاى صهیونیسم، به خاطر پافشارى اکثریت جمعیت اندک یهودیان مذهبى، فلسطین به عنوان جایگاه این دولت طراحى شد. هرزل نیز از ایده‌هاى پایه گذارى دولت یهود درمکان‌هاى دیگر استقبال می‌کرد.

تا جنگ جهانى دوم بیشتر یهودیان مذهبى، چه ارتدکس (سنتى) و چه اصلاح گرا به طور اساسى دشمن صهیونیسم باقى ماندند. براى یهودیان ارتدکس، صهیونیسم، موعود بدعت گذار و مرتد سکولار بود و تلاشى براى اتخاذ روش‌هاى انسانى درکارى که فقط خدا می‌توانست انجام دهد و به پایان برساند، به شمار می‌آمد.

بعضى از یهودیان مذهبى، با آنکه استقرار در فلسطین را تعهد اخلاقى ترسناکى می‌دانستند، عقیده داشتند فرمانروایى سیاسى یهودى براین سرزمین، دروعده خداوند به اعقاب ابراهیم، اسحاق و یعقوب مبنى بر اینکه با مسیح تکمیل می‌شوند، مستتر است.
بیشتر یهودیان ارتدکس در فلسطین مخالف صهیونیسم بودند. آنان به همراه دیگر مخالفان ارتدکس صهیونیسم بر قسمت‌هایى از تلمود، منبع اصلى قانون مذهبى یهودیان که آنها را به پایبندى به سه آیه مقدس ملزم می‌کرد، انگشت می‌گذاشتند:

اجتناب از تلاش براى بازگشت به سرزمین موعود
خوددارى از هرنوع طغیان علیه مردم جهان
خوددارى از هرکوشش یهودیان براى تصاحب مجدد سرزمین مقدس
یهودیان اصلاح گرا درایالات متحده به مفهوم دموکراسى سکولار متعهدبودند؛ آنها در پى راههایى بودند که آیین موسوى را به عنوان یکى از مذاهب شهروندى وارد زندگى عمومى آمریکایى کند.

آنها همچنین به دنبال راهى بودند که نژادپرستى را ریشه کن کند و با آن مردم همه مذاهب و نژادها شهروندانى کاملاً برابر باشند. آنان اعتقادداشتند، تا موقعى که بتوانند بر مذهب یهود استوار بمانند، می‌توانند از نظر سیاسى و فرهنگى نیز جذب [این جوامع] شوند. یهودیان اصلاح طلب با تصور صهیونیست مبنى بر مطلق بودن تئورى آنتى سمیتیسم (یهودستیزى) مخالف بودند. آنها می‌خواستند زیرسایه دولت دموکراتیک شهروندانى مساوى با دیگران تلقى شوند. این برداشت با حمایت یهودیت اصلاحى از اصول قومى و معنوى جهانى براى همه مردم هماهنگ بود.

در دهه ۱۹۲۰ یک گروه از روشنفکران یهودى به رهبرى فیلسوفى به نام «مارتین بوبر» و «جودان مگنس» ، یک ربى [عالم دینى یهودى] اصلاح طلب آمریکایى که بعدها اولین رئیس دانشگاه عبرى (Hebrew) در بیت المقدس شد، با صهیونیسم سیاسى مخالفت کردند. آنها خواستار سرزمین آبا و اجدادى بودند که مرکز تجدیدبناى معنوى و قومى یهودیان جهان باشد و به یهودیان سراسر جهان که بیشترشان شهروندان کشورهایشان باقى می‌ماندند، خدمت کند. چنین سرزمینى تأسیس دولتى یهودى را الزامى نمی‌کرد. جودان مگنس نوشت: هدف معنوى این سرزمین با ظهور دولتى مبتنى بر کشورگشایى از طریق نظامى و ظلم به اعراب بى اعتبار می‌شود. گروه «بوبر مگنس» ابتدا در سال۱۹۴۲ و سپس در سال ۱۹۴۷ از تأسیس یک دولت دو بخشى ملى حمایت کرد. آنها عقیده داشتند چنین دولتى هم براى عرب‌هاو هم براى یهودیان مناسب است و می‌تواند از هر دو جامعه حمایت کند. اما گروه «بوبر مگنس» در مقابله با صهیونیسم سیاسى و مفهوم دولت یهود انحصارگرا از میان رفت.

صهیونیسم سیاسى زمانى به اهدافش نایل شد که اسرائیل به عنوان دولتى صهیونیست به وجود آمد. این امر تا حد بسیارى با کشتار یهودیان ممکن شد. کشتار شش میلیون یهودى در اروپا، چشم بیشتر یهودستیزان و غیریهودیان را بر ایجاد یک دولت صهیونیست در فلسطین تاریخى بست. با این همه شمارى از یهودیان و غیریهودیان شامل فلسطینیان و اعراب دیگر، مخالف صهیونیسم و دولت صهیونیست باقى ماندند. در مقام پشتیبانى از چنین دولتى، بسیارى از یهودیان دیاسپوراى غرب، بویژه آنهایى که در ایالات متحده بودند، باتئورى مطلق نگر صهیونیسم براساس آنتى سمیتیسم موافقت نکردند و حالا هم حاضر به پذیرش آن نیستند. حتى با رد موضوع پناه گرفتن از حکومت اسرائیل، تعدادى یهودى ساکن کشورهاى دموکراتیک و یهودیان خیلى بیشترى از کشورهاى عربى و اتحاد شوروى سابق به اسرائیل مهاجرت کردند.

جالب است یادآورى شود؛ با گذشت نزدیک به ۵۶سال از موجودیت اسرائیل به عنوان دولت صهیونیست، دلیل عمده کشش یهودیان دیاسپورا به حمایت از اسرائیل این نبوده که یهودیان در دولت صهیونیست در راحت ترین مکان جهان براى یهودیان زندگى می‌کنند. به بیان دقیق تر بحث بر سر این بوده که یهودیان در اسرائیل در ناامن ترین مکان جهان براى یهودیان زندگى می‌کنند. مشخص است که این بحث بر استدلال صهیونیسم سیاسى براى لازم بودن یک دولت صهیونیست ترجیح دارد. بى تردید، دولت اسرائیل انحصارگرا، عامل تبعیض نژادى و ضددموکراتیک است. پافشارى صهیونیسم بر ادامه موجودیت دولتى یهود که از نظر جمعیتى در چارچوب اسرائیل گنجانده شود، باعث چنین رویه اى شده است.

صهیونیسم به خط مشى دولت در مسیرهاى بى شمارى شکل قانونى داده که در اینجا تنها به چند مورد آن اشاره می‌شود:

اسرائیل دو طبقه شهروند دارد. یک طبقه براى یهودیان است و دیگرى براى غیریهودیان. طبق «قانون بازگشت» یهودیان سراسر دنیا، تنها با رفتن به اسرائیل و گزینش شهروندى می‌توانند به طور اتوماتیک شهروند اسرائیل شوند. غیر یهودیان به استثناى بعضى از کودکان شهروندان فلسطینى که ۲۰ درصد جمعیت شهروندى را تشکیل می‌دهند، باید درخواست خود را در این زمینه ارائه کنند تا پس از آن تقاضایشان به وسیله حکومت اسرائیل رد یا قبول شود. براساس توضیح صهیونیسم، اساس شهروندى در کشور اسرائیل نمی‌تواند اجازه دهد شمار در خور توجهى از غیریهودیان شهروند کشور شوند. براى نمونه در سال ۱۹۶۹ نخست وزیر در بحثى در یک کنیسه رک و راست گفت: «من مملکتى با اکثریت قاطع یهودیان می‌خواهم که یک شبه تغییر نکند. من همیشه اعتقاد داشته ام، این صهیونیسم به زبان ساده است.» این حرف هنوز ورد زبان اکثریت بزرگى از رهبران حکومتى اسرائیل است.
از زمانى که اسرائیل دولت شده، براساس قانون «درخواست رسمى زمین» و «قانون اموال مالک غایب از ملک» که بین سالهاى ۱۹۵۰ و ۱۹۵۳ به وسیله کنیسه گذرانده شد، زمین‌هاى عربى را مصادره کرده است. بسیارى از دهکده‌هاى عرب ویران شده اند. تنها در جنگ۴۹ ـ ۱۹۴۸ بیش از ۴۰۰ دهکده عرب به وسیله ارتش یهود از بین رفتند و بیش از ۹۰۰ هزار فلسطینى پناهنده به جا گذاشتند. براساس گزارش روزنامه «هاآرتص» در شماره ۴ آوریل ۱۹۶۹ از یک سخنرانى براى دانشجویان دانشگاه «تکنین موشه دایان» : «دهکده‌هاى یهودى در مکان دهکده‌هاى عرب ساخته شدند. شما حتى اسامى این دهکده‌هاى عرب را نمی‌دانید و من به خاطر کتاب‌هاى جغرافى فراوانى که وجود دارد، سرزنشتان نمی‌کنم. در این کتابها نه فقط این اسامى که دهکده‌هاى عرب هم دیگر وجود ندارند ... در این کشور جاى ساخته شده اى وجود ندارد که قبلاً جمعیت عرب نداشته است...» سه سال بعد در ۱۴ جولاى ۱۹۷۲ در یدیعوت آهارانوت به نقل از «یرام بارپرات» ، سیاستمدار مطرح اسرائیلى گزارش شد: «وظیفه رهبران اسرائیلى این است که شفاف و شجاعانه، شمار مشخصى از واقعیاتى را که تا به حال فراموش شده‌اند براى افکار عمومى توضیح دهند. اولین نکته این است که براى صهیونیسم، تشکیل زیستگاه مهاجران یا دولت یهود بدون اخراج اعراب و مصادره زمینهایشان وجود ندارد.»
سرزمین طراحى شده به وسیله حکومت اسرائیل با عنوان «زمین با بودجه ملى یهود» نمی‌تواند به غیریهودیان فروخته یا اجاره داده شود. ۹۲‎/۵ درصد زمین‌هاى دولت اسرائیل در مرزهاى سال ۱۹۴۹ به عنوان زمین با بودجه ملى یهود طراحى شده بود و فقط به یهودیان ارائه می‌شد.
ملى گرایى یهودى در جامعه اسرائیل برترى ملموسى دارد. در بعضى از مناطق تنها یهودیان قادر به زندگى هستند. حکومت اسرائیل در تقابل با مناطق غیریهودى در مناطق یهودى نشین خدمات بهترى ارائه می‌کند. قوانین کار براى یهودیان شغل‌هاى بهترى در نظر می‌گیرند. فلسطینیان در مورد دستمزدها و بعضى مزایاى اجتماعى مورد تبعیض واقع می‌شوند. اگر زمان اجازه می‌داد مثالهاى مشخص بیشترى از این سیاست عمومى تبعیض آمیز که به منظور آزار و به ستوه آوردن فلسطینیان انجام می‌شود، ذکر می‌کردم. ریشه شهروندى در کشور اسرائیل قانون صهیونیسم است که به ماهیت دولت اسرائیل وارد شده. شالوده رفتار سختگیرانه اسرائیل و اشغال سرزمین‌هاى فلسطینیان در کرانه باخترى و نوار غزه از ژوئن ۱۹۶۷ تا به حال که از ماهیت صهیونیستى دولت ریشه گرفته، صراحتاً بیان می‌کند صهیونیسم سیاسى بیان مثبتى از ملى گرایى یهودى نیست.
[صهیونیسم سیاسى] اشغال این سرزمین‌ها، ساخت و گسترش سکونتگاههاى یهودى و تقسیم جمعیت فلسطین مشابه با بانتدستان‌هاى آفریقاى جنوبى سابق، ادامه مصادره زمین، ویرانى خانه‌ها و رفتارهاى ستمگرانه دیگر حکومت اسرائیل برضد ساکنان فلسطین بوده است. مدافعان بى شمار اسرائیلى و مهاجران همواره اظهار داشته‌اند با انجام همه این اعمال مسلمات صهیونیسم را بنا می‌گذارد. تاکنون در انتقاد از اسرائیل و نقض و انکار حقوق بشر فلسطینیان در مناطق اشغالى دهها قطعنامه در سازمان ملل تصویب شده است.

خشونتى که از چهارسال پیش، از روز سرنوشت ساز ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ فوران کرد، بدترین دوره در تاریخ مناقشه اعراب و اسرائیل بود که با کشتار و جراحت یهودیان اسرائیلى و فلسطینیان همراه بوده است. واقعیت این است که تا زمانى که اسرائیل به اشغال بى رحمانه اش ادامه می‌دهد و نیروهاى دفاعى آن زیر ساخت‌هاى فلسطینیان در غزه وکرانه باخترى را ویران می‌کند، زمینه بخش عمده اى از این خشونتها مهیا می‌شود. بنابراین شمار قابل توجه و فزاینده اى از یهودیان اسرائیل که بعضى از آنها در نظر عموم گرامى و قابل احترامند، با شجاعت از کنش‌هاى تروریستى و مجرمانه حکومتشان انتقاد می‌کنند. چهارصد ذخیره ارتش اسرائیل به رفتار ارتش اسرائیل در کرانه باخترى اعتراض کردند . «ایشایى مناخین» ، یک مقام برجسته در ذخیره ارتش و رئیس «Yesh Gvul»، در ۹ مه ۲۰۰۲ در ستونى در روزنامه نیویورک تایمز در باره حرکت سربازان براى امتناع به انتخاب خود نوشت: «محروم کردن مردم از حق برابرى و آزادى و نگهداشتن آنها تحت اشغال یک عمل غیردموکراتیک تعریف می‌شود. اشغالى که حالا از یک نسل گذشته و برزندگى بیش از سه ونیم میلیون فلسطینى حکومت می‌کند، موضوعى است که من و صدها مخالف دیگر در نیروهاى مسلح و دهها هزار شهروند را براى مخالفت با خط مشى‌هاى حکومت و عملیات نظامى در کرانه باخترى و غزه به پیش می‌راند.»

با یادى از پرفسور استرن‌هال استاد علوم سیاسى دانشگاه Hebrew در بیت المقدس از حرفهایم نتیجه می‌گیرم : «[...] یهودیان نباید از نظر قانونى و منزلت بالاتر از غیریهودیان و میراثشان باشند.» بیان استرن‌هال مثبت و دموکراتیک است . چون با بیان منفى صهیونیسم و طبیعت ضددموکراتیک دولت صهیونیست مخالف است.

منبع: يهود نت

+ نوشته شده توسط saam در جمعه سی و یکم تیر 1384 و ساعت 15:10 |
خبرگزاري فارس: تندروهاي راستگراي رژيم صهيونيستي كه مخالف طرح "آريل شارون" نخست وزير اين رژيم براي خروج از نوار غزه هستند خواستار دعا براي مرگ وي شدند.روزنامه صهيونيستي "هآرتض" امروز با اعلام اين خبر نوشت: «طي تظاهراتي كه اخيرا ضد خروج از غزه برگزار شد اعلاميه‌‌هايي در ميان مردم پخش شده بود كه يهوديان را به دعا براي مرگ آريل شارون دعوت كرده است.»
در يكي از اين اطلاعيه‌ها خاخام "اوواديا ژوزف" واعظ حزب راست‌گراي افراطي "شاس" گفته است: «خداوند بايد به شارون ضربه‌اي بزند كه ديگر نتواند برخيزد.»
بر اساس طرح خروج از غزه كه توسط شارون ارائه شد، تمامي شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين در نوار غزه تخليه شده و همه نيروهاي اين رژيم نيز از غزه خارج مي‌شوند.


همچنين بر اساس اين طرح، مناطق وسيع‌تر و آبادتري در كرانه باختري رود اردن بمنظور احداث شهرك‌هاي صهيونيست‌نشين، به اشغال دائم اسراييل درخواهند آمد.
آريل شارون همچنين در پي پيشنهاد اين طرح كه به تصويب كابينه اين رژيم نيز رسيده‌ است بارها تهديد به مرگ شده است كه منجر به قرار گرفتن نيروهاي پليس و امنيتي اين رژيم در وضعيت فوق‌العاده شده است.

منبع: موعود

+ نوشته شده توسط saam در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1384 و ساعت 9:53 |
Who links to my website? 300 the movie